ملاقات با نخست وزیر هلند آقای مارک روته در جریان کنگره سالانه حزب اتحاد احزاب لیبرال اتحادیه اروپا (آلده پارتی) در آمستردام. طی ملاقات ضمن معرفی خودو فرقه رجوی و نقض شدید حقوق بشر توسط این فرقه در آلبانی تشریح شد.
چرا در ایران، نیت شیطانی، زود به تجاوز منجر میشود؟
محمد مطهری در یادداشتی نوشت:
از دختر دبستانی روستایی فقط کفشهایش پیدا شده بود. چندی بعد جنازه خفه شده او پس از تعرض نیز یافت شد. متجاوز و قاتل که بود؟ مردی متأهل! او شرح ماجرا را چنین خلاصه کرد: دخترک را تنها دیدم، نیتی شیطانی به ذهنم رسید، نیت خود را عملی کردم!
چگونه است که دیدن یک دختربچه هفت ساله با مانتو و مقنعه مدرسه، آنهم توسط یک فرد متأهل، نیت شیطانی تجاوز را پدید میآورد و مهمتر اینکه چگونه است که در ایران این نیتهای پلید شیطانی زود به مرحله عمل میرسد؟
اگر قرار باشد نیت شیطانی اینقدر سریع ایجاد شده و به مرحله عمل برسد، در کشورهای غربی که استخرها مختلط، مشروب فروشیها در دسترس، تابلوهای نیمه عریان در مقابل و فیلمهای شهوت انگیز تلویزیون در دید همگان است، باید روزانه دههاهزار نفر مورد تعرض قرار گیرند.
اعتراف سه قسمتی قاتل دخترک روستایی، بارها و بارها توسط متجاوزان – که اتفاقا اکثر آنان متأهل بوده و یا روابطی از نوع دیگر داشته و هیچ مشکلی برای ارضای جنسی خود ندارند – تکرار میشود.
پاسخ عنوان این مقاله که «چرا در ایران نیت شیطانی اینقدر زود به تجاوز منجر میشود؟» در این نکته است که این جمله سه قسمتی (دخترک را تنها دیدم، نیتی شیطانی به ذهنم رسید، نیت خود را عملی کردم) در حقیقت جملهای چهار قسمتی است: دخترک را تنها دیدم، نیتی شیطانی به ذهنم رسید، «دیدم انگار در این مملکت کسی به کسی نیست»، نیت خود را عملی کردم!
کشورهای غربی برای کاهش جنایات و تعرضها تلاش فراوانی میکنند تا این جمله مقدر و محذوف در اذهان شکل نگیرد. آنان با در اختیار گرفتن درست قدرت رسانهای، به هر نافهمی فهماندهاند که در این شهر نسبت به جرمهای خشن، به ویژه نسبت به کودکان و دختران حساسیت زیادی وجود دارد و «کسی به کسی هست». وقتی دختر ده سالهای به نام هولی جونز در کانادا ناپدید شد، به مدت دو روز «خبر اول» تمام شبکههای مهم خبری این کشور بود.
ما چه میکنیم؟ فورا اینگونه اخبار را پنهان میکنیم تا زمان دستگیری مجرم. پس از دستگیری مجرمان، اگر بر حسب اتفاق خبرنگاری از مجازات مجرم مطلع شود در چند سایت این خبر منتشر میشود. نهایت جدیت ما آن است که در عصر رسانه، مجرم را معمولا چند سال پس از وقوع حادثه با حضور چند صد نفر اعدام میکنیم و تصور میکنیم همه مجرمان ترسیدند در حالی که اکثریت آنان اساسا از آن مطلع نمیشوند.
قطعا اگر قرار بود غربیها به روش ما عمل کنند آمار جرم و تعرض و جنایت در غرب چندین و بلکه دهها برابر رقم فعلی بود. آیا غربیها که روحیه لذت گرایی در میانشان موج میزند کمبود عقلی دارند که با پخش این گونه اخبار خشونت آمیز، آنهم گاهی در صدر اخبار، خاطر مردم خود را مکدر و آنان را نگران میکنند؟ آیا از کم شعوری آنهاست که برنامههای مهم تلویزیونی را قطع کرده و تعقیب و گریز یک مجرم را به طور زنده پخش میکنند؟
اتفاقا غربیها در این موارد بسیار عاقلانه عمل میکنند چون میدانند مساله اصلی، دستگیری مجرم نیست، بلکه فهماندن این امر به مجرمان بعدی است که اینجا شهر است نه جنگل، و ربودن یک کودک و یا تعرض به او یعنی مواجهه با کل حکومت و مردم.
در ایران ما، وقتی یک جانی به یک دختر تعرض میکند حداکثر خود را با یک خانواده، طرف میبیند که به راحتی با تهدیدهایی مانند پخش فیلم تعرض و یا تجاوز به عضو دیگر خانواده، آنان را از شکایت منصرف میکند. ولی در غرب کودک از جامعه ربوده میشود نه از خانواده؛ و جانی میداند از فردا جنایت او مورد توجه همه رسانه هاست و انصراف شاکی خصوصی تأثیری ندارد.
اینجاست که در کشورهای غربی به رغم در دسترس بودن شراب و اختلاط و مناظر شهوت انگیز، به خاطر رعبی که در دل مجرمان احتمالی آینده ایجاد میشود، میان نیت شیطانی و محقق ساختن آن نیت، تا حد مقدور فاصله میافتد.




































































