واکـاوی مـزدوری! سلطانی، خـدابنده، عـزتی، حسینی، یغـمایی، کـریمدادی، مصــداقی و پورحسین، منتقدین فرقه مافیایی رجوی. نقد آتشبیاران معرکه مشترک رجوی و سایت رهیافتگان

داود باقروند ارشد عضو علیرتبه سابق مجاهدین و شورای ملی مقاومت

محمدرضا روحانی مسئول مستعفی کمیسیون امور ملیتهای شورای ملی مقاومت: مسعود رجوی، ودرخواست اعدام امیر انتظام،حکم اعدام علی زرکش و مهدی افتخاری، دشنام به شاملو ،مرضیه ‌وتهدید جدا شدگان پناهنده در خارج کشور

محمدرضا روحانی مسئول مستعفی کمیسیون امور ملیتهای شورای ملی مقاومت: مسعود رجوی، ودرخواست اعدام امیر انتظام،حکم اعدام علی زرکش و مهدی افتخاری، دشنام به شاملو ،مرضیه ‌وتهدید جدا شدگان پناهنده در خارج کشور

تقدیم به امیروفا یغمایی که مسعودرجوی مادرش را جلو چشمانش ذبح کرد

مبارزه با رژیم یا فروپاشی درونی فرقه ای داعشی که میلیتاریسیم جهانی برای ایران تدارک دیده است

چرا رجوی نیاز دارد درخواست دیدار با اعضای در اسارتش را به نبرد دین بین فو تعبیر کند؟

افشای حقایق پشت پرده ضدیت با خانواده با اسناد سازمانی توسط داود باقروندارشد از مسئولین خانوادهها در مجاهدین

گسترش وطن فروشی در خارج کشور به سرکردگی رهبر همه وطن فروشان و دشمنان ایران

حمایت از تحریم و حمله نظامی به ایران خیانت به مردم و فاصله گرفتن آشکار از ایران و ایرانی

تحلیل طوفانِ سراسریِ جورج فلوید در آمریکا -داود باقروند ارشد

پایه اجتماعی فرقه رجوی (آمریکای نئوکانها) درحال فروپاشی است و رجوی برای صدمین بار بیگانه پرستیش به گل نشسته است

پربیننده ترین ها

ملاقات با نخست وزیر هلند آقای مارک روته در جریان کنگره سالانه حزب اتحاد احزاب لیبرال اتحادیه اروپا (آلده پارتی) در آمستردام. طی ملاقات ضمن معرفی خودو فرقه رجوی و نقض شدید حقوق بشر توسط این فرقه در آلبانی تشریح شد.

ملاقات با آقای گای فرهوفشتادت عضو پارلمان اروپا و رهبر فراکسیون لیبرالهای اتحادیه اروپا از سیاستمداران عالی و افشای همه ترفندهای فریب فرقه رجوی در زمینه ماهیت این فرقه و فشارها و توطئه هایی که علیه جدا شدگان اعمال میکند.

بنابه دعوت یو ان واچ جنبش نه به تروریسم و فرقه ها در نشست سالیانه حقوق بشر و دمکراسی شرکت کرد. خانم دکتر هشترودی بنا به دعوت جنبش نه به تروریسم وفرقه ها در این نشست شرکت کردند که حضور ایشان باعث خوشحالی جنبش نه به تروریسم و فرقه ها گردید. ایشان ضمن حضورفعالشان در نشست با اعضای عالیرتبه شرکت کننده در جلسه به بحث و گفتگو پرداختند. ازجمله با وزیر سابق دادگستری و عضو پارلمان کانادا آقای ایروین کولتر و از بنیانگذاران یوان هیومن راتس واچ مفصلا به بحث پرداختند. این کنفرانس سالیانه جهت شنیدن گزارشات قربانیان حقوق بشربرگزار میشود. در همین رابطه آقای داود ارشد رئیس جنبش نه به تروریسم و فرقه ها سخنانی بشرح زیر ایراد کردند:

درملاقات با دکترورنر هویر به اطلاع ایشان رسید که: فرقه رجوی در حال تدارک دیدن یک زندان ابدی موسوم به اشرف 3 در ‏محلی دورافتاده میباشد. این محل یک پایگاه نظامی متروکه آمریکایی می باشد با یک فرودگاه و یک سکوی هلی برد کوچک و ‏بخشی از سیستم های داخلی آن مستقیما از آمریکا آورده شده و نصب گردیده اند. از ایشان استمداد کمک شد. ‏

ملاقات با همسر نرگس محمدی در مقر ملل متحد ژنو-------آقای داود ارشد و خانم دکتر هشترودی با همسر نرگس محمدی در این ملاقات آقای تقی رحمانی همسر نرگس محمدی که خودشان نیز چندین نوبت زندان بوده اند از نقض حقوق بشر در ایران گزارشی به کنفرانس ارائه کردند و از تناقضات موجود در سیستم قضایی ایران در جریان محاکمه نسرین محمدی بطور مفصل و جامع سخن گفتند.خانم دکتر هشترودی و آقای مهندس ارشد با ایشان ابراز همدردی کردند و جزئیات بیشتری از موارد نقض حقوق بشر در فرقه تروریستی رجوی که در آن فعال بوده است را برای آقای تقی رحمانی تشریح نمودند.

دادخواهی علیه برده داری پناهجویان در تیرانا همچو لیبی توسط فرقه رجوی در دیدار آقای ارشد با نخست وزیران هلند و اسلووانیا

ملاقات با رهبر حزب دمکراتهای آزاد آلمان (اف پ د) آقای کریستین لیندنر در جریان کنگره سه روزه احزاب لیبرال اروپا در آمرستردام هلند. افشای جنایات فرقه رجوی علیه اعضا و جدا شدگان

آقای ارشد در مورد ادعای فرقه رجوی و حامیانش گفتند چند شاخص آشکار وجود دارد. چرا متحدین آنها بویژه آقای دکتر بنی صدر با پیش بینی سرنوشت آنها در عراق از آنها جدا شدند؟ چرا هیچ ایرانی چه مردمی چه سیاسیون در مراسم آنها شرکت نمیکنند؟ چرا این تشکیلات مجبور است جهت گردهمآیی هایش سیاهی لشکر کرایه کند؟ چرا این تشکیلات در ترس از مردم ایران اجازه نمیدهد با اعضایش درارتباط قراربگیرند؟ چرا ارتباط اعضایش را با جهان قطع میکند؟ چرا تمامی تحلیلگران برحقیقت نفرت مردم از این تشکیلات بدلیل همکاری با صدام را تاکید میکنند؟ چرا باید رجوی در داخل تشکیلاتش زندان و شکنجه برای اعضای خودش راه بیندازد؟ چرا مجبور است برای دریافت حمایت سیاسی هرچند بی ارزش منافع مردم ایران را به کسانیکه خود به کشتن آنها افتخار میکرده است بفروشد و حتی برای چند دقیقه سخنرانی آنها دهها هزار دلار بپردازد؟ چرا حتی عربستان حامی سیاسی و مالی آنها ارزیابیشان از آنها این استکه “هیچ جایگاهی در میان مردم ایران ندارند”؟ چرا در همین پارلمان اعضای سابق منتقدش را بقصد کشت میزند؟ چرا هر منتقدی ایرانی و حتی غیره ایرانی را جاسوس و مزدور رژیم!! میخواند؟ آیا بخاطر همین چرا ها نیست که: وقتی مردم ایران در سراسر کشور جهت خواسته هایشان دست به تظاهرات و اعتراض میزنند هیچ اسمی از آنها نمیآورند؟ آیا این مسئله پیامش غیر از این است که: مردم ایران رژیم حاضر را صد بار به فرقه رجوی ترجیح میدهند. و “تنها آلترناتیو دمکراتیک” جوکی بیش نیست.

خانم دکتر فریبا هشترودی: با یقین میگویم که مجاهدین شکنجه میکنند…. هشترودی1سرکار خانم دکتر فریبا هشترودی یکی از برجسته ترین زنان ایرانی جزء افتخارات ایرانیان در فرانسه، نویسنده و خبرنگار و فعال سیاسی که سابقا عضو شورای ملی مقاومت ایران بوده است که باید ایشان را بیشتر شناخت با علم یقینی در مورد فرقه تروریستی رجوی از درون آن سخن میگوید. وقتی به عمق پوسیدگی تشکل رجوی پی بردم جدا شدم بله

بیانیه 14 تن

بیانیه 14 تن

نیروی خارج کشور چه میخواهد ‏و بیانیه 14 تن

مقالات پربیننده

فرقه ها در میان ما

دانش علمی شناخت و تمیزدادن فرقه از تشکل سیاسی

بدون شناخت علمی از فرقه های خطرناک تحلیل عملکردهای فرقه رجوی و اثرات بشدت مخرب آن بر اعضا و جداشدگان و خلاص شدن از فشارهای شکنجه گونه روانی مغزشویی های چندین دهساله غیرممکن است

خانم آناگومز نماینده پارلمان اروپا خواستار اخراج فرقه رجوی شد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت دوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی امروز باید گفت آنچه را که فردا گفتنش دیر است

قسمت دوم: گفت و شنود با فرشته هدایتی: افشاگریهای فرشته هدایتی در مورد فرقه رجوی

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

آخرین پست ها

سیامک نادری مرگهای مشکوک فرقه رجوی را افشا میکند

کشتن و سربه نیست کردنهای فرقه رجوی

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

فعالیت های ما در تصویر

افشای پولشویی های فرقه رجوی

 

فرقه رجوی، عدم تبدیل به مزرعه حیوانات دلایل شکستهای مسعود رجوی

بقلم داود باقروند ارشد

درهمه مذاهب و نحله های فکری و فلسفی بالاترین ارزش در جهان را در خدا و “انسان” و “حیات انسانی” مخلوقِ آن خدا و (در فلسفه مادی) بطور مشخص در خود انسان میدانند. از طرفی نیز صرف حیات بخودی خود درمیان انسانها جایگاه و ارزشی ندارد. همانگونه که در رویکرد انسان به “حیات حیوانی” بروشنی میتوان مشاهده کرد که برای بقاء انسان بعنوان خوراک روزانه، میلیونها “حیات حیوانی” قربانی میشود.

بی ارزشی و یا بی مقداری “حیات حیوانی” در حاکم بودن جبرمطلق بر آن است.  در بی تضاد بودن آن در یکسان بودنش برای همه حیوانات از نوع خودش و در وحدت و یگانگی از پیش تعین شده چنین حیاتی است. یعنی حیاتی که حامل آن حیات (حیوان) هیچ کنترل و دخل و تصرفی بر سمت و سوی محتوایی آن حیات نداشته و نمیتواند اعمال کند. حیاتی که از تولد تامرگش تماما از پیش تعین شده است. حیاتی عاری از تضاد و اختلاف عقیده، جهت گیریهای متفاوت، خواست و تمایلات گوناگون، دافعه و جاذبه های ناهمگون و متضاد و در نتیجه عاری از وجدان. ماهی نمیتواند تصمیم بگیرد که در خشکی زندگی کند، توان تغییر شرایط حاکم برخودش (زندگی دریایی) را ندارد. گوسفند نمیتواند شرایط خود را نسبت به گرگ تغییر دهد، گرگ نمیتواند با گوسفند در صلح و صفا زندگی کند، مرغ نمیتواند تخم نگذارد، نمیتوانند خارج از غرایض زاد و ولد نکند.

 

 سرچشمه ارزش حیان انسانی 

حیات مورد احترام و دارای ارزش انسانی از زمانی شروع میشود که جانداری بنام آدم از میان بقیه حیوانات با خوردن میوه ممنوعه(یا در یک جهش تکاملی و زیست شناسانه)،  میتواند به “بهشت” یعنی به حیات از پیش تعیین شدگی و عاری ازتضاد پشت پا زده و وارد جهنم تضادها، اختلاف سلیقه ها، با اعتقادات به خداها، پیامبران، مسیرها، مدینه فاضله های مختلف و متضاد با دیگر آدمها که با این پشت پا زدن تبدیل به انسانها شده اند گردد. این تعریف و  برداشت برسمیت شناخته شده توسط بشریت است که چند میلیارد از آنها در جهان، مذهب و تفکر و ستایش، مناسبات، ارزشگذاریهای و دافعه ها و جاذبه هایشان را بر آن استوار کرده و جامعه ای متشکل از این انسانها را ساخته اند.

ازهمین روست که حیات انسانی بدلیل اینکه همه چیز به عهده خود او واگذار شده، هر انسان را نمونه متفاوت و متضاد با دیگری ساخته که هیچ شباهتی به دیگری ندارد. دنیای تضادها، اختلافها، تضاد منافع شخصی و گروهی، دنیای انتخابهای متضاد و مختلف، دیدگاههای و جهانبینی های مختلف، دافعه ها و جاذبه های مختلف است. و در یک کلام، توانسته از تک تک انسانها وجودی یگانه و بی همتای و صد در صد متفاوت با هر انسان دیگری بسازد. تاریخ حیات انسانی چندین هزار سال است که بر همین فلسفه و ارزشها استوار شده، خیر و شر ها بر آن اساس تعریف شده و میشود و امروزه بویژه در دنیای مدرن و در جهان پیشرفته انسانی در غرب  بعد از انقلاب کبیر فرانسه در قالب قوانین اساسی کشورها و اصول زندگانی اجتماعی انسانها پذیرفته شده و بکار میرود.

 

 وجدان یک شاخص عمده تفاوت حیوان و انسان  

وجدان انسانی پدیده ای است که بسیار مشخص و برجسته تر آنرا از حیوانات جدا میکند. وِجْدان به نیروی درونی در اندیشه هر کس که خوب و بدِ یک رفتار را با آن درمی‌یابد، گفته می‌شود. وجدان بینش یا داوری ای است؛ که در شناسایی درست از نادرست کمک می‌کند. داوری درباره رفتارها برپایه ارزش‌ها یا هنجارها (اصول و قواعد) است. از دید روانی، وجدان می تواند هنگام دست زدن هر کس به کارهای ناسازگار با رفتار درست، پشیمانی را در او برانگیزد و سرانجام به احساس درستکاری یا رستگاری به هنگام رها کردن چنین هنجارهایی بینجامد.

 

یکی از نمادهای امروزی پرکاربرد برای وجدان “روشنایی درونی” می‌باشد که مستمرا در حال تکامل و پیشرفت است. وجدان، یک مفهوم در قوانین کشوری و جهانی بر پایه شناخت از جهان به مانند یک چیز فراگیر و گسترده است، تا انگیزه ای برای نیکی و نیکوکاری مردم شود. وجدان زمینه بسیاری از نمونه‌های برجسته ادبیات، موسیقی و فیلم بوده‌است. امروزه وجدان زیست محیطی ایجاد شده، که قبلا چندان گسترده نبود.

 

همچنین وجدان را زیربنا و اساس یک زندگی نیکو وصحیح دانسته اند و روانشناسان نیروی پرقدرت وجدان را محور رفتارهای اخلاقی میدانند. وجدان سازنده رفتار هر فرد است گاهی اوقات هنگام انجام کاری ناسازگار حس عجیبی به انسان دست میدهد که در این مواقع میگویند فرد دچار عذاب وجدان شده است. رجوی در میان اعضای خود، امثال بابا (همه مردان و زنان اسیرش همچون حمید شاهرخیها، شهرزاد حاج سید جوادیها، سید کاشانی، حمید اسدیانها، عباس داوریها، مهدی ابریشمچی ها، محمد سادات دربند-عادل، و…) وجدان انسانی را نابود کرده است.  

 

بنابراین میتوان نتیجه گرفت که برسمیت نشناختن وجود و حیات یگانه هر انسان ریشه در نگاه حیوانی به حیات انسانی و انسان دارد، که سر منشاء سرکوب و زندان و شکنجه و قتل و کشتارهای صورت گرفته  در تاریخ بشری است.

 

 جامعه بی طبقه توحیدی مسعود رجوی یا مزرعه حیوانات  

از این روست که جامعه بی طلبقه توحیدی مسعودر رجوی که نمونه بغایت شکست خورده اش که با خشونت تمام در فرقه رجوی در عراق-قررگاه اشرف و حالا در آلبانی-اشرف 3 به اجرا گذشته شده در واقع تلاشی است برای ساختن مزرعه حیوانات از یک جامعه انسانی. مزرعه حیوانی که هرگونه اختلاف عقیده و فکر و احساس و عاطفه و نگرش و میل و سلیقه، مستقل و یگانه هر فرد ولی متفاوت با رجوی با وحشیانه ترین روشها سرکوب و نابود شده و میشوند، آنوقت  مسعود و مریم رجوی مدعی هستند چنین جامعه ای، جامعه است در نوک پیکان تکامل و تعالی انسان!!

مسعود رجوی برای تبدیل زندگی انسانی به حیات حیوانی از تئوری ذوب شدن همه انسانها در خودش استفاده میکند.  آنگونه که سالها چه خودش و چه مریم رجوی گفته اند و هزاران بار بزبان آورده اند و در کلاسها تدریس شده و فیلمهایش نیز در یوتیوب نیز دردسترس همگان است که:

 “همه انسانها و مجاهدین بعنوان پیشتازان آنها!! و مریم رجوی بعنوان پیشتاز مجاهدین!!، باید با سپردن جسم و روح و فکر و اندیشه، عشق، عاطفه، احساس، تمایلات حتی جنسی، خانوادگی، خویشاوندی، تنفر، و در صدر آنها “وجدان”  خود به رهبر عقیدتی (یعنی مسعود رجوی) به تعالی و به عناصر نوک پیکان تکامل دست بیابند”مغزشویی های مسعودرجوی ومریم رجوی

 

 

 چرا باید مجاهدین و انسانها به “حیوانیت ذوب در رهبری” تنزل یابند؟  

مسعودرجوی ازاسفند سال 1363 حصول چنین هدف والایی!! را ضرورت حیاتی تکامل نوع بشر،ایران و مجاهدین  برای پیروزی مسعود رجوی (و نه ایران و ایرانی) بر رژیم حاکم بر ایران معرفی میکند!!! در غیر اینصورت امکان سرنگون کردن رژیم وجود ندارد!!! یعنی رجوی وقتی میتواند بقدرت در ایران دست یابد که بتواند از مجاهدین و همه هواداران و مردم ایران حیواناتی بسازد که گوسفند وار بدنبال رجوی حرکت کنند. تا بعد بتواند به خیال خودش با تبدیل جهان به گوسفندان دنباله رو او امپریالیزم را نیز گردن بزند!!! از همین روی بود که شکست در سرنگونی سه ماه، یک ساله، سه ساله، سی ساله، و شکست فروغ جاویدان، و… تماما به گردن اعضای سازمانی است که مسعودرجوی ذوب شدنِ (تبدیل به حیوان و گوسفند دنباله رو شدن) آنها را خدشه دار میبیند. بنابراین بعد از هر شکست، مسعودرجوی، مجاهدین را زیر شلاق برای ذوب باز هم بیشتر میبرد. بندهای صدگانه انقلاب ایدئولژیک هم یعنی همین.

مسعود رجوی در شکست بزرگی که از مردم ایران خورده و او را از عرش اعلاء توهمات خودش و از نمایندگی خدا بر روی زمین به چاه باطل افکنده است، و از همین رو نیز از مردم ایران متنفر میباشد و صدها بار گفته و تبلیغ کرده که مردم ایران لایق او نیستند، جهت جبران این شکست و خارج شدن از چاه باطلی که در آن گرفتار است، کمر به تصحیح این اشتباه بزرگ خلقت بشری و تصحیح و با بازگشت به بهشت بی تضاد اولیه (دنیای حیوانی) بست. تا جائیکه بدنبال انقلاب ایدئولژیک سال 1363رسما اعلام کرده و میکند که:

 

همانگونه که حیوانات در قبال اعمالی که (که بدستور تکامل-خالق انسان از طریق غرایز از پیش تعین شده در آنها) مرتکب میشوند هیچ مسئولیتی متوجهشان نیست، و به زبان انسانی، در دریدن و نابودی دیگران (حیوان یا انسان) گناهی مرتکب نمیشوند، پیروان او (مجاهدین و انسانهای تحت رهبری مسعود رجوی) نیز هیچ مسئولیتی در قبال اعمالی که (به دستور تکامل – نماینده خالقِ انسان مسعود رجوی!!) انجام میدهند ندارند، و گناهی مرتکب نمیشوند، بنابراین میتوانند وجدانها و انسانیت خود را دفن کنند و بدستور رجوی به هر عملی و جنایتی دست بزنند و سربلند از انجام آن و قرار داشتن در نوک پیکان تکامل بشری!! همچون عناصر داعش به اعمالشان افتخار کنند. جوهره مغزشویی های مسعودرجوی طی چهل سال

 مثلا در اینجا، از همان ابتدا که خطاب به مجاهدین میگوید هرچه خدا(مسعودرجوی) گفت اما و اگر نکنید. یا اینجا (آنچه روی تابلو نوشته سپردن تمامیت انسانی خود به رهبری)و یا اینجا که میگوید علیرغم اینکه مریم رجوی علیرغم داشتن همسر دل بمن بسته(من به او دل بسته ام و او قبول کرده) پاک و منزه است چون با رهبری عقیدتی (مسعودرجوی) نزدیکی کرده و این بزرگترین بینه پاکی وبی گناهی اوست. یا اینجا که مریم رجوی میگوید هرکس با مسعود نیست بی ناموس است.

تمامیت فرقه رجوی، استراتژی، ایدئولژی، فلسفه و سیاستهای آن مبتنی است بر این بنبان که ضد آزادی، ضد دمکراسی و ضد حقوق انسان و انسانیت. ولی میبینیم درست برعکس آنرا تبلیغ میکند اینجا. همه آنهائیکه نقل قولهای این قلم در مورد ذوب شدن انسانها در مسعودرجوی و البته مجاهدین و تعطیلی فکر و اندیشه و واگذار کردن فکر و اندیشه را به مسعودرجوی، را نمیپذیرند میتوانند از اعضای در مجاهدین و یا هواداران نزدیک آنها سوال کنند.

 جامعه انسانی بشریت کنونی  

در صورتیکه جامعه متعالی انسانی بر خلاف آنچه در فوق از دیدگاه مسعود رجوی آمده کنار آمدن و هرچه احترام گذاشتن و برسمیت شناختن اختلاف بین انسانها و دیدگاههایشان بعنوان یک هویت مستقل و یافتن نحوه و ابزار و شیوه های همزیستی مسالمت آمیز و صلح آمیز تری جهت زیست در کنار همدیگراست، همدیگری که متضاد و متفاوت هستند. آنچه نمونه های بسیار ابتدایی انرا را شاید بتوان در بعضی کشورهای اسکاندیناوی  در میان فرهیختگانش دید. در این جوامع تفاهم و مسئولیت شهروندان (انسانها) ناشی از احساس همبودگی اجتماعی آنهاست علیرغم همه تفاوتها و اختلاف نظرهای فردیشان و ….

مسئولیت فردی جامعه فرهیخته نیز دقیقا زمانی به اوج میرسد که بتواند این وجود های متضاد را در یک همبود یگانه محترم شمرده و بطور مسالمت آمیز در کنار هم بپذیرد و در جهت رشد و ارتقاء و تعالی آن بکوشد. تعالی ایکه سمت و سور آن مزرعه حیوانات (یکی شدن) ندارد. بلکه سمت و سوی آن  “یکی شدن همهِ متضادها” است. یعنی من متضاد به تو کمک کنم  تا توِ متضاد با من، بتوانی متضاد بهتری باشی. به زبان دیگر، تعالی من در حذف تو و یا ذوب کردن تو در خودم و ما و برعکس ذوب شدن در تو نیست. چون این یعنی بازگشت به دنیای حیوانی.

 

 داود باقروند ارشد 

دسامبر 2020

دیماه 1399

 

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

 
error

Enjoy this blog? Please spread the word :)

RSS20k
دریافت مطالب جدید از طریق ایمیل5k
مارادر فیسبوکتان به اشتراک بگذارید12k
از کانال یوتوب ما بازدید کنید14k
از کانال یوتوب ما بازدید کنید
extra smooth footnotes