واکـاوی مـزدوری! سلطانی، خـدابنده، عـزتی، حسینی، یغـمایی، کـریمدادی، مصــداقی و پورحسین، منتقدین فرقه مافیایی رجوی. نقد آتشبیاران معرکه مشترک رجوی و سایت رهیافتگان

داود باقروند ارشد عضو علیرتبه سابق مجاهدین و شورای ملی مقاومت

محمدرضا روحانی مسئول مستعفی کمیسیون امور ملیتهای شورای ملی مقاومت: مسعود رجوی، ودرخواست اعدام امیر انتظام،حکم اعدام علی زرکش و مهدی افتخاری، دشنام به شاملو ،مرضیه ‌وتهدید جدا شدگان پناهنده در خارج کشور

محمدرضا روحانی مسئول مستعفی کمیسیون امور ملیتهای شورای ملی مقاومت: مسعود رجوی، ودرخواست اعدام امیر انتظام،حکم اعدام علی زرکش و مهدی افتخاری، دشنام به شاملو ،مرضیه ‌وتهدید جدا شدگان پناهنده در خارج کشور

تقدیم به امیروفا یغمایی که مسعودرجوی مادرش را جلو چشمانش ذبح کرد

مبارزه با رژیم یا فروپاشی درونی فرقه ای داعشی که میلیتاریسیم جهانی برای ایران تدارک دیده است

چرا رجوی نیاز دارد درخواست دیدار با اعضای در اسارتش را به نبرد دین بین فو تعبیر کند؟

افشای حقایق پشت پرده ضدیت با خانواده با اسناد سازمانی توسط داود باقروندارشد از مسئولین خانوادهها در مجاهدین

گسترش وطن فروشی در خارج کشور به سرکردگی رهبر همه وطن فروشان و دشمنان ایران

حمایت از تحریم و حمله نظامی به ایران خیانت به مردم و فاصله گرفتن آشکار از ایران و ایرانی

تحلیل طوفانِ سراسریِ جورج فلوید در آمریکا -داود باقروند ارشد

پایه اجتماعی فرقه رجوی (آمریکای نئوکانها) درحال فروپاشی است و رجوی برای صدمین بار بیگانه پرستیش به گل نشسته است

پربیننده ترین ها

ملاقات با نخست وزیر هلند آقای مارک روته در جریان کنگره سالانه حزب اتحاد احزاب لیبرال اتحادیه اروپا (آلده پارتی) در آمستردام. طی ملاقات ضمن معرفی خودو فرقه رجوی و نقض شدید حقوق بشر توسط این فرقه در آلبانی تشریح شد.

ملاقات با آقای گای فرهوفشتادت عضو پارلمان اروپا و رهبر فراکسیون لیبرالهای اتحادیه اروپا از سیاستمداران عالی و افشای همه ترفندهای فریب فرقه رجوی در زمینه ماهیت این فرقه و فشارها و توطئه هایی که علیه جدا شدگان اعمال میکند.

بنابه دعوت یو ان واچ جنبش نه به تروریسم و فرقه ها در نشست سالیانه حقوق بشر و دمکراسی شرکت کرد. خانم دکتر هشترودی بنا به دعوت جنبش نه به تروریسم وفرقه ها در این نشست شرکت کردند که حضور ایشان باعث خوشحالی جنبش نه به تروریسم و فرقه ها گردید. ایشان ضمن حضورفعالشان در نشست با اعضای عالیرتبه شرکت کننده در جلسه به بحث و گفتگو پرداختند. ازجمله با وزیر سابق دادگستری و عضو پارلمان کانادا آقای ایروین کولتر و از بنیانگذاران یوان هیومن راتس واچ مفصلا به بحث پرداختند. این کنفرانس سالیانه جهت شنیدن گزارشات قربانیان حقوق بشربرگزار میشود. در همین رابطه آقای داود ارشد رئیس جنبش نه به تروریسم و فرقه ها سخنانی بشرح زیر ایراد کردند:

درملاقات با دکترورنر هویر به اطلاع ایشان رسید که: فرقه رجوی در حال تدارک دیدن یک زندان ابدی موسوم به اشرف 3 در ‏محلی دورافتاده میباشد. این محل یک پایگاه نظامی متروکه آمریکایی می باشد با یک فرودگاه و یک سکوی هلی برد کوچک و ‏بخشی از سیستم های داخلی آن مستقیما از آمریکا آورده شده و نصب گردیده اند. از ایشان استمداد کمک شد. ‏

ملاقات با همسر نرگس محمدی در مقر ملل متحد ژنو-------آقای داود ارشد و خانم دکتر هشترودی با همسر نرگس محمدی در این ملاقات آقای تقی رحمانی همسر نرگس محمدی که خودشان نیز چندین نوبت زندان بوده اند از نقض حقوق بشر در ایران گزارشی به کنفرانس ارائه کردند و از تناقضات موجود در سیستم قضایی ایران در جریان محاکمه نسرین محمدی بطور مفصل و جامع سخن گفتند.خانم دکتر هشترودی و آقای مهندس ارشد با ایشان ابراز همدردی کردند و جزئیات بیشتری از موارد نقض حقوق بشر در فرقه تروریستی رجوی که در آن فعال بوده است را برای آقای تقی رحمانی تشریح نمودند.

دادخواهی علیه برده داری پناهجویان در تیرانا همچو لیبی توسط فرقه رجوی در دیدار آقای ارشد با نخست وزیران هلند و اسلووانیا

ملاقات با رهبر حزب دمکراتهای آزاد آلمان (اف پ د) آقای کریستین لیندنر در جریان کنگره سه روزه احزاب لیبرال اروپا در آمرستردام هلند. افشای جنایات فرقه رجوی علیه اعضا و جدا شدگان

آقای ارشد در مورد ادعای فرقه رجوی و حامیانش گفتند چند شاخص آشکار وجود دارد. چرا متحدین آنها بویژه آقای دکتر بنی صدر با پیش بینی سرنوشت آنها در عراق از آنها جدا شدند؟ چرا هیچ ایرانی چه مردمی چه سیاسیون در مراسم آنها شرکت نمیکنند؟ چرا این تشکیلات مجبور است جهت گردهمآیی هایش سیاهی لشکر کرایه کند؟ چرا این تشکیلات در ترس از مردم ایران اجازه نمیدهد با اعضایش درارتباط قراربگیرند؟ چرا ارتباط اعضایش را با جهان قطع میکند؟ چرا تمامی تحلیلگران برحقیقت نفرت مردم از این تشکیلات بدلیل همکاری با صدام را تاکید میکنند؟ چرا باید رجوی در داخل تشکیلاتش زندان و شکنجه برای اعضای خودش راه بیندازد؟ چرا مجبور است برای دریافت حمایت سیاسی هرچند بی ارزش منافع مردم ایران را به کسانیکه خود به کشتن آنها افتخار میکرده است بفروشد و حتی برای چند دقیقه سخنرانی آنها دهها هزار دلار بپردازد؟ چرا حتی عربستان حامی سیاسی و مالی آنها ارزیابیشان از آنها این استکه “هیچ جایگاهی در میان مردم ایران ندارند”؟ چرا در همین پارلمان اعضای سابق منتقدش را بقصد کشت میزند؟ چرا هر منتقدی ایرانی و حتی غیره ایرانی را جاسوس و مزدور رژیم!! میخواند؟ آیا بخاطر همین چرا ها نیست که: وقتی مردم ایران در سراسر کشور جهت خواسته هایشان دست به تظاهرات و اعتراض میزنند هیچ اسمی از آنها نمیآورند؟ آیا این مسئله پیامش غیر از این است که: مردم ایران رژیم حاضر را صد بار به فرقه رجوی ترجیح میدهند. و “تنها آلترناتیو دمکراتیک” جوکی بیش نیست.

خانم دکتر فریبا هشترودی: با یقین میگویم که مجاهدین شکنجه میکنند…. هشترودی1سرکار خانم دکتر فریبا هشترودی یکی از برجسته ترین زنان ایرانی جزء افتخارات ایرانیان در فرانسه، نویسنده و خبرنگار و فعال سیاسی که سابقا عضو شورای ملی مقاومت ایران بوده است که باید ایشان را بیشتر شناخت با علم یقینی در مورد فرقه تروریستی رجوی از درون آن سخن میگوید. وقتی به عمق پوسیدگی تشکل رجوی پی بردم جدا شدم بله

بیانیه 14 تن

بیانیه 14 تن

نیروی خارج کشور چه میخواهد ‏و بیانیه 14 تن

مقالات پربیننده

فرقه ها در میان ما

دانش علمی شناخت و تمیزدادن فرقه از تشکل سیاسی

بدون شناخت علمی از فرقه های خطرناک تحلیل عملکردهای فرقه رجوی و اثرات بشدت مخرب آن بر اعضا و جداشدگان و خلاص شدن از فشارهای شکنجه گونه روانی مغزشویی های چندین دهساله غیرممکن است

خانم آناگومز نماینده پارلمان اروپا خواستار اخراج فرقه رجوی شد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت دوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی امروز باید گفت آنچه را که فردا گفتنش دیر است

قسمت دوم: گفت و شنود با فرشته هدایتی: افشاگریهای فرشته هدایتی در مورد فرقه رجوی

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

سیامک نادری مرگهای مشکوک فرقه رجوی را افشا میکند

کشتن و سربه نیست کردنهای فرقه رجوی

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

فعالیت های ما در تصویر

افشای پولشویی های فرقه رجوی

 

هگل فیلسوفی که 250سال بعداز تولدش کماکان تاثیر گذار است

با خرد فهم را صیقل زدن! هگل فیلسوفی بود که با خرد خود از فراز محدودیت‌های فهم انسانی جهید، تا فهم جهان را ممکن سازد. شیفته انقلاب فرانسه بود و فلسفه‌اش انقلابی در تاریخ فلسفه. فلسفه پس از هگل تبدیل شد به فلسفه پس از هگل.

    

default

سباستیان اوستریتش، فیلسوف اشتوتگارتی در کتابی که در ماه مارس ۲۰۲۰ پیرامون گئورگ ویلهلم فریدریش هگل روانه بازار کرده، از این چکاد اندیشه و فلسفه آلمان با عنوان “فیسلوف جهان” یاد کرده و به درستی می‌گوید که هیچ اندیشمندی پس از هگل نتوانسته است تاثیرات او را بر اندیشه خود نادیده بگیرد.

دامنه تاثیرات هگل بر فلسفه بسی فراتر می‌رود و به آنجا می‌انجامد که فلسفیدن پس از نشر آرا و اندیشه‌های او، امر اندیشیدن بری از اندیشه‌های او را ناممکن می‌سازد.

به سخن دیگر، فلسفه پس از هگل، به ناگزیر متاثر از هگل است. فلاسفه پس از هگل، چه پیرو مکتب و اندیشه او باشند و چه منتقد او، هیچ یک قادر نیستند ردپای اندیشه‌های او را در ساختار اندیشه‌های خود ناپدید کنند.

 

روز ۲۷ اوت۱۷۷۰، یعنی ۲۵۰ سال پیش، در چنین روزی گئورگ ویلهلم فریدریش هگل در اشتوتگارت متولد شد. به‌رغم آنکه از انتشار کتاب اصلی او، “پدیدارشناسی روح” بیش از دو قرن می‌گذرد، از تاثیرات آرا و افکار این فیلسوف نام‌آور آلمانی کاسته نشده است.

در زادروز تولد هگل، بسیاری در وصف او نوشته‌اند. خبرگزاری پروتستان‌های آلمان در گزارشی که پیرامون ۲۵۰مین سالروز تولد هگل نوشته به تاثیر او بر یوهان آگوست روبلینگ اشاره کرده است.

روبلینگ آلمانی در ایالات متحده آمریکا با نام جان روبلینگ شناخته می‌شود. او و پسرش واشنگتن روبلینگ، سازنده پل معروف بروکلین در نیویورک بودند.

پلی که منهتن و بروکلین را به هم وصل می‌کند. آنچه کمتر کسی می‌داند، این است که یوهان آگوست روبلینگ در سال‌های جوانی، هنگامی که در برلین مشغول تحصیل در رشته معماری بود، در کلاس‌های درس هگل شرکت می‌کرد و تحت تاثیر اندیشه‌های هگل بود. حال می‌پرسند که آیا روبلینگ پیام آزاداندیشی هگلی را با خود به آمریکا نبرده است؟

هگل بر محدودیت‌های قوه فهم انسانی واقف بوده و از این رو، بر آن بوده تا با یاری جستن از خرد بر این محدودیت‌ها و تناقضات برخاسته از آن‌ها، چیره شود. او بر آن بود تا در پرداختن به اجزاء به فهم کل دست یابد و در کثرت، وحدت را بجوید و بیابد.

هگل می‌گوید: «مبارزه خرد ناظر بر درهم شکستن همه آن‌چیزهایی است که فهم استوار ساخته است.» به سخن دیگر، خرد باید از دیوارهایی که فهم با تعریف یک چیز به دور آن چیز کشیده است، بگذرد تا فهم آن‌چیز را ممکن سازد.

از همین رو است که سباستیان اوستریتش او را فیلسوف جهان می‌نامد. می‌گوید هگل «فیلسوف جهان است، چون او به جهان در کلیت آن می‌اندیشد و هیچ عرصه‌ای از واقعیت را از دیده به دور نمی‌دارد.»

اوستریتش درباره راهکار اندیشیدن هگل و فهم جهان، در ادامه چنین می‌نویسد:

«اندیشیدن در فلسفه و البته در زندگی روزمره، بر گردآوری دانسته‌ها در کشوهای مختلف استوار است. ما بر آنیم تا با دسته‌بندی کردن چیزها و برچسب زدن بر همه آنچه در این کشوها گردآورده‌ایم، فهم آن‌ها را ممکن سازیم. اگر بخواهیم به زبانی تصویری سخن بگوییم، هگل برخلاف ما بر آن بوده که به کل آن گنجه‌ای بنگرد که همه این کشوها را در خود جای داده است. او مایل است ببیند که این اشیاء و چیزها چه ارتباطی با هم دارند و این کشوها چطور با هم مرتبط هستند و تصویر کلی این ارتباط‌ها در فرجامین نگاه چیست؟»

هگل و سیاست

می‌گویند روز ۱۳ اکتبر سال ۱۸۰۶، زمانی که لشکر ناپلئون از خیابان‌های شهر ینا عبور می‌کرد، هگل جوان کنار یکی از خیابان‌ها ایستاده بود و نظاره‌گر گذر سپاهیان فرانسه.

انقلاب فرانسه شیفتگی هگل را برانگیخته بود. هگل در باب آزادی و آزادی روح بسیار نوشته است. کلاوس فیوگ، یکی از کسانی  است که به بیوگرافی و زندگی هگل پرداخته‌اند. به باور او، آزادی و پرداختن به مفهوم آزادی، رکن اصلی فلسفه هگل را تشکیل می‌دهد.

فیوگ بنیان فکری هگل درباره فلسفه و فلسفیدن را چنین بیان می‌کند: «فلسفیدن یعنی آموختن آزاد زیستن.» تحولات طوفانی دهه‌های نخست قرن نوزدهم، تاثیری عمیق بر فکر و آثار هگل می‌نهد. از این رو بسیاری بر این باورند که مطالعه آثار هگل می‌تواند کمک بزرگی برای فهم تحولات آینده باشد.

همچنین می‌توان گفت که شیفتگی هگل درباره انقلاب فرانسه زمینه‌ساز انقلابی شد که هگل در اندیشیدن و فهم جهان پی‌ریخت و به‌ویژه باور عمیق این فیلسوف به آزادی را در پی داشت.

او درباره تاریخ پرتلاطم جهان و مصائب و  بدبختی‌های ناشی از این تحولات تاریخی زمانی گفته است: «تاریخ جهان، جایی برای نیک‌بختی باقی ننهاده است. دوره‌های نیک‌بختی در تاریخ جهان عملا صفحات نانوشته این تاریخ هستند.»

هگل می‌گوید: «تاریخ و تجربه نشان می‌دهد که مردم و حکومت‌ها هیچ‌گاه از تاریخ نمی‌آموزند و بر اساس آموخته‌های خود عمل نمی‌کنند.»

هگل بر این باور است که این میان‌مایگی است که می‌ماند و در فرجامین نگاه بر جهان حکم‌ می‌راند. رویکردی که انسان را بی‌اختیار به یاد رویکرد نیچه به میان‌مایگی می‌اندازد. این فرازهای فلسفی هگل با فلسفه تعالی‌گرای او برخلاف رویکرد نیچه به جهان، همخوانی ندارد.

اندیشه هگل از همان زمان طرح تا به امروز بر فلاسفه و اندیشمندان بسیاری تاثیر نهاده است. از فلسفه ماتریالیستی کارل مارکس و نقد دین او گرفته تا مثلا فیلسوفان معاصری همچون جودیت باتلر آمریکایی یا یورگن هابرماس آلمانی.

یورگن هابرماس، فیلسوف آلمانییورگن هابرماس، فیلسوف آلمانی

تاثیرات هگل بر تفکر دیالکتیکی و فهم هارمونی از دل نامتجانس‌ها از جمله خدمات فلسفی او به شمار می‌‌آید. هگل در خانواده‌ای نیمه‌مرفه  و تحصیل کرده به دنیا آمد. کلاوس فیوگ با عاریه گرفتن از تشبیهات شکسپیری بر این باور است که هگل زیر ستاره‌ای رقصان دیده به جهان گشوده است. او هگل را استاد طراز نوین فلسفه معاصر و یکی از چکادهای فلسفه مدرن جهان می‌داند.

می‌گویند هگل سخنران خوبی نبوده و شاگردانش برای فهم او با دشواری‌های بسیاری‌روبه‌رو بوده‌اند. تا حدود خجالتی بوده و در موقع تدریس، بارها کلام خود را قطع می‌کرده و در بین دست‌نوشته‌‌های خود در جست‌وجوی بخش مورد نظرش سرگردان می‌شده است.

 

افزون بر آن، گفته می‌شود که هگل در زندگی شخصی، فردی اجتماعی بوده که خود را از بهره بردن از لذت‌های زندگی نیز هیچ‌گاه محروم نمی‌کرده است. به زن و شراب علاقه‌ای بسیار داشته است و از این منظر با ایمانوئل کانت تفاوتی جدی داشته است.

هگل پس از عبور از سایه کانت و شلینگ است که تبدیل به یک فیلسوف بزرگ می‌شود. در سن ۴۶ سالگی در هایدلبرگ و سپس در برلین به عنوان پروفسور فلسفه تدریس می‌کند. در برلین حتی بر کرسی خالی فیلسوف صاحب‌نام آلمان، فیخته می‌نشیند و درسال ۱۸۲۹ ریاست دانشگاه را برعهده می‌گیرد.

گئورگ ویلهلم فریدریش هگل روز ۱۴ نوامبر سال ۱۸۳۱ در سن ۶۱ سالگی و در اثر ابتلا به بیماری وبا در برلین جان می‌بازد.

آرتور شوپنهاور که به خاطر رویکرد بدبینانه خود به جهان شهرت دارد، در همان ایام ساکن برلین بوده است. به محض آغاز شیوع وبا در برلین، شوپنهاور تصمیم می‌گیرد این شهر را به سرعت ترک کند و به فرانکفورت برود. می‌گویند تنها ظرف چند ساعت، تصمیم ترک برلین را عملی می‌کند. حال آنکه هگل خوش‌بین، پس از اقامتی کوتاه در خارج از برلین، به این شهر بازمی‌گردد و در اثر ابتلا به وبا جان خود را از دست می‌دهد.

شوپنهاور درباره مزیت بدبینی خود به طنز می‌گوید که خوش‌بینی هگل به بهای جان او تمام شد و حال آنکه بدبینی جان او را نجات داد.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

 
error

Enjoy this blog? Please spread the word :)

RSS1k
دریافت مطالب جدید از طریق ایمیل1
مارادر فیسبوکتان به اشتراک بگذارید1k
Twitterما را در توئیتر دنبال کنید684
از کانال یوتوب ما بازدید کنید1k
از کانال یوتوب ما بازدید کنید
extra smooth footnotes