پربیننده ترین ها

ملاقات با نخست وزیر هلند آقای مارک روته در جریان کنگره سالانه حزب اتحاد احزاب لیبرال اتحادیه اروپا (آلده پارتی) در آمستردام. طی ملاقات ضمن معرفی خودو فرقه رجوی و نقض شدید حقوق بشر توسط این فرقه در آلبانی تشریح شد.

ملاقات با آقای گای فرهوفشتادت عضو پارلمان اروپا و رهبر فراکسیون لیبرالهای اتحادیه اروپا از سیاستمداران عالی و افشای همه ترفندهای فریب فرقه رجوی در زمینه ماهیت این فرقه و فشارها و توطئه هایی که علیه جدا شدگان اعمال میکند.

بنابه دعوت یو ان واچ جنبش نه به تروریسم و فرقه ها در نشست سالیانه حقوق بشر و دمکراسی شرکت کرد. خانم دکتر هشترودی بنا به دعوت جنبش نه به تروریسم وفرقه ها در این نشست شرکت کردند که حضور ایشان باعث خوشحالی جنبش نه به تروریسم و فرقه ها گردید. ایشان ضمن حضورفعالشان در نشست با اعضای عالیرتبه شرکت کننده در جلسه به بحث و گفتگو پرداختند. ازجمله با وزیر سابق دادگستری و عضو پارلمان کانادا آقای ایروین کولتر و از بنیانگذاران یوان هیومن راتس واچ مفصلا به بحث پرداختند. این کنفرانس سالیانه جهت شنیدن گزارشات قربانیان حقوق بشربرگزار میشود. در همین رابطه آقای داود ارشد رئیس جنبش نه به تروریسم و فرقه ها سخنانی بشرح زیر ایراد کردند:

درملاقات با دکترورنر هویر به اطلاع ایشان رسید که: فرقه رجوی در حال تدارک دیدن یک زندان ابدی موسوم به اشرف 3 در ‏محلی دورافتاده میباشد. این محل یک پایگاه نظامی متروکه آمریکایی می باشد با یک فرودگاه و یک سکوی هلی برد کوچک و ‏بخشی از سیستم های داخلی آن مستقیما از آمریکا آورده شده و نصب گردیده اند. از ایشان استمداد کمک شد. ‏

ملاقات با همسر نرگس محمدی در مقر ملل متحد ژنو-------آقای داود ارشد و خانم دکتر هشترودی با همسر نرگس محمدی در این ملاقات آقای تقی رحمانی همسر نرگس محمدی که خودشان نیز چندین نوبت زندان بوده اند از نقض حقوق بشر در ایران گزارشی به کنفرانس ارائه کردند و از تناقضات موجود در سیستم قضایی ایران در جریان محاکمه نسرین محمدی بطور مفصل و جامع سخن گفتند.خانم دکتر هشترودی و آقای مهندس ارشد با ایشان ابراز همدردی کردند و جزئیات بیشتری از موارد نقض حقوق بشر در فرقه تروریستی رجوی که در آن فعال بوده است را برای آقای تقی رحمانی تشریح نمودند.

دادخواهی علیه برده داری پناهجویان در تیرانا همچو لیبی توسط فرقه رجوی در دیدار آقای ارشد با نخست وزیران هلند و اسلووانیا

ملاقات با رهبر حزب دمکراتهای آزاد آلمان (اف پ د) آقای کریستین لیندنر در جریان کنگره سه روزه احزاب لیبرال اروپا در آمرستردام هلند. افشای جنایات فرقه رجوی علیه اعضا و جدا شدگان

آقای ارشد در مورد ادعای فرقه رجوی و حامیانش گفتند چند شاخص آشکار وجود دارد. چرا متحدین آنها بویژه آقای دکتر بنی صدر با پیش بینی سرنوشت آنها در عراق از آنها جدا شدند؟ چرا هیچ ایرانی چه مردمی چه سیاسیون در مراسم آنها شرکت نمیکنند؟ چرا این تشکیلات مجبور است جهت گردهمآیی هایش سیاهی لشکر کرایه کند؟ چرا این تشکیلات در ترس از مردم ایران اجازه نمیدهد با اعضایش درارتباط قراربگیرند؟ چرا ارتباط اعضایش را با جهان قطع میکند؟ چرا تمامی تحلیلگران برحقیقت نفرت مردم از این تشکیلات بدلیل همکاری با صدام را تاکید میکنند؟ چرا باید رجوی در داخل تشکیلاتش زندان و شکنجه برای اعضای خودش راه بیندازد؟ چرا مجبور است برای دریافت حمایت سیاسی هرچند بی ارزش منافع مردم ایران را به کسانیکه خود به کشتن آنها افتخار میکرده است بفروشد و حتی برای چند دقیقه سخنرانی آنها دهها هزار دلار بپردازد؟ چرا حتی عربستان حامی سیاسی و مالی آنها ارزیابیشان از آنها این استکه “هیچ جایگاهی در میان مردم ایران ندارند”؟ چرا در همین پارلمان اعضای سابق منتقدش را بقصد کشت میزند؟ چرا هر منتقدی ایرانی و حتی غیره ایرانی را جاسوس و مزدور رژیم!! میخواند؟ آیا بخاطر همین چرا ها نیست که: وقتی مردم ایران در سراسر کشور جهت خواسته هایشان دست به تظاهرات و اعتراض میزنند هیچ اسمی از آنها نمیآورند؟ آیا این مسئله پیامش غیر از این است که: مردم ایران رژیم حاضر را صد بار به فرقه رجوی ترجیح میدهند. و “تنها آلترناتیو دمکراتیک” جوکی بیش نیست.

خانم دکتر فریبا هشترودی: با یقین میگویم که مجاهدین شکنجه میکنند…. هشترودی1سرکار خانم دکتر فریبا هشترودی یکی از برجسته ترین زنان ایرانی جزء افتخارات ایرانیان در فرانسه، نویسنده و خبرنگار و فعال سیاسی که سابقا عضو شورای ملی مقاومت ایران بوده است که باید ایشان را بیشتر شناخت با علم یقینی در مورد فرقه تروریستی رجوی از درون آن سخن میگوید. وقتی به عمق پوسیدگی تشکل رجوی پی بردم جدا شدم بله

بیانیه 14 تن

بیانیه 14 تن

نیروی خارج کشور چه میخواهد ‏و بیانیه 14 تن

مقالات پربیننده

فرقه ها در میان ما

دانش علمی شناخت و تمیزدادن فرقه از تشکل سیاسی

بدون شناخت علمی از فرقه های خطرناک تحلیل عملکردهای فرقه رجوی و اثرات بشدت مخرب آن بر اعضا و جداشدگان و خلاص شدن از فشارهای شکنجه گونه روانی مغزشویی های چندین دهساله غیرممکن است

خانم آناگومز نماینده پارلمان اروپا خواستار اخراج فرقه رجوی شد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت دوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی امروز باید گفت آنچه را که فردا گفتنش دیر است

قسمت دوم: گفت و شنود با فرشته هدایتی: افشاگریهای فرشته هدایتی در مورد فرقه رجوی

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

سیامک نادری مرگهای مشکوک فرقه رجوی را افشا میکند

کشتن و سربه نیست کردنهای فرقه رجوی

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

فعالیت های ما در تصویر

افشای پولشویی های فرقه رجوی

 

مریم رجوی (قجر عضدانلو) کیست؟ قسمت دوم

davood11بقلم: داود ارشد عضو عالیرتبه سابق مجاهدین و “شو”رای ملی مقاومت

 

 

 

آیا شعارهای چپ دادن کافی است؟

در اینجا مایلم بخشی از سخنرانی گوبلز آنهم در جمع اعضای حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران آلمان را جهت روشن شدن اذهان بعضی شیفتگان ولایت رجوی چه آنها که گرفتار “شورا”ی آن بودند و هستند، چه آنها که در آلبانی و … گرفتارند و چه آنها که بعد از جدا شدن نیز هنوز توان دل کندن از سوپرچپ نمایی های دروغین او را ندارند و آنها که در گردش جاذبه ای بدور رجوی هنوز در ترس از خوردن مارک به دادن همان شعارهای دروغین و عوامفریبانه که رجوی سی سال است مشغول آن است، ادامه میدهند و حاضر نیستند از تجارب فاجعه آمیز گذشته نوعِ پول پوت، استالین، هیتلر، کره شمالی که رجوی از خود بجای گذاشته درس بگیرند و اینکه چرا ما که مسعود ومریم رجوی را طی بیش از سه دهه از نزدیک تجربه کرده ایم، اصرار داریم و تاکید میکنیم نه تنها باید همه جنایات رجوی که در پس پرده آهنین انقلابی نمایی و سوپر چپ زدن ها و صدها هزار شهید اعدامی کذایی و رنجها و خونها و مبارزات در بوق دمیده شده!!!! مخفی شده افشا شود بلکه برای نسل حاضر و نسلهای آینده روشن گردد که در پس تمامی سوپر چپ زدنهای رجوی چه هیولایی مخفی بوده است و شعارهای چپ نمایانه دادن کافی نیست، زمانیکه در عمل حتی درمورد خودیها،  دیکتاتوری و مشت آهنین (اشاره به تهدید کردن مخالفین توسط رجوی در جلسه عمومی کل تشکیلات درعراق) اعمال میکنی، مخالفین خودی و غیر خودی را میگیری، میبندی، شکنجه میکنی، و سربنیست میکنی، خود را همانند ابوبکرالبغدادی خلیفه مسلمین میدانی، امام زمان بازی درمیآوری، مطلقا ضد دمکراسی و همزیستی و تعامل با دگراندیشان هستی، هیچ کس و فکر و اندیشه ای را غیر از خودت قبول نداری و برای لاپوشانی نه دم خروس بلکه دم دایناسوری توتالیتریسم هیتلریت را با فقط به خدا!!!! پاسخگو بودن میخواهی بپوشانی یعنی چه؟ و خود میتوانید قضاوت کنید که دکتر گوبلز همانند رجوی قبل از شروع جنگ جهانی آیا از رجوی “چپ” تر بوده است یا خیر؟

«««گوبلز : اين درست نيست كه بعضي كشور ها از استثمار ملل ديگر ارتزاق كنند

17 ژانويه سال 1936 (سه سال پيش از آغاز جنگ جهاني دوم) دكتر ژوزف گوبلز وزير تبليغات دولت هيتلر در اجتماع بيش

گوبلز وزیر تبلیغات هیتلر

گوبلز وزیر تبلیغات هیتلر

از 18 هزار تن از اعضاي حزب ناسيونال سوسياليست كارگران آلمان (نازي) گفت كه تنها هنر بعضي دولتها استثمار ملل ديگر و ارتزاق از اين راه و آقايي كردن بر همان ملل و تحت انقياد نگهداشتن آنها است. داد و ستد عادي با اين ملل تحت سلطه هم بايد با تصويب قبلي استعمار گران انجام شود… اربابها (قدرتهاي استعمارگر) دولتهاي تحت سلطه خود را تو سري خور و در حالت ضعف نگهميدارند تا سركش نشوند و حق خود را نخواهند. در كشورهاي تحت سلطه، دولتها از مردمشان جدا هستند و سلطه گران هم ادامه اين وضعيت را مي خواهند و مي كوشند كه مردم اين كشورها از آن چه كه روي مي دهد و حقايق پيرامون خود آگاه نشوند و حق خود را مطالبه نكنند و …. دولت آلمان اين نظم را رد مي كند و چون نياز به مواد خام دارد؛ راهي ندارد جز اين كه به اين استثمار و استضعاف پايان دهد. ما از لحاظ قدرت نظامي و ظرفيت صنعتي چيزي از اين استثمار گران كم نداريم كه نمي توانيم با پول خريد كنيم و آنها به مفت مي برند و مانع از خريد ما مي شوند . اين وضعيت در اين دوران قابل تحمل نيست و ما ادامه آن را نمي پذيريم و …. »»»

نشریه شماره 10 مجاهد آبان 1358

شاه اصلی

سمت راست مسعود رجوی بدنبال سرنگونی شاه اصلی “آمریکاست”. سمت چپ معترف است که هنر شعارهای گوش خراش دادن نیست. شاه اصلی کجا و در دامن جولیانی و ترامپ و ترکی الفیصل .خزیدن کجا!!

 

تشابه محتوایی یا تصادفی؟

اتفاقا اولین ارودگاههای نازیها که در سال 1934 بنام داخوا Dachaw راه اندازی شد از رهبران و فعالین اتحادیه های همان کارگران آلمان پر شدند. همانگونه که اولین زندانها و شکنجه گاههای رجوی برای همان مجاهدین قهرمان آزادی و دمکراسی آنهم در پایتخت و مدینه فاصله رجوی “پادگان اشرف” و تحت حمایت کامل صدام دیکتاتور عراق دایر و پر شدند!!

 

هیتلر مسعودبله رجوی همچنین مانند هیتلر از قانون Führerprinzip  یا“leader principle”  یا (قوانین خاص حاکم بر رهبری “رهبری خاص الخاص رجوی”) که در حزب نازی حاکم بود بعنوان برتری “خداگونه رهبری” / “جنس متعالی رهبر و بر تر از دیگران!” / فوق انسان بودن او! و فرای همه قوانین بودن رهبر استفاده میکرد. اگر بخاطر داشته باشید این اصل را از همان اولین روزهای کودتای تحت نام انقلاب ایدئولژیک سال 1364عنوان کرد که، “اینکار(طلاق و ازدواج) منطبق بر قانون خاص حاکم بر رهبری است” و به بقیه مجاهدین نمیشود تامیم داد. ولی وقتی قافیه تنگ شد در سال 1378 به همه تامیم داد. رهبری رجوی حتی از هیتلر هم ویژه تر بود و جائیکه هیتلر به رهبر خواندن خودش اکتفا میکرد ولی رجوی میگفت رهبری خاص الخاص. یعنی شاه شاهان، شاهنشاه!!! بعدها این امر محور اصلی و مهمات سلاح کشتار جمعی دمکراسی و اعمال دیکتاتوری او با کمک مریم رجوی در تشکیلات بود. رجوی تا میتوانست در بازی با کلمات خودش را به عرش میبرد تا از عذابِ کرده ها و عقوبت آنها فرار کند.

سوابق مریم عضدانلو

مریم عضدانلو متولد تهران سال 1332 است و از بقایای خانواده قاجار میباشد. برادر بزرگ او محمود عضدانلو از اعضای سازمان بود كه در سال 1350 دستگیر شد و چند سالی زندان بود و بعداً هم آزاد شد. خواهر دی%d9%85%d8%b1%db%8c%d9%85-%d9%88-%d8%ac%d9%88%d9%84%db%8c%d8%a7%d9%86%db%8cگری داشت به نام نرگس
عضدانلو كه كمتر در اسناد و نوشته های سازمانی نامی از او می آید، نرگس بعد از آغاز مبارزه مسلحانه در سال 1350 در حالی كه از مریم بزرگ تر بود به سازمان و تیم های عملیاتی پیوست، تیم های عملیاتی چریكی در زمان شاه. در ماجرای مارکسیت شدن فرقه رجوی در سال 1354 نرگس ماركسیست شد و بعدها در درگیری های قبل از انقلاب با پلیس كشته شد. مسعود رجوی همانند دستگاههای بغایت عقب افتاده و قرون وسطایی و مرتجع در ترس و وحشت از دگر اندیشان و مارکسیستها، هیچگاه از اینکه خواهر بزرگتر مریم رجوی “مارکسیست” بوده حرفی نمیزند!!!

تشکیلات فرقه رجوی از مریم رجوی از جایگاه و قابلیت های فردی و تشکیلاتی اش چنان سخن میگوید و این ذهنیت را دامن می زند و آنگونه دروغپردازی  میکند که انگار از اعضای قدیمی و بنیانگذارو باسابقه مجاهدین بوده که سابقه فعالیت های سیاسی او آن گونه که رجوی ادعا می کند، به اواخر دهه 40 بر می گردد. دوره ای که مریم رجوی یک دانش آموز بیشتر

تلاش رجوی برای همردیف بنیانگذاران نشاندادن مریم عضدانلو

تلاش رجوی برای همردیف بنیانگذاران نشاندادن مریم عضدانلو

نبوده است. درصورتیکه بدورغ گفته میشود مریم رجوی در زمان شاه به هسته های پراکنده سازمان وصل و تا زمان انشعاب ایدئولوژیک در سال 1354 او یک عضو رسمی سازمان بوده ولی با حفظ مواضع شاخه به فعالیت های تشکیلاتی خود را ادامه داده است. در ادامه سابقه تراشی برای مریم رجوی برایش مینویسند

“در آستانه پیروزی انقلاب وی مسئول شاخه دانشجویی در سازمان بوده و در همین زمان با مهدی ابریشم چی ازدواج کرده است”.

کم و بیش هم اشاره می شود که ایشان خواهر محمود عضدانلو از اعضای باسابقه سازمان و خواهر نرگش عضدانلو است. در زیر به حقایق همین نوشته های سراسر کذب فرقه رجوی از سایت خود آنها اشاره میکنیم.

حقایق سابقه مریم عضدانلو از زبان سایت رسمی فرقه رجوی

مریمسایت شخصی مریم رجوی  دروغها و پرونده مبارزاتی ساختن در زندگینامه او را به آشکارترین شکل نشان میدهد. در زیر تیتر سوابق مشعشع ایشان با دوره زمانی آن آمده است.

««فعالیت‌های سیاسی
• از مسئولان جنبش دانشجويی وابسته به مجاهدين عليه رژيم شاه طی سال‌های (۱۳۵۲تا۱۳۵۷)
• از مسئولان بخش اجتماعی سازمان مجاهدین خلق ایران (۱۳۵۸تا۱۳۶۰)
• کاندیدای نمایندگی مجلس (۱۳۵۹)
• همردیف مسئول اول سازمان مجاهدین (۱۳۶۴تا۱۳۶۸)
• مسئول اول مجاهدین (۱۳۶۸تا۱۳۷۲)
• رئیس جمهور برگزيده شورای ملی مقاومت ایران، پارلمان در تبعید (۱۳۷۲)»»

بلافاصله در زیر اطلاعات و سابقه تراشیهای کاذب فوق، مشروح زندگینامه مبارزاتی مریم رجوی در همان صفحه آمده استکه:

 

««تولد و جوانی


مریم رجوی در یک خانواده متوسط در تهران متولد شد. يكی از برادران وی، محمود، از اعضای قديمی سازمان مجاهدين است كه در دوران شاه يك زندانی‌سياسی بود.
خواهر بزرگتر وی نرگس در سال ۱۳۵۴، در زمان شاه به‌دست مأموران ساواک کشته شد. خواهر ديگر وی معصومه که دانشجوی مهندسی صنايع بود، در سال ۱۳۶۱ به‌دست رژيم ملايان دستگير، و در حالی كه باردار بود، بعد از شکنجه‌های فراوان، اعدام شد.
رجوی از نوجوانی به سازمان مجاهدين خلق ايران پيوست و پس از پيروزی انقلاب ضدسلطنتی، يكی از كانديداهای مجاهدين در تهران برای اولين انتخابات مجلس در سال ۱۳۵۸ بود. اما با تقلب‌های گسترده رژيم نوپای بنيادگرا، هيچ‌يک از اعضای اپوزيسيون به مجلس راه نيافتند. با اين همه، رجوی بيش از ۲۵۰ هزار رأی را به‌خود اختصاص داد.»»

توجه کنید که وقتی قرار میشود، تابلو بسیار بزرگ “کل مــــبارزات و فــرمـــاندهی جنبش دانشجویی در زمان شاهِ مریم عضدانلو” یعنی:

««  از مسئولان جنبش دانشجويی وابسته به مجاهدين عليه رژيم شاه طی سال‌های (۱۳۵۲تا۱۳۵۷)و از مسئولین بخش اجتماعی سازمان (1358 تا 1360)»»

تشریح گردد، از آنجا که یک تاکتیک گوبلزی است و کلا دروغ است و مهمتر اینکه صدها شاهد دردرون و  بیرون تشکیلات، همکلاسیها، اقوام و مردم ایران … هستند که خوشبختانه هنوز زنده میباشند و بویژه افرادی همچون خانم عذرا علوی طالقانی، محمد علی توحیدی، شهرزاد صدر حاج سید جوادی، راضیه کرمانشاهی (همسر عباس داوری) و… از نزدیک در همان دوران 1352 الی 1358 هرچه تلاش کرده بودند که مریم رجوی را از دیسکوهای تهران جمع و جور کرده بسمت سیاست و نه حتی مبارزه سوق دهند نشده، هنوز در درون تشکیلات حضور دارند، تنها و تنها مجبور میشوند به گفتن اینکه

“از نوجوانی به سازمان مجاهدین خلق ایران پیوست”

اکتفا کنند و بلافاصله آنرا به کاندیداتوریش برای مجلس وصل نماید. یعنی یک کلام هم حرفی برای زدن از فعالیتهای وی از سال 1352 الی 1360 جز کاندیداتوری را نتوانسته اند بگنجانند. ادامه سابقه تراشی برای یک اسب لنگ:

سایت همبستگی فرقه رجوی نوشته:

««مریم رجوی در سال 1952 در تهران متولد شد و برخواسته از طبقه متوسط است. در دانشگاه ”صنعتی شریف“ ایران درس خوانده و تا فارغ التحصیل شدن از این دانشگاه، جنبش های دانشجویی بر علیه رژیم را در آن رهبری کرده است.

…. به فرمان ”پهلوی“ شاه ایران نرگس خواهر او اعدام شد که همین امر او را به کامل کردن مبارزه اش با رژیم ایران ترغیب کرد.  »» پیدا کنید کامل کردن مبارزه را.

سایت ویکیپیدیا فارسی نوشته:

««مریم رجوی قبل از انقلاب سابقه فعالیت با مجاهدین، یا سابقه دستگیری نداشت. یکی دو ماه بعد از پیروزی انقلاب (۱۳۵۷) به سازمان مجاهدین پیوست و فعالیت خود را در بخش اجتماعی سازمان مجاهدین آغاز نمود.»»

 

اسب لنگ را هرچقدر هم که نعلهای طلایی برایش بتراشند، لنگ میزند و کمکی به لنگ بودنش نمیکند.

شوهردادن مریم عضدانلو توسط مسعود رجوی در فاز سیاسی

مسعود رجوی با دروغ بافی و دجالگری چنان از مریم حرف میزند که انگار وی از نوادر تاریخ و امامان و حتی او را هزاران بار مترادف مریم مقدس مادر عیسی مسیح میخواند. زنان مجاهد را مجبور میکند که غذای باقی مانده او را تبرک کنند!!!! در صورتیکه بعد از انقلاب و نجات مسعود رجوی از زندان توسط مردم، به اعضای از زندان آزاد شده دستور داد که “خواهران و اقوام  اعضای سازمان را بیابند. رجوی خودش با اشرف رجوی ازدواج کرد. مجبور بود که بقیه را هم زن بدهد.55214 در همین راستا ماموریت اعضای رها شده از زندان، شکار دختران نزدیکان سازمان بود. مریم عضدانلو نیز در همین کادر در تور سازمان افتاد.

مسعود رجوی ابتدا مریم عضدانلو را برای یکی از اعضای سازمان بنام محمد امام (زمانیکه بنده مسئول شاخه پاکستان سازمان بودم وی مسئول شاخه امارات متحده بود)  اما از آنجا که محمد امام فردی با سابقه زندان شاه داشت وقتی مریم رجوی و ظاهر و بی سابقه گی و اینکه هیچ شباهتی به مجاهدین نداشته را دیده بود از ازدواج با او امتناع ورزیده بود. محمد امام که سالها باهم همکار بودیم تعریف میکرد که:

11231911_10203221451335395_5165396181300548506_n

“آنزمان برای ما که از زندان آزاد شده بودیم ازدواج با این تیپ آدمها مانند فحش بود و مسعود میخواست که مریم را به من بیندازد، چون خواهر محمود بوده” و ادامه میداد که “من نفر سوم بودم که او را رد کرده بودم”. طوری که مریم رجوی را به هرکس که معرفی میکردند قبول نمیکرده است تا اینکه به مهدی ابریشمچی بصورت تشکیلاتی ابلاغ میشود و مجبور میشود بپذیرد.

 

این مسئله آنقدر برجسته و مطرح بود که رجوی صدها بار بعد از انقلاب ایدئولژیک در نشستهای ما به محمد امام با اشاره به مریم میگفت: “خوشگله نه، حالا افسوس نمیخوری که قبول نمیکردی؟” البته در فاز سیاسی مریم عضدانلو هنوز جراحی پلاستیک روی چهره اش جهت زیبا سازی بمنظور ازدواج با رجوی انجام نشده بود.

 

در همین جریان دختران مادر رضایی را به موسی و علی زرکش داده بود، خواهر حسین کرمانشاهچی را به عباس داوری و خواهر ناصر صادق را به محمد علی جابرزاده و دختر صدر حاج سید جوادی را به محمود عضدانلو….

 

بنابراین اینکه مریم عضدانلو سر سوزنی سابقه مبارزاتی قبل از انقلاب داشته باشد دروغ محض است. و مسعود رجوی مجبور بود برای خفه کردن اعتراضات زنانِ با سابقهِ مبارزاتیِ زمان شاه و هزاران زنی که بعد از انقلاب در صحنه مبارزه سیاسی در اوج فعالیت بودند و حتی سابقه دستگیری و شکنجه در رژیم خمینی را تجربه کرده بودند برای مریم عضدانلو سابقه تراشی کند.

 

ادامه دارد

داود ارشد

عضو عالیرتبه سابق و شورای ملی مقاومت

One Response to مریم رجوی (قجر عضدانلو) کیست؟ قسمت دوم

  1. میرزایی says:

    مجاهدین در بین مردم ایران هیچ پایگاهی ندارن و مردم اینها را میشناسند و میدانند زمان جنگ خیانت کردن .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.