گندزدایی جامعه سیاسی خارج کشور

گندزدایی جامعه سیاسی خارج کشور

Who are Mek cult? An inside report for the first time by defected High-ranking Mek and NCRI member.

An inside report for the first time by an ex-high-ranking member of Mek and NCRI based on the Mek’s own publications and ... Who assassinated the Americans in Tehran? Mek and Spying for Russia Did CIA destroy Mek-Russia spy net? How Mek retaliated? Seizure of US Embassy in Tehran? Mek’s Islamist Revolutionary Courts Mek and the Children in the Combat Mek and Saddam Hossein of Iraq and Saudi Arabia Mek as Assassinators Who is the head wife in Mek Leader’s Harem? Have they changed? How Maryam Rajavi deceives the western world? How Mek terrorism differs to ISIS and Al Qaeda terrorism? Why Mek is more dangerous? Use of 10-year-old children in combat by Mek. Who are the wives of the harem of the Caliph of the Mek? Mek’s planed courts and justice for their Islamic State describe by its Calipha. How the world can protect itself against terrorism?

مصطفی رجوی پدرش مسعودرجوی را به دادگاه کشانده است

در مطلب سپتامبر 2020 نیز تحت مطلب ” سخنی با مصطفی رجوی” نوشتم که دشمن مصطفی رجوی پدرش است و نه کس دیگر در آنچه مصطفی رجوی بعنوان ورود یا ادامه به مبارزه برای آزادی و… نامید، باید بداند که در این مسیر، دشمن اصلی اش، نه رژیم که مسعود رجوی خواهد بود.

آخرین پست ها

واکـاوی مـزدوری! سلطانی، خـدابنده، عـزتی، حسینی، یغـمایی، کـریمدادی، مصــداقی و پورحسین، منتقدین فرقه مافیایی رجوی. نقد آتشبیاران معرکه مشترک رجوی و سایت رهیافتگان

داود باقروند ارشد عضو علیرتبه سابق مجاهدین و شورای ملی مقاومت

محمدرضا روحانی مسئول مستعفی کمیسیون امور ملیتهای شورای ملی مقاومت: مسعود رجوی، ودرخواست اعدام امیر انتظام،حکم اعدام علی زرکش و مهدی افتخاری، دشنام به شاملو ،مرضیه ‌وتهدید جدا شدگان پناهنده در خارج کشور

محمدرضا روحانی مسئول مستعفی کمیسیون امور ملیتهای شورای ملی مقاومت: مسعود رجوی، ودرخواست اعدام امیر انتظام،حکم اعدام علی زرکش و مهدی افتخاری، دشنام به شاملو ،مرضیه ‌وتهدید جدا شدگان پناهنده در خارج کشور

تقدیم به امیروفا یغمایی که مسعودرجوی مادرش را جلو چشمانش ذبح کرد

مبارزه با رژیم یا فروپاشی درونی فرقه ای داعشی که میلیتاریسیم جهانی برای ایران تدارک دیده است

چرا رجوی نیاز دارد درخواست دیدار با اعضای در اسارتش را به نبرد دین بین فو تعبیر کند؟

افشای حقایق پشت پرده ضدیت با خانواده با اسناد سازمانی توسط داود باقروندارشد از مسئولین خانوادهها در مجاهدین

گسترش وطن فروشی در خارج کشور به سرکردگی رهبر همه وطن فروشان و دشمنان ایران

حمایت از تحریم و حمله نظامی به ایران خیانت به مردم و فاصله گرفتن آشکار از ایران و ایرانی

تحلیل طوفانِ سراسریِ جورج فلوید در آمریکا -داود باقروند ارشد

پایه اجتماعی فرقه رجوی (آمریکای نئوکانها) درحال فروپاشی است و رجوی برای صدمین بار بیگانه پرستیش به گل نشسته است

پربیننده ترین ها

ملاقات با نخست وزیر هلند آقای مارک روته در جریان کنگره سالانه حزب اتحاد احزاب لیبرال اتحادیه اروپا (آلده پارتی) در آمستردام. طی ملاقات ضمن معرفی خودو فرقه رجوی و نقض شدید حقوق بشر توسط این فرقه در آلبانی تشریح شد.

ملاقات با آقای گای فرهوفشتادت عضو پارلمان اروپا و رهبر فراکسیون لیبرالهای اتحادیه اروپا از سیاستمداران عالی و افشای همه ترفندهای فریب فرقه رجوی در زمینه ماهیت این فرقه و فشارها و توطئه هایی که علیه جدا شدگان اعمال میکند.

بنابه دعوت یو ان واچ جنبش نه به تروریسم و فرقه ها در نشست سالیانه حقوق بشر و دمکراسی شرکت کرد. خانم دکتر هشترودی بنا به دعوت جنبش نه به تروریسم وفرقه ها در این نشست شرکت کردند که حضور ایشان باعث خوشحالی جنبش نه به تروریسم و فرقه ها گردید. ایشان ضمن حضورفعالشان در نشست با اعضای عالیرتبه شرکت کننده در جلسه به بحث و گفتگو پرداختند. ازجمله با وزیر سابق دادگستری و عضو پارلمان کانادا آقای ایروین کولتر و از بنیانگذاران یوان هیومن راتس واچ مفصلا به بحث پرداختند. این کنفرانس سالیانه جهت شنیدن گزارشات قربانیان حقوق بشربرگزار میشود. در همین رابطه آقای داود ارشد رئیس جنبش نه به تروریسم و فرقه ها سخنانی بشرح زیر ایراد کردند:

درملاقات با دکترورنر هویر به اطلاع ایشان رسید که: فرقه رجوی در حال تدارک دیدن یک زندان ابدی موسوم به اشرف 3 در ‏محلی دورافتاده میباشد. این محل یک پایگاه نظامی متروکه آمریکایی می باشد با یک فرودگاه و یک سکوی هلی برد کوچک و ‏بخشی از سیستم های داخلی آن مستقیما از آمریکا آورده شده و نصب گردیده اند. از ایشان استمداد کمک شد. ‏

ملاقات با همسر نرگس محمدی در مقر ملل متحد ژنو-------آقای داود ارشد و خانم دکتر هشترودی با همسر نرگس محمدی در این ملاقات آقای تقی رحمانی همسر نرگس محمدی که خودشان نیز چندین نوبت زندان بوده اند از نقض حقوق بشر در ایران گزارشی به کنفرانس ارائه کردند و از تناقضات موجود در سیستم قضایی ایران در جریان محاکمه نسرین محمدی بطور مفصل و جامع سخن گفتند.خانم دکتر هشترودی و آقای مهندس ارشد با ایشان ابراز همدردی کردند و جزئیات بیشتری از موارد نقض حقوق بشر در فرقه تروریستی رجوی که در آن فعال بوده است را برای آقای تقی رحمانی تشریح نمودند.

دادخواهی علیه برده داری پناهجویان در تیرانا همچو لیبی توسط فرقه رجوی در دیدار آقای ارشد با نخست وزیران هلند و اسلووانیا

ملاقات با رهبر حزب دمکراتهای آزاد آلمان (اف پ د) آقای کریستین لیندنر در جریان کنگره سه روزه احزاب لیبرال اروپا در آمرستردام هلند. افشای جنایات فرقه رجوی علیه اعضا و جدا شدگان

آقای ارشد در مورد ادعای فرقه رجوی و حامیانش گفتند چند شاخص آشکار وجود دارد. چرا متحدین آنها بویژه آقای دکتر بنی صدر با پیش بینی سرنوشت آنها در عراق از آنها جدا شدند؟ چرا هیچ ایرانی چه مردمی چه سیاسیون در مراسم آنها شرکت نمیکنند؟ چرا این تشکیلات مجبور است جهت گردهمآیی هایش سیاهی لشکر کرایه کند؟ چرا این تشکیلات در ترس از مردم ایران اجازه نمیدهد با اعضایش درارتباط قراربگیرند؟ چرا ارتباط اعضایش را با جهان قطع میکند؟ چرا تمامی تحلیلگران برحقیقت نفرت مردم از این تشکیلات بدلیل همکاری با صدام را تاکید میکنند؟ چرا باید رجوی در داخل تشکیلاتش زندان و شکنجه برای اعضای خودش راه بیندازد؟ چرا مجبور است برای دریافت حمایت سیاسی هرچند بی ارزش منافع مردم ایران را به کسانیکه خود به کشتن آنها افتخار میکرده است بفروشد و حتی برای چند دقیقه سخنرانی آنها دهها هزار دلار بپردازد؟ چرا حتی عربستان حامی سیاسی و مالی آنها ارزیابیشان از آنها این استکه “هیچ جایگاهی در میان مردم ایران ندارند”؟ چرا در همین پارلمان اعضای سابق منتقدش را بقصد کشت میزند؟ چرا هر منتقدی ایرانی و حتی غیره ایرانی را جاسوس و مزدور رژیم!! میخواند؟ آیا بخاطر همین چرا ها نیست که: وقتی مردم ایران در سراسر کشور جهت خواسته هایشان دست به تظاهرات و اعتراض میزنند هیچ اسمی از آنها نمیآورند؟ آیا این مسئله پیامش غیر از این است که: مردم ایران رژیم حاضر را صد بار به فرقه رجوی ترجیح میدهند. و “تنها آلترناتیو دمکراتیک” جوکی بیش نیست.

خانم دکتر فریبا هشترودی: با یقین میگویم که مجاهدین شکنجه میکنند…. هشترودی1سرکار خانم دکتر فریبا هشترودی یکی از برجسته ترین زنان ایرانی جزء افتخارات ایرانیان در فرانسه، نویسنده و خبرنگار و فعال سیاسی که سابقا عضو شورای ملی مقاومت ایران بوده است که باید ایشان را بیشتر شناخت با علم یقینی در مورد فرقه تروریستی رجوی از درون آن سخن میگوید. وقتی به عمق پوسیدگی تشکل رجوی پی بردم جدا شدم بله

آخرین کلام مهدی تقوایی خطاب به مسعود رجوی

آخرین کلام مهدی تقوایی خطاب به مسعود رجوی

مهدی تقوایی از اعضای زندانی زمان شاه تشکیلات مجاهدین، که رضا رضایی در خانه او با ساواکی ها روبرو و خودکشی کرد. و مسئول چاپخانه مخفی سازمان بود. با همسر و دو فرزندش در مخالفت با انقلاب ایدئولژیک بعد از محاکمه اش در عراق به ارودگاه مرگ رمادی عراق فرستاده شدند تا در آنجا بپوسند.

بیانیه 14 تن

بیانیه 14 تن

نیروی خارج کشور چه میخواهد ‏و بیانیه 14 تن

مقالات پربیننده

فرقه ها در میان ما

دانش علمی شناخت و تمیزدادن فرقه از تشکل سیاسی

بدون شناخت علمی از فرقه های خطرناک تحلیل عملکردهای فرقه رجوی و اثرات بشدت مخرب آن بر اعضا و جداشدگان و خلاص شدن از فشارهای شکنجه گونه روانی مغزشویی های چندین دهساله غیرممکن است

خانم آناگومز نماینده پارلمان اروپا خواستار اخراج فرقه رجوی شد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت دوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی امروز باید گفت آنچه را که فردا گفتنش دیر است

قسمت دوم: گفت و شنود با فرشته هدایتی: افشاگریهای فرشته هدایتی در مورد فرقه رجوی

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

سیامک نادری مرگهای مشکوک فرقه رجوی را افشا میکند

کشتن و سربه نیست کردنهای فرقه رجوی

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

فعالیت های ما در تصویر

سخنرانی آقای داود باقروند ارشد در پارلمان اروپا

 

تاریخ بدون سانسور، 6 – شمشیر اسلام

 

 

هیچ تاریخ نوشته شده ای بی چون وچرا نیست. فقط بعضی ها بسیار موثق ترند، از جمله کتاب 11جلدی ویل دورانت))

مهم‌ترین اثر او تاریخ تمدن، مجموعه کتابی ۱۱(۲۷جلددرایران) جلدی است که با همکاری آریل دورانت، همسرش نوشته‌است. ویل دورانت در این کتاب توانسته‌است با استفاده از آثار مورخان دیگر (از هرودوت تا آرنولد توین‌بی)، که از ابتدای تاریخ مکتوب بشر تا کنون زیسته‌اند، مکتب نوینی از تاریخ‌نگاری را به وجود آورَد.

برخلاف دیگر تاریخ‌نگاران، که تنها تمرکزشان بر روی وقایع تاریخی و سیر تمدن بشری بود، وی در اثر خود به عوامل تمدن‌ساز در طول تاریخ نیز توجه می‌کند. در این باره نقل‌قولی دارد که چنین است: «تمدن رودی است با دو ساحل». این نقل‌قول به‌طور ضمنی به این مسئله اشاره دارد که تاریخ‌نگاران اغلب نهایت توجه و دقت خود را صرف رودخانهٔ در جریانِ تاریخ نموده‌اند که معمولاً پرآشوب و پرهیاهوست و اجازهٔ برداشت‌ها و تفاسیر صحیح را نمی‌دهد. در مقابل، او دیدگاه دیگری را مطرح می‌کند که در آن حواشی تاریخ و تمدن (ساحل‌ها) می‌توانند به اندازهٔ خودِ متن تاریخ مهم باشند. به‌نظر او، همهٔ مردمانی که در طول تاریخ خانه و مجسمه ساختند و شعر سراییده‌اند هم در شکل‌گیری تمدن نقش داشتند. ویل دورانت در کتاب درس‌هایی از تاریخ، که در سال‌های آخر زندگی خود نوشت، می‌گوید که تاریخ ملت‌ها را باید با توجه به پدیده‌های علمی جدید نوشت.))

تاریخ بدون سانسور-1: ساسانیان و فتح ایران توسط اعراب

قمست ششم

تاریخ بدون سانسور-6: شمشیر اسلام، 656 هـ ق  / (632-1058م) 

 

I – خلفاي راشدین: 632-660 م 11

11-40 هجری قمری

 در ایام چهل هـ ق پیامبر وفات یافت و جانشینی براي خود تعیین نکرد، ولی ابوبکر را (573 -644 )م برگزیده بود که   در مسجد مدینه پیشواي نماز مسلمانان شود. پس از کمی آشفتگی و رقابت، این فضیلت، مسلمانان را قانع کرد که ابوبکر را به عنوان اولین خلیفه انتخاب کنند.

کلمۀ خلیفه (= نماینده) در آغاز کار عنوان نبود، بلکه سمت بود. این انتخاب، علی ع  پسر عم و داماد محمد [ص] را آزرده کرد و او شش ماه تمام از بیعت ابوبکر سرباز زد. عباس، عموي پیامبر و علی ، نیز از انتخاب ابوبکر خشمگین شد. از این اختلاف بیش از ده جنگ زاد و حکومت خاندان عباسی پدید آمد و تفرقهاي رخ داد که جهان اسلام را تا امروز دستخوش آشفتگی ساخته است .

ابوبکر به هنگام انتخاب 59 سال داشت. کوتاه قامت و لاغر اندام و نیرومند بود و ریشی کم پشت و سفید داشت که با خضاب قرمز میکرد. در زندگی ساده و زاهدمآب بود، نرمخو و در عین حال مصمم بود، و به همۀ کارهاي کوچک و بزرگ اداره و قضا شخصاً میرسید و تا عدالت را اجرا نمیکرد خاطرش آرام نمیگرفت. براي کار خلافت، حقوقی برنمیداشت و همچنان زاهدمآب بود تا مردم او را قانع کردند که تا حدي از این کار دست بردارد؛ و هنگام مرگ وصیت کرد همۀ حقوقی را که نه به دلخواه گرفته بود به بیت المال بازگردانند.

قبایل عرب پنداشتند تواضع وي از ضعف است و چون هنوز اسلام در دلشان نفوذ نکرده بود و به حکم ضرورت مسلمان شده بودند، همگی ١٨٧٩ از دین بازگشتند و از پرداخت زکات، که اسلام مقرر کرده بود، سر باز زدند و، چون ابوبکر دربارة پرداخت زکات اصرار کرد، به مدینه حمله بردند. خلیفه شبانه سپاهی فراهم آورد، سحرگاهان با آن برون شد، و یاغیان را متفرق کرد (13 هـ ق، 632 م ).

آنگاه خالد بن ولید، معروفترین و سرسختترین سردار اسلام، را فرستاد تا با مرتدان جنگ کند و به اداي زکاتشان وا دارد. شاید این آشوب داخلی از جمله عواملی بود که اعراب را به فتح مغرب آسیا کشانید. ظاهراً هنگامی که ابوبکر به خلافت رسید اندیشۀ این اقدام و پیشرفت به خاطر هیچ یک از سران اسلام نمیگذشت. اتفاقاً بعضی قبایل عرب در دیار شام بودند که نخواسته بودند مسیحی شوند و از دولت روم شرقی اطاعت کنند؛ اینان با سپاهیان امپراطوري به مقاومت برخاستند و کس به طلب کمک نزد مسلمانان فرستادند.

ابوبکر براي آنها کمک فرستاد و کوشید تا نفرت از روم شرقی را میان قبایل عرب بسط دهد. این فرصت مناسبی براي وحدت و اتفاق اعراب در یک جنگ خارجی بود. اعراب، چنانکه میدانیم، مردمی جنگاور بودند، لاجرم دعوت ابوبکر را براي شرکت در جنگی که در آغاز کار کوتاه مدت به نظر میرسید پذیرفتند؛ و دیري نگذشت که بدویان صحرا، که سابقاً مردمی شکاك بودند، براي جانبازي در راه پیروزي اسلام آماده شدند .

پیشرفت و توسعۀ دولت عرب علل بسیار داشت. از جمله یکی علل اقتصادي آن بود که در قرن پیش از ظهور پیامبر، در نتیجۀ ضعف تنظیمات حکومتی، وضع آبیاري در عربستان مختل شد، در نتیجه، محصولات زراعتی نقصان یافته، جمعیت روزافزون در خطر افتاده بود. از این رو، محتملا احتیاج به زمین قابل کشت از جمله عواملی بوده که دستههاي مسلمانان را به جنبش درآورده است؛ عوامل سیاسی را نیز باید بر این افزود، از جمله اینکه امپراطوري ایران و روم شرقی به سبب خسارتهاي فراوانی که در جنگهاي پیاپی به یکدیگر زدند به ضعف افتاده بودند، و همین ضعف مایۀ تشویق اعراب در کار حمله به متصرفات ایشان بود. در قلمرو هر دو دولت مالیاتها پیوسته فزونی میگرفت، و دستگاه دولتی از انجام وظایف خود و حمایت مردم ناتوان مانده بود. مناسبات نژادي مسلمانان و مردم بعضی ولایتهاي مجاور عربستان در این پیشرفتها اثر داشت.

قبیله هاي عرب، که در شام و عراق میزیستند، نخست سلطۀ سیاسی مهاجمان مسلم را پذیرفتند و سپس به دین اسلام تن دادند؛ عوامل دینی را نیز باید در نظر داشت، از جمله اینکه روم شرقی پیروان مذهب وحدت طبیعت، نسطوریان، و دیگر فرقههاي مسیحی را آزار میکرد به همین جهت اقلیت معتبري از مردم شام و مصر، و بلکه بعضی از پادگانهاي امپراطوري، کینۀ آن دولت را به دل داشتند. وقتی فتوحات مسلمین آغاز شد، نیروي عوامل دینی فزونی گرفت؛ زیرا سرداران اسلام، که از اصحاب اصیل آیین پیامبر بودند، بیش از جنگ به نماز و نیایش میپرداختند و به مرور زمان این اعتقاد در دل پیروانشان ریشه دوانیده بود که مرگ به هنگام جهاد درهاي بهشت را برایشان خواهد گشود؛ عوامل اخلاقی نیز در این فتوحات اثر داشت، زیرا مبادي اخلاقی مسحییت و رهبانی استعداد جنگجویی را، که در نهاد عرب و تعلیمات اسلام بود، در خاور نزدیک ضعیف کرده بود؛ به علاوه، سپاه عرب از لحاظ نظم و فرماندهی از سپاه ایرن و روم بهتر بود.

اعراب با مشکلات خو کرده بودند و از غنایم جنگ پاداش میگرفتند؛ میتوانستند با شکم گرسنه جنگ کنند و براي تحصیل غذا در انتظار پیروزي باشند، ولی در جنگهاي خود وحشی خوي نبودند.

ببینید ابوبکر به آنها چه می گوید

«: شما را به چند چیز سفارش میکنم که از من یاد داشته باشید: عادل باشید؛ دلیر باشید؛ بمیرید؛ ولی تسلیم دشمن نشوید؛ رحیم باشید؛ از کشتن پیرمردان، زنان، و کودکان بپرهیزید؛ درخت خرما را نبرید و نسوزانید؛ درخت میوه را قطع نکنید؛ گوسفند و گاو و شتر را جز براي خوردن نکشید؛ قول خود را، حتی نسبت به دشمنان، حفظ کنید؛ به کسانی خواهید گذشت که در صومعه هاي گوشه گرفته اند، آنها را با گوشه گیریشان واگذارید، اما سایر مردم را وادار کنید که یا مسلمان شوند و یا به ما جزیه دهند؛ به کسانی خواهید گذشت که خوردنیهاي گونه گون در ظرفها براي شما میآورند، اگر از آن خوردید، نام خدا را یاد کنید؛ کسانی را خواهید دید که وسط سر را تراشیده و اطراف آن را واگذاشتهاند، آنها را با شمشیر نزنید؛ به نام خدا حرکت کنید » . سفارش ابوبکر به مسلمانان

تفاوت عمده اسلام با بقیه ادیان

دشمنان را میان اسلام یا شمشیر مخیر نمیکردند، بلکه انتخاب میان اسلام و جزیه و شمشیر بود؛ عوامل نظامی نیز در کار حمله و فتوح اثر داشت: زیرا وقتی تعداد سپاه فاتح عرب و داوطلبانی که بدان میپیوستند فزونی گرفت ناچار میبایست آنها را به طرف سرزمینهاي تازه راند تا خوراك و دستمزد خود را از آنجا به دست آورند. نیروي محرك پیشرفتهاي بعدي از پیشرفتهاي اولی پدید آمد و هر پیروزي، پیروزي دیگري را به همراه داشت، تا آنجا که فتح عرب، که از فتوح روم سریعتر انجام گرفت و از فتح مغول پایدارتر بود، از همۀ کارهایی که در تاریخ پیکارهاي جهان انجام گرفته حیرتانگیزتر است.

 

 

در سال دوازدهم هـ ق (اوایل 633) م ، پس از آنکه خالد بن ولید عربستان را آرام کرده بود، یکی از قبایل بدوي که در حدود عربستان میزیست براي جنگ با بعضی قبایل عراق از او کمک خواست، و خالد و پانصد تن از مردان وي که نمی توانستند مدت زیادي آرام و بیکار بمانند این دعوت را پذیرفتند و، با دو هزار و پانصد تن از مردم قبایل که به ایشان پیوسته بودند، به متصرفات ایران حمله بردند. نمیدانیم آیا ابوبکر پیش از وقت با این حمله موافق بود یا نه. به هر حال، نتایج آن را فیلسوفانه پذیرفت. خالد بر حیره تسلط یافت و غنایم فراوان به دست آورد، و آنچه براي خلیفه فرستاد فوق العاده زیاد بود.

نقش زن در فتوحات مسلمانان

 در این هنگام زن در اندیشه ها و غنایم فاتحان مقام مهمی داشت. شاهد گفتار آنکه آنگاه که شهر حمص به محاصرة مسلمین درآمد، یکی از سرداران عرب از زیبایی دختران شام دم زد و شوق سربازان خود را برانگیخت. وقتی حیره تسلیم شد، خالد از مردم حیره خواست تا زنی، کرامت نام، از اهل شهر را به یک جنگجوي عرب، که میگفت پیامبر آن زن را به او وعده داده است، تسلیم کنند. قضیه بر خویشاوندان و خاندان زن گران بود، ولی کرامت گفت «: مهم نیست، دربارة یک زن سالدار چه باك دارید؛ این مرد احمقی است که مرا در جوانی دیده و پندارد جوانی پایدار است » . زن را به خالد تسلیم کردند و به آن مرد دادند، اما سپاهی مسلم، با مشاهدة زن، او را در مقابل پولی ناچیز آزاد کرد.

شکست قطعی یونانیان توسط مسلمانان

خالد، پیش از آنکه از نتایج پیروزي حیره بهره ور شود، از خلیفه دستور یافت که به کمک سپاه عرب، که در نزدیک دمشق در مقابل کثرت نیروي یونانی به خطر افتاده بود، حرکت کند. میان حیره و دمشق صحراي خشک و بی آبی بود که مسافران آن را پنج روزه طی میکردند. خالد شتران بسیار فراهم آورد و سیرابشان کرد. سپاهیان در اثناي سفر شتران را میکشتند و آب شکمبۀ آنها را مصرف میکردند و به اسبان خود شیر شتر میدادند. وقتی خالد و سپاهش در ساحل رود یرموك، در صد کیلومتري جنوب خاوري دمشق، به سپاه عمدة عرب رسیدند که توشۀ سفرشان تمام شده بود. در آنجا، چنانکه مورخان عرب میگویند، (بیست و پنج تا چهل هزار) عرب (پنچاه تا دویست و چهل هزار) سپاه یونانی را در یکی از آن پیکارهاي قطعی تاریخ شکست داد.

بدین سان، امپراطور هراکلیوس سراسر کشور شام را در یک جنگ از دست داد، و از آن پس شام به صورت پایگاهی براي گسترش امپراطوري اسلام درآمد . هنگامی که خالد سپاه خود را در این پیکار به طرف پیروزي میبرد، نامه اي بدو رسید که از مرگ ابوبکر خبر میداد و عمر، خلیفۀ تازه، به او فرمان داده بود که فرماندهی سپاه را به ابوعبیده واگذارد. خالد نامه را از مسلمانان نهان داشت تا جنگ به پایان رسید.

عمر

عمر ابوحفص بن خطاب (582 -644 ) م بزرگترین یاور ابوبکر و مهمترین مشاور او بود، و شهرتش چنان بالا گرفته بود که وقتی ابوبکر او را به عنوان خلیفۀ مسلمانان بعد از خودش انتخاب کرد، هیچ کس دلیلی براي اعتراض نیافت. عمر با دوست خود ابوبکر تفاوت بسیار داشت. بلند بالا و چهار شانه، تندخو و پر هیجان بود. مانند ابوبکر ساده و زاهدمآب بود، و همچون او سري طاس داشت و ریش خود را رنگ میکرد. حوادث زمانه و مسئولیتهاي حکومت، وي را به صورت مردي تندخو و در عین حال داوري خونسرد درآورده بود. گویند یک بدوي را بناحق زده بود و بی نتیجه به او اصرار کرد که هر چه خورده پس بزند. به دین علاقهمند بود و به مسلمانان میگفت یک سر مو از جادة فضیلت منحرف نشوند. تازیانه اي همراه داشت که با آن مسلمانانی را که از مقررات دین تجاوز کرده بودند می زد . به گفتۀ روایات، پسر خود را که شراب خورده بود آن قدر زد تا جان داد. مورخان مسلمان گویند که وي فقط یک پیراهن و یک جامه داشت که چند بار آن را وصله زده بود و غذایش خرما و نان جو و جز آب نمینوشید و بر بستري از برگ خرما میخفت که در خشونت کم از پیراهن مؤمنین نبود؛ همۀ کوشش وي این بود که اسلام را به صلح یا جنگ رواج دهد.

هنگامی که یکی از ساتراپ هاي ایرانی به منظور ابراز وفاداري نزد عمر رفت، خلیفۀ مسلمین را با گروهی بینوایان مسلم در آستانۀ مسجد مدینه خفته یافت. البته ما از صحت این گونه داستانها اطمینان نداریم . عمر، خالد را از آن جهت معزول کرد که «شمشیر خدا» ( این لقب خالد بود) غالباً شجاعت خود را به قساوت میآلود. فرمانده شجاع موضوع عزل خود را به دیدة بزرگواري و بالاتر از بزرگواري نگریست و خود را بی قید و شرط در اختیار ابوعبیده نهاد؛ ابوعبیده که مردي خردمند بود در امور جنگ مشورت خالد را بکار میبست و از پس پیروزي از قساوت او جلوگیري میکرد.

سرعت متصرفات مسلمانان

اعراب سواران ماهري بودند که سواران یونانی و ایرانی به پاي آنها نمیرسیدند. در اوایل قرون وسطی انسانی یا حیوانی نبود که با فریادهاي موحش و حرکات حیرت انگیز جنگی و سرعت و کروفرشان مقاومت تواند کرد؛ همیشه کوشش داشتند زمینهاي همواره را که مناسب عملیات سواران بود عرصۀ پیکار خود کنند. به سال 14 هـ ق (635 ) م مسلمین بر دمشق تسلط یافتند، به سال 15 هـ ق (636 ) م انطاکیه، و به سال 17 هـ ق (638 ) م بیت المقدس را گشودند. در سال 20 هـ ق (640 ) م همۀ شام به تصرف مسلمین درآمد و پیش از آنکه سال 21 هـ ق (641 ) م به پایان رسد، ایران و مصر را فتح کرده بودند.

رویکرد عمر با مسیحیان شکست خورده

اسقف سوفرونیوس، بطرك بیت المقدس با تسلیم شهر به شرطی موافقت کرد که خلیفه شخصاً براي امضاي شرایط تسلیم بیاید. عمر این شرط را پذیرفت و، با سادگی مجللتر از شکوه، از مدینه بیامد. یک لنگه جو، یک کیسه خرما، یک ظرف آب، و کاسهاي چوبین همراه داشت. خالد و ابوعبیده و دیگر سرداران سپاه به استقبال او آمدند. عمر چون لباسهاي مجلل و اسبان یراقدار ایشان را بدید خشمگین شد و یک مشت ریگ به طرف آنها پرتاب کرد و به ملامتشان گرفت که با این وضع به استقبال وي آمده اند. با سوفرونیوس به ملایمت برخورد کرد و بر مغلوبان جزیۀ کمی مقرر داشت و متعرض کلیسا نشد.

به گفتۀ مورخان همراه سوفرونیوس در بیتالمقدس گردش کرد و در اثناي ده روزي که آنجا بود محل مسجدي را که بعدها به نام او معروف شد انتخاب کرد؛ و همینکه شنید مردم مدینه بیم دارند او بیتالمقدس را پایتخت دولت اسلام کند، به پایتخت کوچک خود بازگشت. وقتی مسلمین در شام و ایران به طور کامل استقرار یافتند، مهاجرت از عربستان به شمال و شرق آغاز شد. این مهاجرتها با مهاجرت قبایل ژرمن به ولایات مفتوح روم همانند بود.

رویکرد مسلمانان به فرزندان زنان صیغه ای

در این کوچها زنان نیز به مردان میپیوستند. اما، با توجه به شور جنسی مردان مسلم، تعداد زنها کم بود؛ از این رو مسلمین پیروزمند زنان مسیحی و یهودي را به درون حرمهاي خود کشیدند و آنها را صیغه کردند و اطفال ناشی از این زنها را مشروع دانستند.

در نتیجۀ این مهاجرتها و کنیزبازیها، تا سال 24 هـ ق (644) م ، شمار اعراب در شام و ایران به نیم میلیون رسیده بود. عمر فاتحان را از خرید زمین و کشاورزي منع کرده بود. میخواست در خارج عربستان به حال سپاهیگري بمانند و دولت معاش آنها را فراهم کند تا ارزش جنگی خود را حفظ کنند. ولی دستورات وي پس از مرگش فراموش شد و در ایام حیاتش نیز، به واسطۀ گشاده دستی او، بی اثر ماند. عمر چهار پنجم غنایم را میان سپاه تقسیم میکرد و یک پنجم را به خزانۀ مسلمانان میسپرد. اقلیتی از مردان صاحب کفایت قسمت اعظم این ثروت روزافزون را به چنگ آوردند.

 شروع اشرافیت

اشراف قریش در مکه و مدینه قصرهاي مجلل بنیاد کردند. زبیر در شهرهاي مختلف خانهها داشت و صاحب هزار اسب و ده هزار برده بود. عبدالرحمان بن عوف هزار شتر و ده هزار گوسفند و چهارصد هزاردینار (یک میلییون نهصدو بیست یک هزار دلار) نقد داشت. عمر تجمل قوم خود را به دیدة تأسف مینگریست.

ترور عمر توسط یک ایرانی

یک بردة ایرانی عمر را به هنگام نماز ضربت زد (23 هـ ق، 644 )م و عمر در بستر مرگ نتوانست عبدالرحمان بن عوف را قانع کند که پس از وي عهده دار خلافت شود. لاجرم شش تن از سران اسلام را برگزید تا جانشین وي را تعیین کنند. آنها عثمان را که ضعیفتر از دیگران بود برگزیدند، به این امید که بتوانند بر او مسلط شوند.

عثمان بن عفان

عثمان بن عفان پیري سالخورده و پاکدل و نیک سیرت بود؛ مسجد مدینه را از نو ساخت و تزیین کرد و سپاه اسلام را، که در هرات و کابل و بلخ و تفلیس و دشتهاي آسیاي صغیر تا سواحل دریاي سیاه در حال پیشرفت بود، تقویت کرد. ولی، از بخت بد، نسبت به اشراف بنیامیه که در صدر اسلام سرسختترین دشمنان پیامبر بودند علاقۀ بسیار داشت. امویان براي بهره وري از ثمرات خویشاوندي خلیفه رو به مدینه آوردند؛ و او با مقاصدشان مقاومت نتوانست، و چیزي نگذشت که بیش از ده تن از آنان که تقدس و سادگی مسلمانان پرهیزکار را مسخره میکردند عهدهدار مناصب معتبر شدند.

مسلمانان نیز از آن پس که هیجان فتوح آرام شده بود، به صورت دسته هاي مخالف و دشمن هم درآمده بودند. مهاجران مکی با انصار مدنی ضدیت داشتند؛ اهل مکه و مدینه که قدرت را به دست داشتند با دمشق و کوفه و بصره و شهرهاي اسلامیی که بسرعت بزرگ میشدند مخالف بودند.

بنی هاشم، خاندان پیامبر، به پیروي علی، با بنی امیه ـ که در رأس آنها معاویه حاکم شام، و پسر ابوسفیان دشمن سرسخت محمد [ص] قرار داشت ـ مخالف بودند. به سال 34 هـ ق، (654 9 م یک نفر یهودي مسلمان شده در بصره این عقیدة انقلابی را تبلیغ کرد:

که پیامبر دوباره زنده میشود، علی یگانه خلیفۀ بر حق است، و عثمان غاصب خلافت است و کسانی که او را برگزیده اند خلاف شریعت کرده اند.

چون او را از بصره بیرون کردند، به کوفه رفت؛ وقتی از آنجا رانده شد، به مصر رفت و در آنجا گوش هاي شنوا یافت و کسان بسیار پیرو او شدند. پانصد تن از مسلمانان از مصر به عنوان زیارت به مدینه آمدند و به عثمان گفتند از خلافت کناره گیرد. چون ابا کرد، خانه اش را محاصره کردند و ضمن محاصره به اطاقش ریختند و او  را در حالی که قرآن میخواند کشتند (35 هـ ق، 656) م .

علی (ع)

سران بنی امیه از مدینه گریختند، و هاشمیان علی را به عنوان خلیفۀ اسلام برگزیدند. علی در جوانی نمونۀ کامل تواضع و تقوا و نشاط و اخلاص در راه دین بود. هنگامی که به خلافت رسید 55 سال داشت. تنومند بود و سري طاس داشت. خوش محضر و نیکوخصال و پراندیشه و درست پیمان بود؛ و از این حادثه، که ضمن آن سیاست به دین تجاوز کرده بود و دسیسه کاري جاي اخلاص و دلبستگی به اسلام و مسلمانان را گرفته بود، تأسف داشت. از او خواستند که از قاتلان عثمان قصاص بگیرد، ولی در این بین قاتلان فرار کردند. از کسانی که عثمان نصب کرده بود خواست تا استعفا کنند، ولی غالبشان امتناع کردند . معاویه به امتناع از این دستور اکتفا نکرد و پیراهن خون آلود عثمان را، با انگشتان زنش که هنگام دفاع از او قطع شده بود، در دمشق علم کرد. قریش، که در این هنگام تحت نفوذ بنی امیه بودند، با معاویه همدل شدند و طلحه و زبیر، که از صحابۀ پیامبر بودند، بر ضد علی  قیام کردند و مدعی خلافت شدند.

جنگ جمل

عایشه، همسر پیامبر، از مدینه به مکه رفت و به شورشیان پیوست. وقتی مسلمانان بصره نیز به شورشیان پیوستند، علی  از مردم کوفه که در کار جنگ ورزیده بودند کمک خواست و وعده داد که اگر دعوت وي را بپذیرد، شهرشان را پایتخت خواهد کرد. کوفیان دعوتش را پذیرفتند و دو سپاه در خریبه، در جنوب عراق، در جنگ جمل روبه رو شدند. این جنگ از این رو به نام جمل معروف شد که عایشه از کجاوة خود بر پشت شتر سپاه رابه جنگ ترغیب میکرد. طلحه و زبیر شکست خوردند و کشته شدند: عایشه با احترام به خانۀ خود باز گردانیده شد؛ و علی  پایتخت را به کوفه، نزدیک بابل قدیم، منتقل کرد.

جنگ صفین 

معاویه در دمشق نیروي دیگري براي پیکار با علی  فراهم آورد. معاویه در کار دنیا ورزیده بود و به دین پایبند نبود. دین را پلیسی کم خرج میدانست که نمیباید میان او و تمتع از لذات دنیا حایل شود. از جمله مقاصد وي در پیکار با علی  این بود که اقلیت نخبۀ قریش را به ریاست و قدرتی که پیش از پیامبر داشت برساند. علی  نیروي خود را سر و سامان داد و در صفین بر ساحل فرات با سپاه معاویه رو به رو شد (37 هـ ق، 657م). علی جنگ را برده بود که عمرو عاص، سردار سپاه معاویه، قرآن به نیزهها آویخت و تقاضا کرد «کلام خدا را داور قرار دهند . » شاید مقصود وي این بود که طبق دستور قرآن کریم رفتار کنند. علی  به اصرار سپاهیان خود با این 2 تقاضا موافقت کرد. دو حکم انتخاب شدند و شش ماه مهلت تعیین شد که در اثناي آن اختلاف را فیصل دهند و سپاهیان به خانههاي خویش بازگردند .

خوارج

در این هنگام بعضی از سپاهیان علی بر وي خروج کردند، و سپاهی جدا ترتیب دادند و عنوان خوارج یافتند؛ میگفتند که مردم باید خلیفه را انتخاب کنند و حق داشته باشند او را عزل کنند. بعضی از آنها آنارشیستهاي مذهبی بودند که هیچ حکومتی را جز حکومت خدا نمیپذیرفتند، و همگیشان به دنیادوستی و تجمل پرستی، که در طبقۀ جدید حکام اسلام نفوذ کرده بود، معترض بودند. علی  کوشید که آنها را با بحث و استدلال به صف خود باز آرد، اما توفیقی نیافت. آنگاه تقواي ایشان به تعصب انجامید و دست به کارهاي خشونت آمیز زدند که کارها را آشفته کرد و علی  ناچار با آنها جنگید و متفرقشان کرد، دو حکم در وقت معین توافق کردند که علی  و معاویه از خلافت برکنار شوند. حکم علی خلع او را اعلام کرد، اما عمر به جاي اعلام خلع معاویه او را خلیفۀ مسلمانان دانست. در این هرج و مرج یکی از خوارج در نزدیکی کوفه به علی  حمله برد و با شمشیر زهرآلود ضربتی به سر او زد (40 هـ ق، 661) م .

مکانی که علی (ولی االله در نظر شیعیان) در آنجا وفات یافت نزد شیعه زیارتگاهی است مقدس که آن را تجلیل فوقالعاده میکنند، و ضریح وي، چون مکه که زیارتگاه همۀ مسلمانان است، زیارتگاه شیعیان است . مسلمانان عراق با حسبن بن علی  به خلافت بیعت کردند. معاویه به کوفه هجوم برد، حسن تسلیم شد و معاویه مستمریی براي او معین کرد. آنگاه حسن  به مکه رفت، چندین بار ازدواج کرد، و در چهل و پنج سالگی وفات یافت (49 هـ ق، 669م). به گفتۀ بعضیها معاویه او را مسموم کرد و به گفتۀ بعضی دیگر یکی از زنانش از روي حسادت زهر به وي خورانید. همۀ مسلمانان از روي اکراه با معاویه بیعت کردند و او به قصد امنیت خویش ـ و از این رو که مدینه را دور از مرکز جهان اسلام میدانست ـ دمشق را پایتخت قرار داد. بدین سان اشرافیت قریش بر هاشمیان، که خاندان پیامبر بودند، غلبه یافت؛ جمهوري دینی که در ایام خلفاي راشدین بود سلطنت موروثی دنیایی شد. و در مغرب آسیا حکومت سامی جانشین قدرت ایران و روم شد و آسیا از سلطۀ اروپایی که هزار سال در آنجا استقرار داشته بود رهایی یافت و دیار خاور نزدیک و مصر و شمال افریقا شکلی به خود گرفت که اساس آن را تاسیزده قرن بعد محفوظ داشت 

پایان قسمت 6: شمسیر اسلام

ادامه دارد

تحریریه نه به تروریسم و فرقه ها

برگرفته از کتاب تاریخ تمدن ویلدورانت

قسمت بعدی

تاریخ بدون سانسور-7: خلافت اموی : 660-750 میلادی

40-132 هجری قمری

 

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

 
error

Enjoy this blog? Please spread the word :)

RSS20k
دریافت مطالب جدید از طریق ایمیل5k
مارادر فیسبوکتان به اشتراک بگذارید12k
از کانال یوتوب ما بازدید کنید14k
از کانال یوتوب ما بازدید کنید
extra smooth footnotes