پربیننده ترین ها

ملاقات با نخست وزیر هلند آقای مارک روته در جریان کنگره سالانه حزب اتحاد احزاب لیبرال اتحادیه اروپا (آلده پارتی) در آمستردام. طی ملاقات ضمن معرفی خودو فرقه رجوی و نقض شدید حقوق بشر توسط این فرقه در آلبانی تشریح شد.

ملاقات با آقای گای فرهوفشتادت عضو پارلمان اروپا و رهبر فراکسیون لیبرالهای اتحادیه اروپا از سیاستمداران عالی و افشای همه ترفندهای فریب فرقه رجوی در زمینه ماهیت این فرقه و فشارها و توطئه هایی که علیه جدا شدگان اعمال میکند.

بنابه دعوت یو ان واچ جنبش نه به تروریسم و فرقه ها در نشست سالیانه حقوق بشر و دمکراسی شرکت کرد. خانم دکتر هشترودی بنا به دعوت جنبش نه به تروریسم وفرقه ها در این نشست شرکت کردند که حضور ایشان باعث خوشحالی جنبش نه به تروریسم و فرقه ها گردید. ایشان ضمن حضورفعالشان در نشست با اعضای عالیرتبه شرکت کننده در جلسه به بحث و گفتگو پرداختند. ازجمله با وزیر سابق دادگستری و عضو پارلمان کانادا آقای ایروین کولتر و از بنیانگذاران یوان هیومن راتس واچ مفصلا به بحث پرداختند. این کنفرانس سالیانه جهت شنیدن گزارشات قربانیان حقوق بشربرگزار میشود. در همین رابطه آقای داود ارشد رئیس جنبش نه به تروریسم و فرقه ها سخنانی بشرح زیر ایراد کردند:

درملاقات با دکترورنر هویر به اطلاع ایشان رسید که: فرقه رجوی در حال تدارک دیدن یک زندان ابدی موسوم به اشرف 3 در ‏محلی دورافتاده میباشد. این محل یک پایگاه نظامی متروکه آمریکایی می باشد با یک فرودگاه و یک سکوی هلی برد کوچک و ‏بخشی از سیستم های داخلی آن مستقیما از آمریکا آورده شده و نصب گردیده اند. از ایشان استمداد کمک شد. ‏

ملاقات با همسر نرگس محمدی در مقر ملل متحد ژنو-------آقای داود ارشد و خانم دکتر هشترودی با همسر نرگس محمدی در این ملاقات آقای تقی رحمانی همسر نرگس محمدی که خودشان نیز چندین نوبت زندان بوده اند از نقض حقوق بشر در ایران گزارشی به کنفرانس ارائه کردند و از تناقضات موجود در سیستم قضایی ایران در جریان محاکمه نسرین محمدی بطور مفصل و جامع سخن گفتند.خانم دکتر هشترودی و آقای مهندس ارشد با ایشان ابراز همدردی کردند و جزئیات بیشتری از موارد نقض حقوق بشر در فرقه تروریستی رجوی که در آن فعال بوده است را برای آقای تقی رحمانی تشریح نمودند.

دادخواهی علیه برده داری پناهجویان در تیرانا همچو لیبی توسط فرقه رجوی در دیدار آقای ارشد با نخست وزیران هلند و اسلووانیا

ملاقات با رهبر حزب دمکراتهای آزاد آلمان (اف پ د) آقای کریستین لیندنر در جریان کنگره سه روزه احزاب لیبرال اروپا در آمرستردام هلند. افشای جنایات فرقه رجوی علیه اعضا و جدا شدگان

آقای ارشد در مورد ادعای فرقه رجوی و حامیانش گفتند چند شاخص آشکار وجود دارد. چرا متحدین آنها بویژه آقای دکتر بنی صدر با پیش بینی سرنوشت آنها در عراق از آنها جدا شدند؟ چرا هیچ ایرانی چه مردمی چه سیاسیون در مراسم آنها شرکت نمیکنند؟ چرا این تشکیلات مجبور است جهت گردهمآیی هایش سیاهی لشکر کرایه کند؟ چرا این تشکیلات در ترس از مردم ایران اجازه نمیدهد با اعضایش درارتباط قراربگیرند؟ چرا ارتباط اعضایش را با جهان قطع میکند؟ چرا تمامی تحلیلگران برحقیقت نفرت مردم از این تشکیلات بدلیل همکاری با صدام را تاکید میکنند؟ چرا باید رجوی در داخل تشکیلاتش زندان و شکنجه برای اعضای خودش راه بیندازد؟ چرا مجبور است برای دریافت حمایت سیاسی هرچند بی ارزش منافع مردم ایران را به کسانیکه خود به کشتن آنها افتخار میکرده است بفروشد و حتی برای چند دقیقه سخنرانی آنها دهها هزار دلار بپردازد؟ چرا حتی عربستان حامی سیاسی و مالی آنها ارزیابیشان از آنها این استکه “هیچ جایگاهی در میان مردم ایران ندارند”؟ چرا در همین پارلمان اعضای سابق منتقدش را بقصد کشت میزند؟ چرا هر منتقدی ایرانی و حتی غیره ایرانی را جاسوس و مزدور رژیم!! میخواند؟ آیا بخاطر همین چرا ها نیست که: وقتی مردم ایران در سراسر کشور جهت خواسته هایشان دست به تظاهرات و اعتراض میزنند هیچ اسمی از آنها نمیآورند؟ آیا این مسئله پیامش غیر از این است که: مردم ایران رژیم حاضر را صد بار به فرقه رجوی ترجیح میدهند. و “تنها آلترناتیو دمکراتیک” جوکی بیش نیست.

خانم دکتر فریبا هشترودی: با یقین میگویم که مجاهدین شکنجه میکنند…. هشترودی1سرکار خانم دکتر فریبا هشترودی یکی از برجسته ترین زنان ایرانی جزء افتخارات ایرانیان در فرانسه، نویسنده و خبرنگار و فعال سیاسی که سابقا عضو شورای ملی مقاومت ایران بوده است که باید ایشان را بیشتر شناخت با علم یقینی در مورد فرقه تروریستی رجوی از درون آن سخن میگوید. وقتی به عمق پوسیدگی تشکل رجوی پی بردم جدا شدم بله

بیانیه 14 تن

بیانیه 14 تن

نیروی خارج کشور چه میخواهد ‏و بیانیه 14 تن

مقالات پربیننده

فرقه ها در میان ما

دانش علمی شناخت و تمیزدادن فرقه از تشکل سیاسی

بدون شناخت علمی از فرقه های خطرناک تحلیل عملکردهای فرقه رجوی و اثرات بشدت مخرب آن بر اعضا و جداشدگان و خلاص شدن از فشارهای شکنجه گونه روانی مغزشویی های چندین دهساله غیرممکن است

خانم آناگومز نماینده پارلمان اروپا خواستار اخراج فرقه رجوی شد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت دوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی امروز باید گفت آنچه را که فردا گفتنش دیر است

قسمت دوم: گفت و شنود با فرشته هدایتی: افشاگریهای فرشته هدایتی در مورد فرقه رجوی

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

سیامک نادری مرگهای مشکوک فرقه رجوی را افشا میکند

کشتن و سربه نیست کردنهای فرقه رجوی

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

فعالیت های ما در تصویر

افشاگری به کشتن دادن حسن جزایری از دانشجویان هوادار رجوی

 

پیام مسعود رجوی با صدای خودش و دلیل بوجد آمدن او

بقلم داود باقروند ارشد

 

نگارنده بعد از اعلام مرحوم شدن مسعودرجوی توسط ولی نعمت مجاهدین آقای ترکی الفیصل در مراسم سالیانه آنها در 2016 پاریس نوشت که آینده روشن خواهد کرد که رجوی بطور فیزیکی مرده است یا هنوز نفس میکشد(اینجا).[1]جواب احتمالی میتواند این باشد که: مسعود رجوی در عربستان بوده و آنجا مرده است  ویا عربستان دقیقا از محل و وضعیت او مطلع است و خودش هم آنرا ترتیب داده است و کننرل میکرده است (توجه به این مسئله که مسعود رجوی همواره ارتباطاتش حفظ شده است باید تحت حمایت یک کشوری میبود که سیستم های اطلاعاتی دیگر اقدامی نکرده یا نمیتوانستند بکنند چون حامی آن کشور پولدار و گردن کلفتی است، به زبان دیگر اگر بصورت مخفی در کشوری بود قطعا دچار مشکل میشد ولی اینکه دچار مشکلی نیست یعنی تحت حمایت یک کشوری است که توانسته مخفی بماند آن کشور نیز هر کشوری نیست بلکه همان کشوری است که وقتی دستش در تروریسم 11 سپتامبررو میشود حتی آمریکا را تهدید میکند که پولهایش را بیرون میکشد و میبینیم که نتیجه گزارش چگونه تغییر میکند و جاهایی اسامی سیاه میشود) . و عربستان نیز با علم بدان آمده موضوع مرگ رجوی را علنی کرده است. تا ضمن استفاده از برگ رجویها علیه رژیم عملا تفکر شیعه و امام زمان بازی آنرا و این تفکر را برای همیشه بسوزاند. یا به زبان سیاسی عربستان با پول و حمایت سیاسی اضداد برای خودش نتراشد. .  استفاده از برگ رجویها بله ولی تقویت آنها خیر  .شاهد بسیار قوی نیز همین که رجوی که برا ی هر خمپاره به اشرف و لیبرتی یک پیام میداد و سوز وگداز میکرد و با اشک تمساح بهره برداری مینمود، بعد از خبر مرگش هنوز پیامی نداده است. جواب احتمالی این است؟! تا آینده روشن کند که مرده یا هنوز حداقل نفس میکشد.

 

 

سوال اینجاست که آقای مسعود رجوی که طبق آنچه همه طی چهل سال گذشته شاهد بوده ایم که هست و نیستش از جمله تمامی سیاست[3]تمامی سیاستهای اتخاذ کرده او بطور مطلق غلط از آب درآمده است، ازجمله خیانت خواندن مبارزه و نشریه در آوردن در خارج کشور، درست بودن رفتن به عراق، درست بودن انقلاب ایدئولژیک بعنوان عامل گسترش و هزاربرابرشدن مجاهدین…، استراتژی[4]غلط بودن مبارزه مسلحانه-تروریسم داخل کشور که منجر به نابودی کل تشکیلات مجاهدین و البته بقیه تشکلهای مبارز کشور شد، ارتش آزادیبخش [5]تبدیل شدن به بخشی از ارتش عراق تحت نام ارتش آزادیبخش ملی ایران و فتح ایران از طریق کشتن سربازان ایرانی در مرزها، نیروی تشکیلاتی [6]تلاشی و فروپاشی تشکیلاتی طوریکه مجبور شد خود بدست خود زنان و مردان مجاهد را دستگیر، زندانی، شکنجه و حتی به قتل برساند، بعلاوه فرارهای روزانه، حتی فرزند خود آقای مسعودرجوی مصطفی رجوی و … پیری و فرسودگی اعضا و مرگ و میر مستمر آنها، موقعیت جغرافیایی[2]تبعید شدن به آلبانی در 5000کیلومتری ودوری از کشور، موقعیت اجتماعی[7]طی بیست سال گذشته از جنبش 1378دانشجویان، جنبش سبز 1388، جنبش اعتراضات 1396 و آبان امسال همگی نشان داد که ارزیابی همه ما و البته عربستان سعودی حامی اصلی آنها چقدر دقیق بوده است که مجاهدین بطور مطلق هیچ جایگاهی در ایران و در میان مردم ندارد بباد رفته، و فقط و فقط در عالم اطلاعیه و تبلیغات و شوهای سالیانه و یا دیدارهای سیاستمداران کرایه ای آنهم با کمک امدادهای غیبی رژیم حضور و وجود داشت. حتی تا آنجا که همه ابراز وجود مسعود رجوی و مریم رجوی محدود شده بود به یک خمپاره ای که  به لیبرتی یا اشرف میخورد، یا رژیم از او برای توجیه سرکوبهای داخلی نام میبرد، تا مسعود رجوی با براه انداختن شیپور و دار و تنبک بمیدان پریده و اطلاعیه بدهد و بگوید دیدید من هستم.  اما آنهم قطع شد و دیگر حاضر نبود که با صدای خودش پیام بدهد،  چه شده که اینبار با صدای خودش بمیدان آمده  و روان پریشانه با صدایی لرزان و لب گور پیام داده است؟

 

سوال این است آقای مسعودرجوی، “رهبر کبیر انقلاب نوین مردم ایران” و “فرمانده کل ارتش آزایبخش ملی ایران” و “مسئول شورای ملی مقاومت ایران”، “رهبر تاریخساز”، “ناجی عالم”، “جانشین خدا در تمامی کون ومکان و صاحب زمین و زمان”، شما که قیام دانشجویان در 1378 را تکفیر کردی و گفتی آنها را باید گذاشت پای دیوار چون نام ترا صدا نکردند، قیام 1388 را تکفیر کردی و خواستاراعدام هرآنکس که آنرا حمایت کرد شدی، در قیام 1396 بیش از 140 شهر وسپس در قیام بیش از صد شهر 1398 خبری از تو نبود؟ چه شده که بعد از ترور قاسم سلیمانی بمیدان آمده ای؟ چرا علیرغم نیاز حیاتی ات به آن، حتی برای موج سواری هم شده که حرفه توست، با صدای خودت بمیدان نیامدی؟

 

جواب را باید در این حقیقت جستجو کرد که مسعود رجوی که  از یکطرف خود سالیان در صحنه سیاسی حضور داشته است، بخوبی و عاری از همه پوشال بافی ها و دروغهایی که در زمینه بزرگنمایی مجاهدین و فعالیتهای آن در بوق و کرنا کرده است و بخورد جامعه خارج کشور و اعضای شورا و هواداران خود داده، میدانست که بعد از سقوط صدام حسین چه خودش و چه مجاهدین اسیر شده در عراق، حتی بلحاظ فیزیکی موجودیتشان در معرض نابودی است، چه برسد به اینکه حرکتی نیز سازمان دهد.

 

 بویژه که تکلیف خود را در داخل ایران را از سال 1361 بعد از کشته شدن موسی خیابانی و فرار به خارج و افتضاحات شخصی و سازمانی با رفتن به عراق که خود رجوی ببار آورد بخوبی میدانست. از طرفی دیگراما،  مسعود رجوی طی چهل سال گذشته استراتژی تمامیت خواهانه خود را بر این امر استوار کرده است که بعد از 22 بهمن 1357 انقلابی توده ای بوقوع نخواهد پیوست و انقلاب سازمان یافته آنهم تنها بدست خود او عملی است.!!  

 

از همین رو چهار دهه است که در ضدیت با تمامی حرکتهای مدنی و مردمی در داخل کشور به مبارزه برخواسته است. و هر مروج و مبلغ آنرا چه در طیف چپ، و یا ملی و سکولار و… مزدور رژیم خوانده، حتی نشریه درآوردن را نیز حرام نامیده… بنابرهمین امراست که نه در 1396 ونه در بهمن همین امسال بطور مطلق حرکت مردمی برایش ارزشی نداشت. و از نظر رجوی آنرا فاقد هر گونه ارزش مبارزاتی میدانست. هرچند به دادن اطلاعیه نوشتاری جهت خالی نبودن عریضه اکتفا میکرد ولی خود با صدای خود با وجود اینکه مرده و زنده بودنش نیز مطرح بود در او انگیزه لازم را بوجود نیاورد تا به میدان آمده و موضع با صدای خودش بگیرد و اعلام سال سرنگونی کند.

 

 اما بعد از هدف قرار گرفتن قاسم سلیمانی توسط پهبادهای آمریکا و ترور او با وجود اینکه عملی است غیر قانونی، ناقض همه تعهدات بین المللی و ناقض  حق حاکمیت عراق میباشد.  امری که همه جهان بخوبی میدانند که ترور یک فرمانده نظامی یک کشور هرچند هم که فرمانده موثری باشد هیچ تاثیری آنچنانی در فرایند حاکمیت یک کشور و رژیم نمیتواند داشته باشد. فرمانده ای که چهل سال است در صحنه عمل است و بنابراین یک سیستم و هرم فرماندهی را نمایندگی میکند و همچون تشکل مسعود رجوی قائم به شخص خودش نبوده، چنان او را بوجد آورد است که سرمست از این کار تروریستی آمریکا طی  اطلاعیه ای باصدای خودش برای اولین بار بعد از چندین سال چنان هذیانهایی گفته استکه تا بحال سابقه نداشته است. مسعودرجوی که صدایش در این اطلاعیه بوضوح لب گور بودن پایش را بخوبی عریان کرده است. آشکارا اثبات کننده این نکته نگارنده است که توضیح داده خواهد شد.  

 

مسعود رجوی بعد از نابودشدن مجاهدین دریک سال اول عملیات تروریستی خود در ایران، بوضوح میداند که رژیم علیرغم همه مشکلات بغرجی که در داخل کشور دارد، تا جائیکه احمدی نژاد به آپوزیسیون تبدیل شده است چه برسد به مردم عادی، اما چون هیچ آلترناتیوی ندارد تا بتواند یک “تغییر رژیم” را حالا به هر شکلی رهبری و به سرانجام برساند،  با وجود اینکه بدروغ و با شانتاژ دم از ارتش آزادیبخش و کانونهای شورشی میزند تنها چشم امیدش به آویختن به دولتهای خارجی برای سرنگون کردن رژیم است.

 

 از همین رو نیز خود و همه تشکل خود را به صدام حسین فروخت تا شاید به قدرت دست یابد(با این منطق که از پیروز کسی اما و اگر نمیکند!!!)، بعد هم که صدام سرنگون شد دست بدامن آمریکا در عراق و عربستان شد که سرنوشتش را همهگان دیدند. نه تنها خلع سلاحش کردند بلکه با پس گردنی و اودنگی به آلبانی تبعیدشان نمودند. آنچه ماند قولها و شعارهای سیاست مداران آمریکایی بود که شاید بدرد فریب اشرف نشینان میخورد ولی دردی از درد بی درمان قدرت پرستی رجوی حل نمیکرد و نکرد. رجوی بخوبی میدانست که از همانهاست که پس گردنی را خورده و به آلبانی پرتاب شده است و دستش از همه جا کوتاه است. قولهای جولیانی و بولتن مبنی براینکه “شما تنها جایگزین رژیم هستید” آروغ ناشی از خوردن دلارهایی است که بالا کشیده اند و معنی دیگری ندارد.  

 

در این شرایط است که میتوان فهمید چرا با ترور قاسم سلیمانی توسط آمریکا، مسعودرجوی بوی کباب شنیده. رجویِ مرده، که کفنش نیز از نظر خودش پوسیده به یکباره جان گرفته و با صدای لرزان و در اوج پریشان حالی به هذیان گویی افتاده و دوباره امسال را  “سال سرنگونی”  رژیم خوانده است. سرنگونی نه بدست مردم. که بدست پهبادهای آمریکا!!!!

 

 هذیانهای منعکس شده در اطلاعیه رجوی مانند، تهدید مخالفین و بخشش پاسداران، تحویل سلاح توسط نیروهای مسلح، … حتی ارزش بررسی نیز ندارد. وبا معذرت از خوانندگان، باید به او گفت که آقای رجوی بوی کباب نبوده که شنیدی، بوی داغ کردن امثال شماست. چون باید به اوطوری گفت که از مستی و پریشانگویی خارج شود. اینگونه:  ترامپ امروز کشف نکرده قاسم سلیمانی کیست، برای بقدرت رساندن تو نبوده که او را ترور کرد، بلکه برای در قدرت نگهداشتن و ترس از استیضاح خودش بوده که اینکار را کرد. قیمتش هم تقویت رژیم بود. طوریکه رژیم حتی نیاز ندارد که پاسخی به این عمل تروریستی آمریکا بدهد همان اتحاد سراسری که برایش به ارمغان آورد کافی است. بلحاظ بین المللی و حتی داخلیِ آمریکا هم به ضرر ترامپ ولی بنفع رژیم شد.   بالاترین تحقیر سیاسی آمریکا، حکم اخراجش از عراق است که پارلمان عراق بدان رای داد، یعنی  بعد از سالیان کشته دادن و هزینه صدها میلیاردها دلار مردم آمریکا،  پارلمان عراق یک پس گردنی به آمریکا زده که “برو بیرون و ماندنت نامشروع است”.  کی میخواهی بفهمی تروریسم منفور است. (همان امپریالیسمی که فکر میکنی قرار است رژیم را سرنگون و تورا به حکومت برساند، با جمعیتی که بعداز ترور قاسم سلیمانی به میدان آمد به تمام و کمال به نفع رژیم تمام شد). و پس گردنی شد برای وطن فروشانی امثال تو و سنگ دیگری بر قبرت. هرچند فکر میکنم که چون میدانی عمرت به سال دیگر مسیحی  قد نخواهد داد، این خلط را کرده ای، تا آخرین بار باشد که  “سال سرنگونی”  اعلام میکنی. لابد با خود گفته ای، بادا باد بعد از مردنم هرچه میخواهند بگویند من بی آبروتر از اینها هستم!!! این یکی را راست میگویی!!!

 

داود باقروند ارشد

هفتم ژانویه 2020

17 دیماه 1398

 

آقای رجوی کمی از اردشیر زاهدی خجالت بکش. تو او را عامل آمریکا میدانستی ولی ببین توکجایی و او کجاست

 

View this post on Instagram

اردشیر زاهدی می‌گوید قاسم سلیمانی یک سرباز وطن‌پرست بود. گفتگوی بی‌بی‌سی با #اردشیر_زاهدی، وزیر خارجه دوران سلطنت پهلوی درباره #قاسم_سلیمانی و تهدیدهای آمریکا را ببینید.

A post shared by BBC NEWS فارسی (@bbcpersian) on

References   [ + ]

1. جواب احتمالی میتواند این باشد که: مسعود رجوی در عربستان بوده و آنجا مرده است  ویا عربستان دقیقا از محل و وضعیت او مطلع است و خودش هم آنرا ترتیب داده است و کننرل میکرده است (توجه به این مسئله که مسعود رجوی همواره ارتباطاتش حفظ شده است باید تحت حمایت یک کشوری میبود که سیستم های اطلاعاتی دیگر اقدامی نکرده یا نمیتوانستند بکنند چون حامی آن کشور پولدار و گردن کلفتی است، به زبان دیگر اگر بصورت مخفی در کشوری بود قطعا دچار مشکل میشد ولی اینکه دچار مشکلی نیست یعنی تحت حمایت یک کشوری است که توانسته مخفی بماند آن کشور نیز هر کشوری نیست بلکه همان کشوری است که وقتی دستش در تروریسم 11 سپتامبررو میشود حتی آمریکا را تهدید میکند که پولهایش را بیرون میکشد و میبینیم که نتیجه گزارش چگونه تغییر میکند و جاهایی اسامی سیاه میشود) . و عربستان نیز با علم بدان آمده موضوع مرگ رجوی را علنی کرده است. تا ضمن استفاده از برگ رجویها علیه رژیم عملا تفکر شیعه و امام زمان بازی آنرا و این تفکر را برای همیشه بسوزاند. یا به زبان سیاسی عربستان با پول و حمایت سیاسی اضداد برای خودش نتراشد. .  استفاده از برگ رجویها بله ولی تقویت آنها خیر  .شاهد بسیار قوی نیز همین که رجوی که برا ی هر خمپاره به اشرف و لیبرتی یک پیام میداد و سوز وگداز میکرد و با اشک تمساح بهره برداری مینمود، بعد از خبر مرگش هنوز پیامی نداده است. جواب احتمالی این است؟! تا آینده روشن کند که مرده یا هنوز حداقل نفس میکشد.
2. تبعید شدن به آلبانی در 5000کیلومتری ودوری از کشور
3. تمامی سیاستهای اتخاذ کرده او بطور مطلق غلط از آب درآمده است، ازجمله خیانت خواندن مبارزه و نشریه در آوردن در خارج کشور، درست بودن رفتن به عراق، درست بودن انقلاب ایدئولژیک بعنوان عامل گسترش و هزاربرابرشدن مجاهدین…
4. غلط بودن مبارزه مسلحانه-تروریسم داخل کشور که منجر به نابودی کل تشکیلات مجاهدین و البته بقیه تشکلهای مبارز کشور شد
5. تبدیل شدن به بخشی از ارتش عراق تحت نام ارتش آزادیبخش ملی ایران و فتح ایران از طریق کشتن سربازان ایرانی در مرزها
6. تلاشی و فروپاشی تشکیلاتی طوریکه مجبور شد خود بدست خود زنان و مردان مجاهد را دستگیر، زندانی، شکنجه و حتی به قتل برساند، بعلاوه فرارهای روزانه، حتی فرزند خود آقای مسعودرجوی مصطفی رجوی و … پیری و فرسودگی اعضا و مرگ و میر مستمر آنها
7. طی بیست سال گذشته از جنبش 1378دانشجویان، جنبش سبز 1388، جنبش اعتراضات 1396 و آبان امسال همگی نشان داد که ارزیابی همه ما و البته عربستان سعودی حامی اصلی آنها چقدر دقیق بوده است که مجاهدین بطور مطلق هیچ جایگاهی در ایران و در میان مردم ندارد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.