واکـاوی مـزدوری! سلطانی، خـدابنده، عـزتی، حسینی، یغـمایی، کـریمدادی، مصــداقی و پورحسین، منتقدین فرقه مافیایی رجوی. نقد آتشبیاران معرکه مشترک رجوی و سایت رهیافتگان

داود باقروند ارشد عضو علیرتبه سابق مجاهدین و شورای ملی مقاومت

محمدرضا روحانی مسئول مستعفی کمیسیون امور ملیتهای شورای ملی مقاومت: مسعود رجوی، ودرخواست اعدام امیر انتظام،حکم اعدام علی زرکش و مهدی افتخاری، دشنام به شاملو ،مرضیه ‌وتهدید جدا شدگان پناهنده در خارج کشور

محمدرضا روحانی مسئول مستعفی کمیسیون امور ملیتهای شورای ملی مقاومت: مسعود رجوی، ودرخواست اعدام امیر انتظام،حکم اعدام علی زرکش و مهدی افتخاری، دشنام به شاملو ،مرضیه ‌وتهدید جدا شدگان پناهنده در خارج کشور

تقدیم به امیروفا یغمایی که مسعودرجوی مادرش را جلو چشمانش ذبح کرد

مبارزه با رژیم یا فروپاشی درونی فرقه ای داعشی که میلیتاریسیم جهانی برای ایران تدارک دیده است

چرا رجوی نیاز دارد درخواست دیدار با اعضای در اسارتش را به نبرد دین بین فو تعبیر کند؟

افشای حقایق پشت پرده ضدیت با خانواده با اسناد سازمانی توسط داود باقروندارشد از مسئولین خانوادهها در مجاهدین

گسترش وطن فروشی در خارج کشور به سرکردگی رهبر همه وطن فروشان و دشمنان ایران

حمایت از تحریم و حمله نظامی به ایران خیانت به مردم و فاصله گرفتن آشکار از ایران و ایرانی

تحلیل طوفانِ سراسریِ جورج فلوید در آمریکا -داود باقروند ارشد

پایه اجتماعی فرقه رجوی (آمریکای نئوکانها) درحال فروپاشی است و رجوی برای صدمین بار بیگانه پرستیش به گل نشسته است

پربیننده ترین ها

ملاقات با نخست وزیر هلند آقای مارک روته در جریان کنگره سالانه حزب اتحاد احزاب لیبرال اتحادیه اروپا (آلده پارتی) در آمستردام. طی ملاقات ضمن معرفی خودو فرقه رجوی و نقض شدید حقوق بشر توسط این فرقه در آلبانی تشریح شد.

ملاقات با آقای گای فرهوفشتادت عضو پارلمان اروپا و رهبر فراکسیون لیبرالهای اتحادیه اروپا از سیاستمداران عالی و افشای همه ترفندهای فریب فرقه رجوی در زمینه ماهیت این فرقه و فشارها و توطئه هایی که علیه جدا شدگان اعمال میکند.

بنابه دعوت یو ان واچ جنبش نه به تروریسم و فرقه ها در نشست سالیانه حقوق بشر و دمکراسی شرکت کرد. خانم دکتر هشترودی بنا به دعوت جنبش نه به تروریسم وفرقه ها در این نشست شرکت کردند که حضور ایشان باعث خوشحالی جنبش نه به تروریسم و فرقه ها گردید. ایشان ضمن حضورفعالشان در نشست با اعضای عالیرتبه شرکت کننده در جلسه به بحث و گفتگو پرداختند. ازجمله با وزیر سابق دادگستری و عضو پارلمان کانادا آقای ایروین کولتر و از بنیانگذاران یوان هیومن راتس واچ مفصلا به بحث پرداختند. این کنفرانس سالیانه جهت شنیدن گزارشات قربانیان حقوق بشربرگزار میشود. در همین رابطه آقای داود ارشد رئیس جنبش نه به تروریسم و فرقه ها سخنانی بشرح زیر ایراد کردند:

درملاقات با دکترورنر هویر به اطلاع ایشان رسید که: فرقه رجوی در حال تدارک دیدن یک زندان ابدی موسوم به اشرف 3 در ‏محلی دورافتاده میباشد. این محل یک پایگاه نظامی متروکه آمریکایی می باشد با یک فرودگاه و یک سکوی هلی برد کوچک و ‏بخشی از سیستم های داخلی آن مستقیما از آمریکا آورده شده و نصب گردیده اند. از ایشان استمداد کمک شد. ‏

ملاقات با همسر نرگس محمدی در مقر ملل متحد ژنو-------آقای داود ارشد و خانم دکتر هشترودی با همسر نرگس محمدی در این ملاقات آقای تقی رحمانی همسر نرگس محمدی که خودشان نیز چندین نوبت زندان بوده اند از نقض حقوق بشر در ایران گزارشی به کنفرانس ارائه کردند و از تناقضات موجود در سیستم قضایی ایران در جریان محاکمه نسرین محمدی بطور مفصل و جامع سخن گفتند.خانم دکتر هشترودی و آقای مهندس ارشد با ایشان ابراز همدردی کردند و جزئیات بیشتری از موارد نقض حقوق بشر در فرقه تروریستی رجوی که در آن فعال بوده است را برای آقای تقی رحمانی تشریح نمودند.

دادخواهی علیه برده داری پناهجویان در تیرانا همچو لیبی توسط فرقه رجوی در دیدار آقای ارشد با نخست وزیران هلند و اسلووانیا

ملاقات با رهبر حزب دمکراتهای آزاد آلمان (اف پ د) آقای کریستین لیندنر در جریان کنگره سه روزه احزاب لیبرال اروپا در آمرستردام هلند. افشای جنایات فرقه رجوی علیه اعضا و جدا شدگان

آقای ارشد در مورد ادعای فرقه رجوی و حامیانش گفتند چند شاخص آشکار وجود دارد. چرا متحدین آنها بویژه آقای دکتر بنی صدر با پیش بینی سرنوشت آنها در عراق از آنها جدا شدند؟ چرا هیچ ایرانی چه مردمی چه سیاسیون در مراسم آنها شرکت نمیکنند؟ چرا این تشکیلات مجبور است جهت گردهمآیی هایش سیاهی لشکر کرایه کند؟ چرا این تشکیلات در ترس از مردم ایران اجازه نمیدهد با اعضایش درارتباط قراربگیرند؟ چرا ارتباط اعضایش را با جهان قطع میکند؟ چرا تمامی تحلیلگران برحقیقت نفرت مردم از این تشکیلات بدلیل همکاری با صدام را تاکید میکنند؟ چرا باید رجوی در داخل تشکیلاتش زندان و شکنجه برای اعضای خودش راه بیندازد؟ چرا مجبور است برای دریافت حمایت سیاسی هرچند بی ارزش منافع مردم ایران را به کسانیکه خود به کشتن آنها افتخار میکرده است بفروشد و حتی برای چند دقیقه سخنرانی آنها دهها هزار دلار بپردازد؟ چرا حتی عربستان حامی سیاسی و مالی آنها ارزیابیشان از آنها این استکه “هیچ جایگاهی در میان مردم ایران ندارند”؟ چرا در همین پارلمان اعضای سابق منتقدش را بقصد کشت میزند؟ چرا هر منتقدی ایرانی و حتی غیره ایرانی را جاسوس و مزدور رژیم!! میخواند؟ آیا بخاطر همین چرا ها نیست که: وقتی مردم ایران در سراسر کشور جهت خواسته هایشان دست به تظاهرات و اعتراض میزنند هیچ اسمی از آنها نمیآورند؟ آیا این مسئله پیامش غیر از این است که: مردم ایران رژیم حاضر را صد بار به فرقه رجوی ترجیح میدهند. و “تنها آلترناتیو دمکراتیک” جوکی بیش نیست.

خانم دکتر فریبا هشترودی: با یقین میگویم که مجاهدین شکنجه میکنند…. هشترودی1سرکار خانم دکتر فریبا هشترودی یکی از برجسته ترین زنان ایرانی جزء افتخارات ایرانیان در فرانسه، نویسنده و خبرنگار و فعال سیاسی که سابقا عضو شورای ملی مقاومت ایران بوده است که باید ایشان را بیشتر شناخت با علم یقینی در مورد فرقه تروریستی رجوی از درون آن سخن میگوید. وقتی به عمق پوسیدگی تشکل رجوی پی بردم جدا شدم بله

بیانیه 14 تن

بیانیه 14 تن

نیروی خارج کشور چه میخواهد ‏و بیانیه 14 تن

مقالات پربیننده

فرقه ها در میان ما

دانش علمی شناخت و تمیزدادن فرقه از تشکل سیاسی

بدون شناخت علمی از فرقه های خطرناک تحلیل عملکردهای فرقه رجوی و اثرات بشدت مخرب آن بر اعضا و جداشدگان و خلاص شدن از فشارهای شکنجه گونه روانی مغزشویی های چندین دهساله غیرممکن است

خانم آناگومز نماینده پارلمان اروپا خواستار اخراج فرقه رجوی شد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت دوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی امروز باید گفت آنچه را که فردا گفتنش دیر است

قسمت دوم: گفت و شنود با فرشته هدایتی: افشاگریهای فرشته هدایتی در مورد فرقه رجوی

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

آخرین پست ها

سیامک نادری مرگهای مشکوک فرقه رجوی را افشا میکند

کشتن و سربه نیست کردنهای فرقه رجوی

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

فعالیت های ما در تصویر

سخنرانی آقای داود باقروند ارشد در پارلمان اروپا

 

ادعای 55ساله تاسیس و رابطه جن و بسم اللهی مسعودرجوی با اتحاد

بقلم داود باقروند ارشد

داود ژنو

در سالگرد پنجاه و پنجمین سال تاسیس تشکل مجاهدین پیام مسئول اول آن یعنی خود مسعودرجوی تکرار وارونه نمایی های چهل سال قبل بود. تنها نکته جدیدی که داشت پسرش محمد رجوی را که به او انتقاد کرده است را ترور سیاسی کرد. شگفت آور اینکه مسعود رجوی هیچ اشاره ای به ویرانه آپوزیسیون که در پراکندگی مطلق به خاک سیاه نشسته نکرد و هیچ حرفی از اتحاد نیروها حتی اتحاد مردم نزد. چــــرا؟؟

اگر در سالهای دهه 1360 بدلیل عوامفریبهای نظامی رجوی خیلی ها نمیتوانستند استبداد و خطر استبداد پل پتی را در رجوی درک و فهم کنند و بدامش افتادند، امروزه بعد از چند دهه و انتشار هزاران گزارش اعضای جدا شده سازمان و سازمانهای مستقل بین المللی و در نتیجه افتادن پرده ها، این سهل انگاری و ندانم کاری در قبال رجوی تاریخا نابخشودنی خواهد بود. امروزه دیگر همه میدانند که ادعای مسعود رجوی مبنی بر داشتن “علم لدنی وارتباط باطنی با عوالم غیب” یکی از خطرناکترین پدیده ها در جهان معاصر است که حتی خمینی که یک صدم این ادعاها را نداشت.

بدنبال تحرکات اعتراضی جامعه ایرانی از 1388و بطور خاص در سالهای 1396 به بعد سرمایه گذاری آمریکا-اسرائیل-عربستان روی تولید آلترناتیوهای پوشالی در خارج کشوربودیم. 

سند ویکیلیکستولید آلترناتیوهای جدید، و راه اندازی شبکه خبری ایران اینترناشنال، آنهم بعد ازاینکه عربستان در سندی که توسط ویکیلیکس افشاء شد و در آن سیستم اطلاعاتیش “تشکیلات فرقه رجوی را فاقد هرگونه مشروعیت در میان مردم و بی اثر در مناسبات سیاسی ایران که رژیم نیز در آن بسیار نفوذ کرده است”، ارزیابی کرده بود، نشانه بارزی از نا امیدی عربستان از فرقه رجوی بعد از سالیان تامین مالی و … آن بوده است.  

اما اینهمه باعث نشد که مهران براتی عضوی از این آلترناتیوها!!! اعلام نکند که باید با مجاهدین وارد مذاکره شده و آنها را دعوت به شرکت در “مدیریت دوران گذار” کرد! و یا یک دکتر سکولار از “داشتن سلاح!! و ارتش!!” توسط مجاهدین نام نبرده و خواهان وارد شدن به دیالوگ وحدت گرایانه با آنها نشود. اینگونه اظهارات تنها بیانگر این است که  در دنیای مبارزه سیاسی کودکانی بیش نیستند. و هیچ درکی از تعادل قوا و مناسبات قدرت در صحنه واقعی سیاسی بویژه شناخت از نیروهای موجود ایرانی در خارجه، کم و کیف حقیقی آنها، میزان اثرگذاریشان در داخل کشور…ندارند.

یکی از شاخصه های این کودکی عدم توجه و شناختِ “امر بسیار آشکار عدم ورود فرقه رجوی به هرگونه گفتگو و تعامل با دیگران” طی چهل سال گذشته است. و آنرا صرفا به خیره سری و قدرت پرستی مسعود رجوی ترجمه میکنند. هرچند رجوی وانمود میکند که اینکار(اتحاد) را با تاسیس شورای ملی مقاومت یکبار برای همیشه انجام داده و تمامی گروههای ایرانی که مردم ایران را نمایندگی میکنند را درآن جمع کرده است. ادعایی که حتی صاحب منصبان عربستانی فرقه رجوی با ریختن آب پاکی روی دست او، رجوی را به سخره گرفتند.

مرگ دو تن از فرماندهان فقط امروز 23 شهریور

مرگ دو تن از فرماندهان فقط امروز 23 شهریور

مرگ دو تن از فرماندهان فقط امروز 23 شهریور

مرگ دو تن از فرماندهان فقط امروز 23 شهریور

واقعیت امتنان رجوی از وارد شدن در هرگونه تعامل با دیگران این است که مسعود رجوی تقریبا از پایان سال 1361، قبل از همه و بیش از همه میداند که هیچ چشم اندازی از سرنگونی با اتکاء به مردم ایران نه برای خودش و نه برای دیگران وجود ندارد. چرخش بسمت به اصطلاح ارتش آزادیبخش و توهم تسخیر ایران!!!!! از بیرون آنهم بکمک ارتش  یک کشور خارجی (عراق) و کمکهای مالی و لجستیگی (عربستان) و و یاری اطلاعاتی و ماهواره ای (غرب) که اوج آن در عملیات فروغ بود. ارتشی که توسط آمریکا خلع سلاح شده. هرچند بعد از گذشت سه دهه، ما بقی  فرماندهان آن ارتش پیرشده و مردند و یا در حال مرگ هستند، رزمندگانش فرار کردند، وتنها اثر باقی مانده از آن اسکلتِ (ارتش آزادیبخش)، تابلو آن است که به 5000کیلومتری کشور پرتاب شد تا در آنجا زنگ زده و بپوسد.   خود رجوی گفته بود.

با ارتش آزادیبخش “یا ما کمر رژیم را میشکنیم یا او کمر ما را میشکند” اظهار نظر مسعودرجوی

که شق دوم محقق شد. هیچ کس در جهان به عمق این حقایق که تنها به نوک کوه یخی آن در فوق اشاره شد به اندازه رجوی اشراف ندارد. بویژه همین کمرشکن شدن نظامی،  در ابعاد تشکیلاتی، صد بار شدیدتر رخ داده و مستمر ادامه دارد.

از همین روست که،  رجوی تا زمانیکه یکطرفه و در ارتباط مستقیمِ پاسخگو با دیگران قرار نداشته و با دیگر نیروها در تعامل زنده و فعال قرار ندارد (همچون چهل سال گذشته). بسادگی میتواند و توانسته برای خودش آلاف و اولوف بسیار مبارزاتی ساخته و بر شمرد و از طرفی نیز برای دیگران انبوهی ایراد و مارکهای مختلف خیانت، مزدور، وابسته، سازشکار، بورژوازی، مفت خور و فاقد هیچ نیرو، فاقد توان، و بسیاری کمبودهای دیگر را ردیف کرده و بکند. شاخص این رویکرد رجوی نیز در همان شعار “ایران رجوی رجوی ایران” تبلور مییابد که هرچند بعد از چند دهه شکست های روزانه و سریالی از فرط رسوایی ای که این شعار برایش ببار آورده دیگر علنا آنرا بیان نمیکنند ولی در عمل با شدت هرچه بیشتری آن محتوا را پی میگیرد.

با این اوصاف و فرجام ننگین رجوی و ذلت تمام عیار سیاسی، نظامی و تشکیلاتی و البته فکری-ایدئولژیک این سوال بیشتر برجسته میشود که، پس چرا هرچه میگذرد از اتحاد با دیگران فاصله بیشتری میگیرد؟

آنچه رجوی خوب میداند و دیگران اساسا یا نمیدانند و یا به رویشان نمی آورند:

پاسخ به سوال در پاراگراف فوق بنوعی داده شد. اگر قبول کنیم که رجوی بیش از بقیه به امر مبارزه عملی با رژیم و توان آن و توان آپوزیسیون اشرف دارد، بخوبی میداند که خودش با آنهمه دب دبه و کب کبه و میلیاردها دلار کمک عراق و عربستان و… نتوانسته کاری از پیش ببرد، بلکه بطور کامل درداخل جارو شده که هیچ تازه به گفته عربستان،” رژیم تا فیها خالدونش نیز نفوذ کرده است”، پس دیگرانی همچون رضا پهلوی و شریعتمداریها و … در کجای مختصات اثرگذاری سیاسی در معادلات داخل کشور قرار دارند! در یک کلام از نظر رجوی و با اشرافی که او دارد، جمع شدن با دیگران هیچ چیزی را تغییر نمیدهد، یعنی عملا جمع دو صفر که برابر صفراست (صفر+ صفر= صفر) خواهد بود و نه بیشتر.

نتیجه گیری عملی و واقعی و منطقی و خرد ورزانه!! رجوی از معادله (صفر+صفر= صفر) او را به استراتژی بند و بست با قدرتهای بزرگ (خود و وطن فروشی آشکار) رهنمون شد که همگی طی دهه های گذشته شاهد بودیم. یعنی تلاش برای تشویق قدرتهای بزرگ به حمله نظامی و تسخیر کشور بدست آنها و استفاده از تشکل رجوی بعنوان عامل آنها در قدرت.

فراموش نکرده ایم که مسعود رجوی دجالگرانه با طارق عزیز از جانب به اصطلاح مردم ایران قرارداد ترک مخاصمه و صلح امضاء کرد. در صورتیکه بعد از قبول آتش بس توسط رژیم، تنها یک نیرو در جهان خواستار ادامه جنگ بود آنهم مسعود رجوی بود. که هم به صدام فشار میآورد که جنگ را شروع کند و هم به آمریکا بعد از سرنگون شدن صدام و استقرار آمریکا در عراق، فشار میآورد که باید به ایران حمله کند. حالا نیز که در 5000کیلومتری  (آلبانی) گرفتار شده، تمامی لابیهایش را بکارمیگیرد که آمریکا و یا اسرائیل به ایران حمله کنند.

و در همین راستای بهره برداری از حمله خارجی به کشور،  شاهدیم که چگونه تلاش میکند چنان چهره خود رابزک (طرح ده ماده ای مریم رجوی) کند و پنبه زیر کرستش و… بگذارد که شاید مورد پسند نئوکانها قرار بگیرد تا تشویق به صیغه  کردن رجویها شوند و بعد از نابودی کشور او را بقدرت برسانند.  بنابراین بسیار واضح است و غیر خردورزانه خواهد بود که در وحدت با دیگران گذشته از ایرادات خطرناک دیگری که برای رجوی دارد که بدانها اشاره خواهیم کرد برای خود و بدست خودش هو به خانه شوهر خارجی  بیاورد.

چون وحدت سیاسی وقتی معنی دارد که مبارزه واقعی مبتنی بر رابطه با مردم داخل کشور صورت بگیرد. و نیروهای حاضر در این اتحاد هرکدام بخشی از نیروهای جامعه را نمایندگی کنند. که به گواهی تمامی هموطنان چهل سال است که ثابت شده هیچ ارتباط معنی دار سیاسی-تشکیلاتی-مبارزاتی بین داخل و خارج وجود ندارد. صفر+ صفر= صفر.

مشکلات اتحاد با امام زمان

توجه کنید که تا بحال هیچ اشاره ای به تمامیت خواهی رجوی نگرده ایم. و تنها بحث را برمبنای واقعیتهای میدانی تحلیل و معرفی کرده ایم. یعنی اگر رجوی تمامیت خواه هم نبود شرایط موجود تعادل قوای سیاسی همین را اقتضاء میکرد. چه برسد که رجویِ امام زمان که وحدت کردن برایش در دستگاه فکری او مانند این است که فرض کنیم پیغمبر اسلام برود و با یکی از قبایل عرب امر پیامبری اسلام را مشترکا برعهده بگیرند. از همینجا به نوع و محتوای بظاهر اتحاد سیاسی در درون شورای ملی مقاومت نیز میتوان پی برد که چگونه رجوی به به اصطلاح وحدت با آنها راضی شده.   

اینها دلایل بنیادی دوری فرقه رجوی از هرگونه وحدت بود. حال اگر با اقماض بپذیریم که اگر شرایط واقعی غیر از این بود و رجوی کورسویی از پیشرفت در وحدت با دیگران میدید، آیا بدان تن میدهد؟ در اینصورت نیز وحدت با دیگران برای رجوی حکم عمل انتحاری دارد. و در بهترین شکل اگر او را لعن و نفرین نکرده و از دور خارج نکنند باید برود باگردن کج در انتهای صف بایستد. در ادامه تشریح خواهم کرد.

جلسه مشترک وحدت رجوی با دیگر نیروها

مسعود رجوی:  رفقا، از آنجا که “من” در رهبری سازمان مجاهدین خلق ایران در دو نظام مبارزه کرده ام و هزاران نفر شهید ساخته ام، افتخار برعهده گرفتن رهبری این اتحاد را به همه شما میدهم. از آن مهمتر افتخار ریاست جمهوری مریم رجوی مهر تابان و یکی از همسران عزیزم برای شما مبارک باشد.

متحدین در جلسه: جلسه بهم میریزد و رئیس جلسه همه را به آرامش دعوت میکند. و به رضا پهلوی اجازه صحبت میدهد: جناب رجوی لطفا پیاده شوید با هم برویم. اجازه بدهید شما را با واقعیت آنچه که شما بنام سابقه مبارزاتی برای خودت میشماری را از نقطه نظر مردم ایران همان خلق قهرمانی که شما نام آنها را در کنار خدا در شعار “بنام خدا و بنام خلق قهرمان ایران” استفاده میکردید بررسی کنیم.

حمایت مردم ایران در بدو سرنگونی پدرم به این دلیل بود که آن مرهوم تا شما خواستید دست به ترور بزنید همتان را دستگیر و تا پیروزی انقلاب زندان کرد، در نتیجه مردم ماهیت شما را در عمل تجربه نکردند و تنها شعارهای شما را شنیدند. از همین رو بعد از سرنگونی پدرم بر اساس شعارهای شما بسمت شما آمدند. اما همین مردم به محض اینکه دوباره در رژیم حاضر دست به زدید هیچ حمایتی از شما نکردند و رژیم توانست شما را جارو کند.

بعد از چهل سال با شناخت دقیق از شما علیرغم  شرایط  اسفبار امروز که قبول دارید آزادی و عدالت و دمکراسی و دزدی و سرکوب وگرانی … بسیار بیشتر است. وقتی مردم برای احقاق حقوقشان خود به خیابان میآیند و هیچ اسمی از شما نمیآورند یعنی مبارزه شما را با رژیم حاضر را نیز نفی کرده و میکنند و آنرا تائید نمیکنند. دچرا که شما  را دشمن کشورشان در کنار صدام حسین میبینند. 

از طرفی هم تعدادی که شعاری دادند و نامی از کسی بردند نام پدر بزرگ مرا بردند. و به روحش درود فرستادند. این شعار بوضوح به شما مدعی مبارزه با پهلوی میگوید جناب رجوی غلط کردی با پهلوی نیز مبارزه کردی، و آنرا را نیز رد میکنند. بنابراین آنچه مبارزه با دو نظام از آن یاد میکنید عملا از نظر همان خلق قهرمان ایرانتان سند جرم شما محسوب میشود. و در نیتجه آنچه شما “شهدایی که داده اید” میخوانید نیز کشتاری است که باید پاسخگوی آن باشید. کشته در راهی که مردم ایران آنرا جنایت میدانند و رد میکنند، شهید نیست.  

مهمتر ازهمه شما با رژیمی ادعای مبارزه میکنید که چهل سال است طبق دستورات استراتژیک شما در حال مبارزه با امپریالیسم است. هرچند به خوبی شما اهداف استراتژیک جنگ با آمریکا!!! و سرنگونی امپریالیسم و اشغال آنرا را نتوانسته محقق کند ولی دنبال خطوط داهیانه شما حداقل اشغال سفارتهای خارجی که شما تشویق و ترویج میکردید را خوب گرفته است. پس دیگر شکایت شما از چیست؟  بعضی شعارهایتان را در پانوشت بخوانید آقای رجوی.

مسعود رجوی:  ولی پدرت دیکتاتورخون آشامی بود که مبارزان را زندان شکنجه و اعدام کرد.

رضا پهلوی:  درست،  اما آقای رجوی پدر و پدر بزرگ من طی پنجاه سال حکومتشان چند نفر از مردم ایران را زندان و شکنجه و کشتند؟ شما یک قلم در فروغ مدعی شدید 50هزار نفر را کشته اید. کشته های در مرزهای کشور از جوانانی که در حال دفاع از ایران بودند، ترورهای درون  شهرها و در درون تشکیلات خودتان را نیز به آن اضافه کنید. به اعتبار آماری که خودت منتشر کرده ای، آمار کشتار شما صدها برابر از جمع کشتار پدرو پدر بزرگ من بیشتر است.

مسعودرجوی: پدرت وابسته به آمریکا و انگلیس بود.

رضا پهلوی: درست است. ولی جناب رجوی الان که شما با پولهای کلانی که برای سیاستمداران جهت در آمیختن و آویختن و التماس به همان آمریکا و انگلیس و…که پدرم بدانها وابسته بود خرج میکنی تا اینکه شما را سرکار بگذارند گوی سبقت را از پدرو پدر بزرگ من ربوده ای. پدرم در بسیاری از زمینه ها با اسرائیل مخالف بود ولی شما تابع نعل به نعل سیاستهای اسرائیل را اجرا میکنی. اسرائیل افشای اطلاعات اتمی را به من داد من ازترس آبرو ریزی قبول نکردم تو اما با میل و رغبت و دل و جان و با افتخار اینکارخیانتبار را کردی.

آقای رجوی مگر  شما نگفتی و ننوشتی که :

عظمت و پیچیدگی مبارزه ضد امپریالیستی تا آنجاست که از یکطرف درکنارهُ میدان آن خیل مدعیانی دیده میشوند که در پایان تلاشهایی خفت بار دست از مقاومت شسته و خوان گسترده غارت و استثمار خلق را وجه المصالحه پذیرش نوکری و چاکری خود برای امپریالیسم آمریکا قرار داده اند [منظور رژیم کنونی] و رهبرانی را میبینیم که طی مقاومتی جانانه پشت آمریکا، این بزرگترین قدرت ضد مردمی تاریخ را بخاک رسانده اند”. [منظور مسعودرجوی] – نشریه مجاهد ش 12 سرمقاله جلد نشریه-  نشریه مجاهد ش 12 سرمقاله جلد نشریه

خوب خانم رجوی الان در حال بخاک مالیدن پشت امپریالیسم است یا دادن ماشاژ تایلندی به پشت امپریالیستهایی که به شوهایش دعوت میکند؟

مسعودرجویپدر تو مستبد بود و آزادی کش و دمکراسی را نابود کرد.

رضا پهلوی: این رسوایی پدرم چون عالم گیر شده نمیتوانم رد کنم. ولی پدرم حداقل در ظاهر هم شده میگفت من دارم مملکت را آباد میکنم همه سلاحهای تولیدی آمریکا را میخرم که ایران را قوی کنم. بعد معترضین و بویژه کسانیکه سلاح میکشیدند را نابود میکرد. ولی نمیرفت با عراق همدست شود که کشور خودش را نابود کند. نمیرفت به آمریکا بگوید بیا به ایران حمله کن.  نمیرفت خونه مردم و زناشان را به عقد خودش در نمی آورد. مسائل خودش را توسط وزیر دربار اسدالله علم با وارد کردن زنان از پاریس حل میکرد. ولی هیچوقت نیامد بگه همه زنان ایران مال من هستند و باید از شوهرانشان متنفر باشند. و هر شب با زن یکی از خانواده های ایرانی بخوابه. نمیرفت مردم را بگیرد و بگوید پدر سوخته بگو ببینم دیشب خواب دیدی چه بوده. جوانانی که شب خواب دیده و غسل واجب میشدند را نمیگرفت بیاورد وسط میدان آزادی و بگوید همه صحنه (خواب پورنوی دیشب را تعریف کند) تا بقیه به او تف و لعنت کنند. و زنان را برای اینکه حتی در ذهنشان نیز به فرزندانشان فکر نکنند رحم زنان را از شکمشان در نمیآورد. تو طی چهل سال گذشته با کدام بهانه حتی اجازه نداده ای کسی در درون مناسباتت در حلقه کسانی که تحت نفوذ و قدرت تو بوده اند، حتی فکر و اندیشه کنند، چه برسد به اینکه به فکر انتقاد تو بیفتند. این استبداد است یا آنچه پدر و پدر بزرگ من انجام دادند؟

مسعودرجوی: ولی زندان اوین مال پدر تو بود محل شکنجه و اعدام.

رضا پهلوی: بله زندان اوین را پدرم ساخت و به بهره برداری رساند!! پدرم مدعی بود با افرادی که مسلحانه با او به مبارزه میپرداختند این رفتار را میکرد. ولی جناب رجوی تو با دوستانت و کسانیکه برایت جان میدادند و برایت مردم را ترور میکردند و فقط از زیاده رویهایت انتقاد میکردند و خواستار حقوق مسلم انسانی خودشان بودند و هیچ مبارزه ای هم در کار نبود همین زندان و شکنجه و اعدام را براه انداخته ای. کی در زندان اوین کسی زیر فشار رفتار زندانبانان خود کشی کرده که در زندان اشرف تو زنان و مردان مجاهد و کودکان دست به خودکشی میزدند.

پدر من هیچگاه زندانیانش را مجبور نکرد که کودکانشان را به اجبار وارد زندان کنند. ولی تو کودکانشان را با فریب و نیرنگ به زندانت اشرف کشاندی و به اجبار نگهشان میداشتی حتی پسرت محمد نیز به اجبار در زندان نگهداشتی که دست آخر وقتی پایش به آلبانی رسید فرار کرد. الان هم منتقد جدی خودت است.

اما دیوارهای زندان اوین تنها چند صد متر زمین را، ازکل مردم ایران جدا کرده بود. اما شما دور تمام مملکتت دیوار کشیده ای. و برام تمامی مردمت زندان ساخته ای. چه زمانیکه در شهر اشرف در عراق که آنرا پایتخت دومت میخواندی چه زمانیکه در آلبانی اشرف 3 یا همان پایتخت سومت هستند. اجازه خروج و ورود به هیچ کس نمیدهی. تازه داخل زندان اشرف نیز زندان دیگری راه انداخته بودی. درصورتیکه در زندان اوین پدر من به زندانیان از جمله توِ … اجازه میداد که با پدر و مادرت و اقوامت دیدار کنی، اما تو اجازه حتی نمیدهدی زندانیانت فرزندانشان را ببینند یا پدر و مادرشان را….پدر من اجازه میداد شماها از همه امکانات مطالعاتی، دسترسی به مطبوعات، رادیو، تلویزیون کشور، … استفاده کنید. تو همه زندانیانت در اشرف را از همه اینها محروم کرده ای. و یک برده داری تمام عیار راه انداخته ای. پدرم میگفت هرکس نمیخواهد میتواند پاسپورت بگیرد و برود. تو حتی اجازه خروج نمیدهدی.  گزارش خروج ممنوع “موسسه رند” تحت نام  “گزارش رندRand Report ” از این استبداد شما عالم گیر است.

بزرگترین خیانت شما وحدت کردن با دشمن متجاوز علیه کشور بوده است. که بعنوان بخشی از ارتش متجاوز عراق مردم و جوانان ایران را هنگام دفاع از تجاوز خارجی کشته اید. کشتار کردهای عراق جای خود. امروزه نیز خواستار حمله نظامی آمریکا و متحدین او به ایران برای نابودی ایران هستید تا شاید به بهای نابودی ایران شما بقدرت برسید. این یعنی دشمن ترین دشمن ایران هستید.

مسعود رجوی: جلسه را بهم زده و با محافظینش از جلسه فرار میکند.

بنابراین مسعودرجوی بخوبی میداند که هیچ چشم اندازی در پیش رو ندارد و هیچ دلیل نمیبیند که با دیگران متحد شود چرا که در نزدیک شدن به دیگران باید. به هزاران سوال که چند نمونه اش در فوق آمد در مورد گذشته خیانتبار خود پاسخ دهد. و بسرعت در مواجهه رودر رو با دیگران حتی خبرنگاران و رسانه های خبری دستش خالی و بی محتوائیش رو میشود. و در بهترین شق اگر از همه جنایاتش چشم پوشی کنند حداکثر با لطف و کرم متحدین باید برود و با گردن کج در انتهای صف بایستد.

دست مسعودرجوی وقتی در مقابل رضا پهلوی که تمام گذشته سببی او اعدام و زندان و شکنجه و غارت کشور بوده اینقدر خالی است، در مقابل افرادی مانند حسن شریعتمداری بسا بسا خالیتر است. چون شریعتمداری بطور فردی دست در خون ندارد، ایراد او علم شدن توسط دست های پشت پرده بین المللی است. بعلاوه گذشته فکری خودش و پدرش و اینکه مردم ایران در حال گذاراز اینگونه افکار و افراد هستند. جوانان کشور فاصله نوری با امثال حسن شریعتمداری دارند.

خطرناکترین جنبه اتحاد با رجوی

اگر در سالهای دهه 1360 بدلیل عوامفریبهای نظامی رجوی خیلی ها نمیتوانستند استبداد و خطر استبداد پل پتی را در رجوی درک و فهم کنند، امروزه بعد از چند دهه همه پرده افتاده و دیگر این سهل انگاری و ندانم کاری در قبال رجوی تاریخا نابخشودنی خواهد بود. امروزه دیگر همه میدانند که ادعای مسعود رجوی مبنی بر داشتن “علم لدنی وارتباط باطنی با عوالم غیب” یکی از خطرناکترین پدیده ها در جهان معاصر است که خمینی یک صدم این ادعاها را نداشت.

تشکلی که در همان سال 1360 تا اواسط سال 61 در ایران بطور کامل نابود شد در اوج شکست و ناتوانی وقتی دیگر غیر از روی کاغذ و نشریات سازمان در پهنه واقعی مبارزه حضور نداشت. رویکردش با همپیمانان مهمی چون

  • جزب دمکرات کردستان ایران،
  • شواری متحد چپ برای دمکراسی،
  • جبهه دمکراتیک ملی ایران به نمایندگی هدایت متین دفتری و بهمن نیرومند،
  • جنبش دمکراتیک انقلابی زحمتکشان (حسن ماسالی)،
  • سازمان اتحاد برای آزادی کار،
  • ابوالحسن بنی صدر،
  • ناصر پاکدامن، و…

چکار کرد. حزب دمکراتی که وقتی تمامی تشکیلات رجوی در شهرها توسط رژیم نابود میشد واعضایش به او و کردستانی که دست حزب بود پناه میبرند و جانشان و تشکلشان را مدیون او بودند. حزب دمکراتی که نیروی مسلح جنگنده داشت که هنوز هم در منطقه فعال است  را حذف نمود. چرا که رویکرد رجوی با متحدینش حتی در اوج ذلت و شکست، اطاعت مطلق یا حذف بوده است. همه کسانیکه در شورا باقی مانده اند، اطاعت محض را پذیرفته اند. استعفاء نامه آقایان محمدرضا روحانی و دکتر کریم قصیم بسیار بسیار در این زمینه روشنگر است.

بنابراین رجوی اساسا ظرفیت تعامل و با دگر اندیش را ندارد. حالا فرض کنید که این رجوی نه در اوج شکست بلکه در ایران قدرتی داشته باشد آیا میتوان حدث زد که چه رویکردی با دگر اندیشان خواهد داشت. این خطر بزرگی است که در کمین هر فرد و گروه و حزبی که وارد تعامل با رجوی بشود نشسته است. آنهم نه با نیرویی چون حزب دمکرات بلکه با نیروییکه مانند قارچ یک شبه در خارج کشور میرویند و خود را فلان شورا، حزب سکولار و … مینامند و تشکلشان چیزی جز خودشان نیست.

فراخوان به اتحاد با رجوی به چه معناست

امسال تعدادی از کودکان تازه به بازار سیاسی کاری وارد شده همچون مهران براتی و…، حرف از فراخواندن رجوی به  اتحاد و شرکت در “مدیریت دوران گذار” زدند، چرا که او ارتش!!! و سلاح!!!! دارد!!! کودکی و سادگی اینها البته قابل فهم است، چون سرسوزنی درک از یک مبارزه سیاسی نداشته، ضمن اینکه نشانگر غیر جدی بودن آنهاست، بیاناتشان نشاگر سطحی نگری و بی اطلاعی آنها از تعادل قوا و کم و کیف نیرویهایی است که فراخوان به اتحاد با آنها را میدهند. از سازمان مجاهدینی که دو دهه است خلع سلاح شده و در آلبانی نیروهایش صد نفر صد نفر جدا میشوند و به ایران میروند، بسیاری از فرماندهانش در بیمارستانهای آلبانی مرده و یا در حال مرگ هستند، بعضی دیگر از فرماندهان و رزمندگانش که  جدا شده و در اروپا یا همان آلبانی هستند علیه این تشکل اعلام جرم های سنگین کرده اند را بعنوان نیرویی که سلاح و ارتش دارد نام میبرند. ضمن اینکه همانموقع نیز که ارتش داشتند، تماما تحت قیومیت صدام حسین بود و هیچگاه بدرد مبارزه علیه رژیم نخورد ومگر برای به قتلگاه فرستادن رزمندگانش توسط مسعودرجوی برای راحت شدن از شر چند هزار نفر که بعد از آتش بس روی دستش مانده و یقه اش را بخاطر همه شکستهایی که به جنبش وارد کرده بود را میگرفتند. و صدام نیز از شر آپوزیسیونی که مانع صلح با  ایران بود راحت میشد.

معنی شوهای باشکوه مریم رجوی در خارج کشور

از همین روست که هرچه دست رجوی در داخل ایران تهی تر و حامیان بین المللی او جهت بکارگیری او نا امید تر، تنفر مردم از او عمیقتر و در نتیجه  هرچه به ضد ارزش بودن تمامی افکار و ایده ها و اسلام و دمکراسی ادعایی اش نزد مردم بهتر پی میبرد. یعنی چاه سقوط سیاسی_اجتماعی_ ایدئولژیک رجوی را عمیق تر بنمایش میگذارد. رجوی در مقابل شوهای سالیانه را با زرق و برق بیشتر برپا میکند و صف سیاستمداران بازنشسته شرکت کننده در شوهایش را طویلتر و دستمزدهایی که برای چند دقیقه سخنرانی و تعریف از تشکل خودش را بالاتر میبرد. اختناق درون تشکیلاتی را بیشتر و ترور مخالفین و جدا شدگان حتی پسرش محمد رجوی را شدت میبخشد.

در همین راستاست که میتوان نیاز حیاتی رجوی را به این که رژیم اعلام کند یک یا دو نفر را در رابطه را فرقه رجوی دستگیر کرده است، فهمید. ازهمین رو دستگیری دو جوان بسیار کم تجربه دانشگاه شریف که خاله آنها عضو مجاهدین است بسیار بسیار مشکوک است که چگونه فرقه رجوی با آنها اینگونه آشکار و بدون ملاحظات امنیتی تماس برقرار کرده اند که بلافاصله به دستگیری آنها انجامید است. رجوی سابقه بسیار ننگینی در قربانی کردن اینگونه هواران در داخل داشته است تا از دستگیری و اعدام آنها خوراک تبلیغی برای خود دست و پا کند.

بنابراین افعی رجوی طی چهار دهه نشان داده که تحت هیچ شرایطی توان زایش کبوتر آزادی و دمکراسی را ندارد. بیخود نیست که مردم ایران سالهاست که سوراخ این افعی را در کشورشان گل گرفته اند.

داود باقروند ارشد

13 سپتامبر 2020

23 شهریور 1399

پانوشتها:

 

 شعارهای مبارزه با امپریالیسیم گروههای چپ و از جمله فرقه مجاهدین از فریب دیروز تا واقعیت امروز:“

  1. حل مسائل صنفی دانش آموزان فقط در چهارجوب مبارزه ضد امپریالیستی امکان پذیر است” (نشریه مجاهد شماره 10 آبان 58)” 
  2. بازهم در نهایت خلوص اعلام میکنیم که: در خطوط انقلابی ضد امپریالیستی تا پای جان در کنار امام خمینی باقی خواهیم بود. بنحوی که هیچ شبهه و نیرویی را توان آن نخواهد بود که در این مسیر مارا از سرگذاشتن به قدوم امام بازبدارد”. – نشریه مجاهد ش 14  سال 1358 سرمقاله نمود و ماهیت-
  3. . عظمت و پیچیدگی مبارزه ضد امپریالیستی تا آنجاست که از یکطرف درکنارهُ میدان آن خیل مدعیانی دیده میشوند که در پایان تلاشهایی خفت بار دست از مقاومت شسته و خوان گسترده غارت و استثمار خلق را وجه المصالحه پذیرش نوکری و چاکری خود برای امپریالیسم آمریکا قرار داده اند [منظور رژیم کنونی] و رهبرانی را میبینیم که طی مقاومتی جانانه پشت آمریکا، این بزرگترین قدرت ضد مردمی تاریخ را بخاک رسانده اند”. [منظور مسعودرجوی] – نشریه مجاهد ش 12 سرمقاله جلد نشریه-
  4. . همانطور که میدانیم آمریکا بعنوان سردمدار امپریالیسم جهانی دشمن و غارتگر همه خلفها و نتیجتا مسئول درجه اول تمام بدبختی های ملل زیر سلطه است. از اینرو حرکتهای آزادیخواهانه و رهایی بخش هم در هر گوشه ای از جهان بدون شک برعلیه آمریکا خواهد بود – . نشره مجاهد، مقاله “ماهیت روابط فعلی ایران و آمریکا-
  5. . سرمقاله چه باید کرد؟ علاج همه دردهای بی درمان امروز، در ادامه دادن و هرچه عمیق تر مبارزه ضد امپریالیستی آمریکایی نهفته است. (نشریه مجاهد ش13 آذر 1358)
  6. .  آیا رابطه با آمریکا میتواند بر اساس مودت و دوستی و عدم مداخله باشد؟  – تیتر مقاله مجاهد ش 12 ص 4-

بیشتر بخوانید:

در سالگرد مرگ شاملو: کارکرد گروهها و “روشنفکرانِ” “چپ” ایران

گروگانگیری سفارت آمریکا مبارزه ضد امپریالیستی یا زهر ماندگار مسعودرجوی و چپ بر تن و جان ایران زمین

کتابچه بررسی ادعای پیروزی خواندن خروج از عراق توسط مریم رجوی با تکیه به کدهای مسعود رجوی

خروج از عراق پیروزی یا آخرین میخ بر تابوت یک فرقه مافیایی و تروریستی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

 
error

Enjoy this blog? Please spread the word :)

RSS20k
دریافت مطالب جدید از طریق ایمیل5k
مارادر فیسبوکتان به اشتراک بگذارید12k
از کانال یوتوب ما بازدید کنید14k
از کانال یوتوب ما بازدید کنید
extra smooth footnotes