پربیننده ترین ها

ملاقات با نخست وزیر هلند آقای مارک روته در جریان کنگره سالانه حزب اتحاد احزاب لیبرال اتحادیه اروپا (آلده پارتی) در آمستردام. طی ملاقات ضمن معرفی خودو فرقه رجوی و نقض شدید حقوق بشر توسط این فرقه در آلبانی تشریح شد.

ملاقات با آقای گای فرهوفشتادت عضو پارلمان اروپا و رهبر فراکسیون لیبرالهای اتحادیه اروپا از سیاستمداران عالی و افشای همه ترفندهای فریب فرقه رجوی در زمینه ماهیت این فرقه و فشارها و توطئه هایی که علیه جدا شدگان اعمال میکند.

بنابه دعوت یو ان واچ جنبش نه به تروریسم و فرقه ها در نشست سالیانه حقوق بشر و دمکراسی شرکت کرد. خانم دکتر هشترودی بنا به دعوت جنبش نه به تروریسم وفرقه ها در این نشست شرکت کردند که حضور ایشان باعث خوشحالی جنبش نه به تروریسم و فرقه ها گردید. ایشان ضمن حضورفعالشان در نشست با اعضای عالیرتبه شرکت کننده در جلسه به بحث و گفتگو پرداختند. ازجمله با وزیر سابق دادگستری و عضو پارلمان کانادا آقای ایروین کولتر و از بنیانگذاران یوان هیومن راتس واچ مفصلا به بحث پرداختند. این کنفرانس سالیانه جهت شنیدن گزارشات قربانیان حقوق بشربرگزار میشود. در همین رابطه آقای داود ارشد رئیس جنبش نه به تروریسم و فرقه ها سخنانی بشرح زیر ایراد کردند:

درملاقات با دکترورنر هویر به اطلاع ایشان رسید که: فرقه رجوی در حال تدارک دیدن یک زندان ابدی موسوم به اشرف 3 در ‏محلی دورافتاده میباشد. این محل یک پایگاه نظامی متروکه آمریکایی می باشد با یک فرودگاه و یک سکوی هلی برد کوچک و ‏بخشی از سیستم های داخلی آن مستقیما از آمریکا آورده شده و نصب گردیده اند. از ایشان استمداد کمک شد. ‏

ملاقات با همسر نرگس محمدی در مقر ملل متحد ژنو-------آقای داود ارشد و خانم دکتر هشترودی با همسر نرگس محمدی در این ملاقات آقای تقی رحمانی همسر نرگس محمدی که خودشان نیز چندین نوبت زندان بوده اند از نقض حقوق بشر در ایران گزارشی به کنفرانس ارائه کردند و از تناقضات موجود در سیستم قضایی ایران در جریان محاکمه نسرین محمدی بطور مفصل و جامع سخن گفتند.خانم دکتر هشترودی و آقای مهندس ارشد با ایشان ابراز همدردی کردند و جزئیات بیشتری از موارد نقض حقوق بشر در فرقه تروریستی رجوی که در آن فعال بوده است را برای آقای تقی رحمانی تشریح نمودند.

دادخواهی علیه برده داری پناهجویان در تیرانا همچو لیبی توسط فرقه رجوی در دیدار آقای ارشد با نخست وزیران هلند و اسلووانیا

ملاقات با رهبر حزب دمکراتهای آزاد آلمان (اف پ د) آقای کریستین لیندنر در جریان کنگره سه روزه احزاب لیبرال اروپا در آمرستردام هلند. افشای جنایات فرقه رجوی علیه اعضا و جدا شدگان

آقای ارشد در مورد ادعای فرقه رجوی و حامیانش گفتند چند شاخص آشکار وجود دارد. چرا متحدین آنها بویژه آقای دکتر بنی صدر با پیش بینی سرنوشت آنها در عراق از آنها جدا شدند؟ چرا هیچ ایرانی چه مردمی چه سیاسیون در مراسم آنها شرکت نمیکنند؟ چرا این تشکیلات مجبور است جهت گردهمآیی هایش سیاهی لشکر کرایه کند؟ چرا این تشکیلات در ترس از مردم ایران اجازه نمیدهد با اعضایش درارتباط قراربگیرند؟ چرا ارتباط اعضایش را با جهان قطع میکند؟ چرا تمامی تحلیلگران برحقیقت نفرت مردم از این تشکیلات بدلیل همکاری با صدام را تاکید میکنند؟ چرا باید رجوی در داخل تشکیلاتش زندان و شکنجه برای اعضای خودش راه بیندازد؟ چرا مجبور است برای دریافت حمایت سیاسی هرچند بی ارزش منافع مردم ایران را به کسانیکه خود به کشتن آنها افتخار میکرده است بفروشد و حتی برای چند دقیقه سخنرانی آنها دهها هزار دلار بپردازد؟ چرا حتی عربستان حامی سیاسی و مالی آنها ارزیابیشان از آنها این استکه “هیچ جایگاهی در میان مردم ایران ندارند”؟ چرا در همین پارلمان اعضای سابق منتقدش را بقصد کشت میزند؟ چرا هر منتقدی ایرانی و حتی غیره ایرانی را جاسوس و مزدور رژیم!! میخواند؟ آیا بخاطر همین چرا ها نیست که: وقتی مردم ایران در سراسر کشور جهت خواسته هایشان دست به تظاهرات و اعتراض میزنند هیچ اسمی از آنها نمیآورند؟ آیا این مسئله پیامش غیر از این است که: مردم ایران رژیم حاضر را صد بار به فرقه رجوی ترجیح میدهند. و “تنها آلترناتیو دمکراتیک” جوکی بیش نیست.

خانم دکتر فریبا هشترودی: با یقین میگویم که مجاهدین شکنجه میکنند…. هشترودی1سرکار خانم دکتر فریبا هشترودی یکی از برجسته ترین زنان ایرانی جزء افتخارات ایرانیان در فرانسه، نویسنده و خبرنگار و فعال سیاسی که سابقا عضو شورای ملی مقاومت ایران بوده است که باید ایشان را بیشتر شناخت با علم یقینی در مورد فرقه تروریستی رجوی از درون آن سخن میگوید. وقتی به عمق پوسیدگی تشکل رجوی پی بردم جدا شدم بله

بیانیه 14 تن

بیانیه 14 تن

نیروی خارج کشور چه میخواهد ‏و بیانیه 14 تن

مقالات پربیننده

  • قربانعلی حسین نژادسایت سعودی ایلاف: همخوابی راحت دو تشکل افراطی (مجاهدین خلق و راست افراطی اسپانیا)در یک وحدت تاکتیکی ایدئولوژیک؟!!
    همدستی سیاسی مسألۀ همدستی سیاسی بین گروه ایرانی معروف مجاهدین خلق و حزب اسپانیایی افراطی “فوکس” در فوریۀ جاری 2020 افشا شد. باید دانست که سازمان مجاهدین خلق بر تقدیس رهبرش مریم رجوی و همسرش مسعود رجوی متمرکز می باشد. وقتی حزب “فوکس” با دست یافتن به یک کرسی در انتخابات پارلمانی اخیر استان اندلس اسپانیا در آوریل 2019 وارد حیات سیاسی اسپانیا شد، پرسشهایی در مورد ریشۀ تأمین مالی و ارتباطات سیاسی آن با جریانهای راست افراطی دیگر مطرح گردید. آنچه بعدا معلوم شد شوک بزرگی بود: هیچکس فکر نمی کرد گروهی که به یک جبهۀ مبارزه با نیروی اسلام فرامی خواند از حمایت مالی یک گروه اسلامی یعنی گروه ایرانی مجاهدین خلق برخوردار بشود. ارتباط مجاهدین با تروریسم سازمان مجاهدین خلق در اواخر دهۀ هفتاد قرن گذشته تأسیس شد و برنامه و خط مشی مبارزه با شاه ایران و بر ضد آمریکا را در پیش گرفت. خمینی این سازمان را به علت افکار تندروانه اش و سلسله حملات تروریستی خونبارش در داخل ایران در سال 1980 از عرصۀ سیاسی ایران بیرون راند تا اینکه سازمان مجاهدین خلق خودش را در پناه عراق و زیر چتر حمایت مرد قدرتمند عرب در آن زمان یعنی صدام حسین قرار داد. سازمان مجاهدین خلق برای حفظ موجودیت خود و استفاده از حمایت عراق، در کنار ارتش عراق علیه هموطنان خودش در جنگ عراق و ایران جنگید به این بهانه که این سازمان می خواهد جمهوری اسلامی را تبدیل به یک دموکراسی ولی زیر عکس رهبری سیاسی مقدس و مادام العمر خود یعنی زوج رجوی سازد.
  • سیامک نادریسخنی با سیامک نادری، جدا نشده از مسعود رجوی
    چرا حرفی نداشتی؟ واقعا چرا؟ چرا زیر دست رجوی و برای خوشآیند او در اشرف و آلبانی همرزمانت و خانواده های آنها رابا تروریست خواندن با تائید کلیشه دروغین رجوی میفروختی؟ چه چیز میخواستی بدست آوری که رجوی نمیداد؟ آیا مقبول رجوی بودن جز این بود که مانند مهدی حسینی ها سر از شکنجه گری در بیاوری؟ این بود آنچه میخواستی؟ این میزان خود باختگی و و خود شیفتگی و ذوب شدن در ولایت رجوی برای کدام منافع حقیرت بوده است؟ چرا وقتی مدعی هستی بیست سال شکنجه ات کردند و میخواستند با قرص بکشندت، نمیخواستی " ﺣﺗﯽ ﯾﮏ ﭘُرز وﻧﮫ ﺣﺗﯽ ﯾﮏ ﺳرﺳوزن، ازﻣﻧﺎﻓﻊ ﺷﻣﺎ (مریم رئیس آشویتس رجوی) ﮐم ﯾﺎ ﺣذف شود ". چرا نمیفهمی و نمیفهمیدی که در تمام مدتی که حقیرانه تلاش میکردی به رجوی ثابت کنی مبارز هستی، ضمن تائید همه جنایات و خودفروشیهای رجوی، اولا او را ملاک و معیار تعین مبارز و مجاهد می انگاشتی. در ثانی و در نتیجه ضمنا ثابت میکردی که همه سیاستهای او از جمله همه جنایاتش علیه خودت و خانواده ها و درست است. منافع مریم رجوی که بزبان خودت گفته ای از آن با جان و دل دفاع میکردی مگر، خیانت به کشور، تروریسم، شکنجه و قتل و اقدام به قتل، نبوده است چرا میخواستی از این منافع دفاع کنی؟ چــــــــــرا؟ تفاوت خودت با رضا کیوانلو که خودت نوشتی به خودت گفته چرا اینقدر ذلیلانه شکنجه ها را تحمل میکنی؟ آنهم با التماس به رجوی؟ راستی رجوی از کی بد شد؟ که دیگر باید با او مبارزه میکردی؟ جدا شدن نگارنده نه بخاطر سگ انداختن به روی خواهرم یا شکنجه خودم. و یا التماس به اینکه بپذیرد من مبارز و سیاسی ام. هیچگاه در تشکیلات شکنجه یا کتک نخوردم. بلکه بخاطر زندان وشکنجه امثال تو بود که جدا شدم. گفتم من مجاهدم شما دیگر مجاهد نیستید مبارزهم نیستید، حتی نمیتوانید ادعا کنید که مبارزید. همه را رو در روی خود رجوی و نسرین وکل ستاد گفتم. و خواستار ترک سازمان شدم. وقتی ترتیب اثر ندادند نوشتم و زدم به تابلو عمومی قرارگاه. به همین دلیل به دهسال زندان محکوم شدم. و در اولین فرصت فرار کردم. بله از نظر تو و مرشدت رجوی من مزدورم. بله کسی که میخواهد در مقابل اتهام رجوی که "سیامک تو بریده هستی" از رجوی مدرک مبارز بودن بگیرد مجبور است بعد از به خارج (بویژه به اروپا!!) آمدن در خارجه راهنمای چپ بزند. تا اتهامات رجوی را روی خودش کمرنگ کند چون هنوز سایه اتهامات بر سرش هست. چون مشکل درونی است. کسی که به مبارز بودن خود شک نداشته باشد که به رجوی خائن و بزرگ بریده که خود را با شب زنده داری با زنان مجاهد میکشید، برای تائید مبارز بودنش التماس نمیکند. به رجوی میگوید تو خائن هستی. تو مبارز نیستی. نگذار بیش از این وارد شوم. به خود آی.
  • Iraj Shokriچرا اسرائیل در سال ۲۰۰۸ سردار سلیمانی را نکشت؟
    عصر روز ۱۲ فوریه ۲۰۰۸ (دقیقا ۱۲ سال پیش) موساد سیگنال‌های موبایل مغنیه را در دمشق ردگیری کرد که به سوی آپارتمان کفر سوسه حرکت می‌کرد... در دمشق ماموران موساد یک خودرو شاسی بلند حامل موادمنفجره را در "محدوده قتل" پارک کردند... تصاویر خیابان منتهی به آپارتمان مغنیه بروی تلویزیونی بزرگ در تل‌آویو و در اتاق فوق سری عملیات به طور زنده پخش می‌شد... اما مغنیه که به محل رسید تنها نبود. قاسم سلیمانی و محمود سلیمان، از فرماندهان ارشد ارتش سوریه و نزدیک به بشار اسد همراه او بودند... جلسه‌ای غیرمعمول و رده بالا میان سه فرمانده از لبنان، ایران و سوریه بود... محمود سلیمان همان کسی بود که برنامه هسته‌ای و شیمیایی سوریه را هدایت می‌کرد. تاسیسات هسته‌ای که او در نزدیکی دمشق ساخته بود، یک سال قبل‌تر توسط اسرائیل مورد حمله هوایی قرار گرفته و تخریب شده بود...". یک مقام سابق اسرائیلی درباره آن لحظات به نیویورکر گفته: "ما فقط باید یک دکمه را فشار می‌دادیم و بعد هر سه فرمانده از صحنه روزگار محو می‌شدند... این یک فرصت استثنایی بود که گویی در یک بشقاب نقره جلوی ما گذاشته بودند... ایهود اولمرت در هواپیما برای سفر به برلین بود اما تلفن ماهواره‌ای همراهش بود. کافی بود موساد با او تماس بگیرد و درباره کشتن هر سه نفر درخواست مجوز کند... اما فرصت بسیار کوتاه بود... دستور ترور هم فقط برای مغنیه صادر شده بود... همه فقط دعا می‌کردند که بعد از جلسه مغنیه تنها از ساختمان خارج شود... یک ساعتی گذشت... در .......“از زمان معاهده لاهه در سال ۱۹۰۷ که مربوط به قوانین جنگی است، کشتن یک مقام دولت خارجی آن هم بیرون از زمان جنگ تقریبا ممنوع و غیرقانونی تلقی شده است. (برای همین هم شاید) وقتی در سوم ژانویه دولت آمریکا از عملیات کشتن قاسم سلیمانی خبر داد ابتدا علت آن را “تهدید فوری” از جانب او علیه جان آمریکایی‌ها عنوان کرد. بعد که انتقادها و کنکاش‌ها بر سر مبنای قانونی این تصمیم بالا گرفت، دولت استدلال خود را عوض کرد و گفت سلیمانی را به علت نقش او در “یک سری حملات قبلی و جاری” کشته است. عاقبت هم پرزیدنت ترامپ (آب پاکی را روی دست همه ریخت) و با گفتن این که جستجو برای مبنای قانونی این عملیات “اصلا اهمیتی ندارد” چون سلیمانی “تاریخچه هولناکی” داشته، عملا کاخ‌سفید را از التزام به پاسخ‌گویی در این باره مبرا کرد.”
  • فرعون خود خواندهبا خلع ید از ترامپ در مورد تصمیم به جنگ با ایران، مسعودرجوی و همه وطن فروشان ضربه بزرگی خوردند
    تمامی کسانیکه منافع و خواستهای فردیشان را خام خیالانه میخواستند بقیمت نابودی ایران و ایرانی بدست آورند با محدود شدن اختیارات ترامپ در جنگ با ایران تحت تاثیر لابی بسیار قوی اسرائیلی (از جمله آنها دامادش کوشنر) ضربه بزرگی خوردند. و ایران و ایرانی و حتی منطقه خاور میانه از خطری بزرگ فاصله گرفت. در این میان مسعودرجوی که حاضر نشده بود با اعتراضات خونین 1396 و 1398 از گورش خارج شده و اطلاعیه دهد با ترور قاسم سلیمانی توسط سرکرده همه تروریستهای جهان آمریکا بوجد آمده و بوی کباب جنگ را شنیده و همچون یک دیوانه و مجنون قدرت به صحنه آمد و نتوانست عقده های درونی سرکوب شده قدرت پرستیش را پنهان کرده و سال آینده میلادی را سال سرنگونی اعلام نکند. با این تصمیم سنای آمریکا دوباره یک لودر خاک بر سر قبرش ریخته شد تا شاید خبر مرگ او را بزودی در اثر دق مرگ بشنویم.
  • نقی رحمانیتفاوت ۱۸۰ درجه ای رجوی، با اعضای مجاهدین خلق
    از سویی دیگر این تفاوت ۱۸۰ درجه ایی اندیشه و عمل ما است با مسعود رجوی، که ما انسانها را بهنگام زنده بودنشان یاد می کنیم، نه پسا مرگشان. مرده خواری لایق لاشخوران و کفتارانی مانند مسعود رجوی باد.
  • vlcsnap-2015-02-26-21h30m45s2312222چرا مجاهدین جدا شده در حال بازگشت به ایران هستند ؟ قسمت آخر
    براستی چه رابطه ای، بین ضربه دستگیری محمدرضا سعادتی بخاطر جاسوسی برای شوروی سابق، 30 خرداد سال 60، ضربات 5 مهر 1360، 19 بهمن 1360، 11 اردیبهشت 1361، اخراج رجوی از فرانسه، بخدمت صدام در آمدن او علیه کشور، به اعدام محکوم کردن علی زرکش ها در تشکیلات، شکست فضاحت بار توهم ارتش آزادیبخش، ماجراجویی فروغ جاویدان، نا کار آمدی و سپس سرنگونی صدام حسین برای مسعودرجوی، نا کارآمدی آمریکا برایش، شکست تلاش ماندن در عراق، اخراج خونین از عراق، فرارهای مسعودرجوی از تمامی صحنه ها، افتضاحات شخصی مسعودرجوی، سالیان فرار از ظاهر شدن، و همزمان سر در آوردن از درون مناسبات کشورهایی چون اسرائیل و عربستان و نئوکانهای آمریکایی، راه اندازی زندان و شکنجه، اعدام در تشکیلات، بروز همه نوع افکار داعشی و سوپر ارتجاعی از مسعود رجوی و به ایران رفتن بعداز جدا شدنِ به هر قیمت از فرقه رجوی مدعی مبارزه ضد امپریالیستی و رژیم جمهوری اسلامی که در ظاهر هم شده چنگ در چنگ آمریکاست، وجود دارد؟آیا جدا شدگان از فرقه رجوی با جمهوری اسلامی مشکلی ندارند؟ بنظر نگارنده حتی طرح این سوال بی معنی است. چرا که نگاهی بسیار سطحی به سابقه جداشدگان خود گواه آن است. آیا قابل فهم است که این مبارزین در درون تشکیلات عاشق و دلخسته رژیم میشوند؟ آیا رجوی طی چهل سال با کمک بوقهای جهانی در حال تولید هوادار رژیم است؟ آیا قابل قبول است که افراد بعد از چهل سال یک شبه نسبت به رژیم خواب نما میشوند و روز بعد به ایران میروند؟ آیا کسی رادیکالتر از اینها در مبارزه با رژیم بها پرداخته است؟ اینجاست که باید پاسخ را در جای دیگری جستجو نمود.
  • کنفرانس حقوق بشر به همراه خانم هشترودیبه گفتۀ روسیه اسرائیل جان سرنشینان یک هواپیمای ایرانی را به خطر انداخته است
    ارتش روسیه دولت اسرائیل را متهم کرد که در حملات روز پنجشنبه خود به یک پایگاه نظامی در حومۀ دمشق از […]
  • قربانعلی حسین نژادامیر رحیم‌پور که به اعدام به اتهام جاسوسی محکوم شده، کیست؟
    امیر رحیم‌پور»، متهم به جاسوسی برای «سی‌آی‌ای»، پنجشنبه, فوریه 6, 2020 – 14:35 نیلوفررستمی […]
  • DSC00004اردشیر زاهدی: در سقوط شاه، خودمان باعث دردسر شدیم
    دیدار اردشیر زاهدی در مقام سفیر ایران، با رئیس‌جمهور جیمی کارتر و همسرش روزالین جمعه, فوریه 7, 2020 […]
  • 228x225ظهور رجوی و دستِ خر کوتاه!
    موسی حاتمیان https://m.facebook.com/story.php?story_fbid=766082967205858&id=100014124854456 […]
  • تغییر رژیملو رفتن خانه زعفرانیه ۱۹ بهمن سال ۶۰ ناگهان موسی زنده شد و اسلحه کشید
    همنشین بهار   خانم‌ها و آقایان محترم، خواهران و برادران عزیز، دوستان دانشور و فرهنگ‌ورز، سلام بر […]
  • Iraj_Mesdaghiروسیه: هواپیمای تهران – دمشق را هنگام حمله هوایی اسرائیل به سوریه نجات دادیم
    یک هواپیمای مسافربری که صبح دیروز از تهران به دمشق پرواز می‌کرد، در معرض تبادل آتش اسراییل و سوریه […]
  • تیتر با ت مردمآنجا که “در آمدن از خجالت کسی” مجوز نمی‌خواهد
    بسیاری از کنشگران مدنی، تهدید مهدی محمودیان را سابقه‌دار و گوشه‌ای از واقعیات جاری در نهادهای […]
  • hp photosmart 720تشکل رجوی، مرده هایی که در انتظار دفن شدن هستند
      پنجشنبه گذشته سایت فرقه رجوی داعشی خبر فوت ( ابوالفضل قنادی ) یکی دیگر از اسیران خود در را […]
  • khoschhalسانسور خبر بازداشت سه ایرانی به اتهام جاسوسی برای عربستان در دانمارک توسط مسعودرجوی…
    سرویس‌اطلاعات و امنیت دانمارک روز دوشنبه ۱۴ بهمن (سوم فوریه) خبر از بازداشت سه عضو “جنبش عربی […]
  • Iraj Shokri«منصور» و « مداح» سرکوبگر رجوی در تشکیلات درگذشت- صفی تا تهران از مرگها و فرارهای مسعود رجوی
    سیامک نادری « در دقیقه ۰:۵۷  این ویديو انتشار یافته توسط مجاهدین خلق در دقیقه ۵:۵۵ و…منصور مداح در […]
  • محمد امینیچرا با چهل سال مبارزه خونین با ج. ا. مجاهدینِ نجات یافته از فرقه رجوی به ایران باز میگردند ؟
    قسمت دوم(آخر)  این مقاله دوقسمتی را در لینگ زیر میتوانید بخوانید: […]
  • نقی رحمانیخاطرات قربانعلی حسین‌نژاد در زندان و حسینیه‌ی ارشاد
    در زندان و حسینیه‌ی ارشاد قربانعلی حسین نژاد شاگرد و هم‌سلولی شریعتی منبع: سایت ملی مذهبی تاریخ: […]
  • Esmailمسعودرجوی چگونه شکنجه گران درون تشکیلاتی و منتقدِ جدا شده خوار را تولید میکند؟
    بقلم: داود باقروند ارشد تشکیلات رجوی یکی از درهم شکسته ترین و منتقد خوارترین عناصر وحشی و دریده اش […]
  • soltani20متن کامل مصاحبه ظریف با اشپیگل
     قتل سلیمانی آغاز پایان حضور آمریکا در عراق و منطقه است  این فاجعه است که اروپا مانند نوکر بی […]

فرقه ها در میان ما

دانش علمی شناخت و تمیزدادن فرقه از تشکل سیاسی

بدون شناخت علمی از فرقه های خطرناک تحلیل عملکردهای فرقه رجوی و اثرات بشدت مخرب آن بر اعضا و جداشدگان و خلاص شدن از فشارهای شکنجه گونه روانی مغزشویی های چندین دهساله غیرممکن است

خانم آناگومز نماینده پارلمان اروپا خواستار اخراج فرقه رجوی شد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت دوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی امروز باید گفت آنچه را که فردا گفتنش دیر است

قسمت دوم: گفت و شنود با فرشته هدایتی: افشاگریهای فرشته هدایتی در مورد فرقه رجوی

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

سیامک نادری مرگهای مشکوک فرقه رجوی را افشا میکند

کشتن و سربه نیست کردنهای فرقه رجوی

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

فعالیت های ما در تصویر

سخنرانی آقای داود باقروند ارشد در پارلمان اروپا

 

بازنشخوار ناسزاهای همیشگی به خواهر در هزل نامۀ جدید محمد اقبال

فحاشی لمپن-نویسنده رجوی جهت کمرنگ کردن محتوای غسلهایش!! که محصول انقلاب ایدئولژیک رجوی است.

قای اقبال باورکن هیچ نیازی نیست که جهت خلاص کردن خودت از جهنم فشارهای روحی، روانی، جنسی، فکری و انگیزه ای رجوی دست به ترورسیاسی خواهرت  بزنی تا شاید آنچه به اجبار باید هر شب از اعمال و افکارت را که ناشی از تمایلات طبیعی فیزیولوژی بدنت  میباشد گزارش میکنی را در نظر رجوی پاک کنی. خدایی که میدانم دیگر بدان معتقد نیستی، مشکل ساده تر از این است. یک قدم بگذار خارج شکنجه گاه فکری رجوی خواهی دید که چه جنایاتی علیه خودت رفته و خودت علیه فرزندانت و خواهرت در حال ارتکاب هستی.رجوی از هر کدام از ما یک تروریست علیه هر آنکس که انتقادی به او داشته باشد ساخته. مگر با همه آنها که در اشرف و لیبرتی بوده و هستند نیز در صورت انتقاد و اعتراض عینا همین کاری که با خواهرت میکنی نمیکند. !؟

نه به تروریسم و فرقه ها

باز نشخوار ناسزاهای همیشگی

به خواهر در هزل نامۀ جدید محمد اقبال

نوشتۀ: قربانعلی حسین نژاد مترجم ارشد سابق بخش روابط خارجی سازمان مجاهدین

محمد اقبال از رباتهای رجوی در اور سور اواز فرانسه در مقاله ای در سایت «همبستگی» از سایتهای رسمی فرقۀ رجوی با عنوان « آقا دست می زنند آب هم می خورند!!» با لینگ زیر:

http://hambastegimeli.com//63182-

باردیگر هزل نامه ای با نشخوار ناسزاهای همیشگی اش علیه خواهرش خانم عاطفه اقبال به بهانۀ مقالۀ اخیر ایشان در وبلاگ شخصی خودشان (نوشته های عاطفه) با عنوان: «برگزاری جشن نوروز مجاهدین در پوش انجمن دفاع از پناهندگان ایرانی!!» به تاریخ 6 فروردین 95 و در لینگ زیر:

http://neveshtehayatefeh.blogspot.fr/2016/03/blog-post_25.html

نوشته و منتشر کرده است.

واقعا یک کلمه حرف حساب و جواب مستدل و منطقی در نوشته های این رباتهای رجوی مثل همین محمد اقبال پیدا نمی شود همه اش فحش و ناسزا و تشبیه و نسبت دادن به اطلاعات آخوندی و خراب کردن با واژه های خراب و خراب شده و… به او می گویم:

 حضرت اقبال تو اگر واقعا نویسنده و دست به قلم و سابقا سخنگوی مطبوعاتی سازمان در عراق و یک فرد سیاسی و مطبوعاتی و از اعضای اولیۀ «شورا» هستی بفرما جواب درست و منطقی و با مدرک و دلیل آن هم محترمانه به مقالۀ خواهرت عاطفه اقبال بنویس. این را می گویند نویسنده و الا می شود لمپن. حضرت آقا اقبال اولا چرا نگفتی که اصل مقالۀ خواهرت خانم اقبال در کجا منتشر شده؟ چرا می خواهی عوامفریبی بکنی و خواننده را گول بزنی و می گویی سایت ایران انترلینگ منتشر کرده است؟! اصل مقاله در وبلاگ شخصی و مستقل خود خانم عاطفه اقبال منتشر شده و حتی نه در سایت کمپین انتقال.

اگر صرف چاپ و انتشار دست دوم یک مقاله با ذکر منبع در یک روزنامه یا نشریه و سایتی دلیل بر وابستگی نویسنده به آن سایت یا نشریه ویا هر رسانه و یا ارباب آن باشد پس چرا وقتی روزنامۀ کیهان شاه در سال 54 مقالاتی از همان مرحوم دکتر شریعتی منتشر کرد همه ما طرفداران شریعتی گفتیم امکان ندارد دکتر شریعتی خودش این مقالات را به کیهان داده باشد و همه فهمیدند که خود کیهان برداشته منتشر کرده و خودش هم گفته بود که کیهان آلوده می خواسته خودش را به من بمالد تا مرا هم آلوده کند ولی نتوانست چون همه می فهمند. وتا امروز هم این کار کیهان شاه گردی به محبوبیت شریعتی ننشاند. آیا کسی آنروز و امروز از جمله خودت گفتید که پس شریعتی مزدور اطلاعات شاه شد؟؟!!! لذا حتی اگر ایران انترلینگ سایت رسمی و با آرم اطلاعات باشد و مقاله ای از یک رسانه نقل کند هیچکس مخصوصا امروز در عصر پیشرفت ارتباطات فرهنگی و فکری و آگاهی ها و استدلال و منطق که بسیار پیشرفته تر از زمان شریعتی است جز لمپنهای رجوی نمی گویند که پس این مقاله نویس شد یک اطلاعاتی!!!. هرچند بر خلاف داخل سازمان که شریعتی را ملعون می خواندند(از جمله شخص رحمان همیشه پیش من می گفت: شریعتی ملعون) تو با ریاکاری او را اینجا و برای مقبول کردن مقاله ات مرحوم وضد ارتجاع توصیف کرده ای در حالیکه تو خودت او را در داخل تشکیلات سازمان و بارها در نشستهای رجوی برای خوش آیند او که شادروان شریعتی را هووی اجتماعی و فرهنگی خودش می دانست و می کوبید  لجن مال می کردی و تو و رحمان با نقل صحبتهای او با شما و به علت مخالفتش با مشی مسلحانۀ مجاهدین در حضور هزاران نفر در حقیقت او را هم مرتجع و سازشکار و ضد انقلاب معرفی می کردید. فکر کنم در جایی هم در مقاله ای همین قضاوت را در مورد او کرده بودی با تهمت و توهین زشت به او که خودت حتما یادت هست حالا خودت را برای بهره برداری از شهرت اجتماعی شریعتی می خواهی مدافع آن مرحوم جلوه بدهی. بلی که مرحوم دکتر شریعتی از همان زمان شاه با خط مشی سازمان مخالف بود و آن را با توجه به بستر فرهنگی مذهبی جامعۀ ما و پایگاه آخوندها در آن زمان به سود آخوندها و به حکومت رسیدن آنان می دانست که دقیقا هم چنین شد و این را بارها به خود من موقعی که مدت چهار ماه با آن شادروان در زندان کمیته در تهران هم سلول بودیم بازگو کرد.  (به مقالۀ خاطراتم با شادروان دکتر شریعتی در زندان و بیرون) در لینگ زیر مراجعه کنید:

http://peyvande-rahaee.fr/index.php/typography/180-2015-06-18-22-52-27

اما در مورد نوشتۀ خواهرت در رابطه با انجمن پوششی قلابی چرا خواننده مقاله ات را فریب می دهی و نمی نویسی خواهرت پرسیده که اگر این انجمن واقعیت دارد و فرانسویها انجمنی برای کمک به پناهندگان ایرانی تشکیل داده اند بفرمایید آدرس انترنتی و دفترش و تلفنش را معرفی کنید و بنویسید بیلان کارش چه بوده به کدام پناهنده کمک کرده تا بدانیم واقعیت دارد چرا جوابش را ندادید؟! بگذریم از اینکه تشبیه حرف خانم اقبال به حرفهای کافی علیه شریعتی چقدر بی مزه و بی ربط و پوچ و حاکی از نهایت انحطاط فکری و پریشان ذهنی محمد اقبال در نتیجۀ محصور ماندن در «هفت حصار» رجوی  و عقب ماندن از حرکت تاریخ و زمان در بستر تحولات اجتماعی و فکری ایران و توهین به تمام نسل انقلاب ایران وتحویل آن به «ارتجاع» می باشد.

مگر خودت و من که در بخشهای سیاسی و روابط سازمان در عراق سالها باهم کار کردیم نمی دیدیم که چقدر انجمنها و شوراها و جمعیتهای عراقی خودمان در اشرف درست می کردیم و حتی اسمهایشان را هم خودمان ار فارسی به عربی ترجمه می کردیم و برایشان آرم و سربرگ هم درست می کردیم مثل «انجمن وکلای مستقل عراقی دفاع از حقوق بشر در عراق» که با پول دادن به یک وکیل عراقی جهت امضای آن به راه می انداختیم که مطلقا یک واو هم در دفاع از حقوق بشر عراقیان و مردم عراق نمی نوشت و نمی نویسد و تمام بیانیه هایش را که به فارسی توسط رحمان و حسین داعی الاسلام نوشته می شد من خودم به عربی ترجمه می کردم و با امضا و سربرگ و آرم ساختگی خودمان منتشرش می کردیم و صدها انجمن پوششی قلابی و بیانیه های جعلی به اسم عراقیان برای سرنگون کردن دولت جدید عراق که من در مقالاتم به عنوان دخالتها در امور عراق که زمینه ساز کشتار اشرفیان شدند تمامش را افشا کرده ام.

آیا تو که خواهر خودت را که سالها در ایران به علت حمایت از سازمان زندان و شکنجه دیده و سالها در همین فرانسه برای سازمان کار کرده و حالا انتقاد دارد مزدور اطلاعات می خوانیو هر چه علیه رهبری سازمان نوشته می شود را دیکته شده از سوی اطلاعات می گویی بهترین خدمتگذار اطلاعات آخوندی نیستی؟ آخر وقتی یک انجمن «فرانسوی» (به ادعای شما؛ در حالیکه ساختۀ اور نشینان می باشد و ایرانی است) در یک شهر فرانسوی آفیش می چسباند که فلان جا برنامه به مناسبت عید ملی یک کشور شرقی داریم این نیاز به اطلاعات رژیم آخوندی دارد که بیاید تاورنی و آفیش را پاره کند؟ مگر در میان خود فرانسویها افراد و گروههایی نیستند که به شدت از این حرکت یک فرانسوی بیزار می شوند و طبیعی است که پاره اش کنند (مثلا طرفداران حزب ناسیونالیست افراطی)؟! این شما و سازمانتان _فرقۀ رجوی – است که با نسبت دادن هر شخصی منتقد علیه شما و هر حرکتی علیه شما در هر جای جهان به اطلاعات اینقدر اطلاعات رژیم را بزرگی و قدرت می بخشید.

 خودت در همین مقاله ات به وضوح صحت حرفهای خواهرت خانم اقبال را ثابت کرده ای که در همین پاریس یک برادر و فرزند برادر از یک خانواده و در یک شهر بعد از سالها دوری از هم (25 سال در عراق) در یک کشور آزاد و دموکراتیک یعنی فرانسه نه مثل عراق و آلبانی و… یعنی خودت و فرزندت احسان که به علت سوگلی بودناز جهنم و خطرات مرگ در عراق توسط سازمان به فرانسه منتقل شدید نمی روید در همین پاریس با خواهرت و عمه اش دیدار کنید یا تماس بگیرید تنها به علت اختلاف در عقیده و مرام و انتقاد به سازمان و رهبری آن؛ و به تقلید کور از واژۀ رجوی ساختۀ «فرومایه» که به علیرضا و شهرزاد یادداده بود که عمویشان علی اصغر حاج سید جوادی را با آن واژه در حضور او در نشستها و در مقالات و نامه های بفرموده شان توصیف کنند تو نیز به پسر قربانی تعصباتت یاد می دهی که به عمه اش همان لقب را بدهد ولی من مطمئن هستم که احسان چنین کاری نکرده و نخواهد کرد. آیا این است معنی دموکراسی ادعائی مریم قجر و «انقلاب دموکراتیک» رجوی؟! که تنها به علت مخالفت و ردیه نویسی و انتقاد یک فرد یا شخصیت به خط و خطوط رجوی او می شود «فرو مایه»؟؟!! بله، ارزش و «مایه» در «دموکراسی» ادعایی و در حقیقت ولایت «عقیدتی» رجوی به همانگونه که در «ولایت فقیه» آخوندی تنها با معیار مخالفت و موافقت با «مقام معظم رهبری» و«رهبری عقیدتی» و«رهبری انقلاب نوین»!! سنجیده می شود و بس!. شما که هنوز به قدرت نرسیده چنین برخوردی با مخالفین و منتقدین دارید و در اوجش در تهدید آنان به قتل توسط شخص رجوی در پیام دو سال پیشش تجسم یافت؛ پس در صورت دست یافتن به حاکمیت و قدرت موهومی که رجوی به قیمت نابود ساختن یک نسل در خدمت به ارتجاع به آن چشم دوخت ولی ناکام ماند؛ با ملت ایران چه می کردید؟! 

تو اگر نویسندۀ اهل استدلال و منطق هستی و نه لمپن و اهل دشنام و ناسزا و حرف مفت؛ بفرما یک مدرک و دلیل و سند معقول و مقبول و همه فهم ذکر بکن و بنویس با زمان و مکان و اسامی مستند و یا اگر عکس و نوشته است منتشر کن تا ثابت بکنی خواهرت عامل اطلاعات رژیم در فرانسه است و یا از خودش چیزی ندارد و همه اش را اطلاعات رژیم بهش دیکته می کند!!! آیا واقعا مرغ پخته هم از این حرف خنده اش نمی گیرد؟! آخر توی به اصطلاح مجاهد سیاسی نویسنده و و.. هزار ادعای نابجای دیگر این قدر شعور نداری که داری اطلاعات رژیم را قوی تر و باسوادتر و مسلط تر به همه عالم و آدم نشان می دهی و خواهر عاقل و بالغت را بعد از دهها سال در سازمان و در سیاست و اهل قلم ونویسندگی بودن این قدر تحقیر و توهین می کنی و نه تنها به سازمان خودت بلکه به همۀ شخصیت انسانی با آن دشنامهای تکراری با کلمات بی ربط(حیوان لیبرتی!!! تو محصول وحشی لیبرتی هستی که به جان و روان خواهرت با آن کلمات زشت افتاده ای یا خواهرت که اصلا رنگ لیبرتی را هم ندیده؟!!!) و در عین حال تهوع آور و ترمهای خاص خودت و شایستۀ خودت که دیگر واقعا چندش آور شده اند تف می اندازی بله اول هم داری با این حرفها خودت و سازمانت و رهبری ات را تف مال و لجن مال و تخریب می کنی و خوب هم در این کار موفق هستی این را یقین بکن ولی هیچکس با این لجن نامه هایت بویژه خواهرت خانم عاطفه اقبال خراب نمی شود و گردی به چهرۀ محبوبش در میان خانواده های نگران مجاهدین نمی نشیند.

 خانم اقبال از همان اولین سال تأسیس کمپین انتقال نه یک بار بلکه چندین بار اسامی صدها عضو کمپین را رسما منتشر کرده است و حتی به صورت الفبایی و این را همه می دانند و تنها تو و پسرت که مثل دیگر اسرای فرقه در آن موقع محبوس زندان رجوی ساختۀ لیبرتی بودید و به جز به فرموده و فرمایشی حق خواندن هیچ نوشته ای را در انترنت نداشتید از آن اطلاع ندارید و الا چنین دروغ آشکاری را می دانستی که به سود خودت نیست و نمی نوشتی.

این هم شد حرف که خانم اقبال چرا برداشته یک مقالۀ فلانی را از یک نشریۀ دیگر منتشر کرده؟ آقای نویسنده و سیاستمدار محترم اگر حرف داری روی محتوای مقاله داشته باش نه نویسنده هرکس است اصلا شیطان اکبر و اصغر است آیا درست نوشته یا غلط؟ یعنی واقعا خودت نمی دانی و سازمانت را نمی شناسی که «مجاهدین نفرات انتقالی جدید به آلبانی را ایزوله و کنترل می کنند… و بیرون از دسترس مقامات آلبانی قرار می دهند. آنها آزاد نیستند که مثل یک شهروند آزاد در آلبانی باشند»؟؟ یا خودت را به کوچۀ «چپ نمایی» سابق رجوی می زنی؟ هر کس چند روزی با فرقۀ رجوی زندگی کند این وضعیت را به خوبی می داند. مگر خود تو و پسرت در همین فرانسه آزاد هستید؟ مگر همیشه تحت کنترل و ایزوله حتی از خانواده تان نیستید؟ تا چه رسد به یک کشور بسته مثل آلبانی.

مگر خودت در بغداد در حدود سالهای 72 یا 73 که در پایگاه سیفی بودیم (جهت اطلاع خواننده من و آقای محمد اقبال بیست سال حد اقل در فرانسه و عراق و بیشتر در عراق در یک اتاق و با هم برای سازمان کار سیاسی و مطبوعاتی کرده ایم) به من مگر نگفتی (عین جملات خودت است و من هیچوقت فراموش نمی کنم) که: «غلام من هیچوقت در عمرم به صورت جدی و واقعی و از ته دل آرزوی مرگ نکرده بودم ولی الآن واقعا و جدی و از ته دل آرزوی مرگ دارم»، چرا؟ هر دو داخل تشکیلات سازمان بودیم و بویژه ما بخشهای سیاسی و روابط هیچگونه مشکل مادی و کم و کسری در راحتی و خورد و خوراکمان نداشتیم .

 چرا این حرف را می زدی؟ مگر دلیلی جز رها شدن از فشارهای روحی و روانی و تحقیرها و ناسزاها که در نشستهای عملیات جاری و دیگ و دیگچه ها بر من و تو و ما جلوی دیگران وارد می کردند داشت؟ خوب یادم است که این حرف را دو روز بعد از توهینهایی بود که مهناز میمنت مسئول آن موقع روابط در نشستمان به تو کرد و تو به حق نشست را برهم زدی و فریاد به حق کردی که من اصلا نمی دانم در این سازمان چیستم و چه موقعیتی دارم؟ یعنی بهت می گفتند که عضو هم نیستی چون شورایی هستی ولی ایدئولوژیک مجاهدی و از هر طرف با همۀ کار شبانه روزیت مثل همه مان فحش می خوردی و می خوردیم. بعد هم با ترفندهای تشکیلاتی ثابت مجبورت کردند در نشست فردایش توبه کنی و «غلط کردم» (با همین عبارت) بگوییکه معلوم است تبعات روانی این برخورد آرامت نمی گذاشت و زنده بودن و نفس کشیدن را هم برایت تلخ و دردناک کرده بود که می خواستی از آن راحت ور ها بشوی. آیا این آزاد گذاشتن بود؟؟!!!

خودت خوب می دانی که خواهرت عاطفه نمی گوید همۀ افراد مجاهدین خودشان فکر داعشی دارند می گوید این رهبری شان است که همان افکار ارتجاعی داعش را در رابطه با خانواده به آنها القا می کند. مگر با خود تو با هم در آن نشست رجوی که از مخفیگاه امنش برایمان با صدای خودش صحبت می کرد نبودیم که در سال 89 در اشرف در مورد خانواده ها که دم در اشرف آمده بودند گفت: هر سگ و گربه ای هم پدر و مادر دارد، سگ و گربه که بزرگ شدند مگر می شناسند پدرشان و مادرشان کدام سگ یا گربه است؟ اصلا دنبال پدر و مادر می روند؟! یعنی ارتجاع تا این حد که از انسان توقع دارد مثل حیوان بشود و علاوه بر آن خودش هم اعتراف می کرد که آنها واقعا خانواده های افراد هستند وافراد به آنها عاطفه دارند و احتمال رفتن افرادی برای دیدار با پدر و مادرهایشان که صدای فریادهای جگر خراششان را می شنیدند وجود داردولی حالا می گویید اصلا خانواده نیستند همه آن پیرمردها و پیرنان هفتاد هشتاد ساله اعضای سپاه قدس و اطلاعات رژیم هستند که آمده اند لیبرتی را شناسایی بکنند بعد هم فرزندانشان را بکشند!!! در حالیکه اصلا نمی دانند لیبرتی کجای عراق قرار دارد و با راهنمایی عراقیان که خودشان لیبرتی را به شما داده اند و جای جایشان را بهتر از خود شما می شناسند و همۀ حرکاتتان را هم طبق اعلام خود سازمان با دوربینهای قوی زیر نظر دارند به آنجا آمده اند.

تو یک کلمه بگو رهبری فرقه تان از چه می ترسد که افرادش را نمی گذارد با خانواده هایشان دم در مقر سازمان دیدار کنند و برگردند به مقر؟؟ از یک تلفن و شنیدن یک حرف بیرون از سازمان هم می ترسند که تحت تأثیر قرارش بدهند؟ به به عجب «انقلاب کرده هایی»؟. همین خواهرت خانم اقبال خیلی خوب یک بار نوشته بود که اگر شما به مجاهد «گوهر بی بدیل» اعتماد دارید چرا می ترسید با خانواده اش حتی اگر عضو وزارت اطلاعات و آخوند باشد دیدار و بحث و صحبت کند و روی انها تأثیر بگذارد پس معلوم است از تآثیر آنها روی او می ترسید؟ این است تولید سازمان و رجوی و به اصطلاح «انقلاب درونی» اش بعد از سی سال؟!!.

دختر من مونا که یک نامه اش را در اتاق کارمان در اشرف در سال 84 دادم تو خودت خواندی و به شدت متأثر شدی و گفتی این بچه با این نوشته اش اشک مرا در آورد اطلاعاتی است؟؟!! او و همسرش که هر دو کار آزاد دارند و حتی برخلاف میلیونها ایرانی که از دولت حقوق می گیرند و سازمانتان بحق آنها را تشویق به گرفتن حقوق بیشتر هم می کند اصلا حقوق گیر دولت نیستند کجا می توانند اطلاعاتی باشند؟ در حالیکه بعد از بارها دستگیری و اذیتش توسط گشتهای مختلف رژیم به علت کمی عقب بودن روسری اش در عراق خودش را آزاد دیده و رو سری اش را جلوی در لیبرتی در انتظار خواهرش برداشته و همپالگی های شما عکس او و همسرش را در همین حال برداشته و منتشرش کرده اید و می گویید اینها مأموران اطلاعات رژیم هستند (با بریدن عکسهای مسئولان کمیساریا و سازمان ملل که مشغول صحبت باآنها بودند).

خانواده های مجاهدین که در ایران زندگی می کنند مگر با چه امکاناتی جز امکانات رژیم که در حقیقت امکانات ملت ایران می باشد می توانند (مثل تمام مردم ایران) به عراق و به دم درب لیبرتی با آنهمه کنترل بروند؟ مگر ما وقتی زندانی سیاسی زمان شاه بودیم و خانواده های مان را پاسبانهای شاه می آورند پشت میله ها کدام سازمان سیاسی و رهبران آنها می گفتند با خانواده ملاقات نکنید؟!!

در مورد آن 400 نفر از خانواده ها که سازمانتان ادعا کرده در خارج خواستار دیدار با عزیرانشان در لیبرتی هستند ولی عراق ویزا و راه نمی دهد چرا به جای دشنام و تهمت و ناسزا و تمسخر و دروغ جواب خواهرت را نداده ای؟ برای اینکه جواب نداری. آقا جان او می گوید چرا اسامی و اعضای خانواده ها را که در خارج هستند و زیر تیغ رژیم هم نیستند و در حالیکه اسامی افراد و شخصیتهای حامی خودتان را همیشه لیست کرده و اعلام می کنید اعلام نمی کنید؟ این را خودت هم خوب می دانی که کسی نمی پذیرد که بگویی من امضاها را دیده ام. خوب هر عاقلی می پرسد چرا منتشر نمی کنید؟

وانگهی آیا دقیقا همین تعداد خانواده از خانواده های لیبرتی در خارج هستند و دنبال دیدار با عزیرانشان می باشند یعنی 401 نفر نیستند؟؟!! اقلا مثل ترفند بخش روابط ما در اشرف که بیانیه های سه میلیون عراقی و پنج میلیون عراقی را رحمان و معصومه ملک بحث می کردند که خوب نیست عدد تمام باشد باید یک دو سه صدی کم یا زیاد بکنیم که باور بکنند بعد با آنکه با عنوان سه میلیون و پنج میلیون به من برای ترجمه!! به عربی برای انتشار به اسم عربها!! می دادند یعنی هنوز ترجمه نشده تعداد امضا کنندگان مشخص بود!! یهو میدیدیم یکی شد دو میلیون و هشتصد هزار (معروف به بیانیۀ دو و هشت) و دیگری شد پنج میلیون و دویست هزار!! اقلا شما می نوشتید مثلا 392 نفر از خانواده ها یا 402 نفر!! معلوم است که تجربۀ روابط را که تو خوب در جریانش بودی وقتی به فرانسه آمدی خوب به دست اندکاران بخش تقلبات اور که قبل از تو آمده بودند منتقل نکرده ای!!! وانگهی عراق می گویید ویزا نمیدهد آلبانی چطور آیا آلبانی هم ویزا نمی دهد و دولتش وابسته به رژیم آخوندی است؟!!

یعنی آیا یکی از این 400 نفر خانوادۀ خارجه نشین هیچ عضوی از خانواده شان در میان آن هزار نفر که به آلبانی منتقل شده اند نیست؟ بفرمایید یک نمونه نشان بدهید که یک نفر از این خانواده های تشکیلاتی شما که عین حرفهای روز و خط مشخص شدۀ سازمان را می زنند و به جای اینکه خواستار انتقال از جهنم مرگ عراق به کشور ثالث شوند خواستار ماندن عزیزانشان در جهنم عراق یعنی کشته شدن می شوند ( و الا چه کسی نمی داند در عراق جنگ زده و بحران زده تأمین امنیت حتی برای مردم خودشان امکان پذیر نیست) به آلبانی رفته باشند و با عزیزشان دیدار کرده باشند یا یک نفرشان بگویید فلان ساعت و فلان روز به فلان سفارت خانۀ عراق مراجعه کرد ولی ویزا بهش ندادند. کجا عراق اعلام کرده که به ایرانیان خارج برای رفتن به عراق و زیارت عتبات ویزا نمی دهیم؟ مگر نمی شود به بهانۀ زیارت عتبات رفت عراق و خواستار دیدار با فرزند در لیبرتی شد؟ مگر کی عراق گفته خانواده باید ضد فرقه رجوی باشد نه موافق آن؟! بله شما اصلا حتی به خانواده های تشکیلاتی خودتان هم اعتماد ندارید و می ترسید دست فرزندشان را بگیرند و با خودشان به خارجه و به خانه شان ببرند.

و در آخر در مورد منبع مالی واقعی سازمان (فرقۀ رجوی( بگویم: آقا محمد اقبال (عارف جان) من و تو عمری در روابط خارجی سازمان بودیم و کار کردیم می دانیم که تمام این کمک گیریهای مردمی!! از خارجی و ایرانی و جمع آوری پول مثل همیاری سیمایی یا کار مالی اجتماعی یا توسل به این گونه ترفندهای تبلیغاتی همان گونه که خانم اقبال نوشته هدفی جز پوشاندن و تحریف اذهان از منبع دلارهای میلیاردی صدام داده از پول نفت عراق که هنوز هم با سرمایه گذاریهایی انبوه دلار و یورو برای مریم قجر می زاید ندارند. اگر هم تو به علت اینکه کمتر از من در کار ترجمه از فارسی به عربی بودی اطلاع از این بذل و بخششهای صدام حسین نداشتی اینجانب به عنوان مترجم ارشد سازمان در عراق و مترجم نامه های شخص رجوی به صدام و چک ترجمۀ گزارشها و صورت جلسه های ملاقات؛ درخواستهای رجوی مبنی بر اضافه کردن سهمیۀ کوپنهای نفت در هر سال را خودم ترجمه می کردم و یا در جریان قرار می گرفتمکه بعد از آخرین دیدار رجوی با صدام در شهریور سال 79 به روزی صد هزار بشکه یعنی در ماه سه میلیون بشکه برای فروش در بازارهای جهانی (به صورت کوپن) افزایش یافت علاوه بر میلیون میلیون بشکه در هر بار که عراقیها اضافه تولید بر یادداشت تفاهم نفت در مقابل غدا و دارو که با سازمان ملل امضا شده بود داشتند و به رجوی تقدیم می کردند. و در مهر سال 81 نیز شش ماه قبل از شروع جنگ شاهد بودم که هیجده میلیون بشکه سهمیۀ شش ماه را یکجا گرفتند. علاوه بر کمکها و امدادهای غیبی و حضوری دیگر اربابان رجوی مانند عربستان و قطر و اسرائیل و آمریکا اندکی قبل و سالها هم بعد از صدام به فرقه تان که با تسلیت مریم قجر در سوگ ملک عبد الله و تعریف و تمجیدش از «ارتجاع عرب» سابق! و «پرده دار کعبه» و «خادم الحرمین» لاحق! و پدرخواندۀ فکری و مالی و تسلیحاتی داعش مهر خورد و به اثبات رسید و همگان از زبان اشهد مریم قجر شنیدند که چگونه از پوشش خوب و مقدس! دلارهای نفتی پیچیده شده در «تکه ای از پردۀ کعبه» اهدایی ملک عبد الله به «آقای مسعود رجوی رهبر مقاومت ایران»!!! سپاسگزاری کرده و شکر نعمت اربابان جدید را بجا آورددرست در تقلید از سپاسگزاریهای همسر همیشۀ فراری و به غیبت کبری رفته اش مسعود رجوی از «صاحبخانۀ جدید» عراق یعنی آمریکا به توصیف خودش در پیامی به ما در اشرف در همان سال نخست اشغال عراق که انبوهی تناقضات ذهنی در میان افراد به بار آورد که در گزارشهای عملیات جاری خود نوشتند : گفتم چطوری برادر اشغالگر یک کشور را صاحبخانه توصیف می کند؟!!.

بله آقای عارف خان!! آیا فهمیدی و یادت آمد که چه کسانی «پشت ما را خاراندند»؟ و پشتیبان و «پشت خار» اصلی و بزرگ سالهای ما در عراق کی بود؟ آیا آنهمه اسلحه و تانک و توپ و مهمات که خود رجوی در آخرین نشستش به ما در اشرف گفت تا دلتان بخواهد سید الرئیس یعنی صدام حسین از آنها به ما داده است و تمام آن سلاحهای مردم و کشور عراق را خیانتکارانه و با افتخار تسلیم اشغالگران عراق و دشمنان مردم عراق کرد و بعد هم چون سنبه پر زور بود گفت و توجیه کرد که «برای حفظ شما دامن هم می پوشیم»!! ولی بعد در برابر عراقیها آنهمه را از مجاهدین به کشتن داد!! و قبل از آن هم خودت در مانورهای اشرف شاهد بودیو انبوهی کمک آموزشی دولت صدام حسین به صورت مربی های ارتش عراق را که خودت کلاسهای درسشان را برای «رزمندگان ارتش آزادیبخش» ترجمه می کردی و سه هزار افسر و درجه دار و سرباز عراقی را صدام از ارتش خودش تمام وقت در خدمت ما در آورده بود (از تیراژ نشریۀ مجاهد عربی که من و تو با هم فقط برای نظامیان عراقی در خدمت مجاهدین در می آوردیم معلوم بود) آیا همۀ اینها «ناخنهای انگشت» خودمان بودند؟!! تا پشتمان را بخارانند؟!! کاش همان انگشتهای عربی عراقی صدامی اقلا پشتمان را تا آخر می خاراندند و پشت ما را در عملیات شکست فضاحت بار فروغ علیرغم وعده های خودشان خالی نمی کردند و بعدها هم راه عملیات را با زیر پا نهادن منافع ملی خودشان! که امید و توقع بیهودۀ همیشۀ رجوی از بیگانه ها چه عراق و چه آمریکا بود به رویمان باز می گذاردند اما در حالیکه مطلقا انگشتانمان بعد از فروغ آب دوغ رجوی به پشتمان نمی رسید که بخاراندش ارباب بزرگ رجوی، آمریکا از راه رسید و بلافاصله تمام ناخنهای ما را یعنی سلاحهای صدامی را (عجب ناخنی که حتی آن هم مال ما نبود که پشتمان را بخاریم!!!) گرفتو انگشتانمان را قلم کرد و یک تعهد گرفت که «خشونت موقوف» که رهبری عقیدتی (ولایت فقیه رجوی) دستور داد همیشه در جیبمان داشته باشیم و بعد هم گفت: تا آخر تعیین تکلیف وضعیت و استاتوی نهایی تان من خودم پشتتان را هر جا باشید و تا هر وقت منافع خودم در استفاده از شما به عنوان برگ بازی ایجاب می کند می خارانم و شما دیگر نیازی به ناخن ندارید. حالا ببینیم بعد از عراق در آلبانی چقدر پشت «رزمندگان لشکر (پناهجوی!!) فدائی ارتش آزادی»!! و «مؤسسان چهارم ارتش»!! شیران بی یال و دم و اشکم را و تا چه زمانی خواهد خاراند؟! باید به رجوی گفت: آش و تا مرگ به همین خیال باش!!.

جوابهایم تمام اما خطاب به نوچه ها و رباتهای رجوی از جمله محمد اقبال می گویم اگر ادعای درست آزادی و آزاد بودن در اندیشه و تفکر و نوشتن و جواب منطقی و مستدل دادن دارید بفرمایید این گوی و این میدان به تک تک نوشته های من به همین میزان و هر چقدر هم خواستید بیشتر پاسخ معقول و منطقی و مستدل بدهید آن هم مثل من با نام و عکس و پروفیل علنی و واقعی تان نه فحش و ناسزا و تهمت و مقایسه و تشبیه و تمسخر که از هر کودکی و هر لمپن و چالواداری و هر بیسوادی هم بر می آید آن هم با اسمهای ساختگی و چهره های پنهان!!.

 حسین نژاد (غلام) – پاریس

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.