پربیننده ترین ها

ملاقات با نخست وزیر هلند آقای مارک روته در جریان کنگره سالانه حزب اتحاد احزاب لیبرال اتحادیه اروپا (آلده پارتی) در آمستردام. طی ملاقات ضمن معرفی خودو فرقه رجوی و نقض شدید حقوق بشر توسط این فرقه در آلبانی تشریح شد.

ملاقات با آقای گای فرهوفشتادت عضو پارلمان اروپا و رهبر فراکسیون لیبرالهای اتحادیه اروپا از سیاستمداران عالی و افشای همه ترفندهای فریب فرقه رجوی در زمینه ماهیت این فرقه و فشارها و توطئه هایی که علیه جدا شدگان اعمال میکند.

بنابه دعوت یو ان واچ جنبش نه به تروریسم و فرقه ها در نشست سالیانه حقوق بشر و دمکراسی شرکت کرد. خانم دکتر هشترودی بنا به دعوت جنبش نه به تروریسم وفرقه ها در این نشست شرکت کردند که حضور ایشان باعث خوشحالی جنبش نه به تروریسم و فرقه ها گردید. ایشان ضمن حضورفعالشان در نشست با اعضای عالیرتبه شرکت کننده در جلسه به بحث و گفتگو پرداختند. ازجمله با وزیر سابق دادگستری و عضو پارلمان کانادا آقای ایروین کولتر و از بنیانگذاران یوان هیومن راتس واچ مفصلا به بحث پرداختند. این کنفرانس سالیانه جهت شنیدن گزارشات قربانیان حقوق بشربرگزار میشود. در همین رابطه آقای داود ارشد رئیس جنبش نه به تروریسم و فرقه ها سخنانی بشرح زیر ایراد کردند:

درملاقات با دکترورنر هویر به اطلاع ایشان رسید که: فرقه رجوی در حال تدارک دیدن یک زندان ابدی موسوم به اشرف 3 در ‏محلی دورافتاده میباشد. این محل یک پایگاه نظامی متروکه آمریکایی می باشد با یک فرودگاه و یک سکوی هلی برد کوچک و ‏بخشی از سیستم های داخلی آن مستقیما از آمریکا آورده شده و نصب گردیده اند. از ایشان استمداد کمک شد. ‏

ملاقات با همسر نرگس محمدی در مقر ملل متحد ژنو-------آقای داود ارشد و خانم دکتر هشترودی با همسر نرگس محمدی در این ملاقات آقای تقی رحمانی همسر نرگس محمدی که خودشان نیز چندین نوبت زندان بوده اند از نقض حقوق بشر در ایران گزارشی به کنفرانس ارائه کردند و از تناقضات موجود در سیستم قضایی ایران در جریان محاکمه نسرین محمدی بطور مفصل و جامع سخن گفتند.خانم دکتر هشترودی و آقای مهندس ارشد با ایشان ابراز همدردی کردند و جزئیات بیشتری از موارد نقض حقوق بشر در فرقه تروریستی رجوی که در آن فعال بوده است را برای آقای تقی رحمانی تشریح نمودند.

دادخواهی علیه برده داری پناهجویان در تیرانا همچو لیبی توسط فرقه رجوی در دیدار آقای ارشد با نخست وزیران هلند و اسلووانیا

ملاقات با رهبر حزب دمکراتهای آزاد آلمان (اف پ د) آقای کریستین لیندنر در جریان کنگره سه روزه احزاب لیبرال اروپا در آمرستردام هلند. افشای جنایات فرقه رجوی علیه اعضا و جدا شدگان

آقای ارشد در مورد ادعای فرقه رجوی و حامیانش گفتند چند شاخص آشکار وجود دارد. چرا متحدین آنها بویژه آقای دکتر بنی صدر با پیش بینی سرنوشت آنها در عراق از آنها جدا شدند؟ چرا هیچ ایرانی چه مردمی چه سیاسیون در مراسم آنها شرکت نمیکنند؟ چرا این تشکیلات مجبور است جهت گردهمآیی هایش سیاهی لشکر کرایه کند؟ چرا این تشکیلات در ترس از مردم ایران اجازه نمیدهد با اعضایش درارتباط قراربگیرند؟ چرا ارتباط اعضایش را با جهان قطع میکند؟ چرا تمامی تحلیلگران برحقیقت نفرت مردم از این تشکیلات بدلیل همکاری با صدام را تاکید میکنند؟ چرا باید رجوی در داخل تشکیلاتش زندان و شکنجه برای اعضای خودش راه بیندازد؟ چرا مجبور است برای دریافت حمایت سیاسی هرچند بی ارزش منافع مردم ایران را به کسانیکه خود به کشتن آنها افتخار میکرده است بفروشد و حتی برای چند دقیقه سخنرانی آنها دهها هزار دلار بپردازد؟ چرا حتی عربستان حامی سیاسی و مالی آنها ارزیابیشان از آنها این استکه “هیچ جایگاهی در میان مردم ایران ندارند”؟ چرا در همین پارلمان اعضای سابق منتقدش را بقصد کشت میزند؟ چرا هر منتقدی ایرانی و حتی غیره ایرانی را جاسوس و مزدور رژیم!! میخواند؟ آیا بخاطر همین چرا ها نیست که: وقتی مردم ایران در سراسر کشور جهت خواسته هایشان دست به تظاهرات و اعتراض میزنند هیچ اسمی از آنها نمیآورند؟ آیا این مسئله پیامش غیر از این است که: مردم ایران رژیم حاضر را صد بار به فرقه رجوی ترجیح میدهند. و “تنها آلترناتیو دمکراتیک” جوکی بیش نیست.

خانم دکتر فریبا هشترودی: با یقین میگویم که مجاهدین شکنجه میکنند…. هشترودی1سرکار خانم دکتر فریبا هشترودی یکی از برجسته ترین زنان ایرانی جزء افتخارات ایرانیان در فرانسه، نویسنده و خبرنگار و فعال سیاسی که سابقا عضو شورای ملی مقاومت ایران بوده است که باید ایشان را بیشتر شناخت با علم یقینی در مورد فرقه تروریستی رجوی از درون آن سخن میگوید. وقتی به عمق پوسیدگی تشکل رجوی پی بردم جدا شدم بله

بیانیه 14 تن

بیانیه 14 تن

نیروی خارج کشور چه میخواهد ‏و بیانیه 14 تن

مقالات پربیننده

فرقه ها در میان ما

دانش علمی شناخت و تمیزدادن فرقه از تشکل سیاسی

بدون شناخت علمی از فرقه های خطرناک تحلیل عملکردهای فرقه رجوی و اثرات بشدت مخرب آن بر اعضا و جداشدگان و خلاص شدن از فشارهای شکنجه گونه روانی مغزشویی های چندین دهساله غیرممکن است

خانم آناگومز نماینده پارلمان اروپا خواستار اخراج فرقه رجوی شد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت دوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی امروز باید گفت آنچه را که فردا گفتنش دیر است

قسمت دوم: گفت و شنود با فرشته هدایتی: افشاگریهای فرشته هدایتی در مورد فرقه رجوی

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

سیامک نادری مرگهای مشکوک فرقه رجوی را افشا میکند

کشتن و سربه نیست کردنهای فرقه رجوی

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

فعالیت های ما در تصویر

افشاگری مشاور عالی مریم رجوی در مورد فرقه رجوی

 

مصدق روحت شاد

م-ت اخلاقی

 

شاه خمینی

↑    ↓

خمینی شاه

نگاهی کوتاه به زندگینامه رضا شاه پهلوی ویا همان رضا خان میرپنج، محمد رضا شاه پهلوی و دکتر محمد مصدق(رونوشت شده از ویکی پدیا) :

 (ز

رضا شاه پهلوی محصول یک کودتاه :

ادموند آیرونساید (به انگلیسی: Edmund Ironside) (۱۸۸۰–۱۹۵۹) ژنرال انگلیسی و طراح اصلی کودتای ۱۲۹۹ در ایران بود. عملیات نهایی کودتا با دستور مستقیم لرد ردینگ، نایب‌السلطنه وقت هند، و وینستون چرچیل، وزیر جنگ وقت بریتانیا، به اردشیر ریپورتر و ژنرال آیرونساید آغاز شد و به فرجام رسید. این کودتا به دست رضاخان میرپنج و سیدضیاءالدین طباطبائی اجرا شد.

محمد رضا شاه پهلوی : محصول یک کودتای آمریکایی _ انگلیسی :

در سال ۱۳۳۲ سازمان اطلاعات و امنیت خارجی بریتانیا و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، کودتایی برای برکناری مصدق به راه انداختند. با شکست خوردن کودتای ۲۵ مرداد، محمدرضا شاه ایران را ترک کرد و به ایتالیا رفت، ولی با موفقیت کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ مصدق برکنار شد و شاه باری دیگر به قدرت رسید.

دکتر محمد مصدق محصول انتخاب یک ملّت :

حمد مصدق تولد ۲۹ اردیبهشت ۱۲۵۸ (مطابق با شناسنامه)[۵]یا ۲۶ خرداد ۱۲۶۱ (طبق محاسبه برخی مورخین)[۶]در سنگلج تهران– درگذشت ۱۴ اسفند ۱۳۴۵ بیمارستان نجمیه تهران[۷][۸] در زمان قاجار معروف به میرزا محمد خان مصدق‌السلطنه تا پیش از تصویب قانون منع استفاده از القاب و سپس مشهور به دکتر مصدق، سیاستمدار، حقوقدان، نمایندهٔ هشت دوره مجلس شورای ملی، استاندار، وزیر و دو دوره نخست‌وزیر ایران بود. محمد مصدق نخستین ایرانی دارندهٔ مدرک دکترای رشته حقوق است[۹][۱۰] مصدق در زمان انتقال سلطنت از قاجار به پهلوی، اگر چه از حکومت قاجار مأیوس بود[۱۱] با توجه به این که می‌دانست رضا شاه حکومتی برمبنای دیکتاتوری ایجاد می‌کند، با این کار مخالفت کرد و بعد از آن یکی از منتقدین سرسخت او بود.[۱۱][۱۲] در زمان حکومت رضاشاه، مصدق زندان رفته و مدتی را در تبعید گذرانید.[۱۳] او سلطنت پهلوی را مخلوق سیاست انگلستان می دانست.

اگر خواهان اطلاعات بیشتری در رابطه با هریک از افراد نامبرده در بالاهستید،کافیست که اسم آنها را در انترنت وارد کرده وطوفانی ار اطلاعات غلط یا درست را در برابر خود مشاهده کنید.

امّا انگیزه از نوشتن این مطلب نگاهی است به شعار انحرافی دست ساز استعمار _ارتجاع “رضا شاه روحت شاد” که  جزسیاهی و تباهی و نرسیدن ملت ایران به آزادی و استقلال واقعی نقشه ای در سر نمی پرورانند.

و امروز پس از نزدیک به نیم قرن حاکمیت”ارتجاعی_ استعماری” جمهوری ننگ و نکبت اسلامی،دوباره نقشه اینست که این بار بین سلطنت(شاه) یا خمینی(ارتجاع) باز مارا مجبور به آری یا خیر به انتخاب(بخوانیم اجبار) یکی از این کنند و دوباره ملتی را برای چند دهه به خاک سیاه کشانده و یا حتی ایران را برای راحت بلعیدن تکه کرده و خواب تجزیه را آنرا می بینند .

آیا از خود پرسیده ایم که چه نقشه ای در کار است که ملت ایران فقط حق دارد در جاده بن بست شبه مدرنیته کنترل و حمایت شده از خارج(سلطنت پادشاهی جهان سوّمی)  ویا ارتجاع بظاهر مستقل امثال جمهوری اسلامی قرون وسطایی داِئما در رفت و آمد باشد و پا به جاده دمکراسی و لائیسیته و اسقلال واقعی نگذارد ؟

آیا از خود پرسیده ایم و یا می پرسیم که چرا هیچکس و هیچ جریان سیاسی مدعی دمکراسی و وطن پرستی یادی از”دکتر محمد مصدق” ومبارزات استقلال طلبانه او  در تظاهرات و میتینگهای خارج کشوری خود با عنوان ” مصدق روحت شاد”  رافریاد نمی زنند و حتی آنرا در داخل میهن به خروش آمده به قول معروف آنتنی و شعار روز نمی کنند ؟

هموطنان گرامی و میهن دوستان واقعی،شعار “رضا شاه روحت شاد” همان سوپاپ اطمینان ارتجاع حاکم بر ایران و همان دور باطل یا شاه یا ارتجاع استعمار است که هیچ هدفی بجز غارت ایران وبجز سیاه بختی برای ایران و ایرانی در سر نمی پرورانند.

رژیم هیچ احساس خطراستراتژیک و دراز مدتی از شعار انحرافی “رضا شاه روحت شاد” ندارد،چرا که روشن است که این جریان نه جربوزه مایه گذاری از خود را دارد و نه فدای از خویش را ،ونه هیچگاه سمبل زنده این جریان انحرافی را که در شخص رضا پهلوی کانالیزه شده است مشاهده نشده که یکبار به عنوان یک ایرانی بی غرض، چه شفاها و یا کتبا محمد رضا شاه پهلوی و انحرافات او را که نتیجه اش رژیم پلید جمهوری اسلامی شد را به انتقاد و تحلیل بکشاند.

 برا ی نمونه آقای رضای پهلوی نه تنها هیچگاه به خیانت بزرگ محمد رضا شاه پهلوی که سرنگون کردن دولت ملّی و مستقل دکتر محمد مصدق به همت اجنبی که تنها راه پیشرفت واقعی و استقلال ایران در آن مقطع تاریخی بود را به نقد و انتقاد نکشیده و برعلیه این خیانت بزرگ تاریخی موضع نگرفته،بلکه ثمره ملی شدن صنعت نفت را به جیب خاندان پهلوی ها هم می ریزد.

آقای رضا پهلوی اگر به جایی وصل نیست و خواهان استقلال و پیشرفت واقعی ایران و ایرانی است ،چراهیچگاه به سیستم سرکوب  ساواک که وظیفه اصلیش سرکوب روشنفکران و نویسندگان آگاهی بخش وطنی بود به انتقاد نمی نشیند، و اعتراف نمی کند که در حالی که پدر تاجدار ایشان مشغول اعدام و تبعید و زندانی کردن روشنفکران بود،در حال تقویت سیستم آخوندی که وظیفه اش بجز در خرافات ونادانی و عقب نگهداشتن ملت بود،نهایت همکاری و مایه گذاری را می کرد ؟

پدر تاجدار ایشان فقط به جرم خواندن یک جزوه چند صفحه ای که کمی آگاهی می داد،دارنده و یا خواننده آنرا به زیر شکنجه ساواک برده و این در حالی بود که کرور کرور جزوه ها ونشریات و رسالات عملیه اسلامی چاپ و نشر می شد و هزینه مالی در اختیار این دایناسورها می گذاشت؟.

نتیجه این خیابت بزرگ محمد رضا شاه پهلوی همین شد که حدود به نیم قرن است که با پوست و گوشت لمس می کنیم و استعمار ما را در یک جاده دوطرفه ولی بن بست”یا شاه یا ارتجاع” به دام انداخته است .

خود ایشان آنچه را که از محبوبیت سیاسی بدون پرداخت مایه در جیب دارد را باید مدیون همین آخوندهای اسلامی و نقشه شوم استعمار( کودتای ٢٨ مرداد سال ١٣٣٢) بداند.

خیانت محمد رضا پهلوی و اربابان خارجیش بود که در کودتای ٢٨ مرداد  دولت ملی و منتخب مردم ایران یعنی دولت مصدق را سرنگون و در اصل در  همان مقطع تاریخی به ساختن صندوق رای “جمهوری اسلامی آری یا خیر”  پرداختند و نتیجه همین شده است که حدودنیم قرن است که مشاهده می کنیم. امروزه آقای رضا پهلوی باید مشروعیت کاذب و مفت ومجانی خود را مدیون جنایات بی حد و مرز  همین جمهوری نکبت اسلامی بداند .

بی جهت نیست که یکی از هزاران مامور شکنجه گر ساواک  با کمال بی شرمی در جلسه ای خطاب به یک مبارز دوران پهلوی می گوید این شما بودید که ما را مجبور به شکنجه دادن و اعدام می کردید.

بیژن جزنی که مشی مسلحانه را راه حل نمی دانست چرا ساواک او را تیرباران کرد ؟

آقای رضا پهلوی هیچگاه در برابر ملت ایران به شفاف سازی مالی خویش نپرداخته است،چه برسد به زیر انتقاد و یا محکوم کردن سانسور و خفقانی که پدر ایشان ایجاد کرده بود که همه از پیر و جوان این جمله کوتاه “دیوار موش داره ،موش هم گوش داره” را همه جا باخود یدک می کشیدند.

آیا هیچگاه به پدر تاجدار خویش انتقاد کرده که به چه حقی و به چه جرمی وزیر امورخارجه دولت ملی محمد مصدق یعنی دکتر فاطمی مملو از غیرت ملی را زندان و سپس تیرباران کرد ؟

اگر غیرت ملّی آقای رضا پهلوی بر غیرت خاندانیش غلبه داشت،چرا بجای افتخار و تکیه کردن به پدر و پدربزرگش که هر دو با کودتای اجنبی به قدرت رسیدند، بیشتر به افتخار و تکیه کردن به نخست وزیر ملی و میهنی ایران یعنی دکتر محمد مصدق نمی پردازد و کودتای ٢٨ مرداد  را که حتی وارثان مجریان آن از جمله وزیر خارجه سابق آمریکا خانم آلبرایت و اوباما رئیس جمهور قبل از ترومپ آنرا خیانتی بزرگ به ملت ایران میدانند،هرگز خیانت اعلام نکرد و نمی کند ؟

مصدق که مشروطه خواه بود،اگر آقای رضا پهلوی غیرت ملی دارد و نه غیرت خاندانی و قبیله ای، چرا به افشای دیکتاتوری محمد رضا شاه نمی پردازد و همه دمکراتخواهی خویشرا هزینه ملی گرایی راه و رسم دکتر محمد مصدق نمی کند ؟

باید آقای رضا پهلوی همه دارائیهای سیاسی و حتی مالی خویش را مدیون همین دست پروردگان پدر تاجدار خویش یعنی آخوندهای جنایتکار حاکم بر میهن  بداند که آنها را گله وار پروراند و آنها را به جان ملتی با فرهنگ انداخت ؟

پیشرفتهای زمان محمد رضا شاه پهلوی همچنانکه قبلا به آن اشاره شد، اجبار وضرورت زمینه فرهنگی- تاریخی ایران بود،اگر ضرورت فرهنگی و تاریخی و بویژه اثرات انقلاب مشروطه نبود،آفای محمد رضا شاه پهلوی بیشتر از مراگز علمی ،مراکز مذهبی اسلامی برپا می کرد.

رژیم ننگین جمهوری اسلامی خیلی خوب میداند که چرا داریوش فروهر و همسر ایشان را در ایران و یا به هر بهایی که شده بود شاپور بختیار را در پاریس سلاخی کرد.

جمهوری ننگین اسلامی هیچ وحشتی از شعار “رضا شاه روحت شاد” ندارد، چرا که خوب می داند سیستم ستم شاهی “جهان سومی” نه شانسی در ایران دارد و نه زمینه تاریخی،اگر بود حتما بعد از سقوط طالبان در افغانستان،حکومت شاهی ظاهر شاه دوباره به قدرت می رسید .

آقای رضا پهلوی در تمامی مصاحبه های رادیو تلویزیونی از خود چهره ای انسانی مودب و دمکرات نشان می دهد ،در حالی که وقتی با هواداران ایشان از نزدیک برخورد می شود،چهره واقعی و فرهنگشان به نمایش گذاشته می شود،براحتی می توان مشاهده کرد که در  وجلو پرده از چه کلمات و فحش های زشت و رکیکی و جو کهای سبک و کلمات لاتی استفاده می کنند و فرهنگشان فرهنگ فحاشی است .

اگر دیکتاتوری شاه نبود هرگز دیکتاتوری قرون وسطایی خمینی زاده نمی شد، و اگر دیکتاتوری قرون وسطایی خمینی نباشد ،هرگز رضا پهلوی مدعی دمکراسی و آزادیخواهی نمی تواند باشد،چرا که تمامی مواضع مشکوکش سئوال برانگیز و غیر اکتفا است.

در یک کلام ما همه ایرانیان وطن دوست و آزادیخواه و استقلال طلب باید همت کنیم و از این دور باطل فرمول زیر که بیگانه برای ما طرح ریزی کرده  خارج شویم، یعنی :

شاه خمینی

خمینی شاه

تمامی پیشرفتهای دوران رضا شاه از جمله تاسیس دادگستری و دانشگاه وغیره ضرورت و جبر زمانه ونتیجه اجباری قیام مشروطه و فرهنگ ایران بود و نه هیچ چیز دیگر، برای تاکید بر این ضرورت های تاریخی و فرهنگی و تاریخ ایران ،می توان به پیشرفتهایی که در همین جمهوری نکبت اسلامی بدست آمده اشاره کرد، رشد بالای درصد دانشگاه رفتگان بویژه در میان بانوان، پیشرفت در زمینه هنر از جمله هنر موسیقی. این پیشرفتها نتیجه تلاش و حاصل رژیم ارتجاعی اسلامی در ایران نیست، بلکه ضرورت قرن وبا پشتوانه تاریخی خویش و توان خود ملت ایران است . اینرا براحتی می توان حتی در عملکرد آخوندهای همجنس داعشی حاکم بر میهنمان دید که فرهنگ وتاریخ و شعور فرهنگی ایران و ایرانی اجازه نمی دهد که خامنه ای و انگلهای هایش عین ابوبکر البغدادی در خیابان و میدانهای شهر سر ببرند و آدم زنده زنده در قفس آتش بزنند.

چرا ما نباید بالاخره از این دایره تنگ یا”شاه یا شیخ” خارج نشویم و خواست خود را با دیگر جوامع پیشرفته جهان و شیوه حکومتی آنها لایق ندانیم و شعار انحرافی و ضد ملی  “رضا شاه روحت شاد ” را که به برکت جنایات رژیم جمهوری اسلامی و خرابکاری برخی دیگر جریانهای سیاسی بر سر زبانها افتاده را به شعار ملی و راهگشای زیر جایگزین نکنیم و همه با هر موضع و اندیشه ای که داریم یعنی به سمبل ملی گرایی واقعی،دکتر محمد مصدق که آزمایش خویش را در دوره کوتاه نخست وزیری خویش به منصه ظهور گذاشت نپردازیم و از این دور باطل خارج نشویم ؟

در رابطه با پیشرفتهای دوران کوتاه نخست وزیری دکتر محمد مصدق چه در زمینه کشاورزی و آموزشی وغیره می توان به کتابها و اسنادی که در این زمینه وجود دارد و حتی انسانهایی که از آن دوره هنوز خوشبختانه در قید حیاط هستند که کم هم نیستند مراجعه کرد تا در یک مقایسه ساده توان دولت ملی دکتر محمد مصدق را که راه خوشبختی ملت ایران وبه طبع آن خاورمیانه بود را بدست آورد.

 این چه توطئه ویرانگری است که عدّه ای آگاهانه یا ناآگاهانه مرتب این ساز را کوک می کنند که اگر شاه مانده بود الان ایران فلان و بهمان جا بود، اما هیج جا مطرح نمیشود که اگر کودتای کثیف  ٢٨ مرداد راه نیفتاده بود و مامور دست نشانده شان محمدرضا پهلوی به زور سرنیزه به ملتی توانمند تحمیل نشده بود، ایران الان در  کجای جهان صنعت و فرهنگ و پیشرفت ایستاده بود ؟

هیچ از خود پرسیده ایم که چرا با اینکه رضا شاه میرپنج سالها قبل از مصدق فوت کرده آنتنی می شود،امّا دکتر محمد مصدق با خدمات گرانمایه اش در عرض یک سال نخست وزیریش خفه می شود ؟

اگر مصدق توّسط کودتای”انگلیسی_ آمریکائی” سرنگون نشده و محمد رضا شاه پهلوی توّسط آنها به قدرت نرسیده و به خدمت گرفته نشده بود،الان ما دچار حکومت ننگین جمهوری اسلامی نبودیم که آقای رضا پهلوی به برکت همان کودتا و به برکت جنایات جانشین واقعی ثمره عملکرد سرکوب “سیاسی” پدر تاجدارشان یعنی رژیم جنایتکار خمینی، خود را دمکرات و خواهان آزادی بداند. خمینی میوه و ثمره حاکمیت کودتای ٢٨ مرداد است و آقای رضا پهلوی ثمره حکومت ننگین و متعفن خمینی .اگر آقای رضا پهلوی یک جو صداقت و غیرت ملی دارد، قبل از هر چیز باید به انتقاد از عامل بر سر کار آمدن این رژیم پلید ضد ایرانی جمهوری اسلامی بپردازد و جدای از پیوند خونی با محمد رضا پهلوی،ابتدا به نقد تاریخی و خیانت او به ملت و رهبر ملی کبیرشان یعنی دکتر محمد مصدق بپردازد و شخصا بجای  رضا شاه روحت شاد ،فریاد بزند ” مصدق روحت شاد روحت شاد ” .

باید با هواداران و برخوردهای”فرهنگشاهی” پهلوی ها از نزدیک برخورد داشت تا دید چه نقشه های شومی بعد از سرنگونی رژیم اسلامی در سر برای ملّت تحت ستم نتیجه استراتژیک کودتای ٢٨ مرداد یعنی رژیم منفور اسلامی  دارند(اگر در دنیای خیال آقا شاه شوند).

یک قلم کوچک کینه ۴٠سال و اندی که نتوانستند پادشاهی کنند و خر مراد برانند.چنان دم و دستگاه سرکوب و کنترلی برپا کنند که باز همه جا این بار  خواهیم گفت ” دیوار موش دارد،موش هم گوش فیل دارد.اینرا بی جهت و بدون دلیل نمی گویم. شاخص تنظیم رابطه شخص آقای رضا پهلوی با به انتقاد نکشیدن عملکرد پدر تاجدارشان و حکومت دست نشانده او و تربیت وفرهنگ فحاش سرگوبگرانه و نفوذ اپورتونیست مابانه جان نثارانش  در تظاهرات و میتینگهای دیگران با بالا بردن عکس وی  تحت عنوان”شاه ایران”که بر روی پوسترشان نقش بسته و پاره کردن اعلامیه دیگر گروها حتی صاحب مجوز تظاهرات، به سبک برادران اطلاعاتی اسلامی، اوج فرهنگ دمکرات مابانه ایشان را به نمایش می گذارد،

امّا امّا

همه آنهایی که دل در گرو ایران دارند و ریسک دوباره به دام افتادن  دیکتاتوری را ندارند،در همه تظاهراتها چه در داخل و چه در خارج میهن پیشنهاد می شود که به جای شعار انحرافی”رضا شاه روحت شاد”،  فریاد بر آوریم که :

مصدق روحت شاد،روحت شاد

مصدق روحت شاد،روحت شاد

 الجماهير الغاصبة المطالبة لاعادة مصدق بعد ان عزله الشاه

م _ ت اخلاقی

٣  آذر ١٣٩٨

٢۴ نوامبر ٢٠١٩

منبع:پژواک ایران

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.