پربیننده ترین ها

ملاقات با نخست وزیر هلند آقای مارک روته در جریان کنگره سالانه حزب اتحاد احزاب لیبرال اتحادیه اروپا (آلده پارتی) در آمستردام. طی ملاقات ضمن معرفی خودو فرقه رجوی و نقض شدید حقوق بشر توسط این فرقه در آلبانی تشریح شد.

ملاقات با آقای گای فرهوفشتادت عضو پارلمان اروپا و رهبر فراکسیون لیبرالهای اتحادیه اروپا از سیاستمداران عالی و افشای همه ترفندهای فریب فرقه رجوی در زمینه ماهیت این فرقه و فشارها و توطئه هایی که علیه جدا شدگان اعمال میکند.

بنابه دعوت یو ان واچ جنبش نه به تروریسم و فرقه ها در نشست سالیانه حقوق بشر و دمکراسی شرکت کرد. خانم دکتر هشترودی بنا به دعوت جنبش نه به تروریسم وفرقه ها در این نشست شرکت کردند که حضور ایشان باعث خوشحالی جنبش نه به تروریسم و فرقه ها گردید. ایشان ضمن حضورفعالشان در نشست با اعضای عالیرتبه شرکت کننده در جلسه به بحث و گفتگو پرداختند. ازجمله با وزیر سابق دادگستری و عضو پارلمان کانادا آقای ایروین کولتر و از بنیانگذاران یوان هیومن راتس واچ مفصلا به بحث پرداختند. این کنفرانس سالیانه جهت شنیدن گزارشات قربانیان حقوق بشربرگزار میشود. در همین رابطه آقای داود ارشد رئیس جنبش نه به تروریسم و فرقه ها سخنانی بشرح زیر ایراد کردند:

درملاقات با دکترورنر هویر به اطلاع ایشان رسید که: فرقه رجوی در حال تدارک دیدن یک زندان ابدی موسوم به اشرف 3 در ‏محلی دورافتاده میباشد. این محل یک پایگاه نظامی متروکه آمریکایی می باشد با یک فرودگاه و یک سکوی هلی برد کوچک و ‏بخشی از سیستم های داخلی آن مستقیما از آمریکا آورده شده و نصب گردیده اند. از ایشان استمداد کمک شد. ‏

ملاقات با همسر نرگس محمدی در مقر ملل متحد ژنو-------آقای داود ارشد و خانم دکتر هشترودی با همسر نرگس محمدی در این ملاقات آقای تقی رحمانی همسر نرگس محمدی که خودشان نیز چندین نوبت زندان بوده اند از نقض حقوق بشر در ایران گزارشی به کنفرانس ارائه کردند و از تناقضات موجود در سیستم قضایی ایران در جریان محاکمه نسرین محمدی بطور مفصل و جامع سخن گفتند.خانم دکتر هشترودی و آقای مهندس ارشد با ایشان ابراز همدردی کردند و جزئیات بیشتری از موارد نقض حقوق بشر در فرقه تروریستی رجوی که در آن فعال بوده است را برای آقای تقی رحمانی تشریح نمودند.

دادخواهی علیه برده داری پناهجویان در تیرانا همچو لیبی توسط فرقه رجوی در دیدار آقای ارشد با نخست وزیران هلند و اسلووانیا

ملاقات با رهبر حزب دمکراتهای آزاد آلمان (اف پ د) آقای کریستین لیندنر در جریان کنگره سه روزه احزاب لیبرال اروپا در آمرستردام هلند. افشای جنایات فرقه رجوی علیه اعضا و جدا شدگان

آقای ارشد در مورد ادعای فرقه رجوی و حامیانش گفتند چند شاخص آشکار وجود دارد. چرا متحدین آنها بویژه آقای دکتر بنی صدر با پیش بینی سرنوشت آنها در عراق از آنها جدا شدند؟ چرا هیچ ایرانی چه مردمی چه سیاسیون در مراسم آنها شرکت نمیکنند؟ چرا این تشکیلات مجبور است جهت گردهمآیی هایش سیاهی لشکر کرایه کند؟ چرا این تشکیلات در ترس از مردم ایران اجازه نمیدهد با اعضایش درارتباط قراربگیرند؟ چرا ارتباط اعضایش را با جهان قطع میکند؟ چرا تمامی تحلیلگران برحقیقت نفرت مردم از این تشکیلات بدلیل همکاری با صدام را تاکید میکنند؟ چرا باید رجوی در داخل تشکیلاتش زندان و شکنجه برای اعضای خودش راه بیندازد؟ چرا مجبور است برای دریافت حمایت سیاسی هرچند بی ارزش منافع مردم ایران را به کسانیکه خود به کشتن آنها افتخار میکرده است بفروشد و حتی برای چند دقیقه سخنرانی آنها دهها هزار دلار بپردازد؟ چرا حتی عربستان حامی سیاسی و مالی آنها ارزیابیشان از آنها این استکه “هیچ جایگاهی در میان مردم ایران ندارند”؟ چرا در همین پارلمان اعضای سابق منتقدش را بقصد کشت میزند؟ چرا هر منتقدی ایرانی و حتی غیره ایرانی را جاسوس و مزدور رژیم!! میخواند؟ آیا بخاطر همین چرا ها نیست که: وقتی مردم ایران در سراسر کشور جهت خواسته هایشان دست به تظاهرات و اعتراض میزنند هیچ اسمی از آنها نمیآورند؟ آیا این مسئله پیامش غیر از این است که: مردم ایران رژیم حاضر را صد بار به فرقه رجوی ترجیح میدهند. و “تنها آلترناتیو دمکراتیک” جوکی بیش نیست.

خانم دکتر فریبا هشترودی: با یقین میگویم که مجاهدین شکنجه میکنند…. هشترودی1سرکار خانم دکتر فریبا هشترودی یکی از برجسته ترین زنان ایرانی جزء افتخارات ایرانیان در فرانسه، نویسنده و خبرنگار و فعال سیاسی که سابقا عضو شورای ملی مقاومت ایران بوده است که باید ایشان را بیشتر شناخت با علم یقینی در مورد فرقه تروریستی رجوی از درون آن سخن میگوید. وقتی به عمق پوسیدگی تشکل رجوی پی بردم جدا شدم بله

بیانیه 14 تن

بیانیه 14 تن

نیروی خارج کشور چه میخواهد ‏و بیانیه 14 تن

مقالات پربیننده

فرقه ها در میان ما

دانش علمی شناخت و تمیزدادن فرقه از تشکل سیاسی

بدون شناخت علمی از فرقه های خطرناک تحلیل عملکردهای فرقه رجوی و اثرات بشدت مخرب آن بر اعضا و جداشدگان و خلاص شدن از فشارهای شکنجه گونه روانی مغزشویی های چندین دهساله غیرممکن است

خانم آناگومز نماینده پارلمان اروپا خواستار اخراج فرقه رجوی شد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت دوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی امروز باید گفت آنچه را که فردا گفتنش دیر است

قسمت دوم: گفت و شنود با فرشته هدایتی: افشاگریهای فرشته هدایتی در مورد فرقه رجوی

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

سیامک نادری مرگهای مشکوک فرقه رجوی را افشا میکند

کشتن و سربه نیست کردنهای فرقه رجوی

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

فعالیت های ما در تصویر

افشاگری مشاور عالی مریم رجوی در مورد فرقه رجوی

 

نیویورک تایمز: ‘ایران بهانه است، پای چین در میان است’

image

با گذشت چند روز از ساقط شدن پهپاد آمریکایی از سوی ایران، اکنون تحلیل‌گران تلاش می‌کنند تصویری بزرگتر از ماجرا ترسیم کنند.

 
رابرت کی. کاپلان، نویسنده و تحلیلگر مسایل ژئوپولوتیک، در نیویورک تایمز نوشته: “در دنیای وابسته به بازار جهانی، در دنیای جنگ‌های سایبری و نسل پنجم شبکه‌های ارتباطی (۵ جی) همه چیز به جغرافیا مرتبط است.”
“وقتی به جغرافیا توجه می‌کنید می‌بینید تنش فعلی کمتر به ایران و خلیج فارس و بیشتر به دریای عمان و اقیانوس هند مرتبط است. چه دولت ترامپ متوجه این قضیه شده باشد یا خیر، آنچه در رویارویی میان ایران و آمریکا در حال روی دادن است ابعادی بسیار وسیع‌تر دارد.”

 
آقای کاپلان با اشاره به ویژگی‌های تنگه هرمز و مختصات باریک دو شاهراه عبور انرژی جهان از این آبراه نوشته: “تنگه هرمز فقط ایران و عمان را از هم جدا نمی‌کند بلکه عمان و پاکستان را هم تفکیک می‌کند و در آن گوشه سواحل پاکستان، بندر گوادر واقع شده که چین از چند سال پیش آنجا، همچون یک اثر هنری، لنگرگاه مدرن گوادر را ساخته است. پکن امیدوار است با وصل شدن این بندر به شاهراه‌ها و خط آهن یک شریان انرژی را به غرب چین وصل کند. چین از این لنگرگاه قادر به کنترل رفت و آمدهای در تنگه هرمز است.”
“چین به دنبال ساخت یک پایگاه نظامی دریایی در گوآدر هم هست… به عبارت دیگر، چین همین الان هم بازیگر جدی در دریای عمان و تنگه هرمز است.”

 

اشاره آقای کاپلان به گزارش‌های زمستان سال ۲۰۱۸ است کهرسانه‌ها از تصمیم پکن برای احداث یک پایگاه نظامی دریایی در بندر گوادر پاکستان خبر دادند.
به عقیده این کارشناس ژئوپولوتیک، همزمان چین تلاش دارد با به واقعیت بدل کردن رویای راه ابریشم جدید به جنوب ایران وصل شود. این کشور هم اکنون هم یک سوم انرژی فسیلی خود را از ایران و تنگه هرمز تامین می‌کند و به همین علت هر تهدیدی علیه ایران، تهران را به پکن نزدیک‌تر خواهد کرد.”

 

“تازه این فقط چین نیست. بلکه هند هم در رقابت با پکن به دنبال نزدیکی به ایران است تا راه وصل شریان انرژی اروپا-آسیا را از طریق این دو کشور به آسیای میانه که سرشار از منابع انرژی است وصل کند.”

 

از نظر آقای کاپلان هنوز معلوم نیست که هند بالاخره با ایران در این زمینه متحد خواهد شد یا نقشه چین-پاکستان و چین-ایران موفق‌تر می‌شود اما در این میان آمریکا با خروج از پیمان تجارت اقیانوس آرام (تی‌پی‌پی) “دیگر داخل این بازی نیست”.

 

در نهایت آقای کاپلان نتیجه‌گیری کرده که “چشم‌انداز چین برای ایران تبدیل این کشور به نقطه کانونی راه ابریشم جدید است؛ چیزی که آمریکا توان تغییر آن را نخواهد داشت. برای همین هم یک رویکرد بهتر این است که با استفاده از حداکثر فشار اقتصادی، حمله سایبری و از سر گرفتن مذاکرات و با سرو صدای بلند برای افزایش آزادی‌ها در ایران و دیگر کشورهای مشارکت‌کننده در طرح راه ابریشم جدید چین، تلاش کرد موقعیت پکن را تضعیف کرد.”

This Isn’t About Iran. It’s About China.

Whether or not Trump realizes it, the current standoff in the Middle East is about something much bigger than the Gulf.

By Robert D. Kaplan

Mr. Kaplan writes about geopolitics.

In a world of global financial markets, 5G networks and cyberwar, geography still rules. The two shipping lanes in the Strait of Hormuz, each two miles wide, hold the key to the Persian Gulf and roughly half of the world’s proven oil reserves and production capacity. That is why the recent attacks, widely assumed to have been ordered by Iran, on tankers in the Gulf of Oman, a strategic waterway just outside the Strait, have frayed geopolitical nerves the world over.

The Iranians understand that because geography is so precious in the Gulf region, small actions have magnified effects. Likewise, the Americans know that in the constricted waters of the Gulf, their large warships are prone to attacks by Iranian swarm boats, even as Iran’s proximity to Saudi Arabia threatens that fragile kingdom and American ally. Truly, the Middle East faces a crisis of room.

Yet geography tells a more important story in the Gulf region: The current tensions are less about Iran and the Persian Gulf than about China and the Indian Ocean. Whether the Trump administration realizes it or not, what is occurring in the American-Iranian standoff is about something much vaster.

The Gulf of Oman separates not only Oman and Iran, but also Oman and Pakistan. In the southwestern corner of Pakistan, close to the Iranian border, China has completed a state-of-the-art container port at Gwadar, which Beijing hopes will eventually link up with roads, railways and pipelines to western China. And from Gwadar, the Chinese can monitor shipping traffic through the Strait of Hormuz.

In other words, China is already in the Middle East. The Chinese are now contemplating the construction of a naval base nearby, adjacent to the Iranian border. More crucially, the Gulf of Oman has become more than just a waterway for oil that America, with its shale gas revolution, requires less and less of. It is a hinge uniting the Middle East, the Indian subcontinent and East Asia in China’s Belt and Road Initiative.

While the United States contemplates a war with Iran, the Chinese are engaged in trade and infrastructure building there. Gwadar is central to the maritime aspect of the Belt and Road Initiative, but China’s interest in Iran is about both land and sea. The routes that China has already built across Central Asia link China with Iran — an unbeatable combination in Eurasia, where Iran is a demographic and geographic organizing point.

An American war with Iran will drive the country even further into the hands of China, which already accounts for almost a third of all Iran’s energy trade. While China’s energy ties with Iran may be curtailed as a result of the Trump administration’s sanctions, as well as by the complexities of the Beijing-Washington trade talks, China and Iran will eventually find a way to cooperate and thwart the United States.

The Gulf of Oman remains a focus of the Belt and Road Initiative, as do, to a lesser extent, other energy-rich points along the Indian Ocean. The aim is to get oil and gas transported directly by pipeline north into China, since the Strait of Malacca, which runs between Malaysia and Indonesia and upon which China currently depends for much of its imported oil, is, like the Strait of Hormuz, too narrow for comfort. Again, it is all about geography.

It isn’t only China that is central to the Persian Gulf region. The Indians and Iranians are competing with China and Pakistan to unite the Gulf of Oman with the Eurasian interior, in the hope of linking southeastern Iran with energy-rich Central Asia. It is unclear which effort will succeed — the Chinese-Pakistani one, the Indian-Iranian one, or both. In any case, the United States is simply not in this game.

Iran is at the very center of 21st-century geopolitics. It dominates Central Asian trade routes and sits at the hydrocarbon nexus of the Indian Ocean, with a coastline of over 1,500 miles stretching from Iraq to Pakistan. Iran is the key to China’s plans, just as China’s plans are key to Eurasia’s destiny.

Indeed, China has a grand strategy that understands all this geography and culture. The United States, by contrast, is pursuing a myopic, war-by-choice strategy with Iran. Its withdrawal from the free-trading alliance in maritime Eurasia, known as the Trans-Pacific Partnership, shows that Washington has no plan to compete with the Belt and Road Initiative. The Americans are obsessed with the Persian Gulf as a small, distinct region; the Chinese see the larger, more fluid geographical picture.

Of course, Iran does present a challenge to peace in the Middle East and to America’s allies in particular. But Iran’s clerical regime has too many power centers and is too deeply institutionalized to be toppled by impulsive military action. Indeed, regime change in Iran could lead to a worse state of affairs, with the Iranian Revolutionary Guard Corp in direct control, rather than in indirect control as now.

The Chinese vision for Iran to be a hub for its Belt and Road Initiative is something the United States is simply not going to change. A better approach is a suite of economic pressures, targeted cyber attacks and resumed negotiations — combined with loud, persistent calls for increased freedoms in Iran and the other participants in the initiative, as a way to undermine China’s position.

Washington is half a world away from Eurasia. Without a big idea, the United States will be unable to compete with China. As for Iran, because of the blunt fact of geography it will be key to 21st-century Eurasia, something which argues for a long-term, sustainable strategy.

Robert D. Kaplan is a managing director for global Macro at Eurasia Group and the author, most recently, of “The Return of Marco Polo’s World: War, Strategy and American Interests in the Twenty-First Century.”

The Times is committed to publishing a diversity of letters to the editor. We’d like to hear what you think about this or any of our articles. Here are some tips. And here’s our email: letters@nytimes.com.

Follow The New York Times Opinion section on Facebook, Twitter (@NYTopinion) and Instagram.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.