پربیننده ترین ها

ملاقات با نخست وزیر هلند آقای مارک روته در جریان کنگره سالانه حزب اتحاد احزاب لیبرال اتحادیه اروپا (آلده پارتی) در آمستردام. طی ملاقات ضمن معرفی خودو فرقه رجوی و نقض شدید حقوق بشر توسط این فرقه در آلبانی تشریح شد.

ملاقات با آقای گای فرهوفشتادت عضو پارلمان اروپا و رهبر فراکسیون لیبرالهای اتحادیه اروپا از سیاستمداران عالی و افشای همه ترفندهای فریب فرقه رجوی در زمینه ماهیت این فرقه و فشارها و توطئه هایی که علیه جدا شدگان اعمال میکند.

بنابه دعوت یو ان واچ جنبش نه به تروریسم و فرقه ها در نشست سالیانه حقوق بشر و دمکراسی شرکت کرد. خانم دکتر هشترودی بنا به دعوت جنبش نه به تروریسم وفرقه ها در این نشست شرکت کردند که حضور ایشان باعث خوشحالی جنبش نه به تروریسم و فرقه ها گردید. ایشان ضمن حضورفعالشان در نشست با اعضای عالیرتبه شرکت کننده در جلسه به بحث و گفتگو پرداختند. ازجمله با وزیر سابق دادگستری و عضو پارلمان کانادا آقای ایروین کولتر و از بنیانگذاران یوان هیومن راتس واچ مفصلا به بحث پرداختند. این کنفرانس سالیانه جهت شنیدن گزارشات قربانیان حقوق بشربرگزار میشود. در همین رابطه آقای داود ارشد رئیس جنبش نه به تروریسم و فرقه ها سخنانی بشرح زیر ایراد کردند:

درملاقات با دکترورنر هویر به اطلاع ایشان رسید که: فرقه رجوی در حال تدارک دیدن یک زندان ابدی موسوم به اشرف 3 در ‏محلی دورافتاده میباشد. این محل یک پایگاه نظامی متروکه آمریکایی می باشد با یک فرودگاه و یک سکوی هلی برد کوچک و ‏بخشی از سیستم های داخلی آن مستقیما از آمریکا آورده شده و نصب گردیده اند. از ایشان استمداد کمک شد. ‏

ملاقات با همسر نرگس محمدی در مقر ملل متحد ژنو-------آقای داود ارشد و خانم دکتر هشترودی با همسر نرگس محمدی در این ملاقات آقای تقی رحمانی همسر نرگس محمدی که خودشان نیز چندین نوبت زندان بوده اند از نقض حقوق بشر در ایران گزارشی به کنفرانس ارائه کردند و از تناقضات موجود در سیستم قضایی ایران در جریان محاکمه نسرین محمدی بطور مفصل و جامع سخن گفتند.خانم دکتر هشترودی و آقای مهندس ارشد با ایشان ابراز همدردی کردند و جزئیات بیشتری از موارد نقض حقوق بشر در فرقه تروریستی رجوی که در آن فعال بوده است را برای آقای تقی رحمانی تشریح نمودند.

دادخواهی علیه برده داری پناهجویان در تیرانا همچو لیبی توسط فرقه رجوی در دیدار آقای ارشد با نخست وزیران هلند و اسلووانیا

ملاقات با رهبر حزب دمکراتهای آزاد آلمان (اف پ د) آقای کریستین لیندنر در جریان کنگره سه روزه احزاب لیبرال اروپا در آمرستردام هلند. افشای جنایات فرقه رجوی علیه اعضا و جدا شدگان

آقای ارشد در مورد ادعای فرقه رجوی و حامیانش گفتند چند شاخص آشکار وجود دارد. چرا متحدین آنها بویژه آقای دکتر بنی صدر با پیش بینی سرنوشت آنها در عراق از آنها جدا شدند؟ چرا هیچ ایرانی چه مردمی چه سیاسیون در مراسم آنها شرکت نمیکنند؟ چرا این تشکیلات مجبور است جهت گردهمآیی هایش سیاهی لشکر کرایه کند؟ چرا این تشکیلات در ترس از مردم ایران اجازه نمیدهد با اعضایش درارتباط قراربگیرند؟ چرا ارتباط اعضایش را با جهان قطع میکند؟ چرا تمامی تحلیلگران برحقیقت نفرت مردم از این تشکیلات بدلیل همکاری با صدام را تاکید میکنند؟ چرا باید رجوی در داخل تشکیلاتش زندان و شکنجه برای اعضای خودش راه بیندازد؟ چرا مجبور است برای دریافت حمایت سیاسی هرچند بی ارزش منافع مردم ایران را به کسانیکه خود به کشتن آنها افتخار میکرده است بفروشد و حتی برای چند دقیقه سخنرانی آنها دهها هزار دلار بپردازد؟ چرا حتی عربستان حامی سیاسی و مالی آنها ارزیابیشان از آنها این استکه “هیچ جایگاهی در میان مردم ایران ندارند”؟ چرا در همین پارلمان اعضای سابق منتقدش را بقصد کشت میزند؟ چرا هر منتقدی ایرانی و حتی غیره ایرانی را جاسوس و مزدور رژیم!! میخواند؟ آیا بخاطر همین چرا ها نیست که: وقتی مردم ایران در سراسر کشور جهت خواسته هایشان دست به تظاهرات و اعتراض میزنند هیچ اسمی از آنها نمیآورند؟ آیا این مسئله پیامش غیر از این است که: مردم ایران رژیم حاضر را صد بار به فرقه رجوی ترجیح میدهند. و “تنها آلترناتیو دمکراتیک” جوکی بیش نیست.

خانم دکتر فریبا هشترودی: با یقین میگویم که مجاهدین شکنجه میکنند…. هشترودی1سرکار خانم دکتر فریبا هشترودی یکی از برجسته ترین زنان ایرانی جزء افتخارات ایرانیان در فرانسه، نویسنده و خبرنگار و فعال سیاسی که سابقا عضو شورای ملی مقاومت ایران بوده است که باید ایشان را بیشتر شناخت با علم یقینی در مورد فرقه تروریستی رجوی از درون آن سخن میگوید. وقتی به عمق پوسیدگی تشکل رجوی پی بردم جدا شدم بله

بیانیه 14 تن

بیانیه 14 تن

نیروی خارج کشور چه میخواهد ‏و بیانیه 14 تن

مقالات پربیننده

فرقه ها در میان ما

دانش علمی شناخت و تمیزدادن فرقه از تشکل سیاسی

بدون شناخت علمی از فرقه های خطرناک تحلیل عملکردهای فرقه رجوی و اثرات بشدت مخرب آن بر اعضا و جداشدگان و خلاص شدن از فشارهای شکنجه گونه روانی مغزشویی های چندین دهساله غیرممکن است

خانم آناگومز نماینده پارلمان اروپا خواستار اخراج فرقه رجوی شد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت دوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی امروز باید گفت آنچه را که فردا گفتنش دیر است

قسمت دوم: گفت و شنود با فرشته هدایتی: افشاگریهای فرشته هدایتی در مورد فرقه رجوی

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

سیامک نادری مرگهای مشکوک فرقه رجوی را افشا میکند

کشتن و سربه نیست کردنهای فرقه رجوی

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

فعالیت های ما در تصویر

سخنرانی آقای داود باقروند ارشد در پارلمان اروپا

 

قسم آیه مریم رجوی در واشنگتن مرحمی بر جگر محمد ادب شده؟

davood (3)

بقلم: داود باقروند ارشد

 

منطقه خلیج فارس از اوایل سال 2015 تا به امروز تحولات بسیار شگرفی را که در تاریخ چند دهه گذشته اش سابقه نداشته است را تجربه میکند. ‏با مرگ ملک عبدالله پادشان عربستان، ملک سلمان به جانشینی او به پادشاهی رسید. مقام ولیعهدی که معمولا دست فرزند دیگر ملک عبدالله یعنی ‏امیر مقرن بود به فرزند برادر پادشاه سابق محمد بن نایف مقام ارشد امنیتی عربستان سپرده شد که معاون نخست وزیر و وزیر کشور نیز شد، وی که ‏خودش از سه بار سوء قصد بدست مخالفان جان سالم بدر برده است نقش جدی ای نیز در سرکوبهای مخالفین داخلی داشته است. مقام نایب ‏ولیعهد اینبار باز بر خلاف سابق به محمد بن سلمان فرزند ملک سلمان، سپرده شد که وزیر دفاع نیز هست و جنگ یمن را ‏مستقیما هدایت میکند. بنابراین برای اولین بار بود که این پست ها که تماما در دست فرزندان پادشاه(ملک عبدالله) بوده به نوه های او بجای پسرانش منتقل میشد.

‏اما عجیبترین تغییرات، انتصاب عادل الجبیر یک سیاست مدار عربستانی تحصیل کرده آلمان و سفیر عربستان در ایالات متحده که هیچ رابطه ای نیز ‏با خاندان سلطنتی ندارد به مقام وزارت خارجه بود. که معمولا به یکی از فرزندان ملک عبدالله (پادشاه) سپرده میشد. عادل الجبیر بخاطر اظهارات ‏افراطیش علیه ایران شناخته شده است. ویکیلیکس افشاء نمود که وی از طرف پادشاه وقت عربستان چندین بار از آمریکا خواسته است که تمامی ‏سایت های هسته ای ایران را بمباران کند. ‏
این تغییرات در شرایط بسیار حساسی که عربستان با رشد فزاینده مبارزات مخالفین درونی، رکود اقتصادی، کاهش بیسابقه قیمت نفت، بیکاری ‏فزاینده در بین جوانان و افزایش فقر روبروست رخ میدهد. طوریکه عربستان بسیار ثروتمند را مجبور کرده است که جهت جبران کسری بودجه ‏کلانش دست به سرمایه های خارجی اش بزند. و همزمان صدها تن از اعضای خاندان سلطنتی را بگروگان گرفت و تنها بعد از اخاذی از آنها ‏آزادشان نمود. ‏

 

 

ملک سلمان از بدو روی کار آمدن موضع گستاخانه تری نسبت به ایران در مقایسه با ملک عبدالله داشته است. و حتی اطرافیان خود را از کسانیکه ‏موضع متعادلی در رابطه با ایران داشته اند خالی کرد. فراموش نکنیم که فرزندش محمد بن سلمان، اعلام نمود جنگ را با رژیم به داخل ایران ‏خواهند کشاند و با اعزام تروریستهای وهابی یکبار در تهران با حمله به مجلس و یکباردر اهواز جنایت آفرید در همین راستا بود.

رهبران جدید ‏سعودی بطور مشکوکی با تغییر جهت، بحرانهای داخلی خود را به مشکلاتشان در مرزهای جنوبی با یمن و حمایت ایران از حوثی ها، سرکوب شدن ‏داعش یکی از دست آموزهایشان بدست رژیم در عراق و سوریه و جلوگیری از تصرف سوریه توسط داعش را به دخالتهای ایران در منطقه مصادره ‏میکنند. ‏
Rajavi_Faisal_1در همین رابطه بود که ویکیلیکس از رابطه فعال بین عربستان و سازمان مجاهدین پرده برداری کرد، که نمایانگر تلاشهای مسعود و مریم رجوی از ‏سال 2012 جهت رفتن زیر چتر عربستان و نزدیکی بیشتر و علنی آنها از مجاهدین بودند. این تلاشها در شرایط جدید سعودی پاسخ مناسب را ‏دریافت کرده، ترکی الفیصل یکی از شاهزادهای عربستان که 25 سال در موضع وزیر اطلاعات کنترل مجاهدین را بطور طولانی در اختیار داشته و ‏مسعودرجوی را در سال 1365 به عربستان برده بود،از سال 2016در شوهای سالیانه مجاهدین در پاریس ظاهر شده حتی خبر مرگ مسعودرجوی را برای اولین بارعلنی نمود و از آنها علیه ایران ‏حمایت کرد. ‏

 

روزنامه ایندیپندنت(1) ‏ انگلیس براساس گزارش کوتاه و یک و نیم صفحه ای که “بی ان دی” سازمان ضد جاسوسی آلمان در ژانویه 2016 برخلاف ‏عرف دستگاههای اطلاعاتی جهان با ارسال برای تمامی رسانه ها منتشر نمود، نوشت:‏

 

‏««عربستان یک سیاست مداخله جویانه بی حساب و کتاب و خطرناک را بکارگرفته است. این گزارش که با عکس وزیر سعودی و معاونش ولیعهد ‏محمد بن سلمان که از بیماری دیمنشیا (بیماری زوال عقل) رنج میبرد، بعنوان یک قمارباز سیاسی که با بکارگیری جنگ های نیابتی (با بکارگیری ‏گروههای شبهه نظامی) که در یمن و سوریه براه انداخته دنیای عرب را بی ثبات میکند. معمولا آژانسهای جاسوسی هیچگاه چنین گزارشاتی ‏انفجاری را آنهم در مورد یکی از قویترین و نزدیکترین متحدین خودشان همچون عربستان سعودی از طریق رسانه های عمومی منتشر نمیکنند. این ‏باید نشانه و شاخص میزان نگرانی “بی ان دی” آلمان بوده باشد که چنین یادداشتی را بطور عمومی و گسترده منتشر کرده است. هرچند سازمان ‏مربوطه بدنبال اعتراضات رسمی عربستان سعودی توسط وزارت خارجه آلمان مورد نفی قرارگرفت ولی اخطار بی ان دی آلمان علامت ترس فزاینده ‏آلمان نسبت به از ضامن خارج شدن و غیر قابل پیشبینی بودن عربستان سعودی میباشد.»» ‏

 

 

با روی کار آمدن ترامپ این تحولات دامنه بسیار وسیعتری بخود گرفت و اسرائیل نیز اینبار علنا به اتحاد عربستان و آمریکا پیوست و مثلت آنها ‏تکمیل شد. اولین میوه این مثلث خروج ترامپ از برجام و نابودی اهرمهای دیپلماتیک جهت حل و فصل مناقشات بین المللی از طریق گفتگو بود، ‏که تحریمهای بی سابقه در تاریخ توسط آمریکا علیه رژیم را نیز بدنبال داشت. تحت الشعاع این اتحاد اسرائیل تا میتوانست به یاری ترامپ و سکوت ‏معنی دار عربستان اقدامات یکطرفه ای را علیه مردم فلسطین بکار بست. و تمامی فرایندهای دیپلماتیک صلح بین اسرائیل و فلسطینان را نابود ‏نمود که هنوز هم ادامه دارد. عربستان نیز تا توانست به یُمن کمکهای تسلیحاتی متحدینش بر سر مردم بی پناه یمن بمب ریخت و با محاصره آن ‏کشور دست به گرسنگی دادن و به قحطی کشاندن آنها پرداخت. از جمله شاهد ماجرای دستگیری و گروگان گرفتن سعد حریری نخست وزیر لبنان ‏در عربستان بودیم(2) ‏. و یا به قطعه قطعه کردن یکی از مخالفان حکومت عربستان در استانبول ترکیه میتوان اشاره نمود.‏

 

 

_184083تمامی امید عربستان و اسرائیل و دست آموز آنها مریم و مسعود رجوی در درجه اول بر فرو ریختن رژیم از درون تحت تحریم اقتصادی دوخته شده ‏بود و یا اقدام نظامی آمریکا علیه ایران یا همان خط عربستان و اسرائیل که توسط عادل الجبیر، جان بولتن و جان مک کین مرتب در شوهای مریم ‏رجوی تکرار و تبلیغ میشد طوریکه ریتم “بامب بامب بامب ایران” مرحوم! جان مک کین از متحدین بسیار نزدیک مریم رجوی معروف شده بود بسته بود. ‏جولیانی و جان بولتن در شوهای مریم رجوی حتی تاریخ بردن مریم رجوی به تهران را قبل از چهل سالگی انقلاب ایران خواند.

هرچند اخباری که ‏از آلبانی میرسد بیانگر آن است که بعد از اخراج بولتن جهت تامین مخارجش سفرهایی به نزد مریم رجوی در آلبانی و پاریس داشته باشد تا ضمن دلداری دادن به ‏همدیگر از اخبار و تاریخ های جدید!! برای تحولات ایران خبر بدهند!!! ‏

 

بدنبال تلاشهای به صفر رساندن صادرات نفت ایران، اما تحولات 16 ماه گذشته بعد از خروج ترامپ از برجام، چنان معادلات را تغییر داد که ‏شگفتی جهان را بر انگیخته است. ‏
از جمله این تحولات هدف قرار گرفتن کشتیهای نفتی در منطقه تنگه هرمز و بنادر امارات متحده در دریای عمان از یکطرف و تصرف نظامی! یک ‏نفتکش غول پیکر ایران در آبهای آزاد توسط نیروی دریایی انگلیس از طرف دیگر، اعزام ناوگان نظامی آمریکا به منطقه خلیج فارس بود. ولی ‏تحول کلیدی و مهمترین آن هدف قرارگرفتن پیشرفته ترین پهباد جهان متعلق به آمریکا که مدعی است حتی توسط روسیه و چین نیز قابل رد یابی ‏نیست، بر فراز خاک ایران (به ادعای رژیم) و بر فراز آبهای بین المللی (به ادعای آمریکا) بود. این تحولات عربستان و اسرائیل و دنبالچه آنها ‏مجاهدین در توهمات و برنامه ریزیهایشان براساس تمامی امیدها و محاسباتشان از تعادل قوای منطقه ای و بین المللی و سرمایه گذاریهای چند ‏صد میلیاردیشان جهت راضی کردن ترامپ به هدفشان (نابودی!! ایران بدست آمریکا) اگر نگوئیم رساند، بسیار نزدیک کرد. ‏

 

اما دیدیم که محاسبات عربستان و اسرائیل و دنبالچه آنها “مریم رجوی” بعد از تحولات فوق با محاسبات برادر قلدرشان آمریکا بسیار تفاوت کرد و واکنشی که انتظار داشتند را نشان نداد!! این تحول جدید ضربه ‏کمرشکنی به سیاست “بمب بمب بمب ایران زد” و بحران گریبان گیر عربستان شد، و از این نقطه به بعد تحولات سمت و سوی جدیدی گرفت. ترامپ که ‏تا چند روز قبل ناوگان هواپیما بر به خلیج فارس اعزام میکرد خواستار ملاقات با سران رژیم شد. پمپئو از همه 12 شرط خود برای شروع مذاکرات ‏کوتاه آمد، طوریکه نارضایتی شدید عربستان و بخصوص اسرائیل را با دعوت شدن ظریف به محل اجلاس سران هفت کشور صنعتی در بیاریتز ‏سوئیس از آمریکا در پی داشت. طوریکه ترامپ حتی جواب تلفن بنیامین نتانیاهو را نیز جهت تلاش برای جلو گیری از دیدار احتمالی ترامپ و ‏ظریف صورت گرفته بود را نیز نداد.‏
‏ ‏
اما ضربه تمام کننده هنوز در راه بود، و آن حمله پهبادی حوثی ها به آرامکو (بزرگترین پالایشگاه نفتی جهان) درعربستان بود. که تمامی جهان از ‏چنین ضربه نظامی بسیار مهلک، دقیق و حساب شده در شگفتی فرو رفت. و عربستانی که پنج سال بود بدون کمترین بهایی تحت حمایت نظامی ‏غرب علیرغم اینکه سازمان ملل عربستان را به جنایات جنگی در یمن متهم کرده است، تا میتوانست به نابودی مردم یمن و کودکان آن ادامه میداد، ‏خود را چنان بی پناه و بی دفاع یافت که تا چند روزی به لکنت زبان دچار شد تا بتواند موضعی در قبال آن بگیرد. ‏
تمام کننده بودن این ضربه از آنجا پیداست که، پمپئو بلافصله بدون کمترین تحقیق و یا ارائه دلیل و مدرک آنرا به حساب رژیم گذاشت و مدعی شد ‏حوثی ها نه میتوانند و نه سیستمهای لازم جهت انجام چنین عملیات بزرگ و حساب شده و دقیقی را بدون اینکه هیچ سیستم ردیابی بتواند آنرا ‏مشاهده و یا کشف کند را به اجرا بگذارند!!! تا شاید بدین صورت بتواند تبعات کشنده نظامی-سیاسی آنرا بکاهد. از طرفی نیز حتی طرفهای ‏اروپایی نیز در شوک چنین توانمندی نظامی مبجور شدند علیرغم میل باطنی موضع بی پایه و اساس متکی به حدس و گمان پمپئو را تکرار کنند. ‏
این تحول حتی تمامی حامیان نابودی یمن بدست عربستان را که با بی عملی نظاره گر آن بودند متقاعد کرد که معادلات منطقه تا چه میزان متفاوت ‏با ارزیابی آنها جهت حمایت مخفی از اقدامات عربستان در جهت منافع خودشان است. ‏
عربستان نیز بعد از مدتی که توانست سرانجام موضع گیری کند، چیزی جز ادعای اینکه این حمله توسط حوثی ها نبوده است اکتفا نمود. اثر این ‏حمله بویژه بر محمد بن سلمان (ولیعهد و وزیر دفاع) که بطور مستقیم شخصا جنگ یمن را پیش میبرد و طی پنج سال گذشته نتوانسته است حوثی ‏ها را بزانو در آورد، خود بزانو در آمد. البته چه آمریکا و چه عربستان و چه متحدین غربیشان حق دارند که این حمله را زمانیکه سراسر منطقه ‏خلیج فارس تحت کنترل و پایش 24 ساعته ماهواره ها، پهبادها،و…آمریکا، اسرائیل، فرانسه و انگلیس قرار دارد و ناوهای آنها در سراسر خلیج در ‏رفت و آمد هستند به رژیم نسبت دهند تا اینکه قبول کنند توسط حوثی ها صورت گرفته است. این قلم در مطلبی تحت عنوان “یکبار مصرفها و چرا ‏انگشت اتهام بسوی ایران” است نوشتم. ‏

چرا‎ ‎که در صورت قبول اینکه حوثی ها چنین ضربه کاری ای را به عربستان زده اند، به معنی شکست کامل نه تنها نظامی که سیاسی عربستان و ‏ائتلاف علنی و مخفی آنها در جنگ یمن آنهم بعد از پنج سال بمباران بی وقفه مردم غیر نظامی است. و شاهدی بر اینکه با وجود نبود هیچ دلیل و ‏مدرک مستند جز ادعا برهدف قرارگرفتن تاسیسات آرامکو عربستان از سوی رژیم، مجبورند نپذیرند که حوثی ها اینکار را کرده اند‎.‎ مهمتر اینکه آنچه حمله حوثی ها نمایان نمود و بعنوان حقیقت در معرض قضاوت و دید جهانیان قرار داد، عدم کارآیی تمامی سلاحهای فروخته شده ‏توسط آمریکا و اروپا به قیمت های صدها میلیارد دلار به عربستان و دیگر کشورها (عربستان در سال ۲۰۱۸ با صرف ۶۷.۶ میلیارد دلار، پس از ‏آمریکا و چین‎ ‎سومین کشور‎ ‎به لحاظ هزینه های نظامی “بالاتر از روسیه و فرانسه و بریتانیا”قرار دارد) بود. بعلاوه اینکه علیرغم این هزینه عظیم ‏تا چه حد آن کشورها در برابر تجهیزات نه چندان پیشرفته نظامی بعلاوه اراده مردمی برای مقاومت در قبال تجاوز آشکار آسیب‌پذیر است. که برای ‏بازار اسلحه مقوله مثبتی نخواهد بود‎.‎‎ ‎بنابراین آمریکا و عربستان و حالا اروپا هیچ چاره ای ندارند الا اینکه:‏
اولا: حملات پهبادی را به گردن ایران بیندازند که شکست نظامی از حوثی ها را نپذیرند. ‏
ثانیا: با اینکار ضمن شیطان سازی ایران که بنفع منافع آمریکا و عربستان و اسرائیل است، عملا با اینکار به رژیم ایران التماس کنند که جلوی حوثی ‏را بگیرد. ‏

التماس، چون خود نمیتوانند حملات حوثی ها را متوقف کنند، و در واقع با مقصر جلوه دادن رژیم ایران بعنوان اهرم فشار بر ایران جهت جلوگیری ‏از حملات حوثی ها استفاده میکنند‎.‎‏ تمامی حوادث اخیر نشان میدهد که معادلات منطقه در حال تغییر جدی است. از جمله اینکه، دیگر آمریکا و ‏متحدینش نمیتوانند به دیگران براحتی خواسته های تجاوزکارانه و استعماری خود را دیکته کنند‎.‎

 

 

اما امروزه بعد از عملیات بزرگ و شگفت انگیز حوثی ها که توانستند در روی زمین و نه حتی با تکنولوژی پهبادی مناقشه برانگیز، سه تیپ ویک ‏هنگ عربستان را در نزدیکی شهر مرزی نجران نابود کنند و صدها اسیر و سلاح و زرهی آنها را به غنیمت بگیرند و فیلمهایش را به نمایش بگذارند. ‏خود گواه بسیار بسیار آشکاری است که میتوان گفت و ادعا کرد که معادلات منطقه بجد نه در حال تغییر بکله “تغییر کرده است”. تاجائیکه محمد ‏بن سلمان را که مدعی کشیدن نبرد بداخل ایران بود، در حفظ سقف بالای سرش عاجز کرده، طوریکه دیروز “در مصاحبه ای با شبکه سی بی اس ‏آمریکا تاکید کرد که راه حل دیپلماتیک را به گزینه نظامی در برابر ایران ترجیح می دهد”. و به ورشکستگی سیاست “بمب بمب ایران” اذعان نمود.‏

 

زوج رجویاما در این میان اقدامات بسیار چاکر منشانه و مستاصل مریم رجوی که بعد از مرگ جان مکین، برکناری جان بولتن، وضعیت سیاسی نتانیاهو، ضربه ‏های حوثی ها به عربستان، و البته وضعیت برادر قلدر آقای ترامپ در روزهای اخیر چنان روزگار این تشکل ورشکسته که بطور روزانه با فروپاشی ‏از درون، با مرگ اعضا (والدین) و فرار فرزندان اعضا روبروست، سیاه شده است که بعد از ازکار افتادن دروغهای مسعود رجوی به دروغهای جان بولتن و جولیانی و سناتور های کرایه ای جهت نگهداری نیروهایش متوصل میشود. و اساسا  طی چهار دهه گذشته تنها با مزدوری برای جانی ترین حکام منطقه (صدام ‏حسین، محمد بن سلمان و اسرائیل) به حیات ننگین و خفیف و خائنانه خود ادامه میدهند با این تحولات دچار ضربه مغزی نموده طوریکه بطور مزحکی بمیدان آمده و بعد از اینکه تمامی سیستم ‏های اطلاعاتی جهان نتوانسته اند کوچکترین مدرکی قابل ارائه الا ادعا و حدث و گمان در زمینه اینکه حوثی ها حمله آرمکو را انجام نداده اند ارائه ‏کنند مدعی شده است که با اتکاء حتما به هزاران کانون شورشی!!! خود با ریز و جزئیات از تمامی مراحل انجام عملیات توسط رژیم ایران خبر ‏دارند!!!

این اقدام مریم رجوی را تنها میتوان تلاشی مذبوهانه برای مرحم گذاشتن  بر جگر پاره پاره رئیس و سرورش محمد بن سلمان که بعد از حمله به آرامکو مجبور شد قبول کند خون قاشقچی به گردنش ‏است، و از طریق عمران خان نخست وزیر پاکستان برای رئیس جمهور رژیم نیز پیام ارسال کرده و در مصاحبه با شبکه سی بی اس خواهان راه حل دیپلماتیک در رابطه با ایران شد و بنظر میرسد کمی نیز ادب شده دانست وارزیابی کرد تا مبادا در چاگر منشی و ‏مزدوری مریم رجوی کوچکترین شکی بخود راه بدهد و عایداتش را قطع کند.

این شو مریم رجوی آنقدر مسخره بود که صدای آمریکا یکی از طرف خریدهای چنین اطلاعاتی نوشت ” در این نشست مطبوعاتی، … جزئیات مختلفی از این ‏حمله پهپادی به تأسیسات نفتی عربستان بیان کرد اما شواهدی برای اثبات گفته‌های خود ارائه نداد”. البته این روش جاری مسعود و مریم رجوی ‏است که برای سرپا نگاه داشتن خود مجبور است انواع دروغها اطلاعاتی را به خورد صاحب منصبانش بدهد.

البته سیستم های اطلاعاتی مهم جهان نیز خوب میدانند که مریم رجوی صرفا برای مطرح شدن و نشان دادن حمایتش از عربستان حامی مالی چندین دهه ای خود به چنین اقداماتی دست زده و مطلقا ‏دروغ میگویند. این قلم مدتها منتقل کننده اخبار جعلی رجوی به مقامات امنیتی عراق بودم. مسعودرجوی میگفت ما باید عراق با دادن اطلاعات لازم!!  به جنگ با ایران ‏بکشانیم و تا میتوانیم در فضای سیاسی خودمان را بزرگ جلوه دهیم. این حقیقت که مریم رجوی آشکارا میداند که تمام جهان از طرفی با همه ابزار اطلاعاتی ‏و ماهواره ای و نظامی و … خود میدانند که چه کسانی حملات را انجام داده اند و یا نداده اند.و از طرف دیگر عطف  به کنترل تمامی سیستمهای ‏تشکل رجوی توسط کشورهای غربی و با اتکاء به تمامی نفوذیهایشان در آن تشکل میدانند که مریم رجوی با این شو فقط خود را به سخره گرفته است و تنها نگاه عاقل ‏اندر سفیه خبرنگاران و سیاستمداران را برای خود در این کنفرانس میخرد، چاره ای ندارد الا اینکه برای فریب آن تعداد باقی مانده در اسارتش این ‏مانور حقیر و تف سربالا را اجرا کند. ‏

داود باقروند ارشد

نهم مهرماه 1395

اول اکتبر 2019

پانوشتها:

 

[1] روزنامه ایندیپدندت 9 ژانویه 2016:

[2] https://www.independent.co.uk/news/world/middle-east/saad-hariri-latest-update-lebanon-hezbollah-saudi-arabia-kidnapping-prime-minister-return-war-a8048571.html

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.