پربیننده ترین ها

ملاقات با نخست وزیر هلند آقای مارک روته در جریان کنگره سالانه حزب اتحاد احزاب لیبرال اتحادیه اروپا (آلده پارتی) در آمستردام. طی ملاقات ضمن معرفی خودو فرقه رجوی و نقض شدید حقوق بشر توسط این فرقه در آلبانی تشریح شد.

ملاقات با آقای گای فرهوفشتادت عضو پارلمان اروپا و رهبر فراکسیون لیبرالهای اتحادیه اروپا از سیاستمداران عالی و افشای همه ترفندهای فریب فرقه رجوی در زمینه ماهیت این فرقه و فشارها و توطئه هایی که علیه جدا شدگان اعمال میکند.

بنابه دعوت یو ان واچ جنبش نه به تروریسم و فرقه ها در نشست سالیانه حقوق بشر و دمکراسی شرکت کرد. خانم دکتر هشترودی بنا به دعوت جنبش نه به تروریسم وفرقه ها در این نشست شرکت کردند که حضور ایشان باعث خوشحالی جنبش نه به تروریسم و فرقه ها گردید. ایشان ضمن حضورفعالشان در نشست با اعضای عالیرتبه شرکت کننده در جلسه به بحث و گفتگو پرداختند. ازجمله با وزیر سابق دادگستری و عضو پارلمان کانادا آقای ایروین کولتر و از بنیانگذاران یوان هیومن راتس واچ مفصلا به بحث پرداختند. این کنفرانس سالیانه جهت شنیدن گزارشات قربانیان حقوق بشربرگزار میشود. در همین رابطه آقای داود ارشد رئیس جنبش نه به تروریسم و فرقه ها سخنانی بشرح زیر ایراد کردند:

درملاقات با دکترورنر هویر به اطلاع ایشان رسید که: فرقه رجوی در حال تدارک دیدن یک زندان ابدی موسوم به اشرف 3 در ‏محلی دورافتاده میباشد. این محل یک پایگاه نظامی متروکه آمریکایی می باشد با یک فرودگاه و یک سکوی هلی برد کوچک و ‏بخشی از سیستم های داخلی آن مستقیما از آمریکا آورده شده و نصب گردیده اند. از ایشان استمداد کمک شد. ‏

ملاقات با همسر نرگس محمدی در مقر ملل متحد ژنو-------آقای داود ارشد و خانم دکتر هشترودی با همسر نرگس محمدی در این ملاقات آقای تقی رحمانی همسر نرگس محمدی که خودشان نیز چندین نوبت زندان بوده اند از نقض حقوق بشر در ایران گزارشی به کنفرانس ارائه کردند و از تناقضات موجود در سیستم قضایی ایران در جریان محاکمه نسرین محمدی بطور مفصل و جامع سخن گفتند.خانم دکتر هشترودی و آقای مهندس ارشد با ایشان ابراز همدردی کردند و جزئیات بیشتری از موارد نقض حقوق بشر در فرقه تروریستی رجوی که در آن فعال بوده است را برای آقای تقی رحمانی تشریح نمودند.

دادخواهی علیه برده داری پناهجویان در تیرانا همچو لیبی توسط فرقه رجوی در دیدار آقای ارشد با نخست وزیران هلند و اسلووانیا

ملاقات با رهبر حزب دمکراتهای آزاد آلمان (اف پ د) آقای کریستین لیندنر در جریان کنگره سه روزه احزاب لیبرال اروپا در آمرستردام هلند. افشای جنایات فرقه رجوی علیه اعضا و جدا شدگان

آقای ارشد در مورد ادعای فرقه رجوی و حامیانش گفتند چند شاخص آشکار وجود دارد. چرا متحدین آنها بویژه آقای دکتر بنی صدر با پیش بینی سرنوشت آنها در عراق از آنها جدا شدند؟ چرا هیچ ایرانی چه مردمی چه سیاسیون در مراسم آنها شرکت نمیکنند؟ چرا این تشکیلات مجبور است جهت گردهمآیی هایش سیاهی لشکر کرایه کند؟ چرا این تشکیلات در ترس از مردم ایران اجازه نمیدهد با اعضایش درارتباط قراربگیرند؟ چرا ارتباط اعضایش را با جهان قطع میکند؟ چرا تمامی تحلیلگران برحقیقت نفرت مردم از این تشکیلات بدلیل همکاری با صدام را تاکید میکنند؟ چرا باید رجوی در داخل تشکیلاتش زندان و شکنجه برای اعضای خودش راه بیندازد؟ چرا مجبور است برای دریافت حمایت سیاسی هرچند بی ارزش منافع مردم ایران را به کسانیکه خود به کشتن آنها افتخار میکرده است بفروشد و حتی برای چند دقیقه سخنرانی آنها دهها هزار دلار بپردازد؟ چرا حتی عربستان حامی سیاسی و مالی آنها ارزیابیشان از آنها این استکه “هیچ جایگاهی در میان مردم ایران ندارند”؟ چرا در همین پارلمان اعضای سابق منتقدش را بقصد کشت میزند؟ چرا هر منتقدی ایرانی و حتی غیره ایرانی را جاسوس و مزدور رژیم!! میخواند؟ آیا بخاطر همین چرا ها نیست که: وقتی مردم ایران در سراسر کشور جهت خواسته هایشان دست به تظاهرات و اعتراض میزنند هیچ اسمی از آنها نمیآورند؟ آیا این مسئله پیامش غیر از این است که: مردم ایران رژیم حاضر را صد بار به فرقه رجوی ترجیح میدهند. و “تنها آلترناتیو دمکراتیک” جوکی بیش نیست.

خانم دکتر فریبا هشترودی: با یقین میگویم که مجاهدین شکنجه میکنند…. هشترودی1سرکار خانم دکتر فریبا هشترودی یکی از برجسته ترین زنان ایرانی جزء افتخارات ایرانیان در فرانسه، نویسنده و خبرنگار و فعال سیاسی که سابقا عضو شورای ملی مقاومت ایران بوده است که باید ایشان را بیشتر شناخت با علم یقینی در مورد فرقه تروریستی رجوی از درون آن سخن میگوید. وقتی به عمق پوسیدگی تشکل رجوی پی بردم جدا شدم بله

بیانیه 14 تن

بیانیه 14 تن

نیروی خارج کشور چه میخواهد ‏و بیانیه 14 تن

مقالات پربیننده

  • MVC-158X1واکاوی شرایط اعضای سازمان مجاهدین خلق در زندانهای جمهوری اسلامی، اشرف، لیبرتی و آلبانی با استناد به اسناد منتشره در یکی از اطلاعیه های شورای مقاومت
     پنجشنبه, ۲۶ام بهمن, ۱۳۹۶ shabnami نویسنده مطلب: ع. شبنمی در فردای سرنگونی جمهوری اسلامی بدون شک […]
  • 228x225شکایت حزب چپ‌ها از دولت آلمان در ارتباط با عدم جلوگیری از کشته‌شدن سلیمانی
    چند نماینده حزب چپ‌ها در بوندس‌تاگ در ارتباط با کشته‌شدن قاسم سلیمانی در حمله پهپادی آمریکا از دولت […]
  • hp photosmart 720سایت سعودی ایلاف: همخوابی راحت دو تشکل افراطی (مجاهدین خلق و راست افراطی اسپانیا)در یک وحدت تاکتیکی ایدئولوژیک؟!!
    همدستی سیاسی مسألۀ همدستی سیاسی بین گروه ایرانی معروف مجاهدین خلق و حزب اسپانیایی افراطی “فوکس” در فوریۀ جاری 2020 افشا شد. باید دانست که سازمان مجاهدین خلق بر تقدیس رهبرش مریم رجوی و همسرش مسعود رجوی متمرکز می باشد. وقتی حزب “فوکس” با دست یافتن به یک کرسی در انتخابات پارلمانی اخیر استان اندلس اسپانیا در آوریل 2019 وارد حیات سیاسی اسپانیا شد، پرسشهایی در مورد ریشۀ تأمین مالی و ارتباطات سیاسی آن با جریانهای راست افراطی دیگر مطرح گردید. آنچه بعدا معلوم شد شوک بزرگی بود: هیچکس فکر نمی کرد گروهی که به یک جبهۀ مبارزه با نیروی اسلام فرامی خواند از حمایت مالی یک گروه اسلامی یعنی گروه ایرانی مجاهدین خلق برخوردار بشود. ارتباط مجاهدین با تروریسم سازمان مجاهدین خلق در اواخر دهۀ هفتاد قرن گذشته تأسیس شد و برنامه و خط مشی مبارزه با شاه ایران و بر ضد آمریکا را در پیش گرفت. خمینی این سازمان را به علت افکار تندروانه اش و سلسله حملات تروریستی خونبارش در داخل ایران در سال 1980 از عرصۀ سیاسی ایران بیرون راند تا اینکه سازمان مجاهدین خلق خودش را در پناه عراق و زیر چتر حمایت مرد قدرتمند عرب در آن زمان یعنی صدام حسین قرار داد. سازمان مجاهدین خلق برای حفظ موجودیت خود و استفاده از حمایت عراق، در کنار ارتش عراق علیه هموطنان خودش در جنگ عراق و ایران جنگید به این بهانه که این سازمان می خواهد جمهوری اسلامی را تبدیل به یک دموکراسی ولی زیر عکس رهبری سیاسی مقدس و مادام العمر خود یعنی زوج رجوی سازد.
  • سیامک نادریسخنی با سیامک نادری، جدا نشده از مسعود رجوی
    چرا حرفی نداشتی؟ واقعا چرا؟ چرا زیر دست رجوی و برای خوشآیند او در اشرف و آلبانی همرزمانت و خانواده های آنها رابا تروریست خواندن با تائید کلیشه دروغین رجوی میفروختی؟ چه چیز میخواستی بدست آوری که رجوی نمیداد؟ آیا مقبول رجوی بودن جز این بود که مانند مهدی حسینی ها سر از شکنجه گری در بیاوری؟ این بود آنچه میخواستی؟ این میزان خود باختگی و و خود شیفتگی و ذوب شدن در ولایت رجوی برای کدام منافع حقیرت بوده است؟ چرا وقتی مدعی هستی بیست سال شکنجه ات کردند و میخواستند با قرص بکشندت، نمیخواستی " ﺣﺗﯽ ﯾﮏ ﭘُرز وﻧﮫ ﺣﺗﯽ ﯾﮏ ﺳرﺳوزن، ازﻣﻧﺎﻓﻊ ﺷﻣﺎ (مریم رئیس آشویتس رجوی) ﮐم ﯾﺎ ﺣذف شود ". چرا نمیفهمی و نمیفهمیدی که در تمام مدتی که حقیرانه تلاش میکردی به رجوی ثابت کنی مبارز هستی، ضمن تائید همه جنایات و خودفروشیهای رجوی، اولا او را ملاک و معیار تعین مبارز و مجاهد می انگاشتی. در ثانی و در نتیجه ضمنا ثابت میکردی که همه سیاستهای او از جمله همه جنایاتش علیه خودت و خانواده ها و درست است. منافع مریم رجوی که بزبان خودت گفته ای از آن با جان و دل دفاع میکردی مگر، خیانت به کشور، تروریسم، شکنجه و قتل و اقدام به قتل، نبوده است چرا میخواستی از این منافع دفاع کنی؟ چــــــــــرا؟ تفاوت خودت با رضا کیوانلو که خودت نوشتی به خودت گفته چرا اینقدر ذلیلانه شکنجه ها را تحمل میکنی؟ آنهم با التماس به رجوی؟ راستی رجوی از کی بد شد؟ که دیگر باید با او مبارزه میکردی؟ جدا شدن نگارنده نه بخاطر سگ انداختن به روی خواهرم یا شکنجه خودم. و یا التماس به اینکه بپذیرد من مبارز و سیاسی ام. هیچگاه در تشکیلات شکنجه یا کتک نخوردم. بلکه بخاطر زندان وشکنجه امثال تو بود که جدا شدم. گفتم من مجاهدم شما دیگر مجاهد نیستید مبارزهم نیستید، حتی نمیتوانید ادعا کنید که مبارزید. همه را رو در روی خود رجوی و نسرین وکل ستاد گفتم. و خواستار ترک سازمان شدم. وقتی ترتیب اثر ندادند نوشتم و زدم به تابلو عمومی قرارگاه. به همین دلیل به دهسال زندان محکوم شدم. و در اولین فرصت فرار کردم. بله از نظر تو و مرشدت رجوی من مزدورم. بله کسی که میخواهد در مقابل اتهام رجوی که "سیامک تو بریده هستی" از رجوی مدرک مبارز بودن بگیرد مجبور است بعد از به خارج (بویژه به اروپا!!) آمدن در خارجه راهنمای چپ بزند. تا اتهامات رجوی را روی خودش کمرنگ کند چون هنوز سایه اتهامات بر سرش هست. چون مشکل درونی است. کسی که به مبارز بودن خود شک نداشته باشد که به رجوی خائن و بزرگ بریده که خود را با شب زنده داری با زنان مجاهد میکشید، برای تائید مبارز بودنش التماس نمیکند. به رجوی میگوید تو خائن هستی. تو مبارز نیستی. نگذار بیش از این وارد شوم. به خود آی.
  • کنفرانس ضدتروریسم و فرقه هاچرا اسرائیل در سال ۲۰۰۸ سردار سلیمانی را نکشت؟
    عصر روز ۱۲ فوریه ۲۰۰۸ (دقیقا ۱۲ سال پیش) موساد سیگنال‌های موبایل مغنیه را در دمشق ردگیری کرد که به سوی آپارتمان کفر سوسه حرکت می‌کرد... در دمشق ماموران موساد یک خودرو شاسی بلند حامل موادمنفجره را در "محدوده قتل" پارک کردند... تصاویر خیابان منتهی به آپارتمان مغنیه بروی تلویزیونی بزرگ در تل‌آویو و در اتاق فوق سری عملیات به طور زنده پخش می‌شد... اما مغنیه که به محل رسید تنها نبود. قاسم سلیمانی و محمود سلیمان، از فرماندهان ارشد ارتش سوریه و نزدیک به بشار اسد همراه او بودند... جلسه‌ای غیرمعمول و رده بالا میان سه فرمانده از لبنان، ایران و سوریه بود... محمود سلیمان همان کسی بود که برنامه هسته‌ای و شیمیایی سوریه را هدایت می‌کرد. تاسیسات هسته‌ای که او در نزدیکی دمشق ساخته بود، یک سال قبل‌تر توسط اسرائیل مورد حمله هوایی قرار گرفته و تخریب شده بود...". یک مقام سابق اسرائیلی درباره آن لحظات به نیویورکر گفته: "ما فقط باید یک دکمه را فشار می‌دادیم و بعد هر سه فرمانده از صحنه روزگار محو می‌شدند... این یک فرصت استثنایی بود که گویی در یک بشقاب نقره جلوی ما گذاشته بودند... ایهود اولمرت در هواپیما برای سفر به برلین بود اما تلفن ماهواره‌ای همراهش بود. کافی بود موساد با او تماس بگیرد و درباره کشتن هر سه نفر درخواست مجوز کند... اما فرصت بسیار کوتاه بود... دستور ترور هم فقط برای مغنیه صادر شده بود... همه فقط دعا می‌کردند که بعد از جلسه مغنیه تنها از ساختمان خارج شود... یک ساعتی گذشت... در .......“از زمان معاهده لاهه در سال ۱۹۰۷ که مربوط به قوانین جنگی است، کشتن یک مقام دولت خارجی آن هم بیرون از زمان جنگ تقریبا ممنوع و غیرقانونی تلقی شده است. (برای همین هم شاید) وقتی در سوم ژانویه دولت آمریکا از عملیات کشتن قاسم سلیمانی خبر داد ابتدا علت آن را “تهدید فوری” از جانب او علیه جان آمریکایی‌ها عنوان کرد. بعد که انتقادها و کنکاش‌ها بر سر مبنای قانونی این تصمیم بالا گرفت، دولت استدلال خود را عوض کرد و گفت سلیمانی را به علت نقش او در “یک سری حملات قبلی و جاری” کشته است. عاقبت هم پرزیدنت ترامپ (آب پاکی را روی دست همه ریخت) و با گفتن این که جستجو برای مبنای قانونی این عملیات “اصلا اهمیتی ندارد” چون سلیمانی “تاریخچه هولناکی” داشته، عملا کاخ‌سفید را از التزام به پاسخ‌گویی در این باره مبرا کرد.”
  • فرعون خود خواندهبا خلع ید از ترامپ در مورد تصمیم به جنگ با ایران، مسعودرجوی و همه وطن فروشان ضربه بزرگی خوردند
    تمامی کسانیکه منافع و خواستهای فردیشان را خام خیالانه میخواستند بقیمت نابودی ایران و ایرانی بدست آورند با محدود شدن اختیارات ترامپ در جنگ با ایران تحت تاثیر لابی بسیار قوی اسرائیلی (از جمله آنها دامادش کوشنر) ضربه بزرگی خوردند. و ایران و ایرانی و حتی منطقه خاور میانه از خطری بزرگ فاصله گرفت. در این میان مسعودرجوی که حاضر نشده بود با اعتراضات خونین 1396 و 1398 از گورش خارج شده و اطلاعیه دهد با ترور قاسم سلیمانی توسط سرکرده همه تروریستهای جهان آمریکا بوجد آمده و بوی کباب جنگ را شنیده و همچون یک دیوانه و مجنون قدرت به صحنه آمد و نتوانست عقده های درونی سرکوب شده قدرت پرستیش را پنهان کرده و سال آینده میلادی را سال سرنگونی اعلام نکند. با این تصمیم سنای آمریکا دوباره یک لودر خاک بر سر قبرش ریخته شد تا شاید خبر مرگ او را بزودی در اثر دق مرگ بشنویم.
  • کنفرانس ضدتروریسم و فرقه هاتفاوت ۱۸۰ درجه ای رجوی، با اعضای مجاهدین خلق
    از سویی دیگر این تفاوت ۱۸۰ درجه ایی اندیشه و عمل ما است با مسعود رجوی، که ما انسانها را بهنگام زنده بودنشان یاد می کنیم، نه پسا مرگشان. مرده خواری لایق لاشخوران و کفتارانی مانند مسعود رجوی باد.
  • vlcsnap-2015-02-26-21h30m45s2312222چرا مجاهدین جدا شده در حال بازگشت به ایران هستند ؟ قسمت آخر
    براستی چه رابطه ای، بین ضربه دستگیری محمدرضا سعادتی بخاطر جاسوسی برای شوروی سابق، 30 خرداد سال 60، ضربات 5 مهر 1360، 19 بهمن 1360، 11 اردیبهشت 1361، اخراج رجوی از فرانسه، بخدمت صدام در آمدن او علیه کشور، به اعدام محکوم کردن علی زرکش ها در تشکیلات، شکست فضاحت بار توهم ارتش آزادیبخش، ماجراجویی فروغ جاویدان، نا کار آمدی و سپس سرنگونی صدام حسین برای مسعودرجوی، نا کارآمدی آمریکا برایش، شکست تلاش ماندن در عراق، اخراج خونین از عراق، فرارهای مسعودرجوی از تمامی صحنه ها، افتضاحات شخصی مسعودرجوی، سالیان فرار از ظاهر شدن، و همزمان سر در آوردن از درون مناسبات کشورهایی چون اسرائیل و عربستان و نئوکانهای آمریکایی، راه اندازی زندان و شکنجه، اعدام در تشکیلات، بروز همه نوع افکار داعشی و سوپر ارتجاعی از مسعود رجوی و به ایران رفتن بعداز جدا شدنِ به هر قیمت از فرقه رجوی مدعی مبارزه ضد امپریالیستی و رژیم جمهوری اسلامی که در ظاهر هم شده چنگ در چنگ آمریکاست، وجود دارد؟آیا جدا شدگان از فرقه رجوی با جمهوری اسلامی مشکلی ندارند؟ بنظر نگارنده حتی طرح این سوال بی معنی است. چرا که نگاهی بسیار سطحی به سابقه جداشدگان خود گواه آن است. آیا قابل فهم است که این مبارزین در درون تشکیلات عاشق و دلخسته رژیم میشوند؟ آیا رجوی طی چهل سال با کمک بوقهای جهانی در حال تولید هوادار رژیم است؟ آیا قابل قبول است که افراد بعد از چهل سال یک شبه نسبت به رژیم خواب نما میشوند و روز بعد به ایران میروند؟ آیا کسی رادیکالتر از اینها در مبارزه با رژیم بها پرداخته است؟ اینجاست که باید پاسخ را در جای دیگری جستجو نمود.
  • HosseinNejadبه گفتۀ روسیه اسرائیل جان سرنشینان یک هواپیمای ایرانی را به خطر انداخته است
    ارتش روسیه دولت اسرائیل را متهم کرد که در حملات روز پنجشنبه خود به یک پایگاه نظامی در حومۀ دمشق از […]
  • DSC00210امیر رحیم‌پور که به اعدام به اتهام جاسوسی محکوم شده، کیست؟
    امیر رحیم‌پور»، متهم به جاسوسی برای «سی‌آی‌ای»، پنجشنبه, فوریه 6, 2020 – 14:35 نیلوفررستمی […]
  • Iraj Shokriاردشیر زاهدی: در سقوط شاه، خودمان باعث دردسر شدیم
    دیدار اردشیر زاهدی در مقام سفیر ایران، با رئیس‌جمهور جیمی کارتر و همسرش روزالین جمعه, فوریه 7, 2020 […]
  • DSC00210ظهور رجوی و دستِ خر کوتاه!
    موسی حاتمیان https://m.facebook.com/story.php?story_fbid=766082967205858&id=100014124854456 […]
  • Zay250 250لو رفتن خانه زعفرانیه ۱۹ بهمن سال ۶۰ ناگهان موسی زنده شد و اسلحه کشید
    همنشین بهار   خانم‌ها و آقایان محترم، خواهران و برادران عزیز، دوستان دانشور و فرهنگ‌ورز، سلام بر […]
  • محمد امینیروسیه: هواپیمای تهران – دمشق را هنگام حمله هوایی اسرائیل به سوریه نجات دادیم
    یک هواپیمای مسافربری که صبح دیروز از تهران به دمشق پرواز می‌کرد، در معرض تبادل آتش اسراییل و سوریه […]
  • تغییر رژیمآنجا که “در آمدن از خجالت کسی” مجوز نمی‌خواهد
    بسیاری از کنشگران مدنی، تهدید مهدی محمودیان را سابقه‌دار و گوشه‌ای از واقعیات جاری در نهادهای […]
  • Zay250 250تشکل رجوی، مرده هایی که در انتظار دفن شدن هستند
      پنجشنبه گذشته سایت فرقه رجوی داعشی خبر فوت ( ابوالفضل قنادی ) یکی دیگر از اسیران خود در را […]
  • 228x225سانسور خبر بازداشت سه ایرانی به اتهام جاسوسی برای عربستان در دانمارک توسط مسعودرجوی…
    سرویس‌اطلاعات و امنیت دانمارک روز دوشنبه ۱۴ بهمن (سوم فوریه) خبر از بازداشت سه عضو “جنبش عربی […]
  • هشترودی«منصور» و « مداح» سرکوبگر رجوی در تشکیلات درگذشت- صفی تا تهران از مرگها و فرارهای مسعود رجوی
    سیامک نادری « در دقیقه ۰:۵۷  این ویديو انتشار یافته توسط مجاهدین خلق در دقیقه ۵:۵۵ و…منصور مداح در […]
  • محمد- مصطفی رجویچرا با چهل سال مبارزه خونین با ج. ا. مجاهدینِ نجات یافته از فرقه رجوی به ایران باز میگردند ؟
    قسمت دوم(آخر)  این مقاله دوقسمتی را در لینگ زیر میتوانید بخوانید: […]
  • محمد- مصطفی رجویخاطرات قربانعلی حسین‌نژاد در زندان و حسینیه‌ی ارشاد
    در زندان و حسینیه‌ی ارشاد قربانعلی حسین نژاد شاگرد و هم‌سلولی شریعتی منبع: سایت ملی مذهبی تاریخ: […]

فرقه ها در میان ما

دانش علمی شناخت و تمیزدادن فرقه از تشکل سیاسی

بدون شناخت علمی از فرقه های خطرناک تحلیل عملکردهای فرقه رجوی و اثرات بشدت مخرب آن بر اعضا و جداشدگان و خلاص شدن از فشارهای شکنجه گونه روانی مغزشویی های چندین دهساله غیرممکن است

خانم آناگومز نماینده پارلمان اروپا خواستار اخراج فرقه رجوی شد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت دوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی امروز باید گفت آنچه را که فردا گفتنش دیر است

قسمت دوم: گفت و شنود با فرشته هدایتی: افشاگریهای فرشته هدایتی در مورد فرقه رجوی

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

آخرین پست ها

سیامک نادری مرگهای مشکوک فرقه رجوی را افشا میکند

کشتن و سربه نیست کردنهای فرقه رجوی

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

فعالیت های ما در تصویر

افشای پولشویی های فرقه رجوی

 

فراخوانهای شوی سالانۀ مریم قجر به خلق قهرمان لهستان!!

 

 

فراخوانهای شوی سالانۀ مریم قجر به خلق

قهرمان لهستان!!

GRAND GATHERING Paris 2016

– Kongres w obronie Praw Człowieka oraz Wspieraniu Demokracji

صفحات فیس بوک فرقۀ رجوی به زبانهای لهستانی و انگلیسی ویژۀ جذب نیروی خارجی برای شوی ویلپن

تلاشهای فرقۀ رجوی برای راضی کردن لابیهای عرب سابقش که با این فرقه قطع رابطه کرده اند به شرکت در شوی سالانۀ مریم قجر در ویلپن پاریس به شکست انجامید و با اعلام رسمی و علنی از سوی این شخصیتهای 

عرب رد شد

جواب رد قاطع و علنی آقای علی المرعبی نویسنده و روزنامه نگار و ناشر لبنانی مقیم فرانسه به دعوت از 

ایشان توسط فرقۀ رجوی برای شرکت در شوی سالانۀ مریم قجر

نوشتۀ قربانعلی حسین نژاد مترجم ارشد سابق بخش روابط خارجی سازمان مجاهدین

فرقۀ رجوی همه ساله تعداد زیادی سیاهی لشگراز افراد خارجی بخصوص از لهستان و برخی دیگر از کشورهای اروپای شرقی به علاوۀ تعدادی پناهندگان عرب و افغانی وهمگی اجیر شدۀ یورویی برای شرکت در برنامه سالیانه خود در ویلپن پاریس بسیج  کرده و آنها را با انواع فریب و نیرنگ و تقلب و تطمیع مالی به شوی سالانۀ مریم قجر در ویلپن پاریس می کشاند.

Wolny IranKongres WOLNY IRAN – GRAND GATHERING PARIS 2016 

مقطع اصلی این برنامه قبلا از بیش از سی سال پیش تا قبل از ده سال اخیر همیشه 30 خرداد برابر با 20 ژوئن به مناسبت با عناوینی مانند «آغاز مبارزۀ مسلحانه» و«روز زندانیان سیاسی ایران» و «سالروز تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران» بود ولی بعد از سقوط ارباب رجوی صدام حسین و خلع سلاح ارتش صدام ساختۀ رجوی در عراق توسط نیروهای آمریکایی و موهوم و مسخره شدن عنوان «ارتش آزادیبخش ملی» و اساسا شکست و افشا شدن شعار و استراتژی «مبارزۀ مسلحانه» دیگر این عناوین و شعارها به کناری گذاشته شد زیرا دیگر صحبت از مقاومت و مبارزۀ مسلحانه و ارتش آزادیبخش کردن اگرچه برای نگهداشتن اسیران ذهنی و جسمی و روانی فرقه در عراق و آلبانی در هفت حصار تشکیلات رجوی کاربرد دارد ولی برای جذب ایرانیان آگاه و آزاد خارج و نگهداشتن هواداران خارجه نشین رجوی در مهمیز و کنترل فرقه کاربردش را از دست داد.

از این رو در ده سال اخیر به دنبال دستگیری و بعد هم آزادی مریم رجوی در فرانسه برای دررفتن به اصطلاح آبرومندانه از شعارها و استراتژی پیشین یعنی در حقیقت برای لاپوشانی و رفع و رجوع آبروباختگی خودشان در نتیجۀ شکستها و رو شدن انواع تبهکاریها و جنایتها و فریبکاریها و مفاسد رهبران فرقه؛ از نزدیک بودن تاریخ این دستگیری و بعد هم آزاد شدن مریم رجوی در فرانسه به تاریخ سی خرداد یعنی بیست ژوئن به عنوان فرصتی طلایی برای این لاپوشانی و رفع و رجوع استفاده کردند یعنی دیگر با یک ترفند یواشکی کم کم روز سی خرداد (بیست ژوئن) و عناوین موهوم مناسبتهای آن را که کلمات مقاومت و مسلحانه و… داشت کم رنگ کرده و بعد هم به کلی به فراموشی سپرده و سپاردند!!

بنابراین در سالهای اخیر همه ساله با یکی دو هفته قبل یا بعد از سی خرداد (20 ژوئن) این مراسم سالانه را تحت عناوینی مانند «آزادی و دموکراسی برای ایران» و «روز کودتای دولت فرانسه علیه مقاومت ایران»!!!! (یعنی دستگیری مریم رجوی) برگزار می کنند که معلوم نیست روز دستگیری را چگونه می شود جشن گرفت و مراسم گرامیداشت برای آن برگزار کرد؟؟!! و اصلا مگر رجوی در فرانسه حاکم بوده که پلیس فرانسه کودتا کرده و او را از حاکمیت خلع کرده است؟؟؟!!! که واقعا مضحک و خنده آور حتی برای مرغهای پختۀ سفرۀ مریم خانم در اورسوراواز هم می باشد!!… و دیگر از عنوان «روز زندانیان سیاسی ایران» هم خبری نیست چون دیگر زندانیان فرقه در ایران از نصف انگشتان دست هم تجاوز نمی کند برای اینکه دیگر مبارزه ای و کسی و پایگاهی و تشکیلاتی در داخل ایران ندارد و تقریبا همۀ زندانیان سیاسی ایران از مبارزان داخل کشور متعلق به جریانهای اصلاح طلب یا گروهها و جریانات مبارزۀ مسالمت آمیز برای آزادی و دموکراسی در ایران می باشند و تمامی آنها حتی آنها که مثل برخی گروههای کردی به مبارزۀ مسلحانه معتقدند از فرقۀ رجوی تا بن استخوان متنفر و بیزار هستند.

در هر حال برگزاری این شوی سالانه اکنون به قدری بی محتوا و تمسخر انگیز با شعارهای پوچ و رسوا و افشا شدۀ تکراری در سه دهۀ گذشته شده است که اگر فرقۀ رجوی بیم تلقی شدن به عنوان اعتراف به شکست و به خرابی وضعیتش را نداشت حتما دیگر این مراسم را برای همیشه تعطیل می کرد و دست از آن می کشید ولی برای گریز از این اعتراف تلخ ناچار است که به هر ضرب وزور و زر و زور و تزویر و تقلب هم که شده این مراسم را در همان محل قدیمی سالانه اش یعنی سالن ویلپن پاریس که به دلارهای نفتی صدامی مریم رجوی عادت کرده است برگزار کند آنهم مثل سالهای گذشته بویژه ده سال اخیر با پرکردن صندلیها و برنامه های سخنرانیها نه با ایرانیان مقیم خارج و گروههای اپوزیسیون ایران بلکه با لابیهای همیشگی آمریکایی و اروپایی خود که بسیارشان از مسئولان سابق جنایت و خونریزی در جهان از جمله ویتنام و عراق در ارتش و سی آی ای آمریکا هستند و با اجاره کردن پولی دانشجویان لهستانی و اهالی کشورهای فقیر اروپای شرقی با تطمیع آنان به گردش و سیر و سیاحت و خوراک در پاریس و یا برخی پناهندگان عرب بویژه سوری و نیز پناهندگان افغانی با پرداخت هفتاد یورو به هر کدام آنان. چرا؟ برای اینکه خودش طبق همین اعتراف فرقه به خوبی می داند که ایرانیان آزاده و شریف خارج و نیروهای اپوزیسیون مستقل ایرانی در خارج کشور از این فرقه متنفر و بیزارند و آن را خائن به ملت و کشور خودشان می دانند و بزرگترین ضربه زننده به جنبش آزادیخواهانۀ مردم ایران می دانند. برای همین است که اکنون برخلاف دهه های گذشته که سایتهای فارسی زبان فرقه مملو از پوسترها و آگهی ها از دو سه ماه قبل از این شو برای تبلیغ آن اختصاص می یافت، دیگر در این سایتها خبری از تبلیغ و زمان و مکان این شو دیده نمی شود و به جای آن به اخبار سوریه و تبلیغ درسهای «تبیین جهان» مسعود رجوی نزدیک به چهل سال پیش می پردازند!!! زیرا اساسا این فرقه را علیرغم شعر و شعارهایش مبنی بر «خلق قهرمان ایران» دیگر کاری با ایرانیان نیست و دعوت عام برای ایرانیان نمی تواند انجام بدهد چون می داند که کسی توجه نمی کند بلکه تمام دعوتهایش و تلاشش برای بسیج کردن خارجی و برای خارجیان از جمله «خلق قهرمان لهستان»!! و «خلق قهرمان سوریه»!! (و حتما هم فردا برای تشکیل «شورای ملی مقاومت لهستان»!! بویژه که با پذیرش انتقال کامل به آلبانی، دیگر خلق لهستان جای خلق ایران را گرفته چون به جای ایران و تهران به لهستان و ورشو نزدیک شده اند و حتما به زودی شاهد شعار «می بریمش به تیرانا یا ورشو» خواهیم بود!) به علاوۀ افراد تشکیلات و هوادار اندک خودشان که این هر دو دسته را هم با اطلاع دادن خصوصی و محرمانه یعنی خودمانی به زمان و مکان مراسمشان با پرداخت تمام هزینۀ سفر و کارمزدشان می آورند!!.

این نوع فعالیت و تبلیغ رو به خارجیها را فرقۀ رجوی در زمستان گذشته برای تظاهراتش در پاریس در اعتراض به سفر روحانی رئیس جمهور رژیم ایران به فرانسه برای جذب پناهندگان سوری با راه انداختن رادیو موج اف ام در پوش به اسم آنان و تبلیغات در سایتهای عربی اش به زبان عربی البته فارسیزه شده!! به راه انداخت که به افتضاح و رسوایی بی سابقه ای در آن تظاهرات و درگیری با همان سوریها و شخصیتهای عرب شرکت کننده بر سر سخنرانی یک لابی اسرائیلی فرقه و حمل پلاکاردهای عربی توسط آنان و عدم اطاعت آنان از افراد فرقه گردانندۀ تظاهرات و قطع رابطۀ همکاری عربهای فرانسه با فرقۀ رجوی چنانکه در قسمتی دیگر از این مقاله آمده است منجر شد که می توانید مشروح این جریانات را در لینگهای زیر بخوانید:

http://peyvande-rahaee.fr/index.php/typography/337-2016-01-20-94-10-30

http://peyvande-rahaee.fr/index.php/typography/331-2016-01-15-94-10-25

http://peyvande-rahaee.fr/index.php/typography/356-2016-02-07-11-18-94

http://peyvande-rahaee.fr/index.php/typography/362-2016-02-15-1394-11-26

و اما لینگهای زیر مربوط به صفحات فیس بوک فرقۀ رجوی تحت پوش شرکتهای لهستانی هستند که از لهستان و کشورهای اروپای شرقی برای برنامه فرقۀ رجوی (9 جولای درپاریس) دانشجو و سیاهی لشکر جمع میکنند و برای آنها بلیط می فروشند. همانطور که در این صفحات به زبانهای لهستانی و انگلیسی ملاحظه می کنید ردی از فرقۀ مجاهدین و شورایشان در آنها نیست و فقط نوشته که برنامه ای هست جهت حمایت از دموکراسی درایران از هشتم تا دهم جولای بقیمت 40 یورو باتمامی هزینه های سفر و انتقال ازتمامی نقاط لهستان به پاریس، و نیز اقامت در هتل و تأمین غذا. عکسهای این صفحات فرقه مربوط به فراخوان به خارجیها بویژه لهستان به زبان لهستانی را در متن این مقاله می بینید:

Konferencje pokojowe

 

https://www.facebook.com/events/223066151414459/?active_tab=posts

https://www.facebook.com/events/1262303877132263/

https://www.facebook.com/KonferencjePokojoweWEuropie/

https://www.facebook.com/events/972865329487097/

اما در رابطه با عربها و مشخصا شخصیتهای عرب باید گفت که بسیاری از لابیهای عرب فرقه دیگر دور آن را خط کشیده و دیگر از شرکت در مراسم آنان خودداری می کنند:

استاد علي المرعبی نويسنده و روزنامه نگار لبنانی و از ناسیونالیستهای مشهور عرب و فعال سیاسی و فرهنگی و مطبوعاتی مقیم فرانسه از لابیهای سابق فرقۀ رجوی در فرانسه که در اعتراض به انحصار طلبیهای سران فرقه و دعوت آنان از یک نمایندۀ پارلمان اسرائیل مائیر حبیب برای سخنرانی تظاهرات فرقۀ رجوی در پاریس در ژانویۀ گذشته را ترک کرد و از عربهای مقیم فرانسه خواست که در فعالیتهای این سازمان شرکت نکنند روز 13 ماه می در صفحه اش در فیس بوک در لینگ زیر:

https://www.facebook.com/alinafez/posts/1397978606895028?pnref=story

 در رد برخی تلاشهای فرقه رجوی برای جذب مجدد آقای المرعبی به دنبال افشاگری ایشان علیه یک مقالۀ ساختگی فرقه علیه او به نام یک نویسندۀ عرب در سوزش از دیدار ایشان با هیأتی از جداشدگان از فرقه در پاریس؛ و در حقیقت در رد دعوت ایشان به شوی مریم قجر در ویلپن پاریس، نوشته است:

«منطقی است یا نه؟

کسی که بخواهد رژیم جنایتکار و فاشیست کشورش را سرنگون کند من در کنارش هستم..
کسی که بخواهد کشورش را از دست یک اشغالگر جنایتکار آزاد کند این حق او است و من با او هستم.
کسی که بخواهد یک ائتلاف ملی علیه یک حاکمیت مزدور و دولتی که متجاوزین اشغالگر منصوبش کرده اند تشکیل بدهد و این یک اقدام ضروری است… من با او و در کنارش هستم.
اما کسی که بخواهد فقط به قدرت برسد یا کسی که دنبال حفظ منافع سیاسی خود است آن هم با برقراری روابط مشکوک با مائیر حبیب یا برنارد هنری لیوی یا پایگاه سبلیه یا زیارت مقر سازمان ایباک وو…؟؟؟!!!!! من نمی توانم از او حمایت کنم.

آی مردم… آی انسانها…!

کسی که خودش محلی را اشغال کند نمی تواند آزاد کنندۀ محلی دیگر باشد
کسی که در کشور خودش آلت دست بی مقدار محافل بیگانه می باشد نمی تواند در کشوری دیگر از مخالفان این محافل حمایت کند

من به این اشاره بسنده می کنم باشد که از خطرات بن بستهایی که به سوی آن در حرکتند آگاه شوند … تا ناچار نشوم بعدا مسائل را با اسم و رسم مشخص به صورت علنی و روشن افشا کنم».

اینجانب نیز در کامنتی زیر این متن آقای المرعبی به عربی نوشتم:

آفرین استاد المرعبی به این خردمندی و هشیاری و آگاهیتان. ما ایرانیان جدا شده و منشعب از این سازمان که منظورتان است و ما آن را با رهبری فردی دیکتاتوری استالینستی اش که حاکم بر سازمان از بیش از سه دهه می باشد به خوبی می شناسیم رهبریی که بیشتر این مدت را در عراق بوده و بخشی از خاک آن را اشغال کرده و به غارت و سرقت بسیاری از سرمایه ها و پولهای آن پرداخت و به حزب حاکم و دولت آن کشور نیز با تمام امکانات و روابطش با آمریکاییها و اسرائیلی ها خیانت کرده و ضربه زد از جمله جاسوسی اش علیه مقاومت عراق بر ضد اشغالگران و کمکش و جاسوسیهایش به آمریکایی ها در کشف مخفیگاههای رهبران حزب بعث از جمله شخص صدام حسین که ما همۀ جزئیات آن را می دانیم چرا که در داخل این سازمان در عراق بیش از 25 سال بویژه ده سال اخیر و شاهد این خیانتها بودیم.

لازم به یادآوری است که موضع و متن نوشته شده توسط آقای المرعبی که از نفوذ و احترام خاصی در میان شخصیتهای عرب ناسیونالیست در فرانسه و لبنان و عراق برخوردار است طبق گفتۀ خود آنان به اینجانب در حقیقت موضع همۀ شخصیتهای عربی از جمله عراقی و سوری والجزائری است که در فرانسه با فرقۀ رجوی همکاری می کردند و اکنون روابط و همکاری شان را با این سازمان قطع کرده اند زیرا آنان و پناهندگان سوری نیز با توصیۀ آقای المرعبی این کار قطع رابطۀ همکاری با فرقۀ رجوی را انجام دادند ولی فرقه دوباره سراغ همۀ آنها برای کشاندنشان به شوی ویلپن رفته ولی آنها با این بیانیۀ آقای المرعبی دست رد بر سینۀ آنها زده اند.

اما نمونۀ دیگر:

روزنامۀ مستقل فلسطینی «المنار» چاپ بیت المقدس در مقاله ای به قلم حاتم استانبولی روزنامه نگاری که در میان سیاهی لشکر خارجی از عربهای برده شده به شوی مریم رجوی در ویلپن پاریس روز 13 ژوئن 2015 حضور داشته و خود از نزدیک شاهد ترکیب شرکت کنندگان و سخنرانان و ماهیتها و جهت گیریهای جنگ طلبانه و ضد خلقی آنها بویژه شرکت شخصیتها و مقامات سابق آمریکایی حامی اسرائیل و ضد مبارزات مردم فلسطین و عدم حضور ایرانیان و شخصیتهای ایرانی بوده است به تحلیل وضعیت کنونی فرقۀ رجوی و شوی سالانه اش در فرانسه پرداخته است.

در این مقاله که روز 30 ژوئن 2015 با عنوان « مجاهدین خلق از اپوزیسیون مسلح تا آلت دست مسلح!» در روزنامۀ مستقل فلسطینی «المنار» چاپ بیت المقدس منتشر شده، از جمله آمده است: 

«ایرانیان در این جشنوارۀ اپوزیسیون ایران غایب بودند و هشتاد درصد حاضران نه ایرانی و نه حتی عرب بلکه دانشجویان دانشگاههای اروپا بویژه از لهستان و فرانسه و انگلستان بودند که از دو جنبه باید روی این موضوع اندیشید: توجه و اقدام برگزار کنندگان جشنواره به آوردن دانشجویان دانشگاههای اروپا تنها برای پرکردن صندلیها نبود بلکه همچنین به منظور آماده کردن افکار عمومی برای هر اقدام در آینده جهت سرنگون کردن قهرآمیز رژیم ایران بود و این احتمال مطرح هم هست چرا که در صورت پیروزی جمهوریخواهان در انتخابات آیندۀ ریاست جمهوری آمریکا احتمال این امر می رود و این کاملا از حرفهای جنگ طلبان آمریکایی در این برنامه و ابراز دشمنی آنها با سوریه و حزب الله و مقاومت فلسطین و ایران روشن بود…».

کامل ترجمۀ فارسی مقالۀ مذکور را از آنجا که تشخیص و برداشت یک خارجی حاضر در این برنامه می باشد و از این نظر اهمیت دارد در لینگ زیر بخوانید:

http://peyvande-rahaee.fr/index.php/typography/192-2015-07-06-12-34-20

متن عربی مقالۀ مذکور در لینگ زیر می باشد:

http://www.manar.com/page-25194-ar.html

و این هم نمونه ای دیگر:

ترجمۀ مقاله ای به قلم خانم عواطف فرح شرکت کنندۀ الجزائری در تظاهرات فرقۀ رجوی در پاریس روز 28 ژانویۀ 2016  در صفحۀ فیس بوک ایشان با عنوان: «چه کسی هزینۀ تظاهرات پر طمطراق مجاهدین خلق را تأمین کرده بود؟»

«روز 28 ژانویه یک تظاهرات بزرگ و بسیار شیک و پرخرج از لحاظ تجهیزات و پلاکاردها و پرچمهای سازمان مجاهدین خلق و کلاهها و جلیقه ها و کامیونهای تریلی در جلوی تظاهرات و وسط و آخر آن به علاوۀ بلندگوهایی که در اختیار تظاهر کنندگان بود در پاریس برگزار شد. تظاهرات به گواهی همگان از جنبۀ سازماندهی و مجهز بودن یک تظاهرات با شکوه و عظیمی بود؛ ولی قابل توجه است که تظاهرات به این ثروتمندی تظاهر کنندگان فقیر و بدبخت و بیچاره ای داشت. چه کسی هزینۀ تظاهرات مجاهدین خلق را تأمین کرده بود؟

آیا مریم رجوی خودش شخصا قدرت و توان مالی برای تأمین اینهمه مخارج را دارد؟؟؟؟؟ کمی خواستم به عقب برگردم دیدم که مجاهدین خلق اصلا قبل از رفتن به عراق چنین ثروتی نداشتند و فقیر بودند. بله این مرحوم صدام حسین بود که آنها را تأمین مالی و مادی کرد. مجاهدین خلق هم که همه می دانند ازدواج نمی کنند و زیرک هستند این پولها را در هتلها و شرکتها و فروشگاهها از جمله در همین پاریس سرمایه گذاری کردند و همین پولهای چند برابر شده است که این سازمان را تأمین مالی می کنند. مردان و زنان مجاهدین ازدواج نمی کنند و می گویند ما با مقاومت ازدواج کرده ایم و به همین علت غم و اندوه در چهره هایشان دیده می شود و می دیدم که ناراحتند.

برایم سؤال شد که چرا مریم رجوی خودش در این تظاهرات شرکت نکرده؟ او که خودش صاحب عله است زحمت حتی حضور در تظاهرات و ایراد سخنرانی با درود به تظاهر کنندگانی که گلوهایشان در ستایش او باد کرده بود به خود نداده است. تظاهرات ایرانیان علیرغم اینکه ضد روحانی بود و کار زیادی برای جلب عربها به آن شده بود کم جمعیت و با شرکت اندک عربهای مقیم فرانسه بود گویی که عربها و ایرانیها تضاد و کینه های تاریخی دارند و به عقیدۀ عربها ایرانی ایرانی است حتی اگر مخالف رژیم ایران باشد…. به من گفتند که احمد الغزالی نخست وزیر سابق الجزائر در تظاهرات شرکت کرده است ولی من تمام تظاهرات را گشتم و پرس و جو کردم پیدایش نکردم».

اما در مورد سابقۀ چندین سالۀ اجیر کردن پناهندگان عرب و افغانی فرانسه توسط فرقۀ رجوی برای شرکت در شوی سالانه و تکراری و مهوع مریم قجر متن زیر را که مشاهدات و خاطرۀ خودم در سال 1993 (2014) که اینجانب در خوابگاه پناهندگان در پاریس بودم می باشد و آن موقع در صفحۀ فیس بوکم و وبلاگم منتشر کرده بودم، باردیگر در اینجا نقل می کنم:

«در یک مرکز خیریه برای بی خانمانها و پناهندگان در پاریس که زندگی می کنم این روزها شاهد مراجعات با واسطه و پیغام و پسغامهای سردمداران فرقۀ رجوی ساکن قلعۀ اورسور اواز به عربها و افغانیهای این مرکز جهت جمع کردن و بسیج آنها برای شوی ژوئنی مریم رجوی طبق معمول سنواتی از 17 تا 20 ژوئن (جشن و بزرگداشت مضحک و احمقانۀ همه ساله به مناسبت سالگرد دستگیری مریم رجوی و نوچه هایش توسط پلیس فرانسه به جرم کارهای تروریستی و پولشویی!! و وصل کردن خنده دارتر آن به سالگرد قیام 30 خرداد به عنوان بزرگداشت آغاز مقاومت مسلحانۀ نه تنها بی حاصل بلکه قاتل جنبش اصولی و مقاومت درست مردمی برای آزادی) هستم که با وعد و وعیدهای پول و چانه زدن بر سر تعدادی که می توانند هر یک برای این مراسم فرقه ای بیاورند و میزان یورویی که برای هر نفر می پردازند!! برای جمع کردن سیاهی لشکر خارجی جهت عکس و فیلم و جمعیت سازی دروغین به عنوان هوادران ایرانی!! تلا ش می کنند.

یک جوان تونسی دوست من در این مرکز بعد از اینکه تلفنش با یک هموطن خود که در آن مرتب صحبت از مجاهدین و مریم رجوی و تجمع و مقدار پول و تعداد نفرات می رفت به پایان رسید پیشم آمد و گفت: واقعا این سازمان مجاهدین دوستان سابق شما (سران فرقۀ رجوی) این قدر نزد ایرانیان خراب شده اند که ما عربهای آفریقا را آن هم با پول و نه اعتقاد برای گردهمایی شان دعوت می کنند؟! و می گفت: دوستم می گوید مسئولان سازمان مجاهدین در پاریس به من گفته اند هر تعداد از دوستان و هموطنانت را برای مراسم ما بیاوری هم برای تو بابت هر یک از آنها و هم برای تک تک آنها پول می دهیم و گفتند به دفتر ما بیا تا در این مورد صحبت بکنیم و من هم می روم ببینم اگر پول کمتر از گردهمایی های سابقشان که نفری 50 یورو بود بدهند من برای تجعشان کسی را نمی برم!!.

باند مریم رجوی سال گذشته نیز علاوه بر تجمع ویلپن برای تجمع ماه رمضان خودشان نیز از همین خوابگاه ما برخی عربها و افغانیها را با وعدۀ پول برده و به عنوان سیاهی لشکر عکس و فیلم از آنها استفاده کردند در حالیکه این سیاهی لشکر خارجی همه شان و هر کدام به عللی مذهبی و قومیتی و اعمال و کردارها و اعتقادات عجیب وغریب این فرقه به شدت از این فرقه و سرانش متنفر و بیزارند و مخصوصا عربها وقتی از مراسم فرقه برمی گردند همیشه آنچه را که در تجمعهای فرقۀ رجوی دیده اند و شنیده اند از جمله حرفهای خنده دار و بی سر و ته ومسخرۀ مریم رجوی و ترجمۀ خنده دارتر و مسخره تر آن به عربی! مدتها آن را بین خودشان مایۀ بگو بخند و تمسخر قرار می دهند.

چند روز پیش نیز دوست افغانیم در سالن غذاخوری خوابگاه وقتی مرا دید گفت که به همین صورت از طرف سردمداران فرقۀ رجوی به گردهمایی ژوئن با وعدۀ پول دعوت شده و از او هم خواسته اند که تعداد صد نفر افغانی بیاورد که هم بابت تک تک آنها به او و هم به هر یک از آنها پول می دهند ولی گفته که من از شما و گروهتان متنفر هستم و شرفم را در مقابل پول نمی فروشم و به تجمعتان نمی آیم و کسی را هم نمی آورم (البته با آنکه می دانم او به شدت ضد فرقۀ رجوی است نمی دانم در این حرفش تا کجا صادق است زیرا معمولا این نوع افراد نیازمند فقط به علت دریافت پول با همۀ تنفرشان از دار و دستۀ رجوی به تجمعهای آنها رفته و برای این فرقه سیاهی لشکر عکس و فیلم درست می کنند که نمونه هایش در سالهای گذشته با گردآوری سیاهان فقیر و بی خانمان در آمریکا و آوردن دختران تاجیکی و لهستانی و از کشورهای شمال اروپا به پاریس با وعدۀ گردش و سیر و سیاحت و غذای مجانی افشا گردید).

این افغانی با خشم و ناراحتی زیاد از کشته شدن یک جوان هموطنش سال گذشته با زیر گرفتن او توسط اتوبوسهای فرقۀ رجوی که سیاهی لشکر خارجی را از کشورهای مختلف به پاریس آورده بود بعد از پیاده کردن آنها در محل تجمع، سخن می گفت و شرح می داد که چگونه این جنایت در فرانسه در نتیجۀ لابی سازی و هزینه های گزاف دار و دستۀ رجوی مسکوت ماند و مورد هیچگونه پیگیری قضایی قرار نگرفت.

این نمونه ها که همانند نمونه های سالها و ماههای گذشتۀ بسیجهای تقلبی و سیاهی لشکر سازیهای خارجی دلاری و یورویی نشانگر نهایت ورشکستگی و بی پایگاهی و انزوای دار و دستۀ رجوی در میان ایرانیان می باشد مرا به یاد چانه زدنهای نوچه های رجوی در اشرف با مزدوران عراقیشان بر سر مبلغ دینار عراقی در مقابل هر یک امضا که پای صفحات امضای بیانیه های موهوم و تقلبی خودنوشتۀ بگذارند انداخت آنجا که فرقه به نام 5 میلیون و دویست هزار عراقی!! یا سه میلیون شیعۀ عراقی!! و…  بیانیه صادر می کرد که اینجانب خودم آنها را از فارسی به عربی ترجمه می کردم و بعد هم به نام سازمانها و تشکلهای موهوم خودساخته شان که ظاهرا عراقی بودند ولی حتی اسم و سربرگ و آرم آنها را هم خود سران فرقه به فارسی درست می کردند و اینجانب آنها را به عربی ترجمه می کردم!! در مطبوعات عراق با پرداخت پولهای هنگفت آگهی می کردند در حالیکه مطلقا نه امضایی در کار بود و نه عراقی و نه تشکلی عراقی صادر کنندۀ بیانیه و همه را با بسیج افراد نیازمند عراقی و دادن ده هزار دینار به هر یک از آنها در قبال پر کردن صفحات امضا هر یک نفر تا ده هزار امضا انجام می دادند. به گواهی استاندار وقت دیالی دکتر عبد الله الجبوری که من خودم نامۀ اعتراضش را برای اطلاع مسئولان سازمان ترجمه کردم آنها افراد خانواده و فامیل و اقوامشان را در خانه شان جمع می کردند و به هر کدام خودکاری می دادند که ستونهای امضا را پر از امضا کنند، چنانکه من خودم زونکنهای امضا را دیدم هر صد یا دویست برگش پر از امضاهای یکسان با یک خودکار ویک خط بود و مطلقا آدرسی در کار نبود زیرا می دانستند که کسی نمی آید این زونکنها را ببیند».

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.