پربیننده ترین ها

ملاقات با نخست وزیر هلند آقای مارک روته در جریان کنگره سالانه حزب اتحاد احزاب لیبرال اتحادیه اروپا (آلده پارتی) در آمستردام. طی ملاقات ضمن معرفی خودو فرقه رجوی و نقض شدید حقوق بشر توسط این فرقه در آلبانی تشریح شد.

ملاقات با آقای گای فرهوفشتادت عضو پارلمان اروپا و رهبر فراکسیون لیبرالهای اتحادیه اروپا از سیاستمداران عالی و افشای همه ترفندهای فریب فرقه رجوی در زمینه ماهیت این فرقه و فشارها و توطئه هایی که علیه جدا شدگان اعمال میکند.

بنابه دعوت یو ان واچ جنبش نه به تروریسم و فرقه ها در نشست سالیانه حقوق بشر و دمکراسی شرکت کرد. خانم دکتر هشترودی بنا به دعوت جنبش نه به تروریسم وفرقه ها در این نشست شرکت کردند که حضور ایشان باعث خوشحالی جنبش نه به تروریسم و فرقه ها گردید. ایشان ضمن حضورفعالشان در نشست با اعضای عالیرتبه شرکت کننده در جلسه به بحث و گفتگو پرداختند. ازجمله با وزیر سابق دادگستری و عضو پارلمان کانادا آقای ایروین کولتر و از بنیانگذاران یوان هیومن راتس واچ مفصلا به بحث پرداختند. این کنفرانس سالیانه جهت شنیدن گزارشات قربانیان حقوق بشربرگزار میشود. در همین رابطه آقای داود ارشد رئیس جنبش نه به تروریسم و فرقه ها سخنانی بشرح زیر ایراد کردند:

درملاقات با دکترورنر هویر به اطلاع ایشان رسید که: فرقه رجوی در حال تدارک دیدن یک زندان ابدی موسوم به اشرف 3 در ‏محلی دورافتاده میباشد. این محل یک پایگاه نظامی متروکه آمریکایی می باشد با یک فرودگاه و یک سکوی هلی برد کوچک و ‏بخشی از سیستم های داخلی آن مستقیما از آمریکا آورده شده و نصب گردیده اند. از ایشان استمداد کمک شد. ‏

ملاقات با همسر نرگس محمدی در مقر ملل متحد ژنو-------آقای داود ارشد و خانم دکتر هشترودی با همسر نرگس محمدی در این ملاقات آقای تقی رحمانی همسر نرگس محمدی که خودشان نیز چندین نوبت زندان بوده اند از نقض حقوق بشر در ایران گزارشی به کنفرانس ارائه کردند و از تناقضات موجود در سیستم قضایی ایران در جریان محاکمه نسرین محمدی بطور مفصل و جامع سخن گفتند.خانم دکتر هشترودی و آقای مهندس ارشد با ایشان ابراز همدردی کردند و جزئیات بیشتری از موارد نقض حقوق بشر در فرقه تروریستی رجوی که در آن فعال بوده است را برای آقای تقی رحمانی تشریح نمودند.

دادخواهی علیه برده داری پناهجویان در تیرانا همچو لیبی توسط فرقه رجوی در دیدار آقای ارشد با نخست وزیران هلند و اسلووانیا

ملاقات با رهبر حزب دمکراتهای آزاد آلمان (اف پ د) آقای کریستین لیندنر در جریان کنگره سه روزه احزاب لیبرال اروپا در آمرستردام هلند. افشای جنایات فرقه رجوی علیه اعضا و جدا شدگان

آقای ارشد در مورد ادعای فرقه رجوی و حامیانش گفتند چند شاخص آشکار وجود دارد. چرا متحدین آنها بویژه آقای دکتر بنی صدر با پیش بینی سرنوشت آنها در عراق از آنها جدا شدند؟ چرا هیچ ایرانی چه مردمی چه سیاسیون در مراسم آنها شرکت نمیکنند؟ چرا این تشکیلات مجبور است جهت گردهمآیی هایش سیاهی لشکر کرایه کند؟ چرا این تشکیلات در ترس از مردم ایران اجازه نمیدهد با اعضایش درارتباط قراربگیرند؟ چرا ارتباط اعضایش را با جهان قطع میکند؟ چرا تمامی تحلیلگران برحقیقت نفرت مردم از این تشکیلات بدلیل همکاری با صدام را تاکید میکنند؟ چرا باید رجوی در داخل تشکیلاتش زندان و شکنجه برای اعضای خودش راه بیندازد؟ چرا مجبور است برای دریافت حمایت سیاسی هرچند بی ارزش منافع مردم ایران را به کسانیکه خود به کشتن آنها افتخار میکرده است بفروشد و حتی برای چند دقیقه سخنرانی آنها دهها هزار دلار بپردازد؟ چرا حتی عربستان حامی سیاسی و مالی آنها ارزیابیشان از آنها این استکه “هیچ جایگاهی در میان مردم ایران ندارند”؟ چرا در همین پارلمان اعضای سابق منتقدش را بقصد کشت میزند؟ چرا هر منتقدی ایرانی و حتی غیره ایرانی را جاسوس و مزدور رژیم!! میخواند؟ آیا بخاطر همین چرا ها نیست که: وقتی مردم ایران در سراسر کشور جهت خواسته هایشان دست به تظاهرات و اعتراض میزنند هیچ اسمی از آنها نمیآورند؟ آیا این مسئله پیامش غیر از این است که: مردم ایران رژیم حاضر را صد بار به فرقه رجوی ترجیح میدهند. و “تنها آلترناتیو دمکراتیک” جوکی بیش نیست.

خانم دکتر فریبا هشترودی: با یقین میگویم که مجاهدین شکنجه میکنند…. هشترودی1سرکار خانم دکتر فریبا هشترودی یکی از برجسته ترین زنان ایرانی جزء افتخارات ایرانیان در فرانسه، نویسنده و خبرنگار و فعال سیاسی که سابقا عضو شورای ملی مقاومت ایران بوده است که باید ایشان را بیشتر شناخت با علم یقینی در مورد فرقه تروریستی رجوی از درون آن سخن میگوید. وقتی به عمق پوسیدگی تشکل رجوی پی بردم جدا شدم بله

بیانیه 14 تن

بیانیه 14 تن

نیروی خارج کشور چه میخواهد ‏و بیانیه 14 تن

مقالات پربیننده

  • HosseinNejadسایت سعودی ایلاف: همخوابی راحت دو تشکل افراطی (مجاهدین خلق و راست افراطی اسپانیا)در یک وحدت تاکتیکی ایدئولوژیک؟!!
    همدستی سیاسی مسألۀ همدستی سیاسی بین گروه ایرانی معروف مجاهدین خلق و حزب اسپانیایی افراطی “فوکس” در فوریۀ جاری 2020 افشا شد. باید دانست که سازمان مجاهدین خلق بر تقدیس رهبرش مریم رجوی و همسرش مسعود رجوی متمرکز می باشد. وقتی حزب “فوکس” با دست یافتن به یک کرسی در انتخابات پارلمانی اخیر استان اندلس اسپانیا در آوریل 2019 وارد حیات سیاسی اسپانیا شد، پرسشهایی در مورد ریشۀ تأمین مالی و ارتباطات سیاسی آن با جریانهای راست افراطی دیگر مطرح گردید. آنچه بعدا معلوم شد شوک بزرگی بود: هیچکس فکر نمی کرد گروهی که به یک جبهۀ مبارزه با نیروی اسلام فرامی خواند از حمایت مالی یک گروه اسلامی یعنی گروه ایرانی مجاهدین خلق برخوردار بشود. ارتباط مجاهدین با تروریسم سازمان مجاهدین خلق در اواخر دهۀ هفتاد قرن گذشته تأسیس شد و برنامه و خط مشی مبارزه با شاه ایران و بر ضد آمریکا را در پیش گرفت. خمینی این سازمان را به علت افکار تندروانه اش و سلسله حملات تروریستی خونبارش در داخل ایران در سال 1980 از عرصۀ سیاسی ایران بیرون راند تا اینکه سازمان مجاهدین خلق خودش را در پناه عراق و زیر چتر حمایت مرد قدرتمند عرب در آن زمان یعنی صدام حسین قرار داد. سازمان مجاهدین خلق برای حفظ موجودیت خود و استفاده از حمایت عراق، در کنار ارتش عراق علیه هموطنان خودش در جنگ عراق و ایران جنگید به این بهانه که این سازمان می خواهد جمهوری اسلامی را تبدیل به یک دموکراسی ولی زیر عکس رهبری سیاسی مقدس و مادام العمر خود یعنی زوج رجوی سازد.
  • سیامک نادریسخنی با سیامک نادری، جدا نشده از مسعود رجوی
    چرا حرفی نداشتی؟ واقعا چرا؟ چرا زیر دست رجوی و برای خوشآیند او در اشرف و آلبانی همرزمانت و خانواده های آنها رابا تروریست خواندن با تائید کلیشه دروغین رجوی میفروختی؟ چه چیز میخواستی بدست آوری که رجوی نمیداد؟ آیا مقبول رجوی بودن جز این بود که مانند مهدی حسینی ها سر از شکنجه گری در بیاوری؟ این بود آنچه میخواستی؟ این میزان خود باختگی و و خود شیفتگی و ذوب شدن در ولایت رجوی برای کدام منافع حقیرت بوده است؟ چرا وقتی مدعی هستی بیست سال شکنجه ات کردند و میخواستند با قرص بکشندت، نمیخواستی " ﺣﺗﯽ ﯾﮏ ﭘُرز وﻧﮫ ﺣﺗﯽ ﯾﮏ ﺳرﺳوزن، ازﻣﻧﺎﻓﻊ ﺷﻣﺎ (مریم رئیس آشویتس رجوی) ﮐم ﯾﺎ ﺣذف شود ". چرا نمیفهمی و نمیفهمیدی که در تمام مدتی که حقیرانه تلاش میکردی به رجوی ثابت کنی مبارز هستی، ضمن تائید همه جنایات و خودفروشیهای رجوی، اولا او را ملاک و معیار تعین مبارز و مجاهد می انگاشتی. در ثانی و در نتیجه ضمنا ثابت میکردی که همه سیاستهای او از جمله همه جنایاتش علیه خودت و خانواده ها و درست است. منافع مریم رجوی که بزبان خودت گفته ای از آن با جان و دل دفاع میکردی مگر، خیانت به کشور، تروریسم، شکنجه و قتل و اقدام به قتل، نبوده است چرا میخواستی از این منافع دفاع کنی؟ چــــــــــرا؟ تفاوت خودت با رضا کیوانلو که خودت نوشتی به خودت گفته چرا اینقدر ذلیلانه شکنجه ها را تحمل میکنی؟ آنهم با التماس به رجوی؟ راستی رجوی از کی بد شد؟ که دیگر باید با او مبارزه میکردی؟ جدا شدن نگارنده نه بخاطر سگ انداختن به روی خواهرم یا شکنجه خودم. و یا التماس به اینکه بپذیرد من مبارز و سیاسی ام. هیچگاه در تشکیلات شکنجه یا کتک نخوردم. بلکه بخاطر زندان وشکنجه امثال تو بود که جدا شدم. گفتم من مجاهدم شما دیگر مجاهد نیستید مبارزهم نیستید، حتی نمیتوانید ادعا کنید که مبارزید. همه را رو در روی خود رجوی و نسرین وکل ستاد گفتم. و خواستار ترک سازمان شدم. وقتی ترتیب اثر ندادند نوشتم و زدم به تابلو عمومی قرارگاه. به همین دلیل به دهسال زندان محکوم شدم. و در اولین فرصت فرار کردم. بله از نظر تو و مرشدت رجوی من مزدورم. بله کسی که میخواهد در مقابل اتهام رجوی که "سیامک تو بریده هستی" از رجوی مدرک مبارز بودن بگیرد مجبور است بعد از به خارج (بویژه به اروپا!!) آمدن در خارجه راهنمای چپ بزند. تا اتهامات رجوی را روی خودش کمرنگ کند چون هنوز سایه اتهامات بر سرش هست. چون مشکل درونی است. کسی که به مبارز بودن خود شک نداشته باشد که به رجوی خائن و بزرگ بریده که خود را با شب زنده داری با زنان مجاهد میکشید، برای تائید مبارز بودنش التماس نمیکند. به رجوی میگوید تو خائن هستی. تو مبارز نیستی. نگذار بیش از این وارد شوم. به خود آی.
  • OLYMPUS DIGITAL CAMERAچرا اسرائیل در سال ۲۰۰۸ سردار سلیمانی را نکشت؟
    عصر روز ۱۲ فوریه ۲۰۰۸ (دقیقا ۱۲ سال پیش) موساد سیگنال‌های موبایل مغنیه را در دمشق ردگیری کرد که به سوی آپارتمان کفر سوسه حرکت می‌کرد... در دمشق ماموران موساد یک خودرو شاسی بلند حامل موادمنفجره را در "محدوده قتل" پارک کردند... تصاویر خیابان منتهی به آپارتمان مغنیه بروی تلویزیونی بزرگ در تل‌آویو و در اتاق فوق سری عملیات به طور زنده پخش می‌شد... اما مغنیه که به محل رسید تنها نبود. قاسم سلیمانی و محمود سلیمان، از فرماندهان ارشد ارتش سوریه و نزدیک به بشار اسد همراه او بودند... جلسه‌ای غیرمعمول و رده بالا میان سه فرمانده از لبنان، ایران و سوریه بود... محمود سلیمان همان کسی بود که برنامه هسته‌ای و شیمیایی سوریه را هدایت می‌کرد. تاسیسات هسته‌ای که او در نزدیکی دمشق ساخته بود، یک سال قبل‌تر توسط اسرائیل مورد حمله هوایی قرار گرفته و تخریب شده بود...". یک مقام سابق اسرائیلی درباره آن لحظات به نیویورکر گفته: "ما فقط باید یک دکمه را فشار می‌دادیم و بعد هر سه فرمانده از صحنه روزگار محو می‌شدند... این یک فرصت استثنایی بود که گویی در یک بشقاب نقره جلوی ما گذاشته بودند... ایهود اولمرت در هواپیما برای سفر به برلین بود اما تلفن ماهواره‌ای همراهش بود. کافی بود موساد با او تماس بگیرد و درباره کشتن هر سه نفر درخواست مجوز کند... اما فرصت بسیار کوتاه بود... دستور ترور هم فقط برای مغنیه صادر شده بود... همه فقط دعا می‌کردند که بعد از جلسه مغنیه تنها از ساختمان خارج شود... یک ساعتی گذشت... در .......“از زمان معاهده لاهه در سال ۱۹۰۷ که مربوط به قوانین جنگی است، کشتن یک مقام دولت خارجی آن هم بیرون از زمان جنگ تقریبا ممنوع و غیرقانونی تلقی شده است. (برای همین هم شاید) وقتی در سوم ژانویه دولت آمریکا از عملیات کشتن قاسم سلیمانی خبر داد ابتدا علت آن را “تهدید فوری” از جانب او علیه جان آمریکایی‌ها عنوان کرد. بعد که انتقادها و کنکاش‌ها بر سر مبنای قانونی این تصمیم بالا گرفت، دولت استدلال خود را عوض کرد و گفت سلیمانی را به علت نقش او در “یک سری حملات قبلی و جاری” کشته است. عاقبت هم پرزیدنت ترامپ (آب پاکی را روی دست همه ریخت) و با گفتن این که جستجو برای مبنای قانونی این عملیات “اصلا اهمیتی ندارد” چون سلیمانی “تاریخچه هولناکی” داشته، عملا کاخ‌سفید را از التزام به پاسخ‌گویی در این باره مبرا کرد.”
  • فرعون خود خواندهبا خلع ید از ترامپ در مورد تصمیم به جنگ با ایران، مسعودرجوی و همه وطن فروشان ضربه بزرگی خوردند
    تمامی کسانیکه منافع و خواستهای فردیشان را خام خیالانه میخواستند بقیمت نابودی ایران و ایرانی بدست آورند با محدود شدن اختیارات ترامپ در جنگ با ایران تحت تاثیر لابی بسیار قوی اسرائیلی (از جمله آنها دامادش کوشنر) ضربه بزرگی خوردند. و ایران و ایرانی و حتی منطقه خاور میانه از خطری بزرگ فاصله گرفت. در این میان مسعودرجوی که حاضر نشده بود با اعتراضات خونین 1396 و 1398 از گورش خارج شده و اطلاعیه دهد با ترور قاسم سلیمانی توسط سرکرده همه تروریستهای جهان آمریکا بوجد آمده و بوی کباب جنگ را شنیده و همچون یک دیوانه و مجنون قدرت به صحنه آمد و نتوانست عقده های درونی سرکوب شده قدرت پرستیش را پنهان کرده و سال آینده میلادی را سال سرنگونی اعلام نکند. با این تصمیم سنای آمریکا دوباره یک لودر خاک بر سر قبرش ریخته شد تا شاید خبر مرگ او را بزودی در اثر دق مرگ بشنویم.
  • پرویز یعقوبیتفاوت ۱۸۰ درجه ای رجوی، با اعضای مجاهدین خلق
    از سویی دیگر این تفاوت ۱۸۰ درجه ایی اندیشه و عمل ما است با مسعود رجوی، که ما انسانها را بهنگام زنده بودنشان یاد می کنیم، نه پسا مرگشان. مرده خواری لایق لاشخوران و کفتارانی مانند مسعود رجوی باد.
  • vlcsnap-2015-02-26-21h30m45s2312222چرا مجاهدین جدا شده در حال بازگشت به ایران هستند ؟ قسمت آخر
    براستی چه رابطه ای، بین ضربه دستگیری محمدرضا سعادتی بخاطر جاسوسی برای شوروی سابق، 30 خرداد سال 60، ضربات 5 مهر 1360، 19 بهمن 1360، 11 اردیبهشت 1361، اخراج رجوی از فرانسه، بخدمت صدام در آمدن او علیه کشور، به اعدام محکوم کردن علی زرکش ها در تشکیلات، شکست فضاحت بار توهم ارتش آزادیبخش، ماجراجویی فروغ جاویدان، نا کار آمدی و سپس سرنگونی صدام حسین برای مسعودرجوی، نا کارآمدی آمریکا برایش، شکست تلاش ماندن در عراق، اخراج خونین از عراق، فرارهای مسعودرجوی از تمامی صحنه ها، افتضاحات شخصی مسعودرجوی، سالیان فرار از ظاهر شدن، و همزمان سر در آوردن از درون مناسبات کشورهایی چون اسرائیل و عربستان و نئوکانهای آمریکایی، راه اندازی زندان و شکنجه، اعدام در تشکیلات، بروز همه نوع افکار داعشی و سوپر ارتجاعی از مسعود رجوی و به ایران رفتن بعداز جدا شدنِ به هر قیمت از فرقه رجوی مدعی مبارزه ضد امپریالیستی و رژیم جمهوری اسلامی که در ظاهر هم شده چنگ در چنگ آمریکاست، وجود دارد؟آیا جدا شدگان از فرقه رجوی با جمهوری اسلامی مشکلی ندارند؟ بنظر نگارنده حتی طرح این سوال بی معنی است. چرا که نگاهی بسیار سطحی به سابقه جداشدگان خود گواه آن است. آیا قابل فهم است که این مبارزین در درون تشکیلات عاشق و دلخسته رژیم میشوند؟ آیا رجوی طی چهل سال با کمک بوقهای جهانی در حال تولید هوادار رژیم است؟ آیا قابل قبول است که افراد بعد از چهل سال یک شبه نسبت به رژیم خواب نما میشوند و روز بعد به ایران میروند؟ آیا کسی رادیکالتر از اینها در مبارزه با رژیم بها پرداخته است؟ اینجاست که باید پاسخ را در جای دیگری جستجو نمود.
  • قربانعلی حسین نژادبه گفتۀ روسیه اسرائیل جان سرنشینان یک هواپیمای ایرانی را به خطر انداخته است
    ارتش روسیه دولت اسرائیل را متهم کرد که در حملات روز پنجشنبه خود به یک پایگاه نظامی در حومۀ دمشق از […]
  • 228x225امیر رحیم‌پور که به اعدام به اتهام جاسوسی محکوم شده، کیست؟
    امیر رحیم‌پور»، متهم به جاسوسی برای «سی‌آی‌ای»، پنجشنبه, فوریه 6, 2020 – 14:35 نیلوفررستمی […]
  • متین دفتریاردشیر زاهدی: در سقوط شاه، خودمان باعث دردسر شدیم
    دیدار اردشیر زاهدی در مقام سفیر ایران، با رئیس‌جمهور جیمی کارتر و همسرش روزالین جمعه, فوریه 7, 2020 […]
  • MVC-158X1ظهور رجوی و دستِ خر کوتاه!
    موسی حاتمیان https://m.facebook.com/story.php?story_fbid=766082967205858&id=100014124854456 […]
  • Nazari-Mansourلو رفتن خانه زعفرانیه ۱۹ بهمن سال ۶۰ ناگهان موسی زنده شد و اسلحه کشید
    همنشین بهار   خانم‌ها و آقایان محترم، خواهران و برادران عزیز، دوستان دانشور و فرهنگ‌ورز، سلام بر […]
  • DSC00210روسیه: هواپیمای تهران – دمشق را هنگام حمله هوایی اسرائیل به سوریه نجات دادیم
    یک هواپیمای مسافربری که صبح دیروز از تهران به دمشق پرواز می‌کرد، در معرض تبادل آتش اسراییل و سوریه […]
  • khoschhalآنجا که “در آمدن از خجالت کسی” مجوز نمی‌خواهد
    بسیاری از کنشگران مدنی، تهدید مهدی محمودیان را سابقه‌دار و گوشه‌ای از واقعیات جاری در نهادهای […]
  • تیتر با ت مردمتشکل رجوی، مرده هایی که در انتظار دفن شدن هستند
      پنجشنبه گذشته سایت فرقه رجوی داعشی خبر فوت ( ابوالفضل قنادی ) یکی دیگر از اسیران خود در را […]
  • کنفرانس ضدتروریسم و فرقه هاسانسور خبر بازداشت سه ایرانی به اتهام جاسوسی برای عربستان در دانمارک توسط مسعودرجوی…
    سرویس‌اطلاعات و امنیت دانمارک روز دوشنبه ۱۴ بهمن (سوم فوریه) خبر از بازداشت سه عضو “جنبش عربی […]
  • Esmail«منصور» و « مداح» سرکوبگر رجوی در تشکیلات درگذشت- صفی تا تهران از مرگها و فرارهای مسعود رجوی
    سیامک نادری « در دقیقه ۰:۵۷  این ویديو انتشار یافته توسط مجاهدین خلق در دقیقه ۵:۵۵ و…منصور مداح در […]
  • کنفرانس ضدتروریسم و فرقه هاچرا با چهل سال مبارزه خونین با ج. ا. مجاهدینِ نجات یافته از فرقه رجوی به ایران باز میگردند ؟
    قسمت دوم(آخر)  این مقاله دوقسمتی را در لینگ زیر میتوانید بخوانید: […]
  • تیتر با ت مردمخاطرات قربانعلی حسین‌نژاد در زندان و حسینیه‌ی ارشاد
    در زندان و حسینیه‌ی ارشاد قربانعلی حسین نژاد شاگرد و هم‌سلولی شریعتی منبع: سایت ملی مذهبی تاریخ: […]
  • Esmailمسعودرجوی چگونه شکنجه گران درون تشکیلاتی و منتقدِ جدا شده خوار را تولید میکند؟
    بقلم: داود باقروند ارشد تشکیلات رجوی یکی از درهم شکسته ترین و منتقد خوارترین عناصر وحشی و دریده اش […]
  • DSC00004متن کامل مصاحبه ظریف با اشپیگل
     قتل سلیمانی آغاز پایان حضور آمریکا در عراق و منطقه است  این فاجعه است که اروپا مانند نوکر بی […]

فرقه ها در میان ما

دانش علمی شناخت و تمیزدادن فرقه از تشکل سیاسی

بدون شناخت علمی از فرقه های خطرناک تحلیل عملکردهای فرقه رجوی و اثرات بشدت مخرب آن بر اعضا و جداشدگان و خلاص شدن از فشارهای شکنجه گونه روانی مغزشویی های چندین دهساله غیرممکن است

خانم آناگومز نماینده پارلمان اروپا خواستار اخراج فرقه رجوی شد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت دوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی امروز باید گفت آنچه را که فردا گفتنش دیر است

قسمت دوم: گفت و شنود با فرشته هدایتی: افشاگریهای فرشته هدایتی در مورد فرقه رجوی

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

سیامک نادری مرگهای مشکوک فرقه رجوی را افشا میکند

کشتن و سربه نیست کردنهای فرقه رجوی

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

فعالیت های ما در تصویر

افشاگری مشاور عالی مریم رجوی در مورد فرقه رجوی

 

حسین‌نژاد: سه دهه سازمان مجاهدین شخصیت اجتماعی و آثارم را سانسور کرد

حسین‌نژاد: سه دهه سازمان مجاهدین شخصیت اجتماعی و آثارم را سانسور کرد

مصاحبۀ «ایران وایر» از لندن – لینگ به منبع

محمد تنگستانی – سایت «ایران وایر» – لندن

یکشنبه, 10 سپتامبر 2017

ضرب‌المثل «زبان سرخ‌ سر سبز می‌دهد برباد» را برخی رعایت بیان و نکته‌سنجی می‌دانند وعده‌ای آن را محافظه‌کاری و خودسانسوری تعریف می‌کنند. در پروژه جدیدی که ما برای شما تهیه‌کرده‌ایم   قرار است به «خودسانسوری» بپردازیم. در این پروژه سه سؤال مشترک از تمام مصاحبه‌شونده‌ها پرسیده می‌شود و در بین پاسخ آنها اگر پرسشی بود مطرح می‌کنیم. نیت ما در این پروژه و مجموعه مصاحبه‌هایی که قرار است منتشر بشود، به چالش کشیدن مصاحبه‌شونده‌ها نیست. ما تعریف آنها از خودسانسوری را به شما انعکاس می‌دهیم و اگر تمایل داشته باشند یک نمونه از خودسانسوری زندگی فردی و یا اجتماعی‌شان را با شما به اشتراک می‌گذاریم و درصورتی‌که تمایل به این کار نداشته باشند برای شما خواهیم نوشت. در این پروژه مصاحبه‌شونده‌ها را برخلاف کارهایی که تاکنون برای شما منتشر کرده‌ایم، معرفی نمی‌کنیم و علتش  برابر بودن افراد یک جامعه در مقوله خودسانسوری، در این پروژه است. شما نیز می‌توانید در پروژه خودسانسوری شرکت کنید و مصادیقی از خودسانسوری در فعالیت‌های ادبی-هنری، دوران تحصیل و یا زندگی شخصی خود را به نشانی اینستاگرام ما ارسال کنید. سی امین نفری که با او گفت‌وگو کرده‌ایم علی حسین‌نژاد است. آقای حسین‌نژاد در تعریف خودسانسوری می‌گوید:

ـ خودسانسوری در حقیقت تسلیم شدن در برابر دگرسانسوری و حاکمیت سانسور یا سانسور از سوی حاکمیت است. وقتی سانسور از طرف حکومت سياسی به  اجتماع، فرهنگ و ایده‌ها تحمیل می‌شود و مقاومتی در برابر آن نیست به تبلیغ و ترویج این سانسور کمکی ناخواسته شده است نتیجه آن خودسانسوری فرد و جامعه می‌شود.

خود‌سانسوری را یک بداخلاقی فرهنگی تعریف می‌کنید یا محافظه‌کاری؟

ـ خودسانسوری یک بداخلاقی فرهنگی، ناشی از محافظه‌کاری و ترسی است که سانسور حاکم سیاسی، فرهنگی و یا اجتماعی ایجاد و آن را به یک فرهنگ تبدیل کرده است. خودسانسوری فرد را از خودبیگانه و با خویشتن متناقض می‌کند، که به اصطلاح در زبان فارسی ما به آن «دورویی» می‌گوییم، مجبور می‌سازد و در نتیجه دروغ و فریبکاری و بی‌اعتمادی به یک‌دیگر در جامعه رواج می‌یابد. افراد غالبا می‌کوشند خودشان را همانند  و «همرنگ» با هر «جماعت»‌ی و یا شخصی که با او سروکار دارند نشان بدهند تا «رسوا»ی خاص و عام نشوند! بنابراین همه جا حقیقت قربانی مصلحت می‌شود و «دروغ مصلحت‌آمیز» از «راست»‌ی که فتنۀ سانسور حاکم سیاسی یا فرهنگی یا اجتماعی را برمی‌انگیزد بهتر می‌شود.

پیش فرض ما این است که جامعۀ ایران جامعه‌ای خودسانسور است. گمان می‌کنید که این خود‌سانسوری ریشه در فرهنگ ایران دارد یا تاریخ و اتفاقات سیاسی؟

ـ بدیهی است که خودسانسوری نتیجۀ استبداد حاکم خودی و غیر خودی طی سال‌ها و بلکه قرن‌ها بر کشور ماست.  استبداد تاریخ و فرهنگ ما را ساخته‌ و‌ پرداخته و حد‌های خود را در کشور ما به وجود آورده است. بدون‌ تردید خودسانسوری ریشه در فرهنگ ایران دارد که این فرهنگ هم به نوبۀ خود حاصل همان تاریخ و اتفاقات سیاسی است که حکومت‌ها تا کنون با  زور و استبداد آن را به وجود آورده‌اند و سبب شکل‌گیری فرهنگ و ارزش‌های اجتماعی خاص ایران شده‌اند؛ فرهنگی که خودسانسوری و دیگرسانسوری از مهمترین ویژگی‌ها و نمودهای آن است. کافی‌ست  نگاهی به ادبیات و ضرب المثل‌ها داشته باشیم. خودسانسوری و دیگر سانسوری تأثیری تصاعدی و متقابل یا دیالکتیکی بر یکدیگر داشته و دارند. به عنوان مثال:  .

«خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو.»

«دروغ مصلحت آمیز به از راست فتنه انگیز.»

 «زبان سرخ سر سبز می‌دهد بر باد.»

« جواب ابلهان خاموشی است.»

 «تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد (سعدی).»

«هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد.»

و یا آنجا که سید اشرف الدین گیلانی (نسیم شمال) شاعر مبارز مشروطیت در ترجمۀ شعر ترکی صابر شاعر آذربایجانی می گوید:

دست مزن! چشم , ببستم دو دست

راه مرو! چشم , دو پایم شکست

حرف مزن! قطع نمودم سخن

نطق مکن! چشم ببستم دهن

هیچ نفهم! این سخن عنوان مکن

خواهش نافهمی انسان مکن

لال شوم کور شوم کر شوم

لیک محال است که من خر شوم (یعنی سانسور اندیشیدن و فهمیدن را از بیرون کسی نمی‌تواند مگر فرد با خودسانسوری نخواهد یا نتواند بیندیشد و بفهمد).

امروز مهمترین درد و مشکل اپوزیسیون ایران و مشخصا در خارج از کشور که ما هستیم همین خودسانسوری حاکم بر روابط و مناسبات فی ما بین اشخاص و چهره‌ها و محافل و جریانات و گروه‌های مختلف است که نمودش نه اختلافات که امری طبیعی است بلکه دشمنی‌ها، سوء ظنها و بی‌اعتمادی‌ها است که همه را از یک‌دیگر دور کرده و اتحاد را رؤیایی دست نیافتنی جلوه می‌دهد و دقیقا و تنها به دشمن مشترکشان خدمت می‌کند و اوست که از این سانسور و خودسانسوری همه‌گیر و واگیردار بهره می‌برد. وقتی گروهی که من چند دهه عضو آن بودم غیر از خودش هیچ گروهی از اپوزیسیون ایران را نه تنها به رسمیت بلکه برای آنها حق حیات نمی‌داند و هر منتقدی و مخالفی و حتی اعضای قدیمی‌اش را که از آن جدا شده‌اند به دشمن مشترک نسبت می‌دهد چه مبارزه‌ای و چه مقاومتی علیه دشمن مشترک جز همین کینه پراکنی در میان اپوزیسیون یعنی خدمت و نوکری بی‌مزد و منت و مجانی به همان دشمن رویاروی همگان دارد؟

 نتیجۀ این حاکمیت سانسور و خودسانسوری در میان جریان‌های اپوزیسیون ایران این می‌شود که وقتی به دوستی می‌گویی بیا برویم فلان جلسه یا مراسم یا کنفرانسی یا جشنی ایرانی اول می‌پرسد: کی‌ها میان؟‌! وقتی می‌گویی فلانی و فلانی هم هست می گوید من کنار آنها نمی‌شینم! یا در همان جلسه یا مراسم یا هر گردهمایی می‌بینید افراد را به همدیگر نشان می‌دهند که او را ببین و… و بعد هم غیبت و پشت سر دیگران، داد سخن‌ها دادن که خلق و خوی معروف ما ایرانی‌ها است. تعارفات و مجاملات دورویانه و خودنمایانه و دروغین در میان هیچ‌یک از ملت‌های جهان به این شکل وجود ندارد.

یک نمونه از سانسور و خودسانسوری حاکم ناشی از تنفر و کینه پراکنی و سوء‌ظن‌پردازی و بی‌اعتمادی سازی توسط گروهی از اپوزیسیون که با بهره برداری از سالیان نام و چهرۀ مثبت مبارزاتی و احترام و پایگاه مردمی که داشت ولی اکنون همه را از دست داده است به هر مخالفی و منتقدی انگ همکاری با دشمن و مزدوری آن می‌زند و فضایی از بی‌اعتمادی در میان ایرانیان می‌پراکند را خودم چندی پیش شاهد بودم. در نمایشگاه کتاب بدون سانسور که در یکی از پایتخت‌های اروپایی برگزار شده بود، یک شخصیت و چهرۀ روشنفکر و ادیب معروف ایرانی را دیدم که فردی را به یکی نشان می‌داد و می‌گفت: ببین او آمده که اینجا را شناسایی کند!!! که دیدم تعجب مخاطبش را برانگیخته بود که: شناسایی برای چه و می‌خواهد چه‌کار کند؟! در حالیکه خبر نمایشگاه و آدرس دقیق آن در سایت‌ها بارها و بارها اعلام و منتشر شده بود. عقل سانسور زده و خودسانسور درست مانند یک پدیدۀ طبیعی آفت زده می‌ماند.

ریشه را به نظر من باید در همان زمان‌هایی جستجو کرد که نسل ما به خوبی شاهدش بود و زمان‌های مشابه آن در قرن‌های گذشته. زمان‌هایی که ساواک طوری خودش را در جامعۀ ایران تبلیغ کرده بود که همه  فکر می‌کردند از هر جمعی نیمی جاسوسِ نیم دیگر است و بالای هر دیواری از کلاس‌های درس گرفته تا ادارات و حتی خانه‌ها دوربین یا ضبط صوت کار گذاشته اند! و مشابه آن در نسل قبل‌تر که هر کار خلافی و نارضایتی و فسادی مشاهده می‌شد بدون ریشه یابی واقعی آن می‌گفتند: «کار کار انگلیسی‌ها است»! یا بیماری دایی جان ناپلئونی (نظریۀ توطئه) که تا امروز وبای جان جامعه و فرهنگ و مردم و نیروهای حتی روشنفکر و اپوزیسیون ایرانی است.

قاعدتن تاکنون خود‌سانسوری داشته‌اید. تمایل دارید یک نمونه از خودسانسوری‌هایی که داشته‌اید را هم‌رسانی کنید؟

بله من هم مثل همۀ افراد جامعۀ سانسور زدۀ ایران، خودسانسوری‌ داشته و دارم. دو سوم  از عمرم را در گروهی بودم که سانسور و خودسانسوری اساسی‌ترین و اصلی‌ترین رکن ساختاری تشکیلاتش بوده و می‌باشد. حاصل حاکمیت سیاسی و اجتماعی و فرهنگی، سانسور بر جامعۀ  است. بطوری‌که به علت سانسور و اختناق و کنترل شدیدی که بر کار وحرکت و حرف زدن و بیان و حتی فکر کردن و اندیشیدن و انتخاب لباس برما حاکم کرده بودند باید کاملا مواظب خودمان می‌بودیم که چه کنیم و چه بپوشیم و چه بگوییم و چه بیندیشیم، همان‌طور که پیش‌تر از نسیم شمال نقل کردم. البته سانسور اندیشیدن کار خودمان بود که تسلیم سانسور حاکم شده بودیم (بارزترین نمونۀ خودسانسوری که ما در آنجا داشتیم). در سازمان مجاهیدن خلق‌ کمتر کسی از ما نام واقعی‌ خودش را داشت. در آن سازمان ما اسم خودمان را هم سانسور می‌‌کردیم.

در طول کار و حضورم در سازمان مجاهیدن خلق به عنوان عضو و مسئول یک ارگان بیرونی، نزدیک به شصت جلد کتاب ترجمه و تألیف داشته‌ام که در روی جلد هیچ‌کدام از آنها جرأت نکردام نه تنها اسم واقعی خودم، حتی اسم مستعار و سانسور شده‌ام را بنویسم! و این کتابها را مطلقا در بیرون به صورت عمومی هم منتشر نکردند زیرا می دانستند من حتی در داخل تشکیلاتشان هم با سیاستها و افکار رجوی مخالف بودم و بیم آن را داشتند که در صورتیکه من امکان بیرون رفتن بیابم از آنها جدا خواهم شد و احتمال این هست که از این کتابها به نفع خودم استفاده کنم و حالا هم معلوم است که منتشر نمی کنند چون از تشکیلات آنان بیرون آمده ام. آنها این کتابها را فقط به کانالهای ارتباطی و لابیها و حامیان عرب خودشان داده و می دهند! جالب این است که برخی از این کتابها حتی ترجمۀ سخنرانی ها و نوشته های رهبری شان و خاطرات زندانهای رژیم را هم که قبلا سالها موقع حضور و کار من در سازمان در سایت عربی خودشان گذاشته بودند بعد از بیرون آمدن من آنها را از سایتشان برداشته اند!! که این یکی دیگر در دیکتاتورترین نظامها و فرقه ها هم سابقه ندارد که حتی کتابهای خودش و به سود خودش و علیه دشمنش را هم به علت اینکه مترجمش از دستگاه او جدا شده منتشر نکند!!.

حتی الآن هم که بعد از سه دهه از آن تشکیلات بیرون آمده‌ام و چند کتاب در این پنج سال زندگی‌ام در دنیای نسبتا آزاد و بدون سانسور اروپا ترجمه کرده‌ام نگذاشته‌ام اسمم را روی آنها بنویسند که طبعا از روی تواضع نیست زیرا نوشتن نام مؤلف و یا مترجم نه تنها حق آن دو بلکه حق جامعه است که بداند نویسنده یا مترجم این کتاب کیست؛ بلکه در مورد اولی یعنی ترجمه‌ها و تألیفاتم در داخل تشکیلات مجاهدین باید بگویم که علت ننوشتن اسمم از یک سو ضابطۀ سازمانی با این عنوان که رژیم حاکم خانواده‌ام را در ایران اذیت می کند یعنی خودسانسوری ناشی از اعمال سانسور و اختناق حاکمیت‌ استبدادی بر جامعۀ ما و از سوی دیگر حاکمیت استبدادی در تشکیلات خود این فرقه بود که فرد و فردیت را در مقابل اصالت جمع و گروه و رهبری مقدس و مادام العمر بلا منازع و تردید ناپذیر نفی می‌کرد. اما در مورد دومی یعنی علت عدم ذکر اسمم بر روی کتاب‌های ترجمه شده در دنیای آزاد و بعد از جدایی از آن گروه از یک سو خودسانسوری ناشی از  ترور فکری و شخصیتی با انواع برچسب‌های مضحک و اعمال سانسور و کنترل و تعقیب و مراقبت از سوی سران آن گروه علیه ما جداشدگان است و از سوی دیگر هراس از تهدیدات تروریسم ارتجاعی وحشی سربرآورده از اعماق قرون امثال داعش می‌باشد که امروز به مشکل و تهدید درجه یک آزادی و انسانیت و ارزش‌ها و دستاوردهای نوین بشری و حقوقی در جهان تبدیل شده و با اعمال سانسور به صورت هراس افکنی در میان ناشران و نویسندگان و مترجمین و اهل رسانه مشخصا در رابطه با مذهب و اسلام موجب بسا خودسانسوری‌ها بویژه در میان نویسندگان و مترجمین و ناشران در کشورهای غربی شده است.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.