واکـاوی مـزدوری! سلطانی، خـدابنده، عـزتی، حسینی، یغـمایی، کـریمدادی، مصــداقی و پورحسین، منتقدین فرقه مافیایی رجوی. نقد آتشبیاران معرکه مشترک رجوی و سایت رهیافتگان

داود باقروند ارشد عضو علیرتبه سابق مجاهدین و شورای ملی مقاومت

تحلیل طوفانِ سراسریِ جورج فلوید در آمریکا -داود باقروند ارشد

پایه اجتماعی فرقه رجوی (آمریکای نئوکانها) درحال فروپاشی است و رجوی برای صدمین بار بیگانه پرستیش به گل نشسته است

چرا رجوی نیاز دارد درخواست دیدار با اعضای در اسارتش را به نبرد دین بین فو تعبیر کند؟

افشای حقایق پشت پرده ضدیت با خانواده با اسناد سازمانی توسط داود باقروندارشد از مسئولین خانوادهها در مجاهدین

گسترش وطن فروشی در خارج کشور به سرکردگی رهبر همه وطن فروشان و دشمنان ایران

حمایت از تحریم و حمله نظامی به ایران خیانت به مردم و فاصله گرفتن آشکار از ایران و ایرانی

پربیننده ترین ها

ملاقات با نخست وزیر هلند آقای مارک روته در جریان کنگره سالانه حزب اتحاد احزاب لیبرال اتحادیه اروپا (آلده پارتی) در آمستردام. طی ملاقات ضمن معرفی خودو فرقه رجوی و نقض شدید حقوق بشر توسط این فرقه در آلبانی تشریح شد.

ملاقات با آقای گای فرهوفشتادت عضو پارلمان اروپا و رهبر فراکسیون لیبرالهای اتحادیه اروپا از سیاستمداران عالی و افشای همه ترفندهای فریب فرقه رجوی در زمینه ماهیت این فرقه و فشارها و توطئه هایی که علیه جدا شدگان اعمال میکند.

بنابه دعوت یو ان واچ جنبش نه به تروریسم و فرقه ها در نشست سالیانه حقوق بشر و دمکراسی شرکت کرد. خانم دکتر هشترودی بنا به دعوت جنبش نه به تروریسم وفرقه ها در این نشست شرکت کردند که حضور ایشان باعث خوشحالی جنبش نه به تروریسم و فرقه ها گردید. ایشان ضمن حضورفعالشان در نشست با اعضای عالیرتبه شرکت کننده در جلسه به بحث و گفتگو پرداختند. ازجمله با وزیر سابق دادگستری و عضو پارلمان کانادا آقای ایروین کولتر و از بنیانگذاران یوان هیومن راتس واچ مفصلا به بحث پرداختند. این کنفرانس سالیانه جهت شنیدن گزارشات قربانیان حقوق بشربرگزار میشود. در همین رابطه آقای داود ارشد رئیس جنبش نه به تروریسم و فرقه ها سخنانی بشرح زیر ایراد کردند:

درملاقات با دکترورنر هویر به اطلاع ایشان رسید که: فرقه رجوی در حال تدارک دیدن یک زندان ابدی موسوم به اشرف 3 در ‏محلی دورافتاده میباشد. این محل یک پایگاه نظامی متروکه آمریکایی می باشد با یک فرودگاه و یک سکوی هلی برد کوچک و ‏بخشی از سیستم های داخلی آن مستقیما از آمریکا آورده شده و نصب گردیده اند. از ایشان استمداد کمک شد. ‏

ملاقات با همسر نرگس محمدی در مقر ملل متحد ژنو-------آقای داود ارشد و خانم دکتر هشترودی با همسر نرگس محمدی در این ملاقات آقای تقی رحمانی همسر نرگس محمدی که خودشان نیز چندین نوبت زندان بوده اند از نقض حقوق بشر در ایران گزارشی به کنفرانس ارائه کردند و از تناقضات موجود در سیستم قضایی ایران در جریان محاکمه نسرین محمدی بطور مفصل و جامع سخن گفتند.خانم دکتر هشترودی و آقای مهندس ارشد با ایشان ابراز همدردی کردند و جزئیات بیشتری از موارد نقض حقوق بشر در فرقه تروریستی رجوی که در آن فعال بوده است را برای آقای تقی رحمانی تشریح نمودند.

دادخواهی علیه برده داری پناهجویان در تیرانا همچو لیبی توسط فرقه رجوی در دیدار آقای ارشد با نخست وزیران هلند و اسلووانیا

ملاقات با رهبر حزب دمکراتهای آزاد آلمان (اف پ د) آقای کریستین لیندنر در جریان کنگره سه روزه احزاب لیبرال اروپا در آمرستردام هلند. افشای جنایات فرقه رجوی علیه اعضا و جدا شدگان

آقای ارشد در مورد ادعای فرقه رجوی و حامیانش گفتند چند شاخص آشکار وجود دارد. چرا متحدین آنها بویژه آقای دکتر بنی صدر با پیش بینی سرنوشت آنها در عراق از آنها جدا شدند؟ چرا هیچ ایرانی چه مردمی چه سیاسیون در مراسم آنها شرکت نمیکنند؟ چرا این تشکیلات مجبور است جهت گردهمآیی هایش سیاهی لشکر کرایه کند؟ چرا این تشکیلات در ترس از مردم ایران اجازه نمیدهد با اعضایش درارتباط قراربگیرند؟ چرا ارتباط اعضایش را با جهان قطع میکند؟ چرا تمامی تحلیلگران برحقیقت نفرت مردم از این تشکیلات بدلیل همکاری با صدام را تاکید میکنند؟ چرا باید رجوی در داخل تشکیلاتش زندان و شکنجه برای اعضای خودش راه بیندازد؟ چرا مجبور است برای دریافت حمایت سیاسی هرچند بی ارزش منافع مردم ایران را به کسانیکه خود به کشتن آنها افتخار میکرده است بفروشد و حتی برای چند دقیقه سخنرانی آنها دهها هزار دلار بپردازد؟ چرا حتی عربستان حامی سیاسی و مالی آنها ارزیابیشان از آنها این استکه “هیچ جایگاهی در میان مردم ایران ندارند”؟ چرا در همین پارلمان اعضای سابق منتقدش را بقصد کشت میزند؟ چرا هر منتقدی ایرانی و حتی غیره ایرانی را جاسوس و مزدور رژیم!! میخواند؟ آیا بخاطر همین چرا ها نیست که: وقتی مردم ایران در سراسر کشور جهت خواسته هایشان دست به تظاهرات و اعتراض میزنند هیچ اسمی از آنها نمیآورند؟ آیا این مسئله پیامش غیر از این است که: مردم ایران رژیم حاضر را صد بار به فرقه رجوی ترجیح میدهند. و “تنها آلترناتیو دمکراتیک” جوکی بیش نیست.

خانم دکتر فریبا هشترودی: با یقین میگویم که مجاهدین شکنجه میکنند…. هشترودی1سرکار خانم دکتر فریبا هشترودی یکی از برجسته ترین زنان ایرانی جزء افتخارات ایرانیان در فرانسه، نویسنده و خبرنگار و فعال سیاسی که سابقا عضو شورای ملی مقاومت ایران بوده است که باید ایشان را بیشتر شناخت با علم یقینی در مورد فرقه تروریستی رجوی از درون آن سخن میگوید. وقتی به عمق پوسیدگی تشکل رجوی پی بردم جدا شدم بله

بیانیه 14 تن

بیانیه 14 تن

نیروی خارج کشور چه میخواهد ‏و بیانیه 14 تن

مقالات پربیننده

فرقه ها در میان ما

دانش علمی شناخت و تمیزدادن فرقه از تشکل سیاسی

بدون شناخت علمی از فرقه های خطرناک تحلیل عملکردهای فرقه رجوی و اثرات بشدت مخرب آن بر اعضا و جداشدگان و خلاص شدن از فشارهای شکنجه گونه روانی مغزشویی های چندین دهساله غیرممکن است

خانم آناگومز نماینده پارلمان اروپا خواستار اخراج فرقه رجوی شد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت دوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی امروز باید گفت آنچه را که فردا گفتنش دیر است

قسمت دوم: گفت و شنود با فرشته هدایتی: افشاگریهای فرشته هدایتی در مورد فرقه رجوی

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

آخرین پست ها

سیامک نادری مرگهای مشکوک فرقه رجوی را افشا میکند

کشتن و سربه نیست کردنهای فرقه رجوی

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

فعالیت های ما در تصویر

افشاگری مشاور عالی مریم رجوی در مورد فرقه رجوی

 

؟ابهام آقای مصطفی رجوی فرزند مسعودرجوی، اگر پدرم راست میگوید چرا علیه منتقدین شکایت نمیکند

نقل از فیس بوک آقای محمد رجوی فرزند آقای مسعودرجوی و اشرف ربیعی

ابهام!

اتهام مزدوری وزارت اطلاعات اتهام بزرگی است و باید حتما با سند و مدرک همراه باشد. بر اساس اصل برائت در قوانین بینمحمد رجوی المللی،هر انسانی بی گناه است مگر
اینکه خلاف آن ثابت شود. در رابطه با اتهام

مزدوری و پول گرفتن از وزارت اطلاعات در رابطه با یک نفر اگر اسناد و مدارک کافی وجود دارد، باید قبل از هر چیزی از آن فرد شکایت به عمل آید. چون رژیم جمهوری اسلامی یک رژیم تروریستی از دیدگاه بین المللی است و رابطه با آن بویژه از طرف یک پناهنده سیاسی جرم محسوب می شود. بر این اساس سئوالی که ذهن مرا مشغول کرده است، این است که، چرا مجاهدین تا بحال از کسانی که آنها را متهم به مزدوری برای وزارت اطلاعات می کنند، شکایت نکرده اند؟ چون این ساده ترین راه محکوم کردن چنین افرادی است. مثلا یادم هست، در سال 2016 فردی بنام میثم پناهی در آلمان به دلیل همکاری با سرویس های اطلاعاتی جمهوری اسلامی محکوم شد. این نشان میدهد که در صورت داشتن سند بجای تهمت زدن بهترین کار همان اقدام قانونی است.
اخیرا اتهامات زیادی از طرف مجاهدین به آقای اسماعیل یغمایی و پسرش امیر یغمایی، خانم عاطفه اقبال و تعدادی دیگر از کسانی که سابقا با مجاهدین همکاری میکردند، مطرح شده است. اگر بواقع این اتهامات درست است، چرا مجاهدین از اینها بصورت قانونی شکایت نمیکنند؟ ابهام محمد رجوی

چون در صورت عدم شکایت، این سئوال مطرح می شود که آیا تمام این اتهامات صرفا به دلیل مخالفت این نفرات با خطوط سیاسی مجاهدین نیست؟

من اصلا قصد ندارم، در دعوای سازمان مجاهدین و نفراتی که به آن انتقاد دارند، طرف بگیرم. برای اینکه ممکن است خيلي از انتقادات مطرح شده نسبت به مجاهدین درست نباشد. اما این مسئله برایم مهم است که چرا مجاهدین در برابر این سئوالات و انتقادات با استدلال و منطق وارد نمی شوند؟ چون می توان بجای مزدور نامیدن طرف مقابل به مسائل مطرح شده از جانب او پاسخ داد. فضایی که در حال حاضر بخصوص توسط هواداران مجاهدین در اینترنت ایجاد شده بسیار منفی است و فحاشی و تهمت زدن کسی را قانع نمیکند. برنامه های طولانی تلویزیونی گذاشتن برای باصطلاح افشای یک نفر به نظر مسخره می رسد. در حالیکه از این امکانات میتوان در جهت مبارزه با رژیم جمهوری اسلامی استفاده کرد. و تمام انرژی را در جهت سرنگونی بکار گرفت.

محمد رجوی

 

ترور سیاسی و شخصیتی محمدرجوی توسط مسعود رجوی در اشرف در حضور 4000نفر

 
رویکرد مسعود رجوی با مصطفی رجوی و طعمه وزارت اطلاعات خواندن و ترور سیاسی و اخلاقی مصطفی فرزندش در جمع هزاران نفر در اشرف.

. مصطفی به مسعود گفته بود که به عراق و ارتش آزادیبخش او تعلق ندارد. مصطفی گفته بود که عراق صدام حسین آنگونه که مسعود رجوی با تزویر مرز سرخش میخواند نیست. او میگفت که اینجا سرزمین و خاک ما نیست.مسعود که بسیار عصبانی بود و دهانش کف کرده بود و از کلمات رکیگ استفاده میکرد، قرآنی را که دستش بود بر روی میز کوبید و گفت “این خرچه – خوکچه هرکه میخواهد باشد از قرآن لباس هم بپوشد این حرام زاده طئمه وزارت اطلاعات است که نمیخواهد در سازمان باشد میخواهد مانند عمو کاظمش با کسب تحصیلات عالیه به مردمش خدمت کند و  با خشونت مخالف است کار ما را خشونت میداند و رد میکند… نمیداند که باید به هرقیمت همینجا بماند و بمیرد”. رجوی ضمنا در همین نشست پیامش را به بقیه نیز میداد که از خروج خبری نیست.البته آن زمان که مسعود این سخنان را در مورد مصطفی میزد همگی ما خیال میکردیم که او از مصطفی خواسته در کنارش در عراق بماند و مصطفی بزدلانه میخواهد از عراق فرار کند و اینکه مصطفی را در مقابل مادرش و همه مجاهدین قرار داده ترور سیاسی و اخلاقی کرد. چون اینگونه بدورغ بما گفته بود که مریم میرود و خودش در عراق میمانند. درصورتیکه که هردو قصد فرار داشتند. و مصطفی چه خوب پدرش را میشناخت.

نقل از مقاله آنچه از مصطفی (محمد) رجوی انتظار میرود

 قابل توجه خوانندگان، سازمان مجاهدین در جهان خارج وجود حقوقی ندارد. هیچکجا ثبت نشده است. مسئولینی که دست به شکنجه و قتل زده اند همه با اسامی جعلی در اروپا مستقر شده اند. همه کسانیکه جدا شدگان هم اسم اصلی آنها را میدانند هم اسم جعلی آنها را ولی دادگاههای در اروپا این تجربه را دارند و در آلبانی اساسا از آن جلوگیری میشود.
 به قطع و یقین اگر آقای محمد رجوی به این شیوه بیطرفانه ادامه دهند بزودی به مزدوری برای رژیم و سرویسهای خارجی متهم خواهند شد.  

نه به تروریسم و فرقه ها

بیشتر بخوانید

 

ژوئن 8, 2018

 

 باعث خوشحالی بسیار من و جنبش نه به تروریسم در سراسر اروپاست که مصطفی (محمد) رجوی تصمیم گرفته است که مشاهدات و حقایق درون تشکیلات سازمان مجاهدین را بیان کند. البته مصطفی یکی از پیشگامان مبارزه با فرقه رجوی بوده است حتی همان زمان که در درون تشکلات در اشرف و … بود شجاعتش از این نظر از بسیاری از ما بسا بیشتر بود و با دسترسی بیشترش به مسعود رجوی نظراتش را با شجاعتی بی نظیر ابراز کرده بود. طوریکه مسعود رجوی را علیه خودش به علاء درجه به خشم آورده بود. 

Picture 026 - CopyMohammad Rajaviمصطفی را در حوالی رمضان سال 61 بهمراه یکی از زنان مجاهد از مسیر ترکیه از ایران خارج کردم. طبعا عشق ما به آزادی و دمکراسی و پیشرفت و به مبارزه و تشکیلاتی که فکر میکردیم ظرف کسب آن برای ایران با تاریخی چند هزار ساله مملو از دیکتاتوری است خودش را در عشق به محمد کوچلو که هنوز پوشک میپوشید نشان میداد. محمدی که  از میان آتش و خون همان مبارزه بدست ما رسیده بود، اشکهایمان برای موسی و  اشرف و … در عشق و علاقه به او تبلور میافت.

بعدها در سال 1365-1366نیز بدلیل اینکه محل کار و استقرارم در دفتر رهبری سازمان و در مقر سیفی در بغداد بود و مصطفی که قبلا نزد علی زرکش و مهین رضایی (همسرش) نگهداری میشد، بعد از محاکمه علی زرکش از او و همسرش مهین رضایی گرفته و  به ما سپردند من بسیار در کنار مصطفی بودم. و البته “مادر” مادرِ مریم رجوی نیز همواره بود و “اشرف” دختر مریم رجوی نیز به این جمع پیوسته بود.

 

بزودی که جریان کودتا علیه علی زرکش با محاکمه او و محکوم کردنش به اعدام پایان یافت مسئولیت های من تغییر کرد من کمتر مصطفی را میدیدم. ولی پاک سازی تمام تشکیلات جهت پوشاندن لباس انقلابی به این کودتا و این عمل ضد انقلابی تحت عنوان مبارزه با تمامی عناصر و نمودها و فرهنگ بورژوازی که چیزی نبود الا تحکیم مواضع رهبران کودتا (زوج خوشبخت جدید مسعود و مریم رجوی) با پاکسازی تمامی علائم علی زرکش از تشکیلات بعنوان کسی که مبارزه مسلحانه را تروریستی و مسعود رجوی را عامل شکست سازمان قلمداد کرده بود شروع شد. این اقدام در اساس برای به موضع دفاعی کشاندن تمامی تشکیلات و بستن دهان آنها در قبال این حرکت ننگین بویژه دهان دفتر سیاسی و مرکزیت بود که در جریان محاکمه قرار داشتیم. والا پائین اساسا خبر نداشتند.

————

مطالب مرتبط

گزارشی درونی از آنچه مسعود رجوی مبارزه اش میخواند

خروج مجاهدین از اشرف و لیبرتی و عراق شکست مطلق یا پیروزی نسبی 

محاهد خلق علی زرکش به کدام توصیف مسعود رجوی 

خانواده مجاهدین اسیر در لیبرتی نماینده خلق یا ضد خلق 

خانواده های مجاهدین درگذر از مائده آسمانی به سنگهای ابابیل

——————

 

 شرح مبارزه ضد بورژوازی بیشتر یک کمدی درام درد آور خواهد بود که افراد باید جهت مبارزه با بورژوازی خود اگر یک خودکار در پاریس خریده بودند آنرا بعنوان دور کردن بورژوازی از خود پس میدادند!!! یادم هست من نیز چیزی نیافتم الا جهت کاری که داشتم و هرماه دوبار بین عراق و پاریس برای نشستهای دفتر سیاسی تردد میکردم و از بودجه ای که اختصاص داده شده بود لباسی از پاریس خریده بودم که سالها میپوشیدم. و آن بود سمبل!!!!!! بورژاوزی من که با اقرار!!! به آن بورژوازی را از خودم دور کردم!!! و انقلابی دو آتیشه جدیدی شدم!!!  این روش جاری سرکوب ایدئولژیک مسعود رجوی بود برای بستن دهان دفترسیاسی و  سازمان که هر اقدام توتالیتریستی و ضد انقلابیش را با تابلوهای بزرگ مانند انقلاب ایدئولژیک، انقلاب ضد بورژوازی … سفر تاریخساز، … تابلو میکرد. 

 

البته وقتی من با علی زرکش مدتها زندگی کردم بسیاری مسائل برایم روشن شد و شروع کردم به انتقاد بویژه به مهدی ابریشمچی، بعنوان یک عنصر ضد تشکیلات برای دوسال به بیگاری اعزام شدم. که دیگر مصطفی را نمیدیدم

تا اینکه بعدها  شب قبل از آمدنم به اردن جهت آمدن به پاریس همراه مریم رجوی در سال 1372 عذرا علوی طالقانی مصطفی را آورد که مرا ببیند. دیدار ما در سالن عمومی لشکر بود، من که جرات نمیکردم علت را بپرسم میدانستم که محمد مطلقا نمیخواهد در تشکیلات باشد و در حضور عذار علوی طالقانی نیز بغیر از یاد آوری گذشته و حال و احوال کردن از کسی که واقعا کانون عشق و علاقه همه ما بود چیز دیگری نمیتوانستم سوال کنم. بعد ها مصطفی مدتی به لشکری که من عضو ستادش بودم منتقل شد. یک روز که مرا تنها گیر آورده بود با اعتمادی که بمن داشت  سوال کرد، فلانی پشت سیاج های اشرف نگهبان هست؟ و این زمانی بود که فرارها از سیاج قرارگاه اشرف بسیار بسیار زیاد شده بود.که نتوانستم ناراحتی ام را از فشار و  تنهایی و اسارت تنها بازمانده اشرف ربیعی را پنهان کنم و مدتها گریستم. 
   

           

مسعود رجوی در سیمای فرزند اشرف ربیعی شکست استراتژی تروریستی خود را تجربه میکرد. در واقع مصطفی حقانیت مواضع علی زرکش را در تمامی وجود خودش در مقابل مسعود رجوی بصورت دیدن مبارزه مسلحانه بعنوان یک عمل خشنوت آمیز و در قالب سیاسی (تروریستی) متبلور میکرد از همین رو کینه  عجیبی نسبت به مصطفی پیدا کرده بود.

مصطفی در واقع در نزدیک ترین نقطه به مسعود رجوی در ژرفنایی غیر قابل تصور با محتوای حرکت رجوی در تضاد و مخالف سرسخت آن بود. مصطفی رجوی علیرغم اینکه مادرش اشرف رجوی و پدرش مسعود رجوی بود و سرگذشتی که همگی از آن با خبریم و علیرغم اینکه در ایران حضوری چندانی نداشته نسلی نو و پیشرفته با دریافتهای مدرن و معاصر از جهان از مردم ایران را نمایندگی میکند که بطور مطلق با تروریسم رجوی مخالف و در نقطه مقابل آن هستند است.

 

  طوریکه در روزهایی که قرار بود مسعود رجوی از عراق فرار کند و ما خبر نداشتیم در جلسه ای در نشستهای بالای سازمان بطور کاملا غیر منتظره و در اوج شگفتی همه ما مصطفی را به قول ما  “دراز” کرد یعنی علیه فرزندش مصطفی سمپاشی کرده و زیرآب او را زد و شاید بیش از دوساعت جلسه علیه مصطفی هرچه خواست گفت و مریم رجوی او را پشتیبانی میکرد. معلوم بود که مصطفی درگیریهای سیاسی بسیار با پدرش (مسعود رجوی) داشته است. ظاهرا مسعود رجوی از او خواسته بود باردیگر همانگونه که او و مادرش را یکبار در تهران گذشته و رفته بود تا با قربانی شدن او و مادرش برای فرار و خیانت خودش به بقیه مجاهدین و جنبش توجیه بتراشد!!! اینبار هم با جا گذشتن او در عراق اینبار نیز از خون او استفاده دوجانبه کند هم فرار خودش را توجیه کند و هم از شر چنین مخالف محتوایی آنهم  از نسل و خون خودش رها شود.آنچه بطور دقیق بین او و مسعود گذشته را باید از زبان مصطفی شنید.   

مصطفی به مسعود گفته بود که به عراق و ارتش آزادیبخش او تعلق ندارد. مصطفی گفته بود که عراق صدام حسین آنگونه که مسعود رجوی با تزویر مرز سرخش میخواند نیست. او میگفت که اینجا سرزمین و خاک ما نیست.مسعود که بسیار عصبانی بود و دهانش کف کرده بود و از کلمات رکیگ استفاده میکرد، قرآنی را که دستش بود بر روی میز کوبید و گفت “این خرچه – خوکچه هرکه میخواهد باشد از قرآن لباس هم بپوشد این حرام زاده طئمه وزارت اطلاعات است که نمیخواهد در سازمان باشد میخواهد مانند عمو کاظمش با کسب تحصیلات عالیه به مردمش خدمت کند و  با خشونت مخالف است کار ما را خشونت میداند و رد میکند… نمیداند که باید به هرقیمت همینجا بماند و بمیرد”. رجوی ضمنا در همین نشست پیامش را به بقیه نیز میداد که از خروج خبری نیست.

البته آن زمان که مسعود این سخنان را در مورد مصطفی میزد همگی ما خیال میکردیم که او از مصطفی خواسته در کنارش در عراق بماند و مصطفی بزدلانه میخواهد از عراق فرار کند و اینکه مصطفی را در مقابل مادرش و همه مجاهدین قرار داده ترور سیاسی و اخلاقی کرد. چون اینگونه بدورغ بما گفته بود که مریم میرود و خودش در عراق میمانند. درصورتیکه که هردو قصد فرار داشتند. و مصطفی چه خوب پدرش را میشناخت.

بنابراین مصطفی که از نظر پدرش یک خائن محسوب میشد، بشدت تحت کنترل بود و اجازه نداشت با کسی صحبت کند و بسیاری محدویتهای غیر انسانی که خودش باید ریز به ریز آنرا بیان کند. 

مصطفی رجوی که ما در تشکیلات رجوی میشناختیم آینه تمام قد پاسخ تاریخی نسل نوین مردم ایران به مسعودرجوی و تمامی اندیشه های دوران جنگ سرد و جهان دو قطبی با تمامی تفکرات و ایدئولژیهای ویرانگرش بود. از همین زاویه وظیفه دارد که:

 

  1. هرآنچه از عمو علی زرکش اش و خاله مهین رضایی اش بیاد دارد در رفتار با خودش را بازگو کند. چون مریم رجوی علی زرکش را متهم به بدرفتاری با مصطفی کرد تا مخالفتش با تروریسم مسعود رجوی را تحت الشعاع قرار دهند.
  2. بجد نقد خودش را از خشونتی که نه فقط علیه مردم ایران در قالب مبارزه با رژیم ددمنش بلکه خشونتی که حتی علیه خود مجاهدین نیز به اعلا درجه اعمال میشد را به نقد بکشد.
  3. نقد خودش را به توتالیتریزم مسعود رجوی نه فقط در قالب پدرش بلکه در قالب رهبر یک جنبشی و مبارزین و مجاهدینی که مانند خدا به او اعتماد کرده بودند بنویسد.
  4. رابطه مصطفی با پدرش امری خصوصی است ما قصدمان اطلاع از آن نیست. و این بستگی به مصطفی دارد که رد پای توتالیتریزم تشکیلاتی -سیاسی- ایدئولژیک را در بستر روابط پدر و پسری نقد کند.
  5. مصطفی بعنوان فردی نزدیک به مسعود رجوی ضرورتا بسیاری از تفکرات پنهان مسعود رجوی در مورد شورایی ها و اینکه جایگاه شورایی ها در دستگاه تفکری او کجا بود را بخوبی دیده است. و چه بسا مستقیم کینه هایش علیه آنها به مصطفی نیزبیان کرده باشد. چون همواره زیرآب تمامی شورایی ها را بعنوان خدمه و عمله بورژوازی نزد مجاهدین میزد که هیچ سمپاتی بین شورایی ها و مجاهدین ایجاد نگردد.
  6. روابط مسعود رجوی با دولت عراق و صدام حسین را هر آنچه میداند با بازگو کند.
  7. روابط مسعود رجوی با زنان و نقش مریم رجوی در رابطه مسعود رجوی با زنان را به هر میزان که مطلع است بازگو کند.
  8. تاثیر انقلاب ایدئولژیک در ارتقاء یا نابودی تشکیلات مجاهدین از اهم مسائل است.
  9. فساد مناسبات مجاهدین (بین زنان و بین مردان و بین زنان و مردان) بویژه در طی سالهای بعد از فرار مسعود رجوی از عراق و حتی قبل تر را به آشکارترین شکل ممکن حقایقش را باگو کند آنهم نه بعنوان افشاگری که محصول یک استراتژی فاسد و شکست خورده. 
  10. رابطه مسعود رجوی با جنبش مستقل مردم ایران در داخل کشور و دلیل این میزان از ضدیت او با این جنبش را به نقد بکشد.
  11. فشارهای وارده به فرزندان مجاهدین مانند خودش که بزور و بعضا با فریب به عراق کشانده شده بودند چه دختر و چه پسر حقایقی را که میداند بازگو کند.
  12. حقایقت خانواده های مجاهدین و آنچه تحت عنوان الدنگ مسعود رجوی از آنها اسم میبرد چه بود.
  13. تشکیلات چگونه شورایی ها را فریب میداد.
  14. تشکیلات چگونه سازمان های بین اللملی مانند کمیساریا، و … را فریب میداد.
  15. چرا مجاهدین را در اشرف و بعد در لیبرتی نگهداشته بود. آیا آنگونه که رجوی القاء میکرد خواست رجوی خروج از عراق بود ولی عراق اجازه نمیداد؟
  16. برای مریم رجوی و تشکیلات خروج از عراق پیروزی بود  یا شکست مطلق
  17. نظرش را در مورد اعلام امام زمان بودن پدرش و پیامدهای آن برای سازمان مجاهدین را بنقد بکشد.
  18. چرا باید ترکی الفیصل مرگ پدرش را اعلام کند. جواب مریم رجوی به او بعنوان فرزند مسعود و تنها بازمانده اشرف رجوی که حقش است که بداند پدرش چه سرنوشتی یافته است چه بوده است؟
  19. رابطه مریم رجوی و تشکیلات با نئوکانها بعنوان شرورترین و خشنترین و راست ترین جناحهای جنگ طلب آمریکا چه حقایقی را در مورد تشکیلات بیان میکند.
  20. حقیقت رابطه با عراق، عربستان، اسرائیل و آمریکا را بنقد بکشد. …
  21. نظرش را در مورد اعتراضات بهمن 1396 علیرغم اینکه مریم رجوی مدعی است هزاران هزار کانونهای شورشی در داخل فعالند و اینکه هیچ اسمی از مجاهدین برده نشد را بیان کند.

داود باقروند ارشد

18 خرداد 1397

8ژوئن 2018

 

Davoud Ashraf Picture

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

 
error

Enjoy this blog? Please spread the word :)

RSS1k
دریافت مطالب جدید از طریق ایمیل1
مارادر فیسبوکتان به اشتراک بگذارید1k
Twitterما را در توئیتر دنبال کنید684
از کانال یوتوب ما بازدید کنید1k
از کانال یوتوب ما بازدید کنید
extra smooth footnotes