پربیننده ترین ها

ملاقات با نخست وزیر هلند آقای مارک روته در جریان کنگره سالانه حزب اتحاد احزاب لیبرال اتحادیه اروپا (آلده پارتی) در آمستردام. طی ملاقات ضمن معرفی خودو فرقه رجوی و نقض شدید حقوق بشر توسط این فرقه در آلبانی تشریح شد.

ملاقات با آقای گای فرهوفشتادت عضو پارلمان اروپا و رهبر فراکسیون لیبرالهای اتحادیه اروپا از سیاستمداران عالی و افشای همه ترفندهای فریب فرقه رجوی در زمینه ماهیت این فرقه و فشارها و توطئه هایی که علیه جدا شدگان اعمال میکند.

بنابه دعوت یو ان واچ جنبش نه به تروریسم و فرقه ها در نشست سالیانه حقوق بشر و دمکراسی شرکت کرد. خانم دکتر هشترودی بنا به دعوت جنبش نه به تروریسم وفرقه ها در این نشست شرکت کردند که حضور ایشان باعث خوشحالی جنبش نه به تروریسم و فرقه ها گردید. ایشان ضمن حضورفعالشان در نشست با اعضای عالیرتبه شرکت کننده در جلسه به بحث و گفتگو پرداختند. ازجمله با وزیر سابق دادگستری و عضو پارلمان کانادا آقای ایروین کولتر و از بنیانگذاران یوان هیومن راتس واچ مفصلا به بحث پرداختند. این کنفرانس سالیانه جهت شنیدن گزارشات قربانیان حقوق بشربرگزار میشود. در همین رابطه آقای داود ارشد رئیس جنبش نه به تروریسم و فرقه ها سخنانی بشرح زیر ایراد کردند:

درملاقات با دکترورنر هویر به اطلاع ایشان رسید که: فرقه رجوی در حال تدارک دیدن یک زندان ابدی موسوم به اشرف 3 در ‏محلی دورافتاده میباشد. این محل یک پایگاه نظامی متروکه آمریکایی می باشد با یک فرودگاه و یک سکوی هلی برد کوچک و ‏بخشی از سیستم های داخلی آن مستقیما از آمریکا آورده شده و نصب گردیده اند. از ایشان استمداد کمک شد. ‏

ملاقات با همسر نرگس محمدی در مقر ملل متحد ژنو-------آقای داود ارشد و خانم دکتر هشترودی با همسر نرگس محمدی در این ملاقات آقای تقی رحمانی همسر نرگس محمدی که خودشان نیز چندین نوبت زندان بوده اند از نقض حقوق بشر در ایران گزارشی به کنفرانس ارائه کردند و از تناقضات موجود در سیستم قضایی ایران در جریان محاکمه نسرین محمدی بطور مفصل و جامع سخن گفتند.خانم دکتر هشترودی و آقای مهندس ارشد با ایشان ابراز همدردی کردند و جزئیات بیشتری از موارد نقض حقوق بشر در فرقه تروریستی رجوی که در آن فعال بوده است را برای آقای تقی رحمانی تشریح نمودند.

دادخواهی علیه برده داری پناهجویان در تیرانا همچو لیبی توسط فرقه رجوی در دیدار آقای ارشد با نخست وزیران هلند و اسلووانیا

ملاقات با رهبر حزب دمکراتهای آزاد آلمان (اف پ د) آقای کریستین لیندنر در جریان کنگره سه روزه احزاب لیبرال اروپا در آمرستردام هلند. افشای جنایات فرقه رجوی علیه اعضا و جدا شدگان

آقای ارشد در مورد ادعای فرقه رجوی و حامیانش گفتند چند شاخص آشکار وجود دارد. چرا متحدین آنها بویژه آقای دکتر بنی صدر با پیش بینی سرنوشت آنها در عراق از آنها جدا شدند؟ چرا هیچ ایرانی چه مردمی چه سیاسیون در مراسم آنها شرکت نمیکنند؟ چرا این تشکیلات مجبور است جهت گردهمآیی هایش سیاهی لشکر کرایه کند؟ چرا این تشکیلات در ترس از مردم ایران اجازه نمیدهد با اعضایش درارتباط قراربگیرند؟ چرا ارتباط اعضایش را با جهان قطع میکند؟ چرا تمامی تحلیلگران برحقیقت نفرت مردم از این تشکیلات بدلیل همکاری با صدام را تاکید میکنند؟ چرا باید رجوی در داخل تشکیلاتش زندان و شکنجه برای اعضای خودش راه بیندازد؟ چرا مجبور است برای دریافت حمایت سیاسی هرچند بی ارزش منافع مردم ایران را به کسانیکه خود به کشتن آنها افتخار میکرده است بفروشد و حتی برای چند دقیقه سخنرانی آنها دهها هزار دلار بپردازد؟ چرا حتی عربستان حامی سیاسی و مالی آنها ارزیابیشان از آنها این استکه “هیچ جایگاهی در میان مردم ایران ندارند”؟ چرا در همین پارلمان اعضای سابق منتقدش را بقصد کشت میزند؟ چرا هر منتقدی ایرانی و حتی غیره ایرانی را جاسوس و مزدور رژیم!! میخواند؟ آیا بخاطر همین چرا ها نیست که: وقتی مردم ایران در سراسر کشور جهت خواسته هایشان دست به تظاهرات و اعتراض میزنند هیچ اسمی از آنها نمیآورند؟ آیا این مسئله پیامش غیر از این است که: مردم ایران رژیم حاضر را صد بار به فرقه رجوی ترجیح میدهند. و “تنها آلترناتیو دمکراتیک” جوکی بیش نیست.

خانم دکتر فریبا هشترودی: با یقین میگویم که مجاهدین شکنجه میکنند…. هشترودی1سرکار خانم دکتر فریبا هشترودی یکی از برجسته ترین زنان ایرانی جزء افتخارات ایرانیان در فرانسه، نویسنده و خبرنگار و فعال سیاسی که سابقا عضو شورای ملی مقاومت ایران بوده است که باید ایشان را بیشتر شناخت با علم یقینی در مورد فرقه تروریستی رجوی از درون آن سخن میگوید. وقتی به عمق پوسیدگی تشکل رجوی پی بردم جدا شدم بله

بیانیه 14 تن

بیانیه 14 تن

نیروی خارج کشور چه میخواهد ‏و بیانیه 14 تن

مقالات پربیننده

  • khoschhalواکاوی شرایط اعضای سازمان مجاهدین خلق در زندانهای جمهوری اسلامی، اشرف، لیبرتی و آلبانی با استناد به اسناد منتشره در یکی از اطلاعیه های شورای مقاومت
     پنجشنبه, ۲۶ام بهمن, ۱۳۹۶ shabnami نویسنده مطلب: ع. شبنمی در فردای سرنگونی جمهوری اسلامی بدون شک […]
  • کنفرانس ضدتروریسم و فرقه هاشکایت حزب چپ‌ها از دولت آلمان در ارتباط با عدم جلوگیری از کشته‌شدن سلیمانی
    چند نماینده حزب چپ‌ها در بوندس‌تاگ در ارتباط با کشته‌شدن قاسم سلیمانی در حمله پهپادی آمریکا از دولت […]
  • MVC-158X1سایت سعودی ایلاف: همخوابی راحت دو تشکل افراطی (مجاهدین خلق و راست افراطی اسپانیا)در یک وحدت تاکتیکی ایدئولوژیک؟!!
    همدستی سیاسی مسألۀ همدستی سیاسی بین گروه ایرانی معروف مجاهدین خلق و حزب اسپانیایی افراطی “فوکس” در فوریۀ جاری 2020 افشا شد. باید دانست که سازمان مجاهدین خلق بر تقدیس رهبرش مریم رجوی و همسرش مسعود رجوی متمرکز می باشد. وقتی حزب “فوکس” با دست یافتن به یک کرسی در انتخابات پارلمانی اخیر استان اندلس اسپانیا در آوریل 2019 وارد حیات سیاسی اسپانیا شد، پرسشهایی در مورد ریشۀ تأمین مالی و ارتباطات سیاسی آن با جریانهای راست افراطی دیگر مطرح گردید. آنچه بعدا معلوم شد شوک بزرگی بود: هیچکس فکر نمی کرد گروهی که به یک جبهۀ مبارزه با نیروی اسلام فرامی خواند از حمایت مالی یک گروه اسلامی یعنی گروه ایرانی مجاهدین خلق برخوردار بشود. ارتباط مجاهدین با تروریسم سازمان مجاهدین خلق در اواخر دهۀ هفتاد قرن گذشته تأسیس شد و برنامه و خط مشی مبارزه با شاه ایران و بر ضد آمریکا را در پیش گرفت. خمینی این سازمان را به علت افکار تندروانه اش و سلسله حملات تروریستی خونبارش در داخل ایران در سال 1980 از عرصۀ سیاسی ایران بیرون راند تا اینکه سازمان مجاهدین خلق خودش را در پناه عراق و زیر چتر حمایت مرد قدرتمند عرب در آن زمان یعنی صدام حسین قرار داد. سازمان مجاهدین خلق برای حفظ موجودیت خود و استفاده از حمایت عراق، در کنار ارتش عراق علیه هموطنان خودش در جنگ عراق و ایران جنگید به این بهانه که این سازمان می خواهد جمهوری اسلامی را تبدیل به یک دموکراسی ولی زیر عکس رهبری سیاسی مقدس و مادام العمر خود یعنی زوج رجوی سازد.
  • سیامک نادریسخنی با سیامک نادری، جدا نشده از مسعود رجوی
    چرا حرفی نداشتی؟ واقعا چرا؟ چرا زیر دست رجوی و برای خوشآیند او در اشرف و آلبانی همرزمانت و خانواده های آنها رابا تروریست خواندن با تائید کلیشه دروغین رجوی میفروختی؟ چه چیز میخواستی بدست آوری که رجوی نمیداد؟ آیا مقبول رجوی بودن جز این بود که مانند مهدی حسینی ها سر از شکنجه گری در بیاوری؟ این بود آنچه میخواستی؟ این میزان خود باختگی و و خود شیفتگی و ذوب شدن در ولایت رجوی برای کدام منافع حقیرت بوده است؟ چرا وقتی مدعی هستی بیست سال شکنجه ات کردند و میخواستند با قرص بکشندت، نمیخواستی " ﺣﺗﯽ ﯾﮏ ﭘُرز وﻧﮫ ﺣﺗﯽ ﯾﮏ ﺳرﺳوزن، ازﻣﻧﺎﻓﻊ ﺷﻣﺎ (مریم رئیس آشویتس رجوی) ﮐم ﯾﺎ ﺣذف شود ". چرا نمیفهمی و نمیفهمیدی که در تمام مدتی که حقیرانه تلاش میکردی به رجوی ثابت کنی مبارز هستی، ضمن تائید همه جنایات و خودفروشیهای رجوی، اولا او را ملاک و معیار تعین مبارز و مجاهد می انگاشتی. در ثانی و در نتیجه ضمنا ثابت میکردی که همه سیاستهای او از جمله همه جنایاتش علیه خودت و خانواده ها و درست است. منافع مریم رجوی که بزبان خودت گفته ای از آن با جان و دل دفاع میکردی مگر، خیانت به کشور، تروریسم، شکنجه و قتل و اقدام به قتل، نبوده است چرا میخواستی از این منافع دفاع کنی؟ چــــــــــرا؟ تفاوت خودت با رضا کیوانلو که خودت نوشتی به خودت گفته چرا اینقدر ذلیلانه شکنجه ها را تحمل میکنی؟ آنهم با التماس به رجوی؟ راستی رجوی از کی بد شد؟ که دیگر باید با او مبارزه میکردی؟ جدا شدن نگارنده نه بخاطر سگ انداختن به روی خواهرم یا شکنجه خودم. و یا التماس به اینکه بپذیرد من مبارز و سیاسی ام. هیچگاه در تشکیلات شکنجه یا کتک نخوردم. بلکه بخاطر زندان وشکنجه امثال تو بود که جدا شدم. گفتم من مجاهدم شما دیگر مجاهد نیستید مبارزهم نیستید، حتی نمیتوانید ادعا کنید که مبارزید. همه را رو در روی خود رجوی و نسرین وکل ستاد گفتم. و خواستار ترک سازمان شدم. وقتی ترتیب اثر ندادند نوشتم و زدم به تابلو عمومی قرارگاه. به همین دلیل به دهسال زندان محکوم شدم. و در اولین فرصت فرار کردم. بله از نظر تو و مرشدت رجوی من مزدورم. بله کسی که میخواهد در مقابل اتهام رجوی که "سیامک تو بریده هستی" از رجوی مدرک مبارز بودن بگیرد مجبور است بعد از به خارج (بویژه به اروپا!!) آمدن در خارجه راهنمای چپ بزند. تا اتهامات رجوی را روی خودش کمرنگ کند چون هنوز سایه اتهامات بر سرش هست. چون مشکل درونی است. کسی که به مبارز بودن خود شک نداشته باشد که به رجوی خائن و بزرگ بریده که خود را با شب زنده داری با زنان مجاهد میکشید، برای تائید مبارز بودنش التماس نمیکند. به رجوی میگوید تو خائن هستی. تو مبارز نیستی. نگذار بیش از این وارد شوم. به خود آی.
  • کنفرانس ضدتروریسم و فرقه هاچرا اسرائیل در سال ۲۰۰۸ سردار سلیمانی را نکشت؟
    عصر روز ۱۲ فوریه ۲۰۰۸ (دقیقا ۱۲ سال پیش) موساد سیگنال‌های موبایل مغنیه را در دمشق ردگیری کرد که به سوی آپارتمان کفر سوسه حرکت می‌کرد... در دمشق ماموران موساد یک خودرو شاسی بلند حامل موادمنفجره را در "محدوده قتل" پارک کردند... تصاویر خیابان منتهی به آپارتمان مغنیه بروی تلویزیونی بزرگ در تل‌آویو و در اتاق فوق سری عملیات به طور زنده پخش می‌شد... اما مغنیه که به محل رسید تنها نبود. قاسم سلیمانی و محمود سلیمان، از فرماندهان ارشد ارتش سوریه و نزدیک به بشار اسد همراه او بودند... جلسه‌ای غیرمعمول و رده بالا میان سه فرمانده از لبنان، ایران و سوریه بود... محمود سلیمان همان کسی بود که برنامه هسته‌ای و شیمیایی سوریه را هدایت می‌کرد. تاسیسات هسته‌ای که او در نزدیکی دمشق ساخته بود، یک سال قبل‌تر توسط اسرائیل مورد حمله هوایی قرار گرفته و تخریب شده بود...". یک مقام سابق اسرائیلی درباره آن لحظات به نیویورکر گفته: "ما فقط باید یک دکمه را فشار می‌دادیم و بعد هر سه فرمانده از صحنه روزگار محو می‌شدند... این یک فرصت استثنایی بود که گویی در یک بشقاب نقره جلوی ما گذاشته بودند... ایهود اولمرت در هواپیما برای سفر به برلین بود اما تلفن ماهواره‌ای همراهش بود. کافی بود موساد با او تماس بگیرد و درباره کشتن هر سه نفر درخواست مجوز کند... اما فرصت بسیار کوتاه بود... دستور ترور هم فقط برای مغنیه صادر شده بود... همه فقط دعا می‌کردند که بعد از جلسه مغنیه تنها از ساختمان خارج شود... یک ساعتی گذشت... در .......“از زمان معاهده لاهه در سال ۱۹۰۷ که مربوط به قوانین جنگی است، کشتن یک مقام دولت خارجی آن هم بیرون از زمان جنگ تقریبا ممنوع و غیرقانونی تلقی شده است. (برای همین هم شاید) وقتی در سوم ژانویه دولت آمریکا از عملیات کشتن قاسم سلیمانی خبر داد ابتدا علت آن را “تهدید فوری” از جانب او علیه جان آمریکایی‌ها عنوان کرد. بعد که انتقادها و کنکاش‌ها بر سر مبنای قانونی این تصمیم بالا گرفت، دولت استدلال خود را عوض کرد و گفت سلیمانی را به علت نقش او در “یک سری حملات قبلی و جاری” کشته است. عاقبت هم پرزیدنت ترامپ (آب پاکی را روی دست همه ریخت) و با گفتن این که جستجو برای مبنای قانونی این عملیات “اصلا اهمیتی ندارد” چون سلیمانی “تاریخچه هولناکی” داشته، عملا کاخ‌سفید را از التزام به پاسخ‌گویی در این باره مبرا کرد.”
  • فرعون خود خواندهبا خلع ید از ترامپ در مورد تصمیم به جنگ با ایران، مسعودرجوی و همه وطن فروشان ضربه بزرگی خوردند
    تمامی کسانیکه منافع و خواستهای فردیشان را خام خیالانه میخواستند بقیمت نابودی ایران و ایرانی بدست آورند با محدود شدن اختیارات ترامپ در جنگ با ایران تحت تاثیر لابی بسیار قوی اسرائیلی (از جمله آنها دامادش کوشنر) ضربه بزرگی خوردند. و ایران و ایرانی و حتی منطقه خاور میانه از خطری بزرگ فاصله گرفت. در این میان مسعودرجوی که حاضر نشده بود با اعتراضات خونین 1396 و 1398 از گورش خارج شده و اطلاعیه دهد با ترور قاسم سلیمانی توسط سرکرده همه تروریستهای جهان آمریکا بوجد آمده و بوی کباب جنگ را شنیده و همچون یک دیوانه و مجنون قدرت به صحنه آمد و نتوانست عقده های درونی سرکوب شده قدرت پرستیش را پنهان کرده و سال آینده میلادی را سال سرنگونی اعلام نکند. با این تصمیم سنای آمریکا دوباره یک لودر خاک بر سر قبرش ریخته شد تا شاید خبر مرگ او را بزودی در اثر دق مرگ بشنویم.
  • hp photosmart 720تفاوت ۱۸۰ درجه ای رجوی، با اعضای مجاهدین خلق
    از سویی دیگر این تفاوت ۱۸۰ درجه ایی اندیشه و عمل ما است با مسعود رجوی، که ما انسانها را بهنگام زنده بودنشان یاد می کنیم، نه پسا مرگشان. مرده خواری لایق لاشخوران و کفتارانی مانند مسعود رجوی باد.
  • vlcsnap-2015-02-26-21h30m45s2312222چرا مجاهدین جدا شده در حال بازگشت به ایران هستند ؟ قسمت آخر
    براستی چه رابطه ای، بین ضربه دستگیری محمدرضا سعادتی بخاطر جاسوسی برای شوروی سابق، 30 خرداد سال 60، ضربات 5 مهر 1360، 19 بهمن 1360، 11 اردیبهشت 1361، اخراج رجوی از فرانسه، بخدمت صدام در آمدن او علیه کشور، به اعدام محکوم کردن علی زرکش ها در تشکیلات، شکست فضاحت بار توهم ارتش آزادیبخش، ماجراجویی فروغ جاویدان، نا کار آمدی و سپس سرنگونی صدام حسین برای مسعودرجوی، نا کارآمدی آمریکا برایش، شکست تلاش ماندن در عراق، اخراج خونین از عراق، فرارهای مسعودرجوی از تمامی صحنه ها، افتضاحات شخصی مسعودرجوی، سالیان فرار از ظاهر شدن، و همزمان سر در آوردن از درون مناسبات کشورهایی چون اسرائیل و عربستان و نئوکانهای آمریکایی، راه اندازی زندان و شکنجه، اعدام در تشکیلات، بروز همه نوع افکار داعشی و سوپر ارتجاعی از مسعود رجوی و به ایران رفتن بعداز جدا شدنِ به هر قیمت از فرقه رجوی مدعی مبارزه ضد امپریالیستی و رژیم جمهوری اسلامی که در ظاهر هم شده چنگ در چنگ آمریکاست، وجود دارد؟آیا جدا شدگان از فرقه رجوی با جمهوری اسلامی مشکلی ندارند؟ بنظر نگارنده حتی طرح این سوال بی معنی است. چرا که نگاهی بسیار سطحی به سابقه جداشدگان خود گواه آن است. آیا قابل فهم است که این مبارزین در درون تشکیلات عاشق و دلخسته رژیم میشوند؟ آیا رجوی طی چهل سال با کمک بوقهای جهانی در حال تولید هوادار رژیم است؟ آیا قابل قبول است که افراد بعد از چهل سال یک شبه نسبت به رژیم خواب نما میشوند و روز بعد به ایران میروند؟ آیا کسی رادیکالتر از اینها در مبارزه با رژیم بها پرداخته است؟ اینجاست که باید پاسخ را در جای دیگری جستجو نمود.
  • ali Jahaniبه گفتۀ روسیه اسرائیل جان سرنشینان یک هواپیمای ایرانی را به خطر انداخته است
    ارتش روسیه دولت اسرائیل را متهم کرد که در حملات روز پنجشنبه خود به یک پایگاه نظامی در حومۀ دمشق از […]
  • 4876rouhanimohamadrezaامیر رحیم‌پور که به اعدام به اتهام جاسوسی محکوم شده، کیست؟
    امیر رحیم‌پور»، متهم به جاسوسی برای «سی‌آی‌ای»، پنجشنبه, فوریه 6, 2020 – 14:35 نیلوفررستمی […]
  • karim-New-P1اردشیر زاهدی: در سقوط شاه، خودمان باعث دردسر شدیم
    دیدار اردشیر زاهدی در مقام سفیر ایران، با رئیس‌جمهور جیمی کارتر و همسرش روزالین جمعه, فوریه 7, 2020 […]
  • 4876rouhanimohamadrezaظهور رجوی و دستِ خر کوتاه!
    موسی حاتمیان https://m.facebook.com/story.php?story_fbid=766082967205858&id=100014124854456 […]
  • محمد امینیلو رفتن خانه زعفرانیه ۱۹ بهمن سال ۶۰ ناگهان موسی زنده شد و اسلحه کشید
    همنشین بهار   خانم‌ها و آقایان محترم، خواهران و برادران عزیز، دوستان دانشور و فرهنگ‌ورز، سلام بر […]
  • Nazari-Mansourروسیه: هواپیمای تهران – دمشق را هنگام حمله هوایی اسرائیل به سوریه نجات دادیم
    یک هواپیمای مسافربری که صبح دیروز از تهران به دمشق پرواز می‌کرد، در معرض تبادل آتش اسراییل و سوریه […]
  • HosseinNejadآنجا که “در آمدن از خجالت کسی” مجوز نمی‌خواهد
    بسیاری از کنشگران مدنی، تهدید مهدی محمودیان را سابقه‌دار و گوشه‌ای از واقعیات جاری در نهادهای […]
  • تغییر رژیمتشکل رجوی، مرده هایی که در انتظار دفن شدن هستند
      پنجشنبه گذشته سایت فرقه رجوی داعشی خبر فوت ( ابوالفضل قنادی ) یکی دیگر از اسیران خود در را […]
  • تیتر با ت مردمسانسور خبر بازداشت سه ایرانی به اتهام جاسوسی برای عربستان در دانمارک توسط مسعودرجوی…
    سرویس‌اطلاعات و امنیت دانمارک روز دوشنبه ۱۴ بهمن (سوم فوریه) خبر از بازداشت سه عضو “جنبش عربی […]
  • khoschhal«منصور» و « مداح» سرکوبگر رجوی در تشکیلات درگذشت- صفی تا تهران از مرگها و فرارهای مسعود رجوی
    سیامک نادری « در دقیقه ۰:۵۷  این ویديو انتشار یافته توسط مجاهدین خلق در دقیقه ۵:۵۵ و…منصور مداح در […]
  • هشترودیچرا با چهل سال مبارزه خونین با ج. ا. مجاهدینِ نجات یافته از فرقه رجوی به ایران باز میگردند ؟
    قسمت دوم(آخر)  این مقاله دوقسمتی را در لینگ زیر میتوانید بخوانید: […]
  • 228x225خاطرات قربانعلی حسین‌نژاد در زندان و حسینیه‌ی ارشاد
    در زندان و حسینیه‌ی ارشاد قربانعلی حسین نژاد شاگرد و هم‌سلولی شریعتی منبع: سایت ملی مذهبی تاریخ: […]

فرقه ها در میان ما

دانش علمی شناخت و تمیزدادن فرقه از تشکل سیاسی

بدون شناخت علمی از فرقه های خطرناک تحلیل عملکردهای فرقه رجوی و اثرات بشدت مخرب آن بر اعضا و جداشدگان و خلاص شدن از فشارهای شکنجه گونه روانی مغزشویی های چندین دهساله غیرممکن است

خانم آناگومز نماینده پارلمان اروپا خواستار اخراج فرقه رجوی شد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت دوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی امروز باید گفت آنچه را که فردا گفتنش دیر است

قسمت دوم: گفت و شنود با فرشته هدایتی: افشاگریهای فرشته هدایتی در مورد فرقه رجوی

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

آخرین پست ها

سیامک نادری مرگهای مشکوک فرقه رجوی را افشا میکند

کشتن و سربه نیست کردنهای فرقه رجوی

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

فعالیت های ما در تصویر

سخنرانی آقای داود باقروند ارشد در پارلمان اروپا

 

جواب “داریوش همایون” به جوجه سلطنت طلبهای نوپائیکه توسط مسعود رجوی به لودگی سیاسی کشیده شده اند

همواره این نگرانی وجود دارد که، آیا امکان دارد بتوانیم روزی ابعاد گسترده و دهشتناک صدمات جبران ناپذیری که عنصری بنام مسعود رجوی و فرقه اش، به ایران و ایرانی و فراینده مدرنیته-پیشرفت، بمعنی؛ “گذار از فقر و تحقیر و عقب ماندگی، جهل و خرافه” در میان توده ها و “فرومایگی و بی مایگی، بی وطنی، پس ماندگی و کوته نظری، لودگی-خیانت پیشگی سیاسی و وطن فروشی، دیکتاتور زدگی و دیکتاتور پرستیدر میان سیاسیون ایران” در مسیر رسیدن به ایرانی آزاد و مستقل وآباد و پیشرفته، زده است، برای مردم ایران روشن کنیم؟ از جمله مشتی از خروار آن:

  1. فشارهای چپ نمایانه ولی شوروی پرستانه وارده توسط رجوی به رژیم جدید برای اعدام بی چون چرای سران رژیم پهلوی.
  2. جاسوسی برای شوروی بدستور مسعودرجوی آنهم در مورد محرمانه ترین اسرار نظامی-امنیتی کشور توسط محمد رضا سعادتی.
  3. فشارهای فوق چپ روانه و خائنانه اما بازهم شوروی پرستانه فوق طاقت به رژیم نو پا جهت کشاندن جوانان به اشغال سفارت آمریکا با شعارهای به اصطلاح مبارزه با امپریالیزیم جهانی به رهبری امپریالیزم آمریکا. در نتیجه؛
  4. تحمیل جنگ خارجی و اشغال غرب کشور توسط عراق با چراغ سبز و پشتیبانی کامل آمریکا، نابودی بسیاری از زیر ساختهای حیاتی کشور از جمله صنعت نفت کشور.
  5. تحمیل جنگ مسلحانه و تروریسم گسترده با چراغ سبزعراق با تصمیم یکشبه مسعود رجوی حتی بدون اطلاع مرکزیت، زمانیکه کشور درگیر جنگی با اشغالگران خارجی بود، وگشودن جبهه جنگ داخلی علیه کشور و تکمیل جنگ تحمیلی خارجی آمریکا و صدام حسین با جنگ داخلی. که به یمن هوشیاری مردم ایران طی یکسال بطور کامل با شکست تروریسم داخلی، پایان یافت.
  6. اما خیانتهای مسعودرجوی با پیوستن او به دشمن اشغالگر “صدام حسین” درعراق، و شرکت مستقیم در کشتن جوانان درحال دفاع از میهن مردم ایران در مرزها همچنان ادامه یافت.
  7. خیانتهای درون تشکیلاتی (ضرب و شتم، دستگیری، زندانی، شکنجه و کشتن مجاهدین معترض).
  8. اقدامات غیر اخلاقی “زن بارگی” مسعود رجوی، فرارهایش از صحنه های نبرد و جا گذاشتن پیروانش در ابعادی دیگر به اعتماد ایرانیان و جنبش مردمی و اعتبار آزادیخواهان ایران لطماتی جبران ناپذیری زده است. طوریکه مردم ایران نسبت به هر رهبری سیاسی- مبارزاتی در آینه رجوی با نفرتی عجیب و پایان نا پذیر مینگرند.
  9. حمله به مرزهای غرب کشور در فروغ جاویدان زمانیکه دجالگرانه منادی و امضاء کننده طرح صلح بین ایران و عراق بود. و به کشتن دادن 1400نفردر میان مجاهدین و 50هزار نفر در میان مدافعان کشور.
  10. نابود شدن نیروهای چپ تحت برق خیانت مسعودرجوی با دست زدن به تروریسم.
  11. …..

هرچند نگارش خیانیهای رجوی از حوصله این مطلب خارج و نیازمند چندین جلد کتاب و تجمیع افکار و نظرات جداشدگان صادق و وطن پرست و کارشناسان و صاحب نظران امور اجتماعی و سیاسی میباشد، ولی نمیتوان به بزرگترین صدمه و تخریب او که نابودیِ هویتیِ دو نسل از بهترین فرزندانِ ایران زمین است اشاره نکرد.

رجوی در طی چهل سال گذشته در غیبت رهبران اصیل به یمن کشتاری که شاه از مبارزین کرده بود، توانست طی یک کودتای ناجوانمردانه [1]انقلاب ایدئولژیک یا کودتای درون تشکیلاتی. امام زمان یا دجالگری یک خودشیفته بیماربر اریکه رهبری مجاهدین تکیه کند. او تحت شعارهای شهید پرورانه، مبارزه مسلحانه، جنگ روانی امنیتی، و البته تحت حمایت مطلق دیکتاتوری عراق صدام حسین خفقان مطلقی در تشکیلات ایجاد نمود که تحت آن نسلهای قدیمی را از هرگونه تفکر و اندیشه مستقل و راهگشا و مطالعه و  بازنگری منع کرد. نسلهای جدید را بطور مطلق و طی یک برنامه ریزی سیستماتیک بی سواد نگهداشت و با مغزشویی نگذاشت تا از میان آنها کسی بتواند خزئبلات او تحت نام تحلیل ها و استراتژیهای مشمئز کننده، وطن فروشی به دشمنان و… جهت ماندن در قدرت را به چالش بکشد.

چنانکه توانست قدیمها، که خود همه زندان کشیده و شکنجه شده بودند و علَمِ مبارزه با زندان و شکنجه را بر دوش میکشیدند را به زندانبان و شکنجه گران و قاتل [2]اعتراف مریم رجوی به تبهکاری و جاسوسی بر علیه منتقدان و گزارش قتلها درون مجاهدینمردم و حتی هموندان خود تبدیل کند. زنان آزاده ای که در پرتو انقلاب 22 بهمن در ابعادی گسترده و باور نکردنی پا بمیدان مبارزه برای رهایی گذاشته بوند را به بردگان جنسی تبدیل کند، عده ای از جوانان و نوجوانان ایرانی را علیرغم بی تجربگی، نشان داده بودند، جنگاورانی هستند که حاضرند جانشان را برای آزادی بدهند چنان ذلیل و خار نمود که توان خروج از حصار دیوارهای ذهنی تشکل رجوی را از دست دادند. و همه اینها در یک دگر گشت بغایت واپس گرایانه، زندگی خفیف خائنانه را در اشرف 1و 2 و 3 را تحمل میکنند.

در میان جداشدگان اما

در مورد جدا شدگان نیز باید گفت، این نابودی هویتی نسل مجاهد و مبارز توسط مسعود رجوی، خود را از طرفی در خاموشی و اتخاذ بی طرفی در ظاهر و حمایت ضمنی از رجوی در باطن نشان میدهد، و یا آنهاییکه با یک دگر گشت، دست در زباله دان تاریخ ایران کرده و به سمت سلطنت و تبلیغ سلطنت طلبی و استبداد 2500ساله روی آورده اند، به عیان و در کمال تاسف آشکار نموده است.

نسلی که همه انگیزه مبارزاتی خود را از اعتبار مبارزاتی ضد سلطنتی و ضد استبدادی و ضد دیکتاتوری مبارزین تاریخ معاصر ایران از صدر مشروطه تا مصدق تا حنیف نژادها و بیژن جزنی ها، گلسرخیها، رضایی ها گرفته بودند، تحت برق خیانتهای رجوی، طی یک دگرگشت 180 درجه ای،  راه را برای توجیه و رسمیت بخشیدن به تمایلات خود با پیوستن به پروژه های مشکوک و وابسته گرایانه استعماریِ بازگشت سلطنت به ایران و یا با بارز کردن ماهیت ضد ملی و ضد ایرانی و تجزیه طلبانه متمایل به پروژه های “اقوام ایرانی” و “کنگره های ملیتها” (آشکار و پنهان) و فدرالیسمی که آقای رضا پهلوی نیز مروج و مبلغ آن است، هموار دیده اند.

که توسط بسیاری از بوقهای ایرانی زبان (با دو ب) اما نه لزوما ایرانی! بسیار حلوا حلوا میشوند. و تلاش میکنند تا فرومایگی به ارث برده شده از رجوی را با تبلیغ بازگشت و ارجاع به محتوای زباله دان تاریخ ایران، “سلطنت” را دوباره به خورد مردم ایران بدهند. نگارنده و میهن پرستان و ایرانیان استواری همچون آقای محمدرضا روحانی [3]درمقابل هردخالت خارجی درایران درکنار مردم ایران با مداخله گر میجنگیم: محمدرضا روحانی عضو سابق شوراعضو مستعفی شورای ملی مقاومت که رجوی نتوانست آنها را به هرزه گی سیاسی بکشد در چندین نوبت نسبت به عقوبت چنین دشمنی آشکاری با ایران و ایرانی هشدار داده اند. و از آنجا که شاهد زیگزاگهایی کودکانه در مواضع این سلطنت طلبان نوکیسه میباشیم، بهتر دیده شد که به زبان خودشان با آنها گفتگو گردد شاید موثرتر افتد.

بنابراین از آنجائیکه آقای داریوش همایون[4]داریوش همایون )۵ مهر ۱۳۰۷، تهران – ۸ بهمن ۱۳۸۹، ژنو (روزنامه‌نگار و سیاست‌مدار ایرانی بود. وی در آغاز حکومت محمدرضا پهلوی و در زمان نخست وزیری محمد مصدق از فعالان سیاسی و از اعضای حزب سوسیالیست ملی کارگران ایران(سومکا) بود. در زمان نخست وزیری جمشید آموزگار وزیر اطلاعات و جهانگردی و سخنگوی دولت بود. او همچنین قائم مقام دبیر کل حزب رستاخیز بود. داریوش همایون در سال ۱۳۲۵ ضمن خدمت در وزارت دارایی با چند تن از جوانانی که فعالیت ناسیونالیستی داشتند به محفل (انجمن) راه یافت. داریوش همایون بنیانگذار اصلی روزنامه آیندگان در ۲۵ آذر ۱۳۴۶ است. روزنامه آیندگان به عنوان اولین روزنامه سراسری صبح ایران، به لطف نوآوری‌های همایون و به همّت روزنامه‌نگاران حرفه‌ای توانست تا جای خود را به عنوان یک رسانه مهم و رقیب جدی برای کیهان و اطلاعات باز کند. وی در سال ۱۳۵۷ دستگیر و به زندان دژبان منتقل شد. با حمله انقلابیون به زندان وی توانست که همراه با زندانیان دیگر بگریزد. اندکی بعد به فرانسه رفت و به اپوزیسیون پیوست. وی از بنیان‌گذاران حزب مشروطه ایران بود. طی مقاله ای به سهم خود به همه پیش کسوتان!! سلطنت طلب وابسته -استعماری جوابی داده اند، برای کسانیکه تحت تاثیر خیانتهای مسعود رجوی به هرزگی سیاسی کشیده شده اند، بعنوان جوجه سلطنت طلبهای خجول[5]با ادعاهاییی همچون: من گروه خونم به سلطنت نمیخورد اما بخدا سلطنت بهتر است!! رضا پهلوی بخدا هنوز مرتکب استبداد نشده!!! اگر آمریکا به ایران حمله کند من بیطرف میمانم!!! و تازه از راه رسیده گانی همچون آقایان ایرج مصداقی و اسماعیل وفا یغمایی نیز از آنجائیکه به زبان خود آنها(سلطنت طلبها) ست مناسب تشخیص داده شد و در اینجا آورده میشود شاید علاج بیماری اعتیاد به استبداد 2500 ساله و شاید هم فرصت طلبی مصلحتی ضد ایرانی، عوارض ناشی از آلوده شدن به ویروس مسعودرجوی آنها گردد.

در خاتمه قبل از آوردن جوابیه آقای دارویش همایون به این سلطنت طلبان نوکیسه یادآوری میشود: “نباید جنایات، خیانتها، خودفروشی ها و وطن فروشیها به اجنبی و کثافت کاریها و هرزگیهای اخلاقی مسعودرجوی” که هیچ حد و مرزی نمیشناسد، توجیه گر ضدیت افراد و گروهها، با ایران وایرانی با بازگشت به زباله دان تاریخ ایران  “استبداد” و یا با ترویج سیستم استبدادی و فدارالیسم و تجزیه ایران در آینده باشد. اینگونه افراد هرچند معدود باید رجوی و رجویسیم را بعنوان سرطان اجتماعی سیاسی ایدئولژیک از تن و جان خود پاک کنند.

داود باقروند ارشد

عضو سابق مجاهدین و شورای ملی مقاومت

22ژانویه 2020

———————–

تعهد به نیاخاک کهن                     از پشت کدام منشور؟

بقلم: داریوش همایون[6]همایون داریوش، بیرون از سه جهان، گفتمان نسل چهارم، نشر بنیاد داریوش همایون برای مطالعه مشروطه خواهی، بخش 1، تعهد به نیاخاک کهن، از پشت کدام منشور؟ صص 55-58

یکی از هموندان حزب مشروطه ایران (لیبرال دمکرات) در اظهار نظری به مصاحبه من با آقای حسین مهری در رادیو صدای ایران چنین نوشته اند:

“”لطفا تکلیف من را روشن بفرمائید. از قراری حزب در کنار ج.ا می ایستد، یار و غار موسوی و دیگران میشود، نقاط مشترک پیدا میکند، بعد از پانزده سال می فهمد که لیبرال دمکرات بوده و حال با آقای پهلوی در می افتد لطفن به من سر در گم و از دست برقضا عضو حزب بفرمائید.””

این پرسش ها اکنون بر سر بسیاری زبانهاست و میباید هرکدام نظر خود را بگوئیم. ولی نخست می باید زمینه اصلی بحث را روشن کرد زیرا سردگمی از همان جا آغاز میشود. نگاه انسان به موضاعات   بستگی به نظرگاهش دارد، اگر نه این می بود آدمیان به این سختی در برابر سخن و استدلال محکم ایستادگی نمی کردند. برای روشتنر شدن موضوع مثالی بیاورم. در گذشته زیج (رصدخانه)هایی برای دنبال کردن حرکت ا ختران و محاسبات اخترشناسی بود. دانشمندان در اطاقی با سقف بلند قیف مانند می نشستند و از سوراخ بالا آسمان را رصد میکردند. دامنه نگاه آنان همان سوارخ سقف بود و قضاوت های شان در همان تنگنا. امروز اختر شناسان با تلسکوپهای کوه پیکری که به آسانی این سو و آن سو میشوند از این افق تا آن افق بی نهایت را می پیمایند و به تازگی در یک منظومه شمسی دیگر در آن دوردستهای نوری، اختر همانند زمین یافته اند که با شرایط زندگی دمساز است. یک مثال دیگر، منشور است. انسان از پشت مدام منشور به امور و اشیاء نگاه میکند؟ همان شیشه کبود پیش چشم که مولوی می گفت.

همه پرسشهای دوست گرامی را از این زاویه بررسی میتوان کرد. ما هنگامی که حزب مشروطه ایران را ساختیم با منظره ای بسیار سر  راست روبرو می بودیم. در ایران جمهوری اسلامی بود و تک و توک صداهای مخالف؛ رژیم با همه اختلافات درونی که همه جا هست یکپارچه، شاهزاده تکرار کننده همان سخنان خوبی که ما همه می گفتیم. امید ما به آینده بیشتر بر کارهایی بود که از بیرون می شد کرد زیرا در درون چندان خبری نبود و بیشترین نیروهایی که در برابر تندروترین عناصر رژیم بر می خاستند ملی مذهبی ها و بساز و بفروشان می بودند. در آن زمان میشد کما بیش به همان زیج خرسند بود.

امروز همه چیز دگرگون شده است. در ایران ج.ا است در بستر مرگ، و سپاه پاسداران از یک سو و جنبش سبز از سوی دیگر در گیر پیکاری برای جانشینی نسل اول و پاک بی اعتبار روحانیان فرمانروا. بجای ملی مذهبی ها و بساز بفروشان یک نسل جوان آگاه و نوگرا به صحنه آمده است که ما به عنوان لیبرال دمکرات با آن هم سخنیم. نیروهای بیرون اگر به این جنبش تازه نپیوسته اند یا خود را در بیهودگی مبارزات سردرگم شان فرسوده اند یا نومیدوار در پی جانشین کردن خود با جنبش سبز هستند. از خود رژیم عناصر بسیار موثری جدا شده اند و روز به روز بیشتر جرات میکنند و سخن مردم را میگویند.

شاهزاده با دفاع از فدرالیسم تا بالاترین مرحله آن در یک موضوع کلیدی که بقیه اش را به دنبال خواهد آورد به جبهه کنگره ملیتهای ایران پیوسته و تا آنجا رفته است که در مصاحبه با تلویزیون ایرانی در تورونتو نقش حکومت مرکزی را به سیاست خارجی و دفاع و برنامه ریزی کلی اقتصادی کاهش می دهد، از سوی دیگر سکولارهای آرزومند شکست جنبش سبز و جانشین شدن آن، با روی خوش نشان دادن به فدرالیسم در پی راه انداختن جبهه گسترده ای با شرکت کنگره ملیت ها هستند که طبعا با سکولاریسم آسوده است، هر دو لابد خیال میکنند که مردم را پشت سر چنین برنامه و شخصیت هایی گرد خواهند آورد.

اکنون ما به نظر دوست سردرگم می باید در کجا قرار بگیریم؟ اینجاست که مثال رصد خانه و منشور به یاری میِآید. آیا این حزب برای مبارزه با جمهوری اسلامی، یا برای بازگرداندن پادشاهی به ایران پایه گرفت؟ تکیه منشور حزب و ادبیاتی که پشت سر این حزب است برچیست؟ جز این است که سهم هر دو این ها جز اندکی در منشور و قطعنامه های پیوست آن نیست و آن نیز نه به استقلال بلکه در رابطه با ساختن جامعه ای با نظام دمکراسی لیبرال؟ اگر هم پس از شانزده (در واقع هژده) سال فهمیده که لیبرال دمکرات است از این روست که منشور حزبی را دوباره با آگاهی بیشتری که در این مدت بدست آورده به دقت خوانده است و همین با خواندن بند سوم مربوط به پادشاهی به حزب نپیوسته است.

ایشان نگاه کردن از پشت کدام منشور را توصیه میکنند؟  

  • مبارزه با جمهوری اسلامی با هر پیامدی برای ایران؟
  • روی برگرداندن از دمکراسی لیبرال و سر دادن شعار ایران بی شاه هرگز؟
  • دفاع از فدرالیسم بجای لیبرالیسم سیاسی در ایران یک ملت یک کشور؟
  • همنوا شدن با سکولارها و کنگره ملیت ها در کوبیدن سران جنبش سبز تا برای فدرالیسم امتیاز بگیریم یا راه برای رهبری موهوم خودمان باز شود؟
  • چشم پوشیدن از تنها راهی که برای مبارزه موثر از درون، و نه سر و صدا کردن در بیرون، برای رهایی از این سیاست و فرهنگ و یرانگر داریم به بهانه هایی که می آروند؟

 موسوی یار غار من نیست ولی به نقش او در مقایسه با مدعیان رهبری در بیرون نگاه میکنم. او زیر فشاس نشسته است و هر روز سخنان تندتر میگوید و در دستگاه حکومتی یاران تازه ای برای جبش سبز می جوید. من با هیچکدام از اینهامخالفتی نمی توانم داشته باشم. چنانکه در مصاحبه ای گفتم اگر من در ایرن می بودن چه میکردم؟ مسلما سخنگوی ملیت ها در موضوع فدرالیسم نمی شدم یا به جوانی که مسئولیت اداره اقتصاد جنگی را داشت و خب هم اداره کرد بابت اموری می دانیم در بالاترین سطح های رهبری تصمیم گیری میشد نمی تاختم. اینکه سران جنبش سبز بخشی از همین حکومت هستند برای من، هم نشانه ای از قدرت و بابندگی جنبش است و هم مایه اطمینان بیشتر به آینده. آنها دست کم از یگانگی ملت ایران دفاع میکنند. در نگاه من کسی که از فرزند محبوب خمینی بودن به سخنگویی جبش سبز دگر گشت یافته به مراتب با ارزش تر است تا دگر گشت ها و موضع گیریهایی که قلم بیش از این در وصف شان نمی چرخد.  

 من هرگز به کوششهایی که سه سال پیش از سوی محافل گوناگون برای کشاندن آمریکا به جنگ با جمهوری اسلامی می شد نپیوستم. امروز هم جنگ برای ایران خطرناکتر از جمهوری اسلامی میدانم. بند اول منشور یا برنامه سیاسی حزب هم برایم از بند سوم (پادشاهی) مهمتر است:

 

“استقلال و تمامیت ارضی و یگانگی ملی ایران برای ما از همه بالاتر است و به هر قیمت و در هر وضعی از آن دفاع میکنیم.”

 

 

من این جملات را هژده سال پیش برای سازمانی نوشتم که امروز حزب مشروطه ایران (لیبرال دمکرات) است. در آن زمان این صحبت ها هم نبود؛ امروز که جای خود دارد چنانکه زمانی گفتم ما از جمهوری اسلامی برخواهیم آمد ولی ایران بر نخواهد گشت. به همین دلیل هم هست که در صورت حمله نظامی و به خطر افتادن یکپارچگی ایران موقتا در کنار رژیم که قدیمی ترین مخالف آن هستم و با آن ضدیت وجودی دارم قرار خواهم گرفت بدین معنی که هر فعالیت ضد رژیم را تا برطرف شدن خطر محکوم خواهم شمرد و به سهم خود همه ایرانیان را به دفاع از میهن در زیر هر حکومتی باشد فرا خواهم خواند.  

 

 درجنگ کسی به بدترین نیات و پیشینه ها نیز کاری ندارد. نقش ها مهم است؛ چرچیل و روزولت چندگاهی هم پیمان استالین میشوند. مائو کشتار کمونیستها را به دست چیان کای شک فراموش میکند و در برابر هجوم ژاپن در کنار او قرار میگیرد. در جنگ حتا چرچیل دستور نابود کردن ناوگان فرانسه متحد خود را میدهد تا بدست آلمانها نیفتد.  

به مراتب بهتر است که ما از زیج بیرو بیائیم و نگه را به منظره فراخی بیندازیم که هر روز پیچیده تر میشود. در چنین اوضاع و احوال تعیین کننده ای سهم عواطف و عادتهای ذهنی را در قضاوت می یابد پائین تر و پائین تر آورد.

 تعهد ما به هیچ کس نیست. ما به ملتی تعهد داریم، به رشته ای که صد نسل ایرانیان را به هم پیوسته است، به این نیاخاک کهن پوشیده از زخمهای فرزندان و دشمنان خود اما همچنان سرافراز و برسرپا. درخت سایه گستری که هنوز، و نه تنها برای ایرانیان، میوه های نغز دارد. تکلیف ما در آن جاست. ایران یک ملت نیست؟ نشان خواهیم داد. 

داریوش همایون

اکتبر 2010

References   [ + ]

1. انقلاب ایدئولژیک یا کودتای درون تشکیلاتی. امام زمان یا دجالگری یک خودشیفته بیمار
2. اعتراف مریم رجوی به تبهکاری و جاسوسی بر علیه منتقدان و گزارش قتلها درون مجاهدین
3. درمقابل هردخالت خارجی درایران درکنار مردم ایران با مداخله گر میجنگیم: محمدرضا روحانی عضو سابق شورا
4. داریوش همایون )۵ مهر ۱۳۰۷، تهران – ۸ بهمن ۱۳۸۹، ژنو (روزنامه‌نگار و سیاست‌مدار ایرانی بود. وی در آغاز حکومت محمدرضا پهلوی و در زمان نخست وزیری محمد مصدق از فعالان سیاسی و از اعضای حزب سوسیالیست ملی کارگران ایران(سومکا) بود. در زمان نخست وزیری جمشید آموزگار وزیر اطلاعات و جهانگردی و سخنگوی دولت بود. او همچنین قائم مقام دبیر کل حزب رستاخیز بود. داریوش همایون در سال ۱۳۲۵ ضمن خدمت در وزارت دارایی با چند تن از جوانانی که فعالیت ناسیونالیستی داشتند به محفل (انجمن) راه یافت. داریوش همایون بنیانگذار اصلی روزنامه آیندگان در ۲۵ آذر ۱۳۴۶ است. روزنامه آیندگان به عنوان اولین روزنامه سراسری صبح ایران، به لطف نوآوری‌های همایون و به همّت روزنامه‌نگاران حرفه‌ای توانست تا جای خود را به عنوان یک رسانه مهم و رقیب جدی برای کیهان و اطلاعات باز کند. وی در سال ۱۳۵۷ دستگیر و به زندان دژبان منتقل شد. با حمله انقلابیون به زندان وی توانست که همراه با زندانیان دیگر بگریزد. اندکی بعد به فرانسه رفت و به اپوزیسیون پیوست. وی از بنیان‌گذاران حزب مشروطه ایران بود.
5. با ادعاهاییی همچون: من گروه خونم به سلطنت نمیخورد اما بخدا سلطنت بهتر است!! رضا پهلوی بخدا هنوز مرتکب استبداد نشده!!! اگر آمریکا به ایران حمله کند من بیطرف میمانم!!!
6. همایون داریوش، بیرون از سه جهان، گفتمان نسل چهارم، نشر بنیاد داریوش همایون برای مطالعه مشروطه خواهی، بخش 1، تعهد به نیاخاک کهن، از پشت کدام منشور؟ صص 55-58

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.