گندزدایی جامعه سیاسی خارج کشور

گندزدایی جامعه سیاسی خارج کشور

Who are Mek cult? An inside report for the first time by defected High-ranking Mek and NCRI member.

An inside report for the first time by an ex-high-ranking member of Mek and NCRI based on the Mek’s own publications and ... Who assassinated the Americans in Tehran? Mek and Spying for Russia Did CIA destroy Mek-Russia spy net? How Mek retaliated? Seizure of US Embassy in Tehran? Mek’s Islamist Revolutionary Courts Mek and the Children in the Combat Mek and Saddam Hossein of Iraq and Saudi Arabia Mek as Assassinators Who is the head wife in Mek Leader’s Harem? Have they changed? How Maryam Rajavi deceives the western world? How Mek terrorism differs to ISIS and Al Qaeda terrorism? Why Mek is more dangerous? Use of 10-year-old children in combat by Mek. Who are the wives of the harem of the Caliph of the Mek? Mek’s planed courts and justice for their Islamic State describe by its Calipha. How the world can protect itself against terrorism?

مصطفی رجوی پدرش مسعودرجوی را به دادگاه کشانده است

در مطلب سپتامبر 2020 نیز تحت مطلب ” سخنی با مصطفی رجوی” نوشتم که دشمن مصطفی رجوی پدرش است و نه کس دیگر در آنچه مصطفی رجوی بعنوان ورود یا ادامه به مبارزه برای آزادی و… نامید، باید بداند که در این مسیر، دشمن اصلی اش، نه رژیم که مسعود رجوی خواهد بود.

آخرین پست ها

واکـاوی مـزدوری! سلطانی، خـدابنده، عـزتی، حسینی، یغـمایی، کـریمدادی، مصــداقی و پورحسین، منتقدین فرقه مافیایی رجوی. نقد آتشبیاران معرکه مشترک رجوی و سایت رهیافتگان

داود باقروند ارشد عضو علیرتبه سابق مجاهدین و شورای ملی مقاومت

محمدرضا روحانی مسئول مستعفی کمیسیون امور ملیتهای شورای ملی مقاومت: مسعود رجوی، ودرخواست اعدام امیر انتظام،حکم اعدام علی زرکش و مهدی افتخاری، دشنام به شاملو ،مرضیه ‌وتهدید جدا شدگان پناهنده در خارج کشور

محمدرضا روحانی مسئول مستعفی کمیسیون امور ملیتهای شورای ملی مقاومت: مسعود رجوی، ودرخواست اعدام امیر انتظام،حکم اعدام علی زرکش و مهدی افتخاری، دشنام به شاملو ،مرضیه ‌وتهدید جدا شدگان پناهنده در خارج کشور

تقدیم به امیروفا یغمایی که مسعودرجوی مادرش را جلو چشمانش ذبح کرد

مبارزه با رژیم یا فروپاشی درونی فرقه ای داعشی که میلیتاریسیم جهانی برای ایران تدارک دیده است

چرا رجوی نیاز دارد درخواست دیدار با اعضای در اسارتش را به نبرد دین بین فو تعبیر کند؟

افشای حقایق پشت پرده ضدیت با خانواده با اسناد سازمانی توسط داود باقروندارشد از مسئولین خانوادهها در مجاهدین

گسترش وطن فروشی در خارج کشور به سرکردگی رهبر همه وطن فروشان و دشمنان ایران

حمایت از تحریم و حمله نظامی به ایران خیانت به مردم و فاصله گرفتن آشکار از ایران و ایرانی

تحلیل طوفانِ سراسریِ جورج فلوید در آمریکا -داود باقروند ارشد

پایه اجتماعی فرقه رجوی (آمریکای نئوکانها) درحال فروپاشی است و رجوی برای صدمین بار بیگانه پرستیش به گل نشسته است

پربیننده ترین ها

ملاقات با نخست وزیر هلند آقای مارک روته در جریان کنگره سالانه حزب اتحاد احزاب لیبرال اتحادیه اروپا (آلده پارتی) در آمستردام. طی ملاقات ضمن معرفی خودو فرقه رجوی و نقض شدید حقوق بشر توسط این فرقه در آلبانی تشریح شد.

ملاقات با آقای گای فرهوفشتادت عضو پارلمان اروپا و رهبر فراکسیون لیبرالهای اتحادیه اروپا از سیاستمداران عالی و افشای همه ترفندهای فریب فرقه رجوی در زمینه ماهیت این فرقه و فشارها و توطئه هایی که علیه جدا شدگان اعمال میکند.

بنابه دعوت یو ان واچ جنبش نه به تروریسم و فرقه ها در نشست سالیانه حقوق بشر و دمکراسی شرکت کرد. خانم دکتر هشترودی بنا به دعوت جنبش نه به تروریسم وفرقه ها در این نشست شرکت کردند که حضور ایشان باعث خوشحالی جنبش نه به تروریسم و فرقه ها گردید. ایشان ضمن حضورفعالشان در نشست با اعضای عالیرتبه شرکت کننده در جلسه به بحث و گفتگو پرداختند. ازجمله با وزیر سابق دادگستری و عضو پارلمان کانادا آقای ایروین کولتر و از بنیانگذاران یوان هیومن راتس واچ مفصلا به بحث پرداختند. این کنفرانس سالیانه جهت شنیدن گزارشات قربانیان حقوق بشربرگزار میشود. در همین رابطه آقای داود ارشد رئیس جنبش نه به تروریسم و فرقه ها سخنانی بشرح زیر ایراد کردند:

درملاقات با دکترورنر هویر به اطلاع ایشان رسید که: فرقه رجوی در حال تدارک دیدن یک زندان ابدی موسوم به اشرف 3 در ‏محلی دورافتاده میباشد. این محل یک پایگاه نظامی متروکه آمریکایی می باشد با یک فرودگاه و یک سکوی هلی برد کوچک و ‏بخشی از سیستم های داخلی آن مستقیما از آمریکا آورده شده و نصب گردیده اند. از ایشان استمداد کمک شد. ‏

ملاقات با همسر نرگس محمدی در مقر ملل متحد ژنو-------آقای داود ارشد و خانم دکتر هشترودی با همسر نرگس محمدی در این ملاقات آقای تقی رحمانی همسر نرگس محمدی که خودشان نیز چندین نوبت زندان بوده اند از نقض حقوق بشر در ایران گزارشی به کنفرانس ارائه کردند و از تناقضات موجود در سیستم قضایی ایران در جریان محاکمه نسرین محمدی بطور مفصل و جامع سخن گفتند.خانم دکتر هشترودی و آقای مهندس ارشد با ایشان ابراز همدردی کردند و جزئیات بیشتری از موارد نقض حقوق بشر در فرقه تروریستی رجوی که در آن فعال بوده است را برای آقای تقی رحمانی تشریح نمودند.

دادخواهی علیه برده داری پناهجویان در تیرانا همچو لیبی توسط فرقه رجوی در دیدار آقای ارشد با نخست وزیران هلند و اسلووانیا

ملاقات با رهبر حزب دمکراتهای آزاد آلمان (اف پ د) آقای کریستین لیندنر در جریان کنگره سه روزه احزاب لیبرال اروپا در آمرستردام هلند. افشای جنایات فرقه رجوی علیه اعضا و جدا شدگان

آقای ارشد در مورد ادعای فرقه رجوی و حامیانش گفتند چند شاخص آشکار وجود دارد. چرا متحدین آنها بویژه آقای دکتر بنی صدر با پیش بینی سرنوشت آنها در عراق از آنها جدا شدند؟ چرا هیچ ایرانی چه مردمی چه سیاسیون در مراسم آنها شرکت نمیکنند؟ چرا این تشکیلات مجبور است جهت گردهمآیی هایش سیاهی لشکر کرایه کند؟ چرا این تشکیلات در ترس از مردم ایران اجازه نمیدهد با اعضایش درارتباط قراربگیرند؟ چرا ارتباط اعضایش را با جهان قطع میکند؟ چرا تمامی تحلیلگران برحقیقت نفرت مردم از این تشکیلات بدلیل همکاری با صدام را تاکید میکنند؟ چرا باید رجوی در داخل تشکیلاتش زندان و شکنجه برای اعضای خودش راه بیندازد؟ چرا مجبور است برای دریافت حمایت سیاسی هرچند بی ارزش منافع مردم ایران را به کسانیکه خود به کشتن آنها افتخار میکرده است بفروشد و حتی برای چند دقیقه سخنرانی آنها دهها هزار دلار بپردازد؟ چرا حتی عربستان حامی سیاسی و مالی آنها ارزیابیشان از آنها این استکه “هیچ جایگاهی در میان مردم ایران ندارند”؟ چرا در همین پارلمان اعضای سابق منتقدش را بقصد کشت میزند؟ چرا هر منتقدی ایرانی و حتی غیره ایرانی را جاسوس و مزدور رژیم!! میخواند؟ آیا بخاطر همین چرا ها نیست که: وقتی مردم ایران در سراسر کشور جهت خواسته هایشان دست به تظاهرات و اعتراض میزنند هیچ اسمی از آنها نمیآورند؟ آیا این مسئله پیامش غیر از این است که: مردم ایران رژیم حاضر را صد بار به فرقه رجوی ترجیح میدهند. و “تنها آلترناتیو دمکراتیک” جوکی بیش نیست.

خانم دکتر فریبا هشترودی: با یقین میگویم که مجاهدین شکنجه میکنند…. هشترودی1سرکار خانم دکتر فریبا هشترودی یکی از برجسته ترین زنان ایرانی جزء افتخارات ایرانیان در فرانسه، نویسنده و خبرنگار و فعال سیاسی که سابقا عضو شورای ملی مقاومت ایران بوده است که باید ایشان را بیشتر شناخت با علم یقینی در مورد فرقه تروریستی رجوی از درون آن سخن میگوید. وقتی به عمق پوسیدگی تشکل رجوی پی بردم جدا شدم بله

آخرین کلام مهدی تقوایی خطاب به مسعود رجوی

آخرین کلام مهدی تقوایی خطاب به مسعود رجوی

مهدی تقوایی از اعضای زندانی زمان شاه تشکیلات مجاهدین، که رضا رضایی در خانه او با ساواکی ها روبرو و خودکشی کرد. و مسئول چاپخانه مخفی سازمان بود. با همسر و دو فرزندش در مخالفت با انقلاب ایدئولژیک بعد از محاکمه اش در عراق به ارودگاه مرگ رمادی عراق فرستاده شدند تا در آنجا بپوسند.

بیانیه 14 تن

بیانیه 14 تن

نیروی خارج کشور چه میخواهد ‏و بیانیه 14 تن

مقالات پربیننده

فرقه ها در میان ما

دانش علمی شناخت و تمیزدادن فرقه از تشکل سیاسی

بدون شناخت علمی از فرقه های خطرناک تحلیل عملکردهای فرقه رجوی و اثرات بشدت مخرب آن بر اعضا و جداشدگان و خلاص شدن از فشارهای شکنجه گونه روانی مغزشویی های چندین دهساله غیرممکن است

خانم آناگومز نماینده پارلمان اروپا خواستار اخراج فرقه رجوی شد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت دوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی امروز باید گفت آنچه را که فردا گفتنش دیر است

قسمت دوم: گفت و شنود با فرشته هدایتی: افشاگریهای فرشته هدایتی در مورد فرقه رجوی

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

سیامک نادری مرگهای مشکوک فرقه رجوی را افشا میکند

کشتن و سربه نیست کردنهای فرقه رجوی

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

فعالیت های ما در تصویر

سخنرانی آقای داود باقروند ارشد در پارلمان اروپا

 

شهریور ماه سالگرد تاسیس مجاهدین، ایرانی و دشمنان هبوط دومش

فهرست مطالب هر سه قسمت از مقاله

قسمت اول: 

مقدمه. 2

هبوط دوم. 2

زمینی شدن خدای آسمانها در دستگاه مسعود و مریم رجوی.. 3

تقلیل زنان ایرانی به زنان حرمسرا توسط مسعودرجوی.. 4

فاجعه روشنفکر مآبی در ایران. 5

پیروز نبرد میان اهریمنان مبلغ تاریکی با نور کیست؟. 6

قسمت دوم: 

چه بودیم و چه هستیم. 7

چگونگی پیوند ایران و غرب.. 7

چرا اروپائیان ایرانیان را بربر خواندند. 9

سقوط امپراطوری 1000ساله. 9

جایگزینی سیادت فرهنگ بر سیادت سیاسی. 10

حفظ هویت ملی ایرانی، تغییر کردن و همان ماندن. 11

شاهنامه اوج قله سیادت فرهنگی. 12

گسترش قلمرو فرهنگی فراتر از قلمرو سیاسی. 12

قسمت سوم: 

محاسن و معایب ایرانیان. 14

پناه بردن ایرانیان به عرفان. 14

ستمگری پادشاهان. 16

افراط و تفریط؛. 17

فردگرایی؛. 17

خرافه پرستی. 18

ایرانی و دشمنان هبوط دومش

 

قسمت اول 

مقدمه

شهریور ماه یکی از پر مناسبت ترین ماههای سال است. از روزهای افتخار آفرینی چون بزرگداشت ابوعلی سینا، محمدبن زکریای رازی، ابوریحان بیرونی، استاد شهریار و زادروز داراب (کورش) گرفته تا روزهای ننگینی چون، تروریسم و وحشیگری کشتار میدان ژاله، حمله به برجهای دوقلو در نیویورک، انفجار دفتر نخست وزیری  توسط فرقه رجوی، و فاجعه بارتر از همه تاسیس و سر برآوردن تشکلی بنام مجاهدین که زمینه ساز ظهور  فرقه مذهبی-استالینیستی رجوی بعنوان هیولایی که چکیده همه رذائل ناشی از جهل و خرافه و نیرنگ و خود پرستی که ایران قرنها در خود و درون خود و جامعه پرورده بود اما اینبار در قالب چپ را بیدارکرد و بجان ایرانیان انداخت میباشد. فاجعه بارترین از این نظر که تلاش دارد ترشحات ذهنی یک خود شیفته و معلول ذهنی را که همه  رذائل گذشته را درخود دارد را در زرورق چپ دوباره بعد از1400 سال تلاش ایرانیان برای بازگشت به هویت ایرانی، و بعد از 42 سال تجربه خونین مردم ایران، این خدای خود خوانده آنرا  تحت نام “اسلام دمکراتیک” بعنوان هویت ایرانی بکمک بعضی دستها و مراکز جهانی دوباره بر ایرانیان حاکم کند. مکتب رجوی آنگونه که خودش در نشریه اش تیتر کرده است، در اوج خلوص و در عمل سرگذاشتن بر قدوم خمینی و راه و رسم اوست

خیانت به خمینی

هبوط دوم

قطعا همه هموطنان با بسیاری از روزهای تاریخ 42 ساله اخیر آشنا هستند، اما برای تلاشهای ایرانیان در 1400 سال گذشته و جهت درک بهتر شرایط خود و میهنمان در جهان امروز، باید از جمیع جهات آنرا شناخت، از بُعد جغرافیایی، تاریخی، فرهنگی و… از این رو در نگاهی به جهان، ایران را سرزمینی میبابیم منحصر بفرد، با سرگذشتی خاص و متفاوت با دیگران. از این رو طبیعی است که هر ایرانی امروز با اندکی کنجکاوی از خود بپرسد، وابسته به چه کشوری است، پایگاه وطنش در دنیا چه بوده است. چرا این میزان از نیروهای اهریمنی یکی پس از دیگری و هر کدام در لباسی فریبنده تلاش میکنند تا نتواند سر از لاک جهل و خرافه و توسل به آسمانها بیرون آورد؟ شاید در یک یا دو سده قبل این سوال چندان موضوعیت نداشت، اما امروز که دنیا بشدت فشرده شده طوریکه ایرانی نیز همچون دیگر ملل در لحظه در جریان تحولات یکدیگر قرار میگیرند، ضرورتهای نویی رو نموده، طوریکه آگاهی بیش از پیش شرط ادامه حیات گردیده و خواه ناخواه ایرانی نیز به تامل واداشته میشود. دورانی که گذشته و حال و آیند طوری بهم پیوسته شده اند که امروز را جز با شناخت دیروز نمیتوان فهمید و سنجید، به آینده نیز باید با چشم باز و نگران نگریست.

از ویژگیهای دوران کنونی این است که  عنان سرنوشت انسان برعهده خودش گذارده شده است. برخلاف گذشته نه چندان دور باید رای بدهد، برنامه ریزی کند، پیش بینی کند تا بتواند گلیمش را از آب بکشد. امری که در گذشته، اتکاء به قضا و قدر و خرافه، تقدیر و آسمان (بهشت جاهلیت) کارش را سبک کرده بود. اکنون بنظر میرسد هبوط[1]فرودآمدن از بالا، هبوط آدم= فرود آدم از بهشت بر زمین دوم او فرا رسیده.

زمانی میوه ممنوعه خورد و وارث نیک و بد شد و از بهشت (دنیای بی تضاد اولیه) رانده شد. و حال نیز که میوه علم و فن و خرد و اندیشه و حقوق بشر و دمکراسی و… را یافته و طعم آنرا چشیده، در نتیجه تکیه گاههای موجود در دنیای جهالت گذشته اش را از دست داده و یا چنان متزلزل شده که دیگر برای یک زندگی در شان انسان معاصر کارساز نیست. و اینگونه رانده شدن دیگری (هبوط دیگری) از بهشت جاهلیت گذشته به ایرانی هشدار داده میشود.

فرایندی که برای ایرانی از اواخر دوران سلسله قاجار در تماس با جهان متمدن با پیشتازی میرزا یوسف خان مستشارالدوله ها و میرزا فتحعلی آخوند زاده ها و … کلید خورده و تا امروز در صحنه جدال بین آنها که کماکان ایران و ایرانی را به باقی ماندن در بهشت جاهلیت فرا میخوانند، با آنها که او را تشویق به خوردن کامل میوه ممنوعه فن، علم، خرد، اندیشه، آزادی، حقوق بشر و دمکراسی و…نموده و تلاش میکنند که هرچه بیشتر از خروجی بهشت جاهلیت فاصله بگیرد، در جریان است.

جدال بین گذشته و حال، بین نو و کهنه، خرافه و اندیشه، استبداد و آزادی، همواره جدالی خونین و سخت بوده است. مسیری مملو از نیرنگ بازان و فریب کارانیکه ایرانی را که طعم دنیای نو را چشیده، با نشان دادن درهای کاذب ورود به دنیای نو، از یکطرف، و ذهنیتها و عادت های دنیای کهنه که طی قرون و اعصار در ایرانی به نفع ماندن دردنیای کهنه نهادینه شده است از سوی دیگر، در همان بهشت جاهلیت نگهدارند. و اینگونه طی طریق مسیر هبوط دوم انسان ایرانی را مشکل و مشکلتر میکنند.

نیرنگ بازان و فریبکاران، در لباس های گوناکون و بعضا بسیار شیک و امروزی، در قالب “اسلام دمکراتیک” من در آوردی رجوی، سلطنت طلب، یا سکولارهای وابسته به مراکز جهانی و  متمایل به سلطنت، و بعضی مارکسیستهای نوع استالینی[2]ضمن  احترام به فلسفه ضد استثماری مارکسیسم و… ظاهر میشوند.

اینها ایرانی را که پیشتازانش بر بهشت قضا و قدر و اتکاء به آسمانها شوریده اند، کماکان در قالب رعیت ظل والسطان ها، ذوب شدگان در رهبری عقیدتی، و چاکران و نوکران خدایگانها، و یا بردگانی تحت حاکمیت دیکتاتوری پرولتاریا (اسم مستعار جمعی جوجه روشنفکر به اصطلاح حامی کارگر که بعد از بقدرت رسیدن حتی حق انتخاب نوع لباس و خوراک هم برای کارگر قائل نشدند چه برسد به شرکت او در رهبری جامعه سوسیالیستی) [3]نقل از کتاب تروتسکی کاهن معبد سرخ، سرویس رابرت، ترجمه بیژن اشتری، نشر ثالث چاپ اول که جز باربری و نشخوار، تلف شدن در راه رهبری عقیدتی، خاک پای خدایگان بودن و یا در کارخانه ها برای تحقق آرمانهای دیکتاتوری طبقه کارگر (عده ای رهبران عقیدتی سوسیالیستی) جان دادن، حق دیگری برای ایرانی قائل نبودند و نیستند، میخواهندش.

زمینی شدن خدای آسمانها در دستگاه مسعود و مریم رجوی

به کسی پاسخگو نبودنرجوی آشکارا با وقاحتی بی حد و حصر مدعی است که نیازی به دادن زحمت به ایرانیان و خروج از بهشت(توسل به قضا و قدر و آسمانهای عصر جاهلیت)نیست، چرا که رجوی با یک عمل تاریخساز(بخوانید شامورتی بازی انقلاب ایدئولژیک) طی یک “شورت کات” همان بهشت جاهلیت را با تعویض تابلوش به “اسلام دمکراتیک“، به “دنیای نو” تغییر و تبدیل میکند. او خود و مریم رجوی و دیگرهمسران “رها شده!!!” از قید و بندهای تاریخی در اثر ورود به حرمسرایش، مدعی اند بهشت دمکراتیکشان از این حُسن و امتیاز برین نیز برخوردار است که، خدای آسمانی ایکه ایرانیان تا به امروز بدان اتکاء کرده اند، امروزه در وجود نرینه حرمسرای فرقه رجوی، یعنی مسعود رجوی تجللی یافته و اینگونه در “اسلام دمکراتیک” اش خداوند، زمینی شده و در دسترس همگان قرار داده شده است!!!! جهت اثبات اینکه وی خداست و زدون هر گونه شک و تردیدِ شرک آمیز!! در خدایی خودش، مهدی ابریشمچی که از اولین ایمان آورندگان به این خدای خود خوانده است و آنرا با قربانی کردن زنش مریم در پیشگاه او به اثبات رسانده را به صحنه فرستاد تا بعنوان نشان خدایی مسعود رجوی اعلام کند که مسعودرجوی نیز همچون خدای آسمانها به کسی دراین جهان پاسخگو نیست”!!!

23519265_1924081974579573_1352469619278638488_n 2013111520374626368891مسعود رجوی که “عشق به ایران و ایرانی را با وطن فروشی به دشمنان  ایران و کشتار جوانانش در مرزها و شهرها و حتی در درون تشکیلاتش صدها بار طی چهل سال گذشته به اثبات رسانده است!! به ایرانیان تکلیف میکند که نیازی به خروج از بهشت جهل و خرافه گذ شته نیست، چرا که او خود در راستای به ودیعه گذاشتن کشور برای بقدرت رسیدن نزد از ما بهتران!! پمپئوها و جان بولتن ها، جولیانی ها و دیگر نمونه های برجسته اوباش دنیای به اصطلاح متمدن!! را بعنوان سمبلهای دمکراتیسم به بهشتی که وعده میدهد، دعوت میکند که حتی طی سخنرانیهای پر زرق و برق و گران شان، ضمن تشکر از زوج رجوی برای به مزاید گذاشتن کشور، نوید دنیای نو را هم به ایرانیان با خدایی زمینی میدهند. او استدلال میکند، حضور اجاره ای ناشخصیت های فوق در بهشت جهل و خرافه اش،  نشان دمکراتیسم آن است. و جشنها برای آن برگزار میکنند.

این نمونه ای است از تلاش یکی از واپس گراترین نوع از مبلغین جهل و تاریکیِ بیدارشده بعد از انقلاب 1357 تا نگذارد ایرانی از دنیای جهل و خرافه و خفت و خاری و نکبت توصل به آسمانها خارج و هبوط دومش یعنی خوردن کامل میوه خرد و اندیشه و علم و نو اندیشی و آزادگی و پیشرفت و استقلال و حقوق بشر و… را در خود و کشورش محقق کند.  

نگارنده همواره گفته و نوشته است(که بسیار هم به رجوی برخورده و آنرا بعنوان مزدوری نگارنده در سایتهای رسوایش منعکس میکند(اینجا)) که:

 

“طی دو قرن اخیر علیرغم همه زشتیهایی که ایرانیان تجربه کرده اند، شاید تنها و بزرگترین اقبالی که به مردم ایران روی کرده، تست و آزمایش شدن فرقه رجوی طی چهار دهه گذشته به قیمت هوشیاری مردم ایران و نابودی گذشته و حال و آینده و جان هزاران زن و مردی بود که فریب بهشت زمینی خدای خود خوانده ای بنام مسعودرجوی را خوردند، میباشد.” نقل از مقاله گذشته داود باقروند ارشد

 

تقلیل زنان ایرانی به زنان حرمسرا توسط مسعودرجوی

در سازمان مجاهدین ایرانیان به نرینه ها و مادینه های وحشی تقلیل داده شدند و حقی جز بلاگردان رهبریش شدن برایشان قائل نیستند. اگر ناصرالدین شاه همبستری با هزار زن را در حرمسرایش برای آنها و خانواده شان افتخار و سرمنشاء آب و نانی میشمرد، مسعودرجوی حق حیات برای زنان(همه زنان) را تنها از طریق همبستر شدن آنهم  بشرط عشق! به خودش برای آنها قائل شده است. و برای مردان نیز مشروط با تقدیم زنانشان!!! به حرمسرای رجوی آنهم تقدیم از سرنیاز خودشان!!!، حق حیات قائل شده است. مسعودرجوی همچون شاه طی 42سال گذشته هیچ ایرانی را لایق اینکه در امری او را مخاطب قرار دهد ندانسته. وقتی برای قدرتش لازم دید آنها را هنگام دفاع از کشورشان در مرزها بنفع دشمنان ایران و در خوش خدمتی به صدامها کشت. و همچون شاهان مستبد، اعضای فدایی دربارش(در تشکیلات رجوی) علیرغم اینکه سر بر قدومش میگذارند را همچون درباریان شاهان ایران، وقتی از جانب آنها مورد سوال قرار گرفت و احساس تهدید کرد، تبعید، زندان و شکنجه کرد و کشت.

سلطنت طلبان نیز با کینه ای عمیق ناشی از سرنگون شدنشان در 1357 نسبت به مردم ایران، ، کماکان بر همان طبل باقی ماندن مردم ایران در بهشت جهل و خرافه و توسل به آسمانها میکوبند. آسمانهایی که بزرگترین حسن آن “موهبت الهی سلطنت موروثی” است که برای مردم ایران نازل میکند. تا بصورت ظل السلطان ها یا آریامهرها یا همان خدایان زمینی بر کشور و مردم حاکم شوند. حاکمیتی که در آن ایران و ایرانی نیز جز بردگی حق دیگری تحت این خدایان زمینی ندارد. هرچند با در چشم  انداز قرارگرفتن ورود مردم ایران به هبوط دوم خود، این راهزنانِ مسیر نیز، همچون رجوی دست بکار شده ضمن بکارگرفتن شیوه های او در نشاندادن حمایت اجانب از خود و حتی با گرفتن عکس در کنار آنها، تلاش میکنند اینبار همان زهر را با انواع سوس ها در قالب معرفی سلطنت بعنوان قطب و ثقل و لنگر و کانونِ وحدت و اتحاد کشور، … توجیه کنند. و اینگونه بدون نام بردن از “توسل به آسمانها” عملا محصول خرافه و جهل و اتکاء به آسمانها، یعنی (شاهنشاه و ظل السلطان و رهبر عقیدتی و…) را رنگ کرده بعنوان سلطنت نوِ، متحول  و دمکراتیزه (سوئدی شده!) شده، به خورد این ایرانی بدهند.

فاجعه روشنفکر مآبی در ایران

مشکل دیگر لااقل در 100 سال اخیر ناشی از فاصله میان طبقه خواص با عامه مردم است. هیچگاه درتاریخ چنین جدایی عمیق بین ایندو طبقه احساس نمیشده است. از زمان برخورد با تمدن غرب یک قشر با سواد و درس خوانده و فرنگی مآب در ایران پیدا شدند که بسیار با تفرعن و سنگ دلی بر عامه مردم نگاه میکردند و خود را تافته جدا بافته میدانستند. این طرزدید، عقده و کینه پنهانی در مردم ایجاد کرد تا بدانجا که به همه مظاهر علم و درک و روشن بینی بدبین شوند.

حقیقت این است که “روشن فکر” یا به اصطلاح “طبقه فاضله” که دستگاه حکومت نیز از آن منشعب میشد، در دوران اخیر بخصوص این 60 ساله بدترین رفتار را با مردم داشته اند. آنها را به تمام معنا، عوام کل انعام انگاشته اند. که حقی اضافه تر از حق چریدن و بار کشیدن ندارند. در مورد حاکمان سرنگون شده اما، عباس میلانی در کتاب “نگاهی به شاه” مینویسد، محمدرضا شاه کشورش را “دوست داشت” ولی “از ایرانیان متنفر بود“.

البته در مورد روشنفکران استثناء هم وجود داشته و عده ای روشنفکر عابرومند و خوب را نمیتوان نادیده گرفت، ولی با یک گل بهار نمیشود. این لکه ننگ بر دامان روشنفکرمابان ایران افتاد، که عده ای از آنها با صفت افتخار آمیز “وطن در چمدان” موصوف شدند. اینها وعده ای از قماش اینان، تنها پس از طرد از وطن متوجه شدند که کشوری بنام ایران می توانسته است بر روی نقشه جغرافیا وجود داشته باشد و آنگاه به نوحه سرایی پرداختند که این عبارت شکسپیر چه خوب مصداق حالشان میشود. آنجا که اوتلو به دزدمونا گفت:

“ترا کشتم که سپس دوستت بدارم”

 

کسان دیگر از این گروه نقش دیگری بر عهده گرفتند، و کمر به کینه ورزی بستند. ایران و تاریخ و هرگونه اعتبار آنرا انکار کردند. نشان روشنفکری را در نفی ارزشها دانستند. یکی از اینها، اینجا و آنجا در خارج به سخنرانی پرداخته و ادعا کرده بود که نام ایران کلمه جدید است و در گذشته به این کشور اتلاق نمی شده است. البته دکتر جلال خالقی مطلق و دکتر جلال متینی طی دو مقاله به این یاوه گویی پاسخ دادند(اینجا). سابقه تاریخی بسیار کهن نام ایران را در آثار پیش و بعد از اسلام برشمردند. از همین رهگذر بود که ضحاک اساطیری بعد از چند هزار سال آزادیخواه!! و مردم دوست قلمداد شد!!! نظایر این حرفها بسیار زده شده است و در لای ابرهای بی خبری، بی سوادی و عقده و کینه توزی مبتنی بر بی خردی، شنوندگانی نیز برای خود یافته است.

اینترنت و بلندگوهای استعماری به هر فرصت طلبی مجال داده است که هرچه دلخواهش بود بگوید و بنویسد و شما که خواننده و شنونده هستید وقتی پر از بغض و کینه بودید هرچه اندکی این بغض و کین را فرونشاند آنرا شاهکار شناخته و باز نشرش نموده اید.

 

پیروز نبرد میان اهریمنان مبلغ تاریکی با نور کیست؟

باوجود سرنگونی غول اهریمنی 2500 ساله دنیای جهل و خرافه و اتکاء به آسمانها در انقلاب بهمن 57 و سر برآوردن غولهای خفته قرون اعصار بویژه از کوزه زندانهای کشور (به یمن تلاشهای حقوق بشری!! کارتر) که در ادامه با حمایت همان دولت امروزه درآلبانی و خارج کشور در کمین مردم ایران نشسته اند، تنها میتوان به این سوال با نگاه به تاریخ ایران و ایرانی در رویارویی با چنین اهریمن هایی از گذشته دور تا به امروز، پاسخ داد.

البته امروزه مردم ا یران تجارب گرانقدری پیش رو از افغانستانی که سالیان توسط شوروی سابق اشغال شد تا به اصطلاح نجات یابد و یا 20 سالی که تحت اشغال آمریکا بود و البته تجارب عراق و لیبی و سوریه و … همه نشان داد که تنها راه رهایی ایران وایرانی اتکاء به خودش است و بس. ایرانی محکوم است برای پیروزی نو بر کنهه، خرد بر خرافه، … خود را تغییر دهد تا این خود، کشورش را نیز تغییر دهد. ایرانی باید از توصل به و التماس و درخواست از دیگری و هر آنچه غیر خودش است، که ریشه در عادات دنیای جهل و خرافه و توسل به آسمانها و… گذشته او دارد دست بشوید و به خودش و تنها خودش اتکا کند و از خودش بخواهد تا از دیگران. و این جز با شناخت عمیق از خود(فرد ایرانی) و کشورش(جمع ایرانیان) که چه بودیم و چه هستیم و چه باید باشیم شدنی نیست.

پایان قسمت اول

داود باقروند ارشد

شهریور 1400

در ادامه مقاله مطلب زیر را خواهید خواند.

قسمت دوم. 7

چه بودیم و چه هستیم. 7

چگونگی پیوند ایران و غرب.. 7

چرا اروپائیان ایرانیان را بربر خواندند. 9

سقوط امپراطوری 1000ساله. 9

جایگزینی سیادت فرهنگ بر سیادت سیاسی. 10

حفظ هویت ملی ایرانی، تغییر کردن و همان ماندن. 11

شاهنامه اوج قله سیادت فرهنگی. 12

گسترش قلمرو فرهنگی فراتر از قلمرو سیاسی. 12

قسمت سوم. 14

محاسن و معایب ایرانیان. 14

پناه بردن ایرانیان به عرفان. 14

ستمگری پادشاهان. 16

افراط و تفریط؛. 17

فردگرایی؛. 17

خرافه پرستی. 18

References   [ + ]

1. فرودآمدن از بالا، هبوط آدم= فرود آدم از بهشت بر زمین
2. ضمن  احترام به فلسفه ضد استثماری مارکسیسم
3. نقل از کتاب تروتسکی کاهن معبد سرخ، سرویس رابرت، ترجمه بیژن اشتری، نشر ثالث چاپ اول

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

 
error

Enjoy this blog? Please spread the word :)

RSS20k
دریافت مطالب جدید از طریق ایمیل5k
مارادر فیسبوکتان به اشتراک بگذارید12k
از کانال یوتوب ما بازدید کنید14k
از کانال یوتوب ما بازدید کنید
extra smooth footnotes