واکـاوی مـزدوری! سلطانی، خـدابنده، عـزتی، حسینی، یغـمایی، کـریمدادی، مصــداقی و پورحسین، منتقدین فرقه مافیایی رجوی. نقد آتشبیاران معرکه مشترک رجوی و سایت رهیافتگان

داود باقروند ارشد عضو علیرتبه سابق مجاهدین و شورای ملی مقاومت

تحلیل طوفانِ سراسریِ جورج فلوید در آمریکا -داود باقروند ارشد

پایه اجتماعی فرقه رجوی (آمریکای نئوکانها) درحال فروپاشی است و رجوی برای صدمین بار بیگانه پرستیش به گل نشسته است

چرا رجوی نیاز دارد درخواست دیدار با اعضای در اسارتش را به نبرد دین بین فو تعبیر کند؟

افشای حقایق پشت پرده ضدیت با خانواده با اسناد سازمانی توسط داود باقروندارشد از مسئولین خانوادهها در مجاهدین

گسترش وطن فروشی در خارج کشور به سرکردگی رهبر همه وطن فروشان و دشمنان ایران

حمایت از تحریم و حمله نظامی به ایران خیانت به مردم و فاصله گرفتن آشکار از ایران و ایرانی

پربیننده ترین ها

ملاقات با نخست وزیر هلند آقای مارک روته در جریان کنگره سالانه حزب اتحاد احزاب لیبرال اتحادیه اروپا (آلده پارتی) در آمستردام. طی ملاقات ضمن معرفی خودو فرقه رجوی و نقض شدید حقوق بشر توسط این فرقه در آلبانی تشریح شد.

ملاقات با آقای گای فرهوفشتادت عضو پارلمان اروپا و رهبر فراکسیون لیبرالهای اتحادیه اروپا از سیاستمداران عالی و افشای همه ترفندهای فریب فرقه رجوی در زمینه ماهیت این فرقه و فشارها و توطئه هایی که علیه جدا شدگان اعمال میکند.

بنابه دعوت یو ان واچ جنبش نه به تروریسم و فرقه ها در نشست سالیانه حقوق بشر و دمکراسی شرکت کرد. خانم دکتر هشترودی بنا به دعوت جنبش نه به تروریسم وفرقه ها در این نشست شرکت کردند که حضور ایشان باعث خوشحالی جنبش نه به تروریسم و فرقه ها گردید. ایشان ضمن حضورفعالشان در نشست با اعضای عالیرتبه شرکت کننده در جلسه به بحث و گفتگو پرداختند. ازجمله با وزیر سابق دادگستری و عضو پارلمان کانادا آقای ایروین کولتر و از بنیانگذاران یوان هیومن راتس واچ مفصلا به بحث پرداختند. این کنفرانس سالیانه جهت شنیدن گزارشات قربانیان حقوق بشربرگزار میشود. در همین رابطه آقای داود ارشد رئیس جنبش نه به تروریسم و فرقه ها سخنانی بشرح زیر ایراد کردند:

درملاقات با دکترورنر هویر به اطلاع ایشان رسید که: فرقه رجوی در حال تدارک دیدن یک زندان ابدی موسوم به اشرف 3 در ‏محلی دورافتاده میباشد. این محل یک پایگاه نظامی متروکه آمریکایی می باشد با یک فرودگاه و یک سکوی هلی برد کوچک و ‏بخشی از سیستم های داخلی آن مستقیما از آمریکا آورده شده و نصب گردیده اند. از ایشان استمداد کمک شد. ‏

ملاقات با همسر نرگس محمدی در مقر ملل متحد ژنو-------آقای داود ارشد و خانم دکتر هشترودی با همسر نرگس محمدی در این ملاقات آقای تقی رحمانی همسر نرگس محمدی که خودشان نیز چندین نوبت زندان بوده اند از نقض حقوق بشر در ایران گزارشی به کنفرانس ارائه کردند و از تناقضات موجود در سیستم قضایی ایران در جریان محاکمه نسرین محمدی بطور مفصل و جامع سخن گفتند.خانم دکتر هشترودی و آقای مهندس ارشد با ایشان ابراز همدردی کردند و جزئیات بیشتری از موارد نقض حقوق بشر در فرقه تروریستی رجوی که در آن فعال بوده است را برای آقای تقی رحمانی تشریح نمودند.

دادخواهی علیه برده داری پناهجویان در تیرانا همچو لیبی توسط فرقه رجوی در دیدار آقای ارشد با نخست وزیران هلند و اسلووانیا

ملاقات با رهبر حزب دمکراتهای آزاد آلمان (اف پ د) آقای کریستین لیندنر در جریان کنگره سه روزه احزاب لیبرال اروپا در آمرستردام هلند. افشای جنایات فرقه رجوی علیه اعضا و جدا شدگان

آقای ارشد در مورد ادعای فرقه رجوی و حامیانش گفتند چند شاخص آشکار وجود دارد. چرا متحدین آنها بویژه آقای دکتر بنی صدر با پیش بینی سرنوشت آنها در عراق از آنها جدا شدند؟ چرا هیچ ایرانی چه مردمی چه سیاسیون در مراسم آنها شرکت نمیکنند؟ چرا این تشکیلات مجبور است جهت گردهمآیی هایش سیاهی لشکر کرایه کند؟ چرا این تشکیلات در ترس از مردم ایران اجازه نمیدهد با اعضایش درارتباط قراربگیرند؟ چرا ارتباط اعضایش را با جهان قطع میکند؟ چرا تمامی تحلیلگران برحقیقت نفرت مردم از این تشکیلات بدلیل همکاری با صدام را تاکید میکنند؟ چرا باید رجوی در داخل تشکیلاتش زندان و شکنجه برای اعضای خودش راه بیندازد؟ چرا مجبور است برای دریافت حمایت سیاسی هرچند بی ارزش منافع مردم ایران را به کسانیکه خود به کشتن آنها افتخار میکرده است بفروشد و حتی برای چند دقیقه سخنرانی آنها دهها هزار دلار بپردازد؟ چرا حتی عربستان حامی سیاسی و مالی آنها ارزیابیشان از آنها این استکه “هیچ جایگاهی در میان مردم ایران ندارند”؟ چرا در همین پارلمان اعضای سابق منتقدش را بقصد کشت میزند؟ چرا هر منتقدی ایرانی و حتی غیره ایرانی را جاسوس و مزدور رژیم!! میخواند؟ آیا بخاطر همین چرا ها نیست که: وقتی مردم ایران در سراسر کشور جهت خواسته هایشان دست به تظاهرات و اعتراض میزنند هیچ اسمی از آنها نمیآورند؟ آیا این مسئله پیامش غیر از این است که: مردم ایران رژیم حاضر را صد بار به فرقه رجوی ترجیح میدهند. و “تنها آلترناتیو دمکراتیک” جوکی بیش نیست.

خانم دکتر فریبا هشترودی: با یقین میگویم که مجاهدین شکنجه میکنند…. هشترودی1سرکار خانم دکتر فریبا هشترودی یکی از برجسته ترین زنان ایرانی جزء افتخارات ایرانیان در فرانسه، نویسنده و خبرنگار و فعال سیاسی که سابقا عضو شورای ملی مقاومت ایران بوده است که باید ایشان را بیشتر شناخت با علم یقینی در مورد فرقه تروریستی رجوی از درون آن سخن میگوید. وقتی به عمق پوسیدگی تشکل رجوی پی بردم جدا شدم بله

بیانیه 14 تن

بیانیه 14 تن

نیروی خارج کشور چه میخواهد ‏و بیانیه 14 تن

مقالات پربیننده

فرقه ها در میان ما

دانش علمی شناخت و تمیزدادن فرقه از تشکل سیاسی

بدون شناخت علمی از فرقه های خطرناک تحلیل عملکردهای فرقه رجوی و اثرات بشدت مخرب آن بر اعضا و جداشدگان و خلاص شدن از فشارهای شکنجه گونه روانی مغزشویی های چندین دهساله غیرممکن است

خانم آناگومز نماینده پارلمان اروپا خواستار اخراج فرقه رجوی شد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت دوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی امروز باید گفت آنچه را که فردا گفتنش دیر است

قسمت دوم: گفت و شنود با فرشته هدایتی: افشاگریهای فرشته هدایتی در مورد فرقه رجوی

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

آخرین پست ها

سیامک نادری مرگهای مشکوک فرقه رجوی را افشا میکند

کشتن و سربه نیست کردنهای فرقه رجوی

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

فعالیت های ما در تصویر

سخنرانی آقای داود باقروند ارشد در پارلمان اروپا

 

سی خرداد آغاز شکست یک توهم آقای علی جهانی

سی خرداد آغاز شکست یک توهم

آقای علی جهانی ، وبلاگ آیینه،  09.06.2020

رجوی که با خیانت به بنیان گزاران که منجر به اعدام شان توسط ساواک شاه شد خودش را از اعدام شدن نجات داد و  رهبری سازمان مجاهدین خلق ایران را تصاحب کرد و بعد از اینکه به همت مردم و قیام ضد سلطنتی شان به همراه سایر زندانیان آزاد شد بخاطر ویژگی منحصر به فرد خودش یعنی قدرت طلبی مفرطی که داشت دچار توهمی شدید شده و  خیز برداشته بود که رهبری انقلاب ضد سلطنتی مردم ایران را هم مصادره کند. لذا با بها ندادن به  تمایل  اکثریت بزرگ مردم به روحانیت بعد از اینکه کاندیداتوری رجوی برای بخاطر شرکت نکردن در رفراندوم قانون اساسی آقای بنی صدر رئیس جمهور شدند و همچنین بعد از اینکه  مجلس شورای آنزمان تصمیم به غزل بنی صدر رئیس جمهور وقت گرفت رجوی با راه اندازی یک تظاهرات عظیم در تهران در اواخر  خرداد سال شصت  قصد  قدرت نمایی و منصرف کردن مجلس از تصمیم خودش مبنی بر عزل بنی صدر و نهایتا رجوی فکر می کرد سریع و آسان   رهبری انقلاب ضد سلطنتی مردم و قدرت را تصاحب خواهد نمود و لی بعد از شکست این قدرت نمایی خیابانی رجوی  در سی خرداد شصت اعلام مبارزه مسلحانه کرد و آغاز شکست یک توهم و یک تئوری اشتباه و تحلیل نادرست از شرایط جامعه و اهمیت ندادن به  خواست اکثریت مردم ایران بود. رجوی برای بدست آوردن همه چیز سه دهه تلاش نا فرجام کرده و شکست خورد و بعد از سقوط صدام حسین دیکتاتور سابق عراق اکنون حدود هفده سال هست که بدون هیچ چیز مفقود الاثر می باشد و بعضی ها مثل ترکی فیصل معتقدند که مرحوم شده است.

همچنین روند استحاله سازمان مجاهدین به یک فرقه تروریستی و تغییر ماهیت سازمان مجاهدین خلق ایران را به سازمان مسعود و مریم از فردای آغاز شکست آن توهم سی خرداد سال شصت شروع شد. رجوی ابتدا به فرانسه رفت و سعی کرد ادای یک رهبر تبعیدی را در بیاورد و وعده سرنگونی شش ماهه داد ولی خبری نشد و بعد هم که روند رفتن به عراق را که از سال شصت و یک شروع شده بود با رفتن خودش در سال شصت و پنج تکمیل کرد و در اوج جنگ ایران و عراق نوکری تمام عیار صدام حسین دیکتاتور سابق عراق پذیرفته و با حمایت همه جانبه صدام حسین  علیه مردم ایران وارد جنگ شد و به سرباز کشی پرداخت . رجوی که با حمایت همه جانبه صدام حسین ارتش به اصطلاح آزادی بخش را تاسیس کرد تا تحت عنوان عملیات سرنگونی علیه مردم ایران دست به اقدامات تروریستی بزند.  ارتش آزادی که اعضایش هیچ آزادی نداشتند و رجوی خطاب به فرماندهان می گفت همواره با سه تا ” ت ” یعنی تیغ و تبر  تپانچه بالای سر نیروهای سازمان باشند تا به محض اعتراض به عملکرد سازمان توسط آنها شدیدا سرکوب شان کنند و در همین رابطه ما شاهد راه اندازی زندان های معترضین در سال هفتاد و سه بودیم که سازمان به دستور شخص رجوی در محل اسکان قرارگاه اشرف که قبل از طلاق های اجباری محل سکونت نیروهای متاهل سازمان بود ؛ بودیم . بله دوستان رجوی که پشتش به اربابش یعنی صدام حسین گرم بود با بستن یک کلت و بدست گرفتن یک شمشیر که می گفت شمشیر ذوالفقار امام علی (ع) هست قدرت نمایی می کرد و آنچنان   دچار توهمی بلاهت بار شده بود که خودش را معصوم می دانست و خطاب به نیروهای سازمان می گفت در روز قیامت اگر بگوئید از جماعت رجوی هستید بخشیده شده و به سلامت رد می شوید . ولی الان ملاحظه می فرمائید که بعد از سقوط صدام حسین این پدرخوانده تروریستی رجوی خودش مفقود الاثر شده و نیروهای سازمان خلع سلاح شده و قلعه استراتژیکی اشرف را از دست دادند و با تو سری از عراق اخراج شده و به کمپی در کشور آلبانی منتقل شدند و نیروهای سازمان هم که عمدتا مسن و بیمار هستند و ما هر روز شاهد مرگ و میر در زندانی تحت عنوان اشرف سه هستیم و همچنین علی رغم اینکه مریم عضدانلو سرکرده فعلی این سازمان فرقه گرا و تروریستی وعده سرنگونی را به نیروهایش با کانون های به اصطلاح شورشی که توهم و دروغی بیش نیست می دهد ما شاهد ریزش روز افزون نیرویی در سازمان هستیم که این مسئله تبدیل به  یک مشکل اساسی برای سازمان فرقه گرا و تروریستی رجوی شده و این سازمان  و تشکیلات قرون وسطایی و پوسیده اش را در آستانه فروپاشی کامل قرار داده است.

توهم مادام العمر

از آنجایی که رجوی خودش را رهبر عقیدتی مادام العمر می پندارد و مریم عضدانلو را هم بعنوان رئیس جمهور مادام العمر منصوب کرده است بخاطر همین مادام العمر بودن تبدیل به یک سنت در سازمان فرقه گرا و تروریستی تحت عنوان سازمان مجاهدین خلق ایران را شده است و بر همین اساس سران فرقه و بطور خاص رهبری سازمان دچار توهمی مادام العمر تحت عنوان تنها آلترناتیو و نیروی سرنگون کننده حکومت ایران هست. یکی از توهمات جدید مریم عضدانلو سرکرده فعلی این سازمان فرقه گرا و تروریستی اینست از  زبان یکی از مزدوران قلم بدست خودش به مناسبت ۱۷خرداد سال ۶۵ خورشیدی در اوج جنگ ایران و عراق رجوی خائن و مزدور  به عراق رفته و نوکری و مزدوری تمام عیار صدام حسین دیکتاتور سابق عراق پذیرفته و علیه مردم ایران و رودر روی سربازان ایران  به دستور صدام حسین وارد جنگ شد و به سرباز کشی پرداخت گفته است که این  رفتن رجوی به عراق پرواز تاریخ ساز بوده است و خود رجوی هم آنموقع می گفت می روم تا آتش بر افروزان در کوهستان ها یعنی منظورش این بود که به دستور صدام حسین برای  سرباز کشی و کردکشی و سرکوب شیعیان جنوب عراق آتش افروزی خواهد کرد. و حاصل این آتش افروزی این شد که بیش از هفده هزار نفر از هموطنان در اقدامات تروریستی سازمان کشته شدند و هزاران تن از نیروهای سازمان هم بخاطر اهداف شیطانی رجوی جان خود را از دست دادند که یک قلم در عملیات به اصطلاح فروغ جاویدان کشته و مفقود شدند. ولی این توهم مادام العمر رهبری باعث خلع سلاح و از دست دادن قلعه استراتژیکی اشرف شد و نهایتا با خواری و خفت از عراق اخراج شده و کمپی در کشور آلبانی منتقل شدند . البته این نویسنده هیچ اشاره ای به رجوی که تصمیم به پرواز تاریخ ساز گرفته بود الان کجاست؟ و دچار چه سرنوشتی شده است ؟ و آیا مرده یا زنده است و اگر زنده است کجاست؟ و چرا نمی آید جواب بدهند که نتیجه آن آتش افروزی هایش چی شد؟

البته جواب این سوالات بسیار واضح و روشن است ولی سران فرقه و بطور خاص مریم عضدانلو سرکرده فعلی این سازمان فرقه گرا و تروریستی بخاطر توهم مادام العمری تحت عنوان سرنگونی و آلترناتیو بودن دارند قادر به پاسخگویی نیستند .لذا اینها نه تنها از گذشته سراسر خیانت و جنایت علیه مردم ایران پشیمان نیستند و حاضر به فاصله گرفتن نمی باشند بلکه با افتخار از گذشته ننگ آلودشان یاد می کنند و دچار بلاهت و توهمی مادام العمر هستند و تا فروپاشی کامل تشکیلات قرون وسطایی و پوسیده شان در این جهل و بلاهت و توهم باقی خواهند ماند.

چهار خرداد آغاز یا پایان؟

محمد حنیف نژاد که یک دانشجوی رشته مهندسی  و عضو شاخه جوانان نهضت آزادی بود در سال ۴۴ به همراه دوستانش علی اصغر بدیع زادگان و سعید محسن سازمان مجاهدین خلق ایران را با هدف مبارزه با آمپریالیسم جهانی به سرکردگی آمریکا و رژیم وابسته اش در ایران یعنی رژیم دیکتاتوری شاه تاسیس کردند. ولی  بعد از شش سال در حالیکه هنوز در حال عضو گیری و سر و سامان دادن به سازمان تازه تاسیس شده اش بود  به همراه نود درصد از کادر های برجسته سازمان  توسط  ساواک که سازمان امنیتی مخوف شاه بود دستگیر شدند. و سرانجام بخاطر لو دادن و خیانت های مسعود رجوی در سحرگاه چهار خرداد سال ۵۱ خورشیدی به همراه چهار تن دیگر از یارانش توسط ساواک شاه تیرباران شدند.  و بعد از اعدام بینان گزاران سازمان دچار انشعاب شد و مسعود رجوی با شیاری و دجالیت خاص خودش رهبری بقایای  سازمان مجاهدین خلق ایران را ربوده و خودش را رهبر خود خوانده سازمان آنهم رهبری عقیدتی نامید و مسیر سازمان را از اهداف اصلی اش  صد و هشتاد درجه تغییر داد . رجوی با سرهم کردن دروغی تحت عنوان اینکه حنیف نژاد قبل از اعدام تلویحا او را به رهبری سازمان منصوب کرده است و این اراجیف تکراری را همه ساله توسط دلقک در بارش عباس داوری تکرار می کند و همچنین رجوی در توجیه خیانت و لو دادن بینان گزاران و فرار از پاسخگویی همیشه می گفت حنیف نژاد گفته است که همه مسئولیت های سازمان را گردن من بیندازید تا من بعنوان رهبری سازمان اعدام شوم و جرم شما سبکتر شود و آزاد شوید و سازمان را احیا کنید. ولی همانطور که ملاحظه می فرمائید رجوی این سازمان را از صفت یک سازمان انقلابی و سیاسی در آورده و تبدیل به سازمان مسعود و مریم کرد که با اندیشه فرقه گرا یانه اداره می شود و علیه مردم ایران که بنیان گزاران آنها را خلق قهرمان می نامیدند و خود را فدائی خلق می دانستند و اسم سازمان را سازمان مجاهدین خلق ایران گذاشته بودند اقدام به عملیات تروریستی کرده و تعداد کثیری از همین خلق قهرمان را کشته اند. بله دوستان رجوی سازمان مجاهدین خلق ایران را که یک سازمان ضد آمپریالیزم جهانی به سرکردگی آمریکا بود تبدیل کرده به نوکر آمریکا و متحدانش در منطقه نظیر شیوخ مرتجع عربستان سعودی و دولت اسرائیل و همسوئی کامل با سیاست های ضد ایرانی آنها دارد.

بنابراین ملاحظه می فرمائید که در حالیکه سران فرقه تروریستی رجوی و بطور خاص مریم عضدانلو سرکرده فعلی این سازمان فرقه گرا و تروریستی خودشان را ادامه راه حنیف نژاد و بنیان گزاران سازمان می پندارند و به دروغ مدعی هستند سازمان بعد از اعدام بینان گزاران توسط مسعود رجوی احیا شده و دوباره آغاز شده است  ولی هیچ ربطی به سازمان حنیف نژاد و بنیان گزاران سازمان مجاهدین خلق ایران را ندارند. و به نظرم با اعدام بینان گزاران سازمان سازمان مجاهدین خلق ایران را هم بخاطر تغییر صد و هشتاد درجه ای اش توسط مسعود رجوی پایان یافت و دیگر این تشکیلاتی که تحت عنوان مجاهدین خلق ایران را به رهبری مسعود و مریم ملاحظه می فرمائید یک فرقه تروریستی و ضد خلقی بیش نیست که آن هم بخاطر جنایات و خیانت های بیشمارش علیه مردم ایران تشکیلاتش رو به زوال هست و اکنون با مشکل ریزش روز افزون نیرویی در آستانه فروپاشی کامل قرار گرفته است.

خانواده از نظر فرقه رجوی

 پانزدهم ماه مه در سال ۱۹۹۲ میلادی از طرف مجمع جهانی سازمان ملل متحد بعنوان روز جهانی خانواده نامگذاری شده و همه ساله این روز در کشورهای مختلف از جمله در  ایران  که مصادف است با ۲۵ اردیبهشت گرامی داشته می شود. خانواده که در حالیکه کوچکترین واحد اجتماعی هست به لحاظ تعلیم و تربیت و عواطف مهمترین نقش را وارد و این امر مهم بر کسی پوشیده نیست. خانواده دارای ویژگی ها و حقوق  زیادی می باشد که مهمترین حقوق شناخته شده خانواده ازدواج و طلاق و روابط والدین با فرزندان می باشد که این حقوق در همه جوامع بشری امروز امری شناخته شده و پذیرفته شده می باشد.

 

اما بر خلاف نظر همه دنیا در سازمان فرقه گرا و تروریستی رجوی از نظر رهبری سازمان خانواده نه تنها کانون گرم عواطف و مرکز تعلیم و تربیت فرزندان نیست بلکه خانواده کانون فساد هست و باید منفجر شود و همچنین از نظر رهبری سازمان مجاهدین خانواده ها و بطور خاص خانواده های نیروهای سازمان الدنگ هستند و دشمن اصلی سازمان محسوب می شوند و حق ملاقات با فرزندان اسیرشان در سازمان را ندارند.

از نظر سازمان مجاهدین نه تنها حقوق اولیه یعنی ازدواج  وتشکیل خانواده و روابط والدین با فرزندان معنی ندارد بلکه آنهایی که متاهل هستند و دارای فرزند می باشند بایستی تن به طلاق اجباری تحت عنوان انقلاب کذائی مریم داده و حق ارتباط با فرزندان شان هم ندارند.  لذا بر اساس همین اندیشه ضد خانواده سازمان و بطور خاص  رهبری سازمان در سال ۱۳۶۸ خورشیدی  با راه اندازی طلاق های اجباری تحت عنوان انقلاب کذائی انقلاب ایدئولوژیکی و انقلاب مریم خانواده ها را متلاشی کرد و بچه‌های خردسال شان را از والدین جدا کرده و  به اروپا فرستاد تا دور از کانون گرم خانواده بزرگ شوند و بعدش عده‌ای از همین فرزندان زیر هیجده سال را به بهانه دیدن والدین به عراق برد و از آنها در عملیات نظامی استفاده کرد و به کشتن داد که بر خلاف کنوانسیون سازمان ملل متحد می باشد. از نظر رهبری سازمان مجاهدین خانواده وقتی خوب است که از شکل خود خارج شده و متلاشی گشته و به سازمان بپیوند و یا اگر مال و اموالی دارد در اختیار سازمان قرار دهد تا در عملیات تروریستی علیه مردم ایران از جمله خود خانواده ها که بخشی از مردم ایران هستند استفاده کند. در اینجا بنده به مناسبت همین روز خانواده که در همه کشورهای جهان گرامی داشته می‌شود از همه سازمان های بین المللی و ارگان های حقوق بشری و بطور خاص ارگان های حقوق بشری در کشور آلبانی خواستارم که اولا به سازمان مجاهدین فشار بیاورند تا به خواسته بر حق خانواده های نیروهای سازمان مجاهدین که در زندانی تحت عنوان اشرف سه گرفتار هستند تن بدهد و ثانیا به مقامات دولتی و دست اندرکاران کشور آلبانی فشار بیاورند تا به خواسته بر حق خانواده های نیروهای سازمان گوش کرده و به آنها جهت دیدن عزیزان شان که در کمپ تیرانا تحت عنوان اشرف سه زندانی هستند ویزا بدهند تا آنان با ملاقات حضوری با عزیزان شان از سلامتی آنها  در این شرایطی که ویروس کرونا سلامتی همه را در خطر انداخته است مطمئن شده و از نگرانی در بیایند .

نامه سرگشاده به رئیس دولت آلبانی

 با سلام حضور محترم جناب آقای ادی راما رئیس دولت جمهوری آلبانی

اینجانب  علی جهانی مقیم آلمان که بیش از بیست سال از بهترین دوران زندگی ام را در سازمان تلف کرده است از شما خواهشمند که به خواسته بر حق خانواده های اسیران  در سازمان فرقه گرای رجوی که اکنون در کشور شما در زندانی تحت عنوان اشرف سه گرفتار هستند توجه نموده و برای شان ویزا صادر کنید تا بتوانند بعد از سالیان با عزیزان شان که در چنگال این سازمان فرقه گرا و تروریستی گرفتار هستند ملاقات نمایند.

جناب ادی راما

خواهشمند سری  به سایت زده و به طومار امضایی که تا کنون بیش از هشت هزار نفر از بستگان نیروهای سازمان رسیده توجه کنید و آنها تنها یک خواسته بیشتر ندارند و آن هم دیداری کوتاه با عزیزان شان هست. آنها  بسیار نگران هستند و می خواهند از سرنوشت عزیزان شان و سلامتی شان در این شرایط که ویروس کرونا بیداد می کند با خبر شوند و این خانواده ها که اکثرا پدران و مادران مسن هستند آیا حق ندارند فرزندان شان را ببینند؟ مسلما جواب شما مثبت هست.

جناب ادی راما

سران فرقه  تروریستی  رجوی و بطور  خاص  مریم عضدانلو سرکرده فعلی این فرقه در وحشت از پویش خانواده ها و درخواست ویزا سراسیمه شده و با تروریست خواندن خانواده ها سعی دارند شما از دادن ویزا به این خانواده های دردمند منصرف کنند. لذا اینجانب بعنوان یکی از قربانیان این فرقه از شما خواهشمندم در دام دروغپردازی های این فرقه گرفتار نشوید و به وظیفه انسانی خود عمل کرده و به خانواده ویزا بدهید تا با عزیزان شان دیدار نمایند.

با احترامات فراوان علی جهانی از آلمان

 

نگاهی به عملکرد ضد کارگری فرقه رجوی

در  آستانه اول ماه مه روز جهانی کارگر هستیم روزی که یادآور شورش کارگران امریکایی در سال 1886می باشد و همه ساله کارگران جهان از جمله کارگران در ایران این روز را جشن می گیرند و گرامی می دارند.

اما در  سازمان فرقه گرای رجوی این موضوع و وضعیت و مشکلات این قشر زحمتکش که عمدتا صنفی و معیشتی می باشد کاملا فرق می کند و سران فرقه و بطور خاص رهبری این گروه تروریستی این موضوع را سیاسی کرده و سعی می کنند به نفع مطامع شیطانی خودشان حداکثر سواستفاده را کرده و  همانند همه مناسبت های ملی و مذهبی اقشار مختلف مردم به سود خوشان مصادره کنند.

لذا  دراین رابطه سران فرقه و بطور خاص مریم عضدانلو سرکرده فعلی این فرقه تروریستی که در طول سال یادی از کارگران نمی کند در این روز با دادن یک پیام تکراری که سراسر مملو از آمار و ارقام دروغین می باشد سعی دارند خودشان را مدافع این قشر زحمتکش نشان دهند و در این رابطه همچنین عباس داوری که یک کار ساده خیاطی بوده و سواد خواندن نوشتن کافی هم ندارد را بطور فرمالیستی بعنوان مسئول کمسیون کارگران در شورای دست ساز رجوی منصوب کرده اند که ایشان هم فقط در این روز یادی از کارگران می کند و با ردیف کردن آمار و  ارقام دروغین با این قشر زحمتکش اظهار همدردی و همراهی کرده و برای شان اشک تمساح می ریزد.

اما واقعیت اینست که این سازمان فرقه گرا و تروریستی نه تنها هیچ سنخیتی با این قشر زحمتکش ندارد بلکه کاملا ضد اهداف و خواسته های کارگران حرکت و اقدام عملی می کند. برای روشنتر شدن این موضوع نگاهی مختصر می اندازیم به عملکرد و کارنامه سازمان در رابطه با مسئله کار و کارگر؛  اینجانب که بیش از بیست سال بهترین دوران عمرم را در این سازمان تلف کرده ام و از نزدیک شاهد عمکرد و اندیشه ضد کارگری سازمان بوده و تجربیات زیادی در این رابطه دارم.

در  سازمانی روی آرمش علامت سندان هست و به ظاهر خودش را مدافع کارگران قلمداد می کند از نیرو های سازمان را در تشکیلات بیگاری می کشد و با ایجاد کار های پوشالی نظیر علف کنی در بیابانهای سوزان عراق و جابجایی مهمات سنگین بدون رعایت مسائل ایمنی و امکانات نظیر دستکش و تنظیف سلاح ها و زرهی ها و خودروها در سرمای طاقت فرسای زمستان و گرمای سوزان عراق بدون کمترین امکانات و فقط و فقط برای مشغول کردن نیروها و خسته کردن جسمی و روحی آنها تا بقول خودشان وقتی رفتن زیر پتو برای استراحت بی هوش بیفتند و مجال فکر و تحلیل و تناقض نداشته باشند و خیلی از نیروهای سازمان بر اثر جابجایی مهمات کمری شده و یا دست درد و زانو درد گرفتند. من یادم هست مهوش سپهری« نسرین» در جواب سوال کسانی که می گفتند چرا این کارهای پوشال را باید انجام بدهیم و سلامتی مان را از دست بدهیم می گفت اگه زیر این کارها بمیرید هم اشکالی ندارد و شهید محسوب می شوید.

این سازمانی که ادعای  حقوق بشری و ادعای حمایت از حقوق کارگران را دارد در زمان تحریم عراق توسط آمریکا مردم عراق  بخصوص افراد مسن و بچه های زیر سن که نیازمند بودند را برای کارهای تاسیساتی سنگین به قرارگاه اشرف می آورد و دوازده ساعت از آنها کار میکشید و بدون دادن غذا به آنها معادل یک دلار آمریکا دینار میداد و اینگونه آنها را استثمار می کرد و یا کارگران سودانی را در حمل ونقل مهمات توپ و تانک در زمان عملیات استفاده می کرد.

این سازمانی که به دروغ خودش  را مخالف وضعیت کودکان کار نشان می دهد بچه های زیر سن را در عملیات نظامی که ناقض کنوانسیون های سازمان ملل هست استفاده کرده و به کشتن داده است.

همچنین  این سازمان به ظاهر انقلابی و طرفدار کارگران بسیاری از کارگران و دست فروشان و کشاورزان را  که تنها نان آور خانواده های شان بودند  را در عملیات نظامی خودش تحت عنوان سرانگشتان حکومت ایران کشته است. حالا با این اوصاف به نظر شما مضحک و خنده دار نیست که چنین سازمان ضد منافع کارگران خودش را حامی و مدافع حقوق کارگران بداند؟ مسلما این ادا و شکلک های این سازمان فرقه گرا و تروریستی مرغ پخته را هم به خنده وا می دارد و سران فرقه و بطور خاص مریم عضدانلو سرکرده فعلی این فرقه تروریستی بهتر از هر کسی می دانند که با این اشک تمساح ریختن برای حق و حقوق کارگران کسی را و به ویژه کارگران شریف و زحمتکش ایران را نه تنها فریب نمی دهد بلکه کارگران شریف بارها حتی در زمان حرکات اعتراضی شان در مورد وضعیت معیشتی شان حساب خودشان را از این سازمان فرقه گرا و تروریستی و ضد کارگری جدا کرده تنفر و انزجار شدید شان نسبت به این سازمان نشان داده اند.

آیا با آمار و ارقام دروغین می توان کسی را فریب داد؟

سران  فرقه تروریستی رجوی و بطور خاص مریم عضدانلو سرکرده فعلی این فرقه همواره سعی دارند با زیر سوال بردن آمار و ارقام دیگران و آمار سازی دروغین خودشان را مطرح کنند و اینطوری به خیال خام خودشان دیگران و بخصوص مردم ایران را بفریبند. ولی زهی خیال باطل که بتوان با آمار و ارقام دروغین مردم را فریب داد. البته این شیوه همیشگی و نخ نما شده سازمان فرقه گرا بوده و هست که همواره سعی کرده و می کند با بزرگ نمایی کارهای خودش و ارائه آمار و ارقام دروغین کار های دیگران را زیر سئوال ببرد در این رابطه اگه کمی بهتر عقب برگردیم ملاحظه می فرمایید که مثلا طوری اخبار  مرتبط با خودشان را با آب و تاب بزرگ می کنند و پوشش می دهند که انگار خبر یک دنیا مسئله مجاهدین و مبارزه شان هست و یا باز در این رابطه آمار آن رژه کذایی شان را ده برابر جلوه دادند و یا در مورد دوره به اصطلاح راه گشایی که از طرف رجوی اعلام شده بود می گفت دهها هزار نفر با این کار به سازمان می پیوندند  و یا چندتا نماینده یاغی در اروپا و چندتا از ورشکستگان و بازنشستگان سیاسی از افراطی ترین جناح های جنگ طلب از حزب جمهوری خواهان آمریکا نظیر جولیانی را با صرف هزینه های هنگفت و دادن سور چرانی مفصل اسمش را می گذارد کنفرانس بین المللی و یا همه حرکات اعتراضی مردم در مورد مسائل معیشتی و مسائل اقتصادی را سیاسی کرده و مدعی می شود که توسط کانون های شورشی نداشته خودش راه اندازي شده است و الان هم که بازار ویروس کرونا و  بحث آمار هایش در جهان داغ هست؛ سران فرقه و بطور خاص مریم عضدانلو سرکرده فعلی این فرقه با زیر سوال بردن آمار و ارقام وزارت بهداشت ایران  هر روز آمار و ارقام دروغین منتشر می کند. لابد این آمار و ارقام دروغین را از طریق کانون های دروغی خودش بدست آورده است و حتما می خواهد اینطوری اولا وانمود کند که نبض جامعه دست سازمان هست و از همه چیز خبر دارد و  ثانیا وانمود کند که ویروس کرونا و مشکلاتی دراین رابطه  مردم  ایران با آن مواجه هستند برای سازمان مهم هست و با آنها همدرد هستش و به خیال خام خودش مردم را تحریک کند .  ولی باید خطاب به مریم عضدانلو سرکرده فعلی این فرقه تروریستی بگویم که شما همانطور که در گذشته نتوانستید کسی را فریب دهید الان هم با این آمار و ارقام سازی های دروغین کسی را بفریبید و مردم ایران هم همانند گذشته فریب این آمار سازی های دروغین و اشک تمساح ریختن شیادانه شما را نخواهند خورد و حتی اکنون دیگر چنان این تاکتیک تان قدیمی و نخ نما شده است که دیگه قادر نیستید مانند گذشته نیروهای سازمان را فریب دهید و در تشکیلات نگه دارید و از فروپاشی تشکیلات پوسیده تان جلوگیری کنید و این نکته را خودتان بهتر از هر کسی می دانید بنابراین این کارها و آمار و ارقام سازی های دروغین شما فقط و فقط برای سرخ نگه داشتن صورت تان با سیلی میباشد.

دوست و دشمن از دیدگاه فرقه رجوی

بر  اساس اندیشه فرقه گرایانه مسعود رجوی که معتقد هست هر که با ما نیست بر ماست؛ دوستان و دشمنان در این فرقه اینگونه ارزیابی می شوند. لذا بر اساس این تفکر تروریستی و فرقه گرایانه دشمنان این فرقه عبارتند از:  کانون خانواده بخصوص خانواده های نیروهای نگونبخت سازمان که خواستار ملاقات با عزیزان شان هستند و بخشی از همان خلق قهرمانی  هستند که سازمان به دروغ خود را حامی سینه چاک آنها می پندارد. ولی رجوی علیه این دشمن کتاب نوشته و خانواده ها را الدنگ خطاب کرده و مریم عضدانلو خانواده را کانون فساد می داند و یا مهدی ابریشم چی شوهر سابق مریم عضدانلو می گفت کانون خانواده را باید منفجر کرد.

دشمن دیگر سازمان نیروهای  جداشده از این سازمان هستند که چهره فرقه گرایانه و تروریستی سازمان را افشا می کنند و رجوی فتوای قتل شان را صادر کرده و همیشه به فدایی هایش می گفت اگر شکست خوردیم  بروید این جدا شدگان را بکشید و بعد همانجا بمانید تا پلیس بیاد و شما را دستگیر کند و اصلا نترسید چون زندان های اروپا مثل هتل می باشد. دشمن دیگر سازمان اپوزیسیون داخل و خارج کشور هستند که خط مشی مبارزه مسلحانه سازمان را قبول ندارند و معتقد به مبارزه مسالمت آمیز و راه حل های سیاسی هستند و سازمان وبطور خاص رهبری سازمان نه تنها آنها را به رسمیت نمی شناسد بلکه به آنها مارک خائن و سازشکار می و بدلیل اندیشه تمامیت خواهی که دارد در حالیکه به خاطر جنایات و خیانت های بیشماری که علیه مردم ایران در طی این سالیان مرتکب شده است و به شدت مورد تنفر  و انزجار آحاد مردم ایران قرار دارد خودش را تنها آلترناتیو می پندارد. و از دیگر دشمنان این سازمان اقشار مختلف جامعه ایران مانند کارگران و دانش جویان و دانش آموزان و معلمان و زنان و جوانان هستند که خط و استراتژی مبارزه مسلحانه سازمان را قبول ندارند و  در حالی که سازمان خودش را همواره مدافع حقوق همه اقشار زحمتکش جامعه می داند ولی  نه تنها این ادعا دروغی بیش نیست بلکه سازمان همه این قشر ها را به چشم دشمن می نگرد  در این رابطه بطور مثال رجوی همیشه می گفت این دانشجویان سوسول را بایستی گذاشت گوشه دیوار و تیر باران کرد. و یا می گفت در فردای پیروزی اگر حمام خون را بیندازیم تعجب نکنید خوب مشخص هست که این حمام خون را با کشتن همین اقشار مختلف جامعه که مخالف افکار قرون وسطایی سازمان هستند می خواهد راه بیندازد. چون که این سازمان هنوز تو دهه شصت زندگی می کند و از جامعه کنونی ایران هیچ تصویری ندارد و مسعود رجوی یک کوتوله سیاسی هست که از سال شصت تا الان نه تنها رشد نکرده بلکه پس رفته و از همه چیز عقب مانده است و با افکار جامعه جهانی و بطور خاص جامعه ایرانی همخوانی ندارد و بروز نیست لذا به خاطر رجوی می خواهد به فرض پیروزی برای به کرسی نشاندن افکار پلیدش از زور استفاده کرده و بقول خودش حمام خون راه بیندازد.

حالا با دشمنان سازمان آشنا شدیم ببینیم دوستان سازمان چه کسانی تلقی میشوند. از نظر  سران سازمان و بطور خاص رهبری سازمان دوستان عبارتند از:   دولت ترامپ و افراطی ترین جناح های جنگ طلب و ضد ایرانی حزب جمهوری خواه آمریکا همان آمریکایی که روزی از نظر بنیان گزاران سازمان سرکرده امپریالیست جهانی بود و آنرا ببر کاغذی می دانستند و سرود« آمریکایی بیرون رو خونت روی زمینه» را علیه اش ساخته بودند. و از دوستان دیگه سازمان متحدین منطقه ای آمریکایی نظیر دولت تجاوز گر اسرائیل و شیوخ مرتجع عربستان سعودی و دولت اردن می باشند و از دیگر دوستان سازمان می توان از گروههای تروریستی سوریه تحت عنوان ارتش آزاد سوریه و گروه تروریستی داعش و بقایای حزب بعث عراق تحت عنوان عشایر انقلابی عراق نام برد. و خلاصه اینکه وجه مشترک همه دوستان این فرقه تروریستی و عقب ماندگی شان هست و وجه مشترک همه دشمنان سازمان مترقی بودن و ضد خشونت و ترور هست و میزان نزدیکی و دوری افراد  و گروهها به سازمان اینگونه سنجیده می شود.

نگاهی به فعالیت های فرقه رجوی در سال 98

با آغاز سال 98 رهبر مفقودالثر فرقه طی پیامی از دیار  باقی سال گذشته را سال سرافرازی نامید و خبری از سرنگونی نبود و استراتژی سال را با برگزاری تظاهرات در کشورهای مختلف مشخص کرد.  لذا در این رابطه ما شاهد چند تظاهرات نمایشی این گروه در آمریکا و بلژیک و آلمان بودیم چون فرانسه اجازه برگزاری تظاهرات نمایشی را به این فرقه تروریستی نداد. از دیگر فعالیت های این فرقه تروریستی در سال گذشته کنفرانس به اصطلاح بین المللی مریم عضدانلو سرکرده فعلی این فرقه بود که در مقر جدید خودش در تیرانا برگزار کرد. این بزرگترین هیاهوی سازمان بود که در ماه ژوئن برگزار شد که در آن کهن سالترین و بازنشستگان و ورشسکتگان سیاسی نظیر جولیانی شرکت داشتند که تا با سخنرانی تکراری شان به ارتش سالمندان مریم خانم کمی روحیه  تزریق کنند  ولی علی رغم هیاهوی زیاد این به اصطلاح کنفرانس بین المللی رونقی نداشت چون که اولا فرانسه اجازه برگزاری چنین نمایش مسخره ای را نداد و مجبور شدند در کشور آلبانی برگزار نمایند و ثانیا از جان مکین و جان بولتون خبری نبود. یکی دیگه از فعالیت های خانم عضدانلو این رئیس جمهور مادام العمر برگزاری جلسه زنانه بود که در آن خودش سخنران اصلی بود و زنان را هم از نزدیک نشان نمی دادند تا چهره پیر و فرتوت شان نمایان نگردد.

اما بنظرم  بزرگترین دروغ سال گذشته تحت عنوان فعالیت های به اصطلاح مقاومت آماده باش سرنگونی بود که از اواخر سال 97 همزمان با کنفرانس ضد ایرانی ورشو توسط آمریکا بود که در این رابطه سازمان با خوش خدمتی به اربابان آمریکایی و منطقه ای شان بهزاد نظیری را به صحنه آورده بود تا قول سرنگونی قریب الوقوع بدهد و در سال 98 همین آماده باش را می خواست با کانون های شورشی که وجود خارجی ندارند و توهم و دروغی بیش نیست و در واقع همان ستاد داخله هست که قبلا در اشرف برای عملیات داخله وجود داشت که تعدادشون از انگشتان دست کمتر بود.

نکته  جالب اینست که همه این نمایشات مسخره تحت عنوان فعالیت های به اصطلاح مقاومت نه برای سرنگونی بلکه برای سرپا نگه داشتن تشکیلات پوسیده و قرون وسطایی و جلوگیری از ریزش روز افزون نیرویی بود. ولی علی رغم همه این تلاش های مذبوحانه مریم عضدانلو در سال گذشته مال ما شاهد ریزش روزافزون نیرویی بودیم که این امر به مشکل اصلی سازمان تبدیل شده است و این تشکیلات پوسیده و قرون وسطایی را در آستانه فروپاشی کامل قرار داده است.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

 
error

Enjoy this blog? Please spread the word :)

RSS1k
دریافت مطالب جدید از طریق ایمیل1
مارادر فیسبوکتان به اشتراک بگذارید1k
Twitterما را در توئیتر دنبال کنید684
از کانال یوتوب ما بازدید کنید1k
از کانال یوتوب ما بازدید کنید
extra smooth footnotes