پربیننده ترین ها

ملاقات با نخست وزیر هلند آقای مارک روته در جریان کنگره سالانه حزب اتحاد احزاب لیبرال اتحادیه اروپا (آلده پارتی) در آمستردام. طی ملاقات ضمن معرفی خودو فرقه رجوی و نقض شدید حقوق بشر توسط این فرقه در آلبانی تشریح شد.

ملاقات با آقای گای فرهوفشتادت عضو پارلمان اروپا و رهبر فراکسیون لیبرالهای اتحادیه اروپا از سیاستمداران عالی و افشای همه ترفندهای فریب فرقه رجوی در زمینه ماهیت این فرقه و فشارها و توطئه هایی که علیه جدا شدگان اعمال میکند.

بنابه دعوت یو ان واچ جنبش نه به تروریسم و فرقه ها در نشست سالیانه حقوق بشر و دمکراسی شرکت کرد. خانم دکتر هشترودی بنا به دعوت جنبش نه به تروریسم وفرقه ها در این نشست شرکت کردند که حضور ایشان باعث خوشحالی جنبش نه به تروریسم و فرقه ها گردید. ایشان ضمن حضورفعالشان در نشست با اعضای عالیرتبه شرکت کننده در جلسه به بحث و گفتگو پرداختند. ازجمله با وزیر سابق دادگستری و عضو پارلمان کانادا آقای ایروین کولتر و از بنیانگذاران یوان هیومن راتس واچ مفصلا به بحث پرداختند. این کنفرانس سالیانه جهت شنیدن گزارشات قربانیان حقوق بشربرگزار میشود. در همین رابطه آقای داود ارشد رئیس جنبش نه به تروریسم و فرقه ها سخنانی بشرح زیر ایراد کردند:

درملاقات با دکترورنر هویر به اطلاع ایشان رسید که: فرقه رجوی در حال تدارک دیدن یک زندان ابدی موسوم به اشرف 3 در ‏محلی دورافتاده میباشد. این محل یک پایگاه نظامی متروکه آمریکایی می باشد با یک فرودگاه و یک سکوی هلی برد کوچک و ‏بخشی از سیستم های داخلی آن مستقیما از آمریکا آورده شده و نصب گردیده اند. از ایشان استمداد کمک شد. ‏

ملاقات با همسر نرگس محمدی در مقر ملل متحد ژنو-------آقای داود ارشد و خانم دکتر هشترودی با همسر نرگس محمدی در این ملاقات آقای تقی رحمانی همسر نرگس محمدی که خودشان نیز چندین نوبت زندان بوده اند از نقض حقوق بشر در ایران گزارشی به کنفرانس ارائه کردند و از تناقضات موجود در سیستم قضایی ایران در جریان محاکمه نسرین محمدی بطور مفصل و جامع سخن گفتند.خانم دکتر هشترودی و آقای مهندس ارشد با ایشان ابراز همدردی کردند و جزئیات بیشتری از موارد نقض حقوق بشر در فرقه تروریستی رجوی که در آن فعال بوده است را برای آقای تقی رحمانی تشریح نمودند.

دادخواهی علیه برده داری پناهجویان در تیرانا همچو لیبی توسط فرقه رجوی در دیدار آقای ارشد با نخست وزیران هلند و اسلووانیا

ملاقات با رهبر حزب دمکراتهای آزاد آلمان (اف پ د) آقای کریستین لیندنر در جریان کنگره سه روزه احزاب لیبرال اروپا در آمرستردام هلند. افشای جنایات فرقه رجوی علیه اعضا و جدا شدگان

آقای ارشد در مورد ادعای فرقه رجوی و حامیانش گفتند چند شاخص آشکار وجود دارد. چرا متحدین آنها بویژه آقای دکتر بنی صدر با پیش بینی سرنوشت آنها در عراق از آنها جدا شدند؟ چرا هیچ ایرانی چه مردمی چه سیاسیون در مراسم آنها شرکت نمیکنند؟ چرا این تشکیلات مجبور است جهت گردهمآیی هایش سیاهی لشکر کرایه کند؟ چرا این تشکیلات در ترس از مردم ایران اجازه نمیدهد با اعضایش درارتباط قراربگیرند؟ چرا ارتباط اعضایش را با جهان قطع میکند؟ چرا تمامی تحلیلگران برحقیقت نفرت مردم از این تشکیلات بدلیل همکاری با صدام را تاکید میکنند؟ چرا باید رجوی در داخل تشکیلاتش زندان و شکنجه برای اعضای خودش راه بیندازد؟ چرا مجبور است برای دریافت حمایت سیاسی هرچند بی ارزش منافع مردم ایران را به کسانیکه خود به کشتن آنها افتخار میکرده است بفروشد و حتی برای چند دقیقه سخنرانی آنها دهها هزار دلار بپردازد؟ چرا حتی عربستان حامی سیاسی و مالی آنها ارزیابیشان از آنها این استکه “هیچ جایگاهی در میان مردم ایران ندارند”؟ چرا در همین پارلمان اعضای سابق منتقدش را بقصد کشت میزند؟ چرا هر منتقدی ایرانی و حتی غیره ایرانی را جاسوس و مزدور رژیم!! میخواند؟ آیا بخاطر همین چرا ها نیست که: وقتی مردم ایران در سراسر کشور جهت خواسته هایشان دست به تظاهرات و اعتراض میزنند هیچ اسمی از آنها نمیآورند؟ آیا این مسئله پیامش غیر از این است که: مردم ایران رژیم حاضر را صد بار به فرقه رجوی ترجیح میدهند. و “تنها آلترناتیو دمکراتیک” جوکی بیش نیست.

خانم دکتر فریبا هشترودی: با یقین میگویم که مجاهدین شکنجه میکنند…. هشترودی1سرکار خانم دکتر فریبا هشترودی یکی از برجسته ترین زنان ایرانی جزء افتخارات ایرانیان در فرانسه، نویسنده و خبرنگار و فعال سیاسی که سابقا عضو شورای ملی مقاومت ایران بوده است که باید ایشان را بیشتر شناخت با علم یقینی در مورد فرقه تروریستی رجوی از درون آن سخن میگوید. وقتی به عمق پوسیدگی تشکل رجوی پی بردم جدا شدم بله

بیانیه 14 تن

بیانیه 14 تن

نیروی خارج کشور چه میخواهد ‏و بیانیه 14 تن

مقالات پربیننده

  • Zay250 250واکاوی شرایط اعضای سازمان مجاهدین خلق در زندانهای جمهوری اسلامی، اشرف، لیبرتی و آلبانی با استناد به اسناد منتشره در یکی از اطلاعیه های شورای مقاومت
     پنجشنبه, ۲۶ام بهمن, ۱۳۹۶ shabnami نویسنده مطلب: ع. شبنمی در فردای سرنگونی جمهوری اسلامی بدون شک […]
  • تغییر رژیمشکایت حزب چپ‌ها از دولت آلمان در ارتباط با عدم جلوگیری از کشته‌شدن سلیمانی
    چند نماینده حزب چپ‌ها در بوندس‌تاگ در ارتباط با کشته‌شدن قاسم سلیمانی در حمله پهپادی آمریکا از دولت […]
  • نقی رحمانیسایت سعودی ایلاف: همخوابی راحت دو تشکل افراطی (مجاهدین خلق و راست افراطی اسپانیا)در یک وحدت تاکتیکی ایدئولوژیک؟!!
    همدستی سیاسی مسألۀ همدستی سیاسی بین گروه ایرانی معروف مجاهدین خلق و حزب اسپانیایی افراطی “فوکس” در فوریۀ جاری 2020 افشا شد. باید دانست که سازمان مجاهدین خلق بر تقدیس رهبرش مریم رجوی و همسرش مسعود رجوی متمرکز می باشد. وقتی حزب “فوکس” با دست یافتن به یک کرسی در انتخابات پارلمانی اخیر استان اندلس اسپانیا در آوریل 2019 وارد حیات سیاسی اسپانیا شد، پرسشهایی در مورد ریشۀ تأمین مالی و ارتباطات سیاسی آن با جریانهای راست افراطی دیگر مطرح گردید. آنچه بعدا معلوم شد شوک بزرگی بود: هیچکس فکر نمی کرد گروهی که به یک جبهۀ مبارزه با نیروی اسلام فرامی خواند از حمایت مالی یک گروه اسلامی یعنی گروه ایرانی مجاهدین خلق برخوردار بشود. ارتباط مجاهدین با تروریسم سازمان مجاهدین خلق در اواخر دهۀ هفتاد قرن گذشته تأسیس شد و برنامه و خط مشی مبارزه با شاه ایران و بر ضد آمریکا را در پیش گرفت. خمینی این سازمان را به علت افکار تندروانه اش و سلسله حملات تروریستی خونبارش در داخل ایران در سال 1980 از عرصۀ سیاسی ایران بیرون راند تا اینکه سازمان مجاهدین خلق خودش را در پناه عراق و زیر چتر حمایت مرد قدرتمند عرب در آن زمان یعنی صدام حسین قرار داد. سازمان مجاهدین خلق برای حفظ موجودیت خود و استفاده از حمایت عراق، در کنار ارتش عراق علیه هموطنان خودش در جنگ عراق و ایران جنگید به این بهانه که این سازمان می خواهد جمهوری اسلامی را تبدیل به یک دموکراسی ولی زیر عکس رهبری سیاسی مقدس و مادام العمر خود یعنی زوج رجوی سازد.
  • سیامک نادریسخنی با سیامک نادری، جدا نشده از مسعود رجوی
    چرا حرفی نداشتی؟ واقعا چرا؟ چرا زیر دست رجوی و برای خوشآیند او در اشرف و آلبانی همرزمانت و خانواده های آنها رابا تروریست خواندن با تائید کلیشه دروغین رجوی میفروختی؟ چه چیز میخواستی بدست آوری که رجوی نمیداد؟ آیا مقبول رجوی بودن جز این بود که مانند مهدی حسینی ها سر از شکنجه گری در بیاوری؟ این بود آنچه میخواستی؟ این میزان خود باختگی و و خود شیفتگی و ذوب شدن در ولایت رجوی برای کدام منافع حقیرت بوده است؟ چرا وقتی مدعی هستی بیست سال شکنجه ات کردند و میخواستند با قرص بکشندت، نمیخواستی " ﺣﺗﯽ ﯾﮏ ﭘُرز وﻧﮫ ﺣﺗﯽ ﯾﮏ ﺳرﺳوزن، ازﻣﻧﺎﻓﻊ ﺷﻣﺎ (مریم رئیس آشویتس رجوی) ﮐم ﯾﺎ ﺣذف شود ". چرا نمیفهمی و نمیفهمیدی که در تمام مدتی که حقیرانه تلاش میکردی به رجوی ثابت کنی مبارز هستی، ضمن تائید همه جنایات و خودفروشیهای رجوی، اولا او را ملاک و معیار تعین مبارز و مجاهد می انگاشتی. در ثانی و در نتیجه ضمنا ثابت میکردی که همه سیاستهای او از جمله همه جنایاتش علیه خودت و خانواده ها و درست است. منافع مریم رجوی که بزبان خودت گفته ای از آن با جان و دل دفاع میکردی مگر، خیانت به کشور، تروریسم، شکنجه و قتل و اقدام به قتل، نبوده است چرا میخواستی از این منافع دفاع کنی؟ چــــــــــرا؟ تفاوت خودت با رضا کیوانلو که خودت نوشتی به خودت گفته چرا اینقدر ذلیلانه شکنجه ها را تحمل میکنی؟ آنهم با التماس به رجوی؟ راستی رجوی از کی بد شد؟ که دیگر باید با او مبارزه میکردی؟ جدا شدن نگارنده نه بخاطر سگ انداختن به روی خواهرم یا شکنجه خودم. و یا التماس به اینکه بپذیرد من مبارز و سیاسی ام. هیچگاه در تشکیلات شکنجه یا کتک نخوردم. بلکه بخاطر زندان وشکنجه امثال تو بود که جدا شدم. گفتم من مجاهدم شما دیگر مجاهد نیستید مبارزهم نیستید، حتی نمیتوانید ادعا کنید که مبارزید. همه را رو در روی خود رجوی و نسرین وکل ستاد گفتم. و خواستار ترک سازمان شدم. وقتی ترتیب اثر ندادند نوشتم و زدم به تابلو عمومی قرارگاه. به همین دلیل به دهسال زندان محکوم شدم. و در اولین فرصت فرار کردم. بله از نظر تو و مرشدت رجوی من مزدورم. بله کسی که میخواهد در مقابل اتهام رجوی که "سیامک تو بریده هستی" از رجوی مدرک مبارز بودن بگیرد مجبور است بعد از به خارج (بویژه به اروپا!!) آمدن در خارجه راهنمای چپ بزند. تا اتهامات رجوی را روی خودش کمرنگ کند چون هنوز سایه اتهامات بر سرش هست. چون مشکل درونی است. کسی که به مبارز بودن خود شک نداشته باشد که به رجوی خائن و بزرگ بریده که خود را با شب زنده داری با زنان مجاهد میکشید، برای تائید مبارز بودنش التماس نمیکند. به رجوی میگوید تو خائن هستی. تو مبارز نیستی. نگذار بیش از این وارد شوم. به خود آی.
  • OLYMPUS DIGITAL CAMERAچرا اسرائیل در سال ۲۰۰۸ سردار سلیمانی را نکشت؟
    عصر روز ۱۲ فوریه ۲۰۰۸ (دقیقا ۱۲ سال پیش) موساد سیگنال‌های موبایل مغنیه را در دمشق ردگیری کرد که به سوی آپارتمان کفر سوسه حرکت می‌کرد... در دمشق ماموران موساد یک خودرو شاسی بلند حامل موادمنفجره را در "محدوده قتل" پارک کردند... تصاویر خیابان منتهی به آپارتمان مغنیه بروی تلویزیونی بزرگ در تل‌آویو و در اتاق فوق سری عملیات به طور زنده پخش می‌شد... اما مغنیه که به محل رسید تنها نبود. قاسم سلیمانی و محمود سلیمان، از فرماندهان ارشد ارتش سوریه و نزدیک به بشار اسد همراه او بودند... جلسه‌ای غیرمعمول و رده بالا میان سه فرمانده از لبنان، ایران و سوریه بود... محمود سلیمان همان کسی بود که برنامه هسته‌ای و شیمیایی سوریه را هدایت می‌کرد. تاسیسات هسته‌ای که او در نزدیکی دمشق ساخته بود، یک سال قبل‌تر توسط اسرائیل مورد حمله هوایی قرار گرفته و تخریب شده بود...". یک مقام سابق اسرائیلی درباره آن لحظات به نیویورکر گفته: "ما فقط باید یک دکمه را فشار می‌دادیم و بعد هر سه فرمانده از صحنه روزگار محو می‌شدند... این یک فرصت استثنایی بود که گویی در یک بشقاب نقره جلوی ما گذاشته بودند... ایهود اولمرت در هواپیما برای سفر به برلین بود اما تلفن ماهواره‌ای همراهش بود. کافی بود موساد با او تماس بگیرد و درباره کشتن هر سه نفر درخواست مجوز کند... اما فرصت بسیار کوتاه بود... دستور ترور هم فقط برای مغنیه صادر شده بود... همه فقط دعا می‌کردند که بعد از جلسه مغنیه تنها از ساختمان خارج شود... یک ساعتی گذشت... در .......“از زمان معاهده لاهه در سال ۱۹۰۷ که مربوط به قوانین جنگی است، کشتن یک مقام دولت خارجی آن هم بیرون از زمان جنگ تقریبا ممنوع و غیرقانونی تلقی شده است. (برای همین هم شاید) وقتی در سوم ژانویه دولت آمریکا از عملیات کشتن قاسم سلیمانی خبر داد ابتدا علت آن را “تهدید فوری” از جانب او علیه جان آمریکایی‌ها عنوان کرد. بعد که انتقادها و کنکاش‌ها بر سر مبنای قانونی این تصمیم بالا گرفت، دولت استدلال خود را عوض کرد و گفت سلیمانی را به علت نقش او در “یک سری حملات قبلی و جاری” کشته است. عاقبت هم پرزیدنت ترامپ (آب پاکی را روی دست همه ریخت) و با گفتن این که جستجو برای مبنای قانونی این عملیات “اصلا اهمیتی ندارد” چون سلیمانی “تاریخچه هولناکی” داشته، عملا کاخ‌سفید را از التزام به پاسخ‌گویی در این باره مبرا کرد.”
  • فرعون خود خواندهبا خلع ید از ترامپ در مورد تصمیم به جنگ با ایران، مسعودرجوی و همه وطن فروشان ضربه بزرگی خوردند
    تمامی کسانیکه منافع و خواستهای فردیشان را خام خیالانه میخواستند بقیمت نابودی ایران و ایرانی بدست آورند با محدود شدن اختیارات ترامپ در جنگ با ایران تحت تاثیر لابی بسیار قوی اسرائیلی (از جمله آنها دامادش کوشنر) ضربه بزرگی خوردند. و ایران و ایرانی و حتی منطقه خاور میانه از خطری بزرگ فاصله گرفت. در این میان مسعودرجوی که حاضر نشده بود با اعتراضات خونین 1396 و 1398 از گورش خارج شده و اطلاعیه دهد با ترور قاسم سلیمانی توسط سرکرده همه تروریستهای جهان آمریکا بوجد آمده و بوی کباب جنگ را شنیده و همچون یک دیوانه و مجنون قدرت به صحنه آمد و نتوانست عقده های درونی سرکوب شده قدرت پرستیش را پنهان کرده و سال آینده میلادی را سال سرنگونی اعلام نکند. با این تصمیم سنای آمریکا دوباره یک لودر خاک بر سر قبرش ریخته شد تا شاید خبر مرگ او را بزودی در اثر دق مرگ بشنویم.
  • هشترودیتفاوت ۱۸۰ درجه ای رجوی، با اعضای مجاهدین خلق
    از سویی دیگر این تفاوت ۱۸۰ درجه ایی اندیشه و عمل ما است با مسعود رجوی، که ما انسانها را بهنگام زنده بودنشان یاد می کنیم، نه پسا مرگشان. مرده خواری لایق لاشخوران و کفتارانی مانند مسعود رجوی باد.
  • vlcsnap-2015-02-26-21h30m45s2312222چرا مجاهدین جدا شده در حال بازگشت به ایران هستند ؟ قسمت آخر
    براستی چه رابطه ای، بین ضربه دستگیری محمدرضا سعادتی بخاطر جاسوسی برای شوروی سابق، 30 خرداد سال 60، ضربات 5 مهر 1360، 19 بهمن 1360، 11 اردیبهشت 1361، اخراج رجوی از فرانسه، بخدمت صدام در آمدن او علیه کشور، به اعدام محکوم کردن علی زرکش ها در تشکیلات، شکست فضاحت بار توهم ارتش آزادیبخش، ماجراجویی فروغ جاویدان، نا کار آمدی و سپس سرنگونی صدام حسین برای مسعودرجوی، نا کارآمدی آمریکا برایش، شکست تلاش ماندن در عراق، اخراج خونین از عراق، فرارهای مسعودرجوی از تمامی صحنه ها، افتضاحات شخصی مسعودرجوی، سالیان فرار از ظاهر شدن، و همزمان سر در آوردن از درون مناسبات کشورهایی چون اسرائیل و عربستان و نئوکانهای آمریکایی، راه اندازی زندان و شکنجه، اعدام در تشکیلات، بروز همه نوع افکار داعشی و سوپر ارتجاعی از مسعود رجوی و به ایران رفتن بعداز جدا شدنِ به هر قیمت از فرقه رجوی مدعی مبارزه ضد امپریالیستی و رژیم جمهوری اسلامی که در ظاهر هم شده چنگ در چنگ آمریکاست، وجود دارد؟آیا جدا شدگان از فرقه رجوی با جمهوری اسلامی مشکلی ندارند؟ بنظر نگارنده حتی طرح این سوال بی معنی است. چرا که نگاهی بسیار سطحی به سابقه جداشدگان خود گواه آن است. آیا قابل فهم است که این مبارزین در درون تشکیلات عاشق و دلخسته رژیم میشوند؟ آیا رجوی طی چهل سال با کمک بوقهای جهانی در حال تولید هوادار رژیم است؟ آیا قابل قبول است که افراد بعد از چهل سال یک شبه نسبت به رژیم خواب نما میشوند و روز بعد به ایران میروند؟ آیا کسی رادیکالتر از اینها در مبارزه با رژیم بها پرداخته است؟ اینجاست که باید پاسخ را در جای دیگری جستجو نمود.
  • تیتر با ت مردمبه گفتۀ روسیه اسرائیل جان سرنشینان یک هواپیمای ایرانی را به خطر انداخته است
    ارتش روسیه دولت اسرائیل را متهم کرد که در حملات روز پنجشنبه خود به یک پایگاه نظامی در حومۀ دمشق از […]
  • soltani20امیر رحیم‌پور که به اعدام به اتهام جاسوسی محکوم شده، کیست؟
    امیر رحیم‌پور»، متهم به جاسوسی برای «سی‌آی‌ای»، پنجشنبه, فوریه 6, 2020 – 14:35 نیلوفررستمی […]
  • نقی رحمانیاردشیر زاهدی: در سقوط شاه، خودمان باعث دردسر شدیم
    دیدار اردشیر زاهدی در مقام سفیر ایران، با رئیس‌جمهور جیمی کارتر و همسرش روزالین جمعه, فوریه 7, 2020 […]
  • تیتر با ت مردمظهور رجوی و دستِ خر کوتاه!
    موسی حاتمیان https://m.facebook.com/story.php?story_fbid=766082967205858&id=100014124854456 […]
  • Zay250 250لو رفتن خانه زعفرانیه ۱۹ بهمن سال ۶۰ ناگهان موسی زنده شد و اسلحه کشید
    همنشین بهار   خانم‌ها و آقایان محترم، خواهران و برادران عزیز، دوستان دانشور و فرهنگ‌ورز، سلام بر […]
  • پرویز یعقوبیروسیه: هواپیمای تهران – دمشق را هنگام حمله هوایی اسرائیل به سوریه نجات دادیم
    یک هواپیمای مسافربری که صبح دیروز از تهران به دمشق پرواز می‌کرد، در معرض تبادل آتش اسراییل و سوریه […]
  • فرشته هدایتی1آنجا که “در آمدن از خجالت کسی” مجوز نمی‌خواهد
    بسیاری از کنشگران مدنی، تهدید مهدی محمودیان را سابقه‌دار و گوشه‌ای از واقعیات جاری در نهادهای […]
  • حنیف حیدر نژادتشکل رجوی، مرده هایی که در انتظار دفن شدن هستند
      پنجشنبه گذشته سایت فرقه رجوی داعشی خبر فوت ( ابوالفضل قنادی ) یکی دیگر از اسیران خود در را […]
  • HosseinNejadسانسور خبر بازداشت سه ایرانی به اتهام جاسوسی برای عربستان در دانمارک توسط مسعودرجوی…
    سرویس‌اطلاعات و امنیت دانمارک روز دوشنبه ۱۴ بهمن (سوم فوریه) خبر از بازداشت سه عضو “جنبش عربی […]
  • حنیف حیدر نژاد«منصور» و « مداح» سرکوبگر رجوی در تشکیلات درگذشت- صفی تا تهران از مرگها و فرارهای مسعود رجوی
    سیامک نادری « در دقیقه ۰:۵۷  این ویديو انتشار یافته توسط مجاهدین خلق در دقیقه ۵:۵۵ و…منصور مداح در […]
  • 228x225چرا با چهل سال مبارزه خونین با ج. ا. مجاهدینِ نجات یافته از فرقه رجوی به ایران باز میگردند ؟
    قسمت دوم(آخر)  این مقاله دوقسمتی را در لینگ زیر میتوانید بخوانید: […]
  • پرویز یعقوبیخاطرات قربانعلی حسین‌نژاد در زندان و حسینیه‌ی ارشاد
    در زندان و حسینیه‌ی ارشاد قربانعلی حسین نژاد شاگرد و هم‌سلولی شریعتی منبع: سایت ملی مذهبی تاریخ: […]

فرقه ها در میان ما

دانش علمی شناخت و تمیزدادن فرقه از تشکل سیاسی

بدون شناخت علمی از فرقه های خطرناک تحلیل عملکردهای فرقه رجوی و اثرات بشدت مخرب آن بر اعضا و جداشدگان و خلاص شدن از فشارهای شکنجه گونه روانی مغزشویی های چندین دهساله غیرممکن است

خانم آناگومز نماینده پارلمان اروپا خواستار اخراج فرقه رجوی شد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت دوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی امروز باید گفت آنچه را که فردا گفتنش دیر است

قسمت دوم: گفت و شنود با فرشته هدایتی: افشاگریهای فرشته هدایتی در مورد فرقه رجوی

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

آخرین پست ها

سیامک نادری مرگهای مشکوک فرقه رجوی را افشا میکند

کشتن و سربه نیست کردنهای فرقه رجوی

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

فعالیت های ما در تصویر

افشای پولشویی های فرقه رجوی

 

«منصور» و « مداح» سرکوبگر رجوی در تشکیلات درگذشت- صفی تا تهران از مرگها و فرارهای مسعود رجوی

سیامک نادری

«منصور» و « مداح» سرکوبگر رجوی در تشکیلات درگذشت سیامک نادری

« در دقیقه ۰:۵۷  این ویديو انتشار یافته توسط مجاهدین خلق در دقیقه ۵:۵۵ و…منصور مداح در حال فریاد زدن و کشاندن اعضا برای کشته شدن را نشان می دهد. این درحالی است که یک روز قبل از این عملیات انسیه گلدوست از فرماندهان ارشد شورای رهبری در جلو درب اشرف با حسرت و نیاز  گفته بود:« کجاست آن شهید طلایی؟»( اگر شهید بدهیم راه باز میشود برای جلب حمایت سیاسی و باقیماندن  در عراق و  اشرف) رجوی دنبال شهید می گشت و منصور مداح بر سر اعضا فریاد می کشید که بطرف ارتش و سربازان مسلح دولت مالکی بشتابند و در مقابل گلوله ها بأیستند » او همه را  روانه این کشار گاه می کرد … او به این دلیل فرمانده بود و همیشه فرمانده باقی ماند… او بارکش جنایت رجوی در اشرف و لیبرتی و آلبانی بود.
مجاهدین خلق بدون اینکه روز درگذشت او را بگوید نوشت:« روز شنبه۱۲بهمن ۹۸ با تشییع و تجدید پیمان یاران مجاهدش به‌خاک سپرده شد» یاد آوری ابوالفضل قنادی که بمدت چهل سال پای راستش از زیر زانو قطع شده بود،‌ درگذشت. او در طی این چهل سال در تمام عملیات مجاهدین و تهاجم جنایتکارانه دولت عراق برعلیه اعضای مجاهدین خلق در اشرف  شرکت داشت و چندین بار آسیب دیدهو مجروح شده  بود.؟ مجاهدین خلق از او بنام شهید صدیق یاد کردند اما نگفتند که او پس از سرنگونی صدام ازسازمان جدا شد و به تیف رفت( مکان جداشدگان از تشکیلات مجاهدین خلق در خارج از اشرف تحت مسئولیت ارتش امریکا).
ذبیح‌الله مداح (فرمانده منصور)  در بیمارستانی در آلبانی در اثر خون‌ریزی منتشر مغزی درگذشت، روز شنبه۱۲بهمن ۹۸ ب به‌خاک سپرده شد.
لینک اطلاعیه سایت مجاهدین خلق:
همان دم که خبر درگذشت منصور مداح را در سایت مجاهدین خلق را خواندم، از نام و عملکرد رجوی و آنچه بر سر اعضای خود آورد، روح و روانم در سکوت تب آلود، و مکثی  سنگین از زخم های سالیان نیرنگ و تباهی …و خاطرات دردناک خیانت به یک نسل و مردم در هم پیچید و دستانم از کار باز ایستاد.  به خودم گفتم:« سیامک!، میدانی اگر بعد از مرگ او بنویسی… از منظر های مختلفی ممکن است خوب نباشد…، ویا خانواده اش…و مادرش….اما چگونه سکوت کنم؟. امروز درسرچ از اینترنت دیدم خانواده و برادر او نیز در «انجمن نجات» وابسته به وزارت اطلاعات رژيم جمهوری اسلامی و خامنه ای جلاد برای دیدن او نامه نگاری کرده اند. بسا دردناک است که بسیاری از این خانواده ها، برای دیدن فرزندانشان به انجمن نجات رژیم مراجعه می کنند.؟ عبرت تاریخی این است که نه تنها بسیاری از این خانواده ها، بلکه جدا شدگان از مجاهدین خلق پس از سه دهه حضور درمجاهدین به رژیم پیوسته و با وزارت اطلاعات همکاری می کنند. به این دلیل که تفاوتی بین مجاهدین خلق با خمینی و خامنه ای نمی یابند و در طی این مدت رجوی نابکارانه آنها را فریب داده است. اگر چه خیانت رجوی یک حقیقت است اما این توجیهی برای رفتن بسوی رژیم و رهبر قاتل ( خامنه ای) نبوده و نیست. و این امر خیانت به مردم و مبارزه و اصول و ارزشهای انسانی و مبارزاتی است.
مستقل از عملکرد منصور مداح، ازنظر من خیانت و جنایت رجوی است که نسل ما را تبدیل کرد به عناصر سرکوبگر در درون تشکیلات رهبری عقیدتی در خارج از کشور و عراق و آلبانی، و یا عده ای دیگر بدلیل تن ندادن این اعضا به سرکوب و توتالیتاریسم هولناک تشکیلاتی و ایدئولوژیک رهبری عقیدتی، مورد شکنجه، تصفیه، و قتل و خودکشی ها… قرار گرفتند. در این زمینه درمصاحبه و مقالات پیشین تا حدّی روشنگری کرده ام.
سال ۱۳۷۵ به مرکز ۵ آمدم، منصور مداح افسر عملیات بود. از همان ابتدا با او مشکل داشتم، زیرا یک عنصر گوش بفرمان و سرکوبگر بود، و بدون هیچ روحی فرامین تشکیلات را پیاده می کرد، هیچکس با او خوب نبود. مردی که همیشه تنها بود، هیچ دوستی نداشت، باهیچکس دمخور نبود…او کاراکتر نمونه یک عنصر تشکیلاتی سرکوبگر اجرایی بود و تنها فرامین رجوی و تشکیلات  را با تمام قوا پیش می برد و به هر بهایی. همیشه می دوید، همیشه کار می کرد، همیشه چرت میزد، همیشه در نشست ها می خوابید …، چون خواب نداشت، شاید روزی۳یا ۴ساعت می خوابید. اما اگر یک لحظه از چرت بیدار می شد و اسم رجوی را می شنید نیشخند چاپلوسی و برده وار او باز میشد.
او از عناصر سرکوبگر تشکیلات بود. ازجمله در پروژه رفع ابهام و زندانی ساختن یک چهارم اعضای تشکیلات در سال ۱۳۷۳، و بعضی از این افراد را او دستگیر و به زندان تحویل میداد.
در ماه محرمسال ۱۳۷۶ ( این ماه بدلیل ویژگی اش یادم مانده است ) جهانگیر ( پرویز کریمیان ) فرمانده مقر تحت فرماندهی زهره شفایی، برای من نشست جمعی گذاشتند… دو روز در بنگال کنار سالن غذا خوری تنها چیزی که می شنیدم فحاشی و تهمت و لجن مال کردن و …بود. در مقالات پیشین نوشته بودم « ایرج علیپور ( در سطح تشکیلاتی ام – او) برای چند  و چندمین بار به من نزدیک می شد و درگوش من با نیشخند می گفت:« مادر ج…» « مادر ج…می خواهی اینجا ج…خانه باز کنی!»، « تو می خواهی مثل شیخ علی تهرانی اینجا یک مسجد به تو بدهند که خودت روضه بخوانی و تشکیلات را شخم بزنی» و….، حتی تحت مسئولین من را آوردند تا به من توهین کرده و فحاشی کنند….جهانگیر از اینکه تحت مسئولین من با من چنین کاری نمی کردند و ابا داشتند از توهین به من …، آنها را از پشت سر می گرفت و بطرف من و به روی من که روی صندلی نشسته بود پرتاب می کرد تا من را بدرند و فحاشی کنند؛ اما این افراد خودشان را پس می کشیدند و فقط نصیحت می کردند: برادر سیامک به حرفهای جهانگیر گوش کن و….
یکی از کسانی که آتش بیار معرکه، منصور مداح بود که هرگز با من سر سازش نداشت. زیرا مخالف رفتار و عملکرد بی عاطفه و انسانیت او با اعضای سازمان بودم و در این نشست ( دیگ ) او هم هیچ نقشی نداشت جز همان که رهبری عقیدتی از او می خواست« دریدن هر کسی که با رجوی و تشکیلات سرکوبگر و فاسد انتقاد کرده و روی حرفش بأیستد!»
این دو روز آنچه برمن گذشت در شعری که می توانستم با استعاره و به شکلی که تشکیلات متوجه نشود مضمون آنرا نوشتم و در سال ۱۳۹۳ ازلیبرتی به خواهرم در کانادا ارسال کردم و دستنوشته ها را نیز با خودم به آلبانی آوردم. این در حالی است که سازمان مجاهدین به هیچ کس اجازه نمی دهد حتی یک عکس و یا تکه کاغذ و یا حتی شامپو و ….( بدلیل امکان جاسازی در آن ) از لیبرتی خارج سازد. بدلیل اقدام به قتل و …سازمان ناگزیر شد به من حق السکوت بدهد و البته با جنگ و دعواهای بسیار و با طراحی مختلف توانستم شعرها را به خواهرم در کانادا ارسال کنم.
شعر را دست نخورده در اینجا می گذارم. این شعر نه از نظر بار شعری، بلکه برای من، بمثابه تنها امکان ثبت حقیقت بود. زیرا هر تهمتی برای درهم شکستن انسان مفید فایده رجوی بود، همچنانکه مفید فایده دیگر اعضا تا بدانند و ببینند که بر سر هر کسی که « زبان سرخ» و « دراز » دارد و « سرش بوی قرمه سبزی میدهد» چه خواهیم آورد( سخنان در گیومه از مسئولین سازمان مجاهدین است  که از همان بدو ورود من به تشکلات گفته میشد) و شندیدن این سخنان برای من بساتعجب انگیز بود زیرا من هر انتقاد و اشکالی را از این جهت بیان می کردم که تشکیلات و رجوی را دوست داشتم و عاشق بودم. و در شأن سازمان و رهبری آن نمی دیدم که اصول و ارزشها را زیر پا بگذاریم. اما نمی دانستم که رجوی عاشق نیست …، نمی توانستم بفهمم. النهایه اشکال را به گردن مسئولین می انداختم و نه رجوی . اما او عاشق هیچ کسی جز خودش نیست ده سال طول کشید تا در سال ۱۳۷۷ بفهمم این کین عقده رهبری عقیدتی ، همان رجوی نیست که من در ذهن و قلبم می پرستمش. او یک بی رحم،‌ خود پرست و تبهکار است. این شعر را به همان شکلی که سانسور شده است و در دفتر چه در همان سال ۱۳۷۶ نوشته ام ذیلاً می آورم:
” محکوم ”         ۱۳۷۶  ماه محرم
به تصویرهای ذهن
نقش آهنگر و  آن شوشتری
نت تکراری طبل هاست
همان انشاء دبستانی من
که بیزار بودم از نوشتن اش
” از ماست که بر ماست “
خبرنگار : پیداست که پیش از متهم شدن
محکوم را کشته ائید؟
در پریشان حالی
عکاس لحظه را در یافته
تصویر کرده مرا
در بهت مادرم
که نشناخت مرا.
مجبور بودم شعر را ، مصارع را، سانسور کنم و در ترکیب بندی شعر  مشخص نشود که موضوع  همین نشست کثیف «دیگ» است. رجوی بهترین اسم را برای نشست گذاشته است« دیگ» احتمالا این دیگ را از «تنور خولی » اخذ کرده است.
منصور مداح و سیامک نادری افسران عملیات و اطلاعات
سال ۱۳۷۶ افسر اطلاعات پرویز فرهمند بود،‌ قرار شد او به مرکز دیگری برود و من جای او بروم . پیش از این فرمانده دسته تانک بودم ( در دسته خودمان دو تانک تی ۵۵ روسی داشتیم ) الان یادم نیست که آیا تانک تی ۷۲ هم همان دوره بامن بود یا نه؟( چون در همان سال و یا سال ۷۱ ، ۷۳ ، ۷۶ و ۷۷ در جابجایی دسته ها و تغییر سازماندهی،‌ تانک چیفتن و کاسکاول نیز در دسته من وجود داشت. در ارتش آزادیبخش درمجموع سه تانک تی ۷۲ داشتیم و چون رانندگان آنها ثابت و تخصصی بودند، اگر این افراد به هر دسته و یگانی می رفتند این تانک را نیز با خود به همان یگان و دسته می بردند. و به همین دلیل این تانک در دسته من بود).
از همان تابستان مسئول افسر اطلاعات بودم و برای دیدن دوره  آموزشی «افسر اطلاعات» ( طبق آنچه در ارتشهای کلاسیک وجود داشت و از ارتش عراق الگو گرفته شده است) باید چند ماه در آموزش بسر می بردم و از قضا در یکی از این دوره ها،‌ منصور مداح مربی بود!( دو ماه پیش از این خودش به دروغ به من گفته بود: من تابحال هیچ آموزش اطلاعات  ندیدم و خود جوش و تجربی یاد گرفتم»؟ . زیرا من (نگارنده ) مایل نبودم بعنوان افسر اطلاعات کار کنم و در کنار منصور مداح ( افسرعملیات) قرار بگیرم. زیرا می بایست من نیز همین نقشی را که او در تشکیلات و ارتباط تنگا تنگ ستادی با مسئولین را  بازی می کرد، و من هرگز نه می خواستم و نه می توانستم به شکلی که او بعنوان مهره چشم و گوش بسته و بله بله گوی فرمانده مرکز باشم. همچنین از صبح تا شب زیر نظر آنها( مسئولین و شورای رهبری زنان) قرار بگیرم و این به معنی انهدام  روح و روان انسانی من بود که با جبر های ناگزیر تشکیلات و اجرای فرامین نمی خواند. اما به ناگزیر بمدت یکسال تا خرداد ۷۷ افسر اطلاعات مرکز بودم.
خسرو رحیمی در کنار رجوی
اگر چه ۶سال پیش از این نیز بمدت ۱۱ماه نیز در بخش اطلاعات تحت مسئول بیژن رحیمی ( خسرو) و سپس حسین شادلو( فیروز) بودم .  پیش از دستگیری در ۵ مهر ماه سال ۶۰ با فیروز  در تابستان سال ۱۳۶۰ در تهران و نیز در یک بخش قرار داشتیم که تحت مسئولیت حجت ( حسن ابریشمچی) بود و بهمن( مسعود  قربانی) مسئول مستقیم من بود  و قرار بود برای اجرای یک عملیات بزرگ … به هم کار کنیم، اما تفاوت سال ۱۳۷۱  کار در اطلاعات آن بود که من مسئولیت جمع آوری اطلاعات از روستاها و شهرها را داشتمپی و یا با لباس نظامی و مسلح و با دو خودرو نظامی دوشکا و بی کی سی به شهر ها و روستا ها ی میرفتم…و یا با لباس شخصی و شهری و عادی سازی( پنهان کردن هویت سازمانی خود)، اما این مسئولیت تفاوت داشت با مسئولیت در سال ۷۱ ، زیرا در سال ۱۳۷۶میبایست عضو ستاد فرمانده مرکز۵ باشم( زهر شفایی).
محبوبه جمشیدی مسئول ستاد حفاظت رهبری در پارسیان سمت راست مریم رجوی
محبوبه جمشیدی هم اکنون حفاظت مریم رجوی و حفاظت نزدیک مریم درمراسم های مختلف در پاریس است که اکنون بیشتر با مریم رجوی در آلبانی بسر می برند.
آذر( محبوبه جمشیدی)  و زهره شفایی و… درجریان تعقیب ودستگیری مینو فتحعلی که از تشکیلات مجاهدین در عراق قرار کرده بود در مرز اردن دستگیر شد  قرار داشتند …مینو بعد توسط مجاهدین خلق پس از سرنگونی صدام به قتل رسید.
مینو فتحعلی
مینو فتحعلی به این دلیل از اشرف فرار کرد که حاضر نبود در رقص رهایی ….شرکت داشته باشد. در باره این موضوع قبلا گزارشی ارائه نموده ام.
مینو زندانی سیاسی خمینی و همچنین از اعضای ستادی در همین مرکز ۵ بود و من نیز به همین ستاد بعنوان افسر اطلاعات رفتم. من هرگز آن نگرانی و  اضطراب و غمگینی مینو را نمی توانستم درک کنم. این در سالهای ۱۳۷۷ بود که رجوی با زنان  مجاهد نشست می گذاشت و یکبار هم زنان را بردند و بیش از دو هفته در نشست رجوی بودند هنگامی که برگشتند سکوت سنگینی میان آن زنان حاکم بود گویی رازهایی است که من و ما (مردان ) نمی دانیم و نباید بدانیم.
اولین بار  در نشست رجوی در باقر زاده، توسط زهره شفایی این مسئولیت به من ابلاغ شد و در نشست حاشیه ای مرکز ۵ که در گوشه همین سالن باقرزاده برگزار شد و محمد علی توحیدی ( فرید) نیز از طرف رجوی در این نشست ها شرکت می کرد مسئولیت من بعنوان افسر اطلاعات در حضور جمع عنوان شد. یاد می آید که پرویز فرهمند خندید و گفت:« سیامک هیچ تجربه ای در اطلاعات ندارد؟!. شما یک نفر «صفر» را بعنوان افسر اطلاعات آورده اید» مسئولین پاسخ دادند او آموزش  می بیند چون درهر کاری بوده،‌ آن کار را خیلی خوب پیش برده و در این مسئولیت هم آموزش می بیند و تجربه کسب می کند… و سپس از فضائل من در کار و مسئولیت و حتی از ابتکاراتم در بخش های فنی و اجرایی  …سخن گفتند. اما حقیقت آن است که حرف پرویز فرهمند درست بود!.
الله قلی جهانگیری
پرویز فرهمند از یاران الله قلی جانگیری بود که بدست رژیم جمهوری اسلامی کشته شد و سپس به مجاهدین خلق پیوست و از پیشمرگه های قدیمی مجاهدین بود و در بسیاری از عملیات ها حضور داشته و تجارب میدانی او، بلا جایگزین بود!. یادم می اید هنگامی که پیراهن ورزشی سفید رنگ و آستین بلندی  که یقه اش مثل لباس تنیس بود، و مریم رجوی به همه اعضای  ارتش و مجاهدین خلق هدیه داده بود،‌ پرویز فرهمند به من گفت:« این پیراهن را بده به من،‌ از رنگ سفیدش خوشم می آید. » و من این پیراهن را به او دادم. معمولا کسی پیراهن هدیه رجوی را به کسی نمی دهند، چون توهین به مریم بود و یا اینکه نباید پیراهنی که مریم به شما داده به فرد دیگری بدهید از بابت ارزشی که این پیراهن باید برای فرد داشته باشد. اما این پیراهن بدلیل اینکه استفاده نکرده بودم نو مانده بود. و هنگامی که منصور مداح این پیراهن را در تن پرویز فرهمند دید پرسید:« از کجا آورده ای؟.» گفت:« از سیامک گرفتم.» و  منصور سراغ من آمد و گفت :« نباید پیراهن خواهر مریم را که برای ما خیلی ارزش دارد و بعنوان یک هدیه به تو داده،‌ به کس دیگری بدهی!» و چون من را می شناخت پس از چوب، خواست کمی هم هویج را نشان بدهد و با لبخند …گفت:« این هدیه فقط برای تو است و باید نگهش داری». من گفتم:« پرویز گفت این پیراهن و رنگ سفیدش را دوست دارد و من هم به او دادم، هرکس دیگری هم از من چیزی بخواهد به او میدهم.» و او با غیض و کینه رفت.
پرویز فرهمند پس از سرنگونی صدام … به تیف ( محل جدا شدگان از سازمان مجاهدین تحت کنترل امریکا )رفت.
 تبدیل نشدن به عنصر سرکوبگر چون مداح رجوی
یکی از انتقادات مسئولین بالای تشکیلات در طی ده سال اول حضورم در تشکیلات تا سال ۱۳۷۷به من این بود که چرا مسئولیت نمی پذیری، جای تو در تشکیلات اینجا نیست، تو باید فرمانده یگان باشی و از افراد هم سطح من و زندانیان هم بند من مثال می زدند…، اما من هرگز نمی خواستم مثل منصور مداح باشم زیرا او شاخص خوبی بود برای چشم و گوش بسته و زیر پاگذاشتن هر اصول و ارزشی … برای رهبری عقیدتی  و  پیشبرد خط تشکیلات با هر نوعی از سرکوب و دروغ و فریبکاری.
پس از سال ۱۳۷۷ که در همان مرکز ۵  افسر اطلاعات بودم و در مقابل همین توتالیتاریسم هولناک ایدئولوژیک و اعتراض به آن …پس از چندین نشست دیگ و تهدید و  اعتصاب غذا و درگیری و خشونت تشکیلاتی …خود کشی کردم…، منصور مداح هرگز نگاهی جز کین و نفرت بامن نداشت. این از این بابت مهم است که کینه او، ناشی از وفاداری به رجوی بود. این تفاوت من با منصور مداح بود.
رهبر فاسد که از خطای اعضا خوشحال میشود
درسال ۱۳۸۵ هنگامی که در مرکز یک بودیم، منصور مداح در بین مسیر آسایشگاه تا سالن غذاخوری، هر اطلاعات مسمومی که در باره تیف و وضعیت جداشدگان بود را به من می داد و اینکار وی هدفدار بود، اما در یک لحظه با خوشحالی وصف ناپذیری از دهانش پرید که:« اُخ جون، بلاخره اسماعیل نیکزاد گافه رو داد!،  الان میریم برای او نشست«دیگ» بگذارم و خدمتش برسیم!».
من از شنیدن این حرف از عمق کینه و نفرت و پلیدی رجوی و این عنصر چشم و گوش بسته ی مجری سرکوب تشکیلات که اینگونه حتی پیش من که مخالف رجوی و گاو پیشانی سفید تشکیلات بودم تعجب کردم که ذوق خود را پنهان نمی کند.
شاخص یک تشکیلات  «سالم» این است که اگر اعضای آن دچار خطا و یا اشتباهی بشوند، رهبر و مسئولین آن تشکیلات نباید خوشحال شوند؟ ، بلکه باید ناراحت باشند که اعضایی خطا و اشتباهی کرده اند و این خطا و اشتباه را جزئی از سیستم و تشکیلات خود بدانند. اما رجوی با هر خطا و اشکالی که اعضا دچار آن می شدند خوشحال میشد زیرا می توانست برعلیه آنها بکار بگیرد و پرونده سازی کند و فرد را زیر تیول خود نگه دارد. آیا یک رهبری و یک تشکیلات باید برای حفظ این اعضا و تشکیلات در عراق و اردوگاه بسته و … روی خطاها و اشتباهات اعضای خود سرمایه گذاری و تکیه کند .؟ این همان فساد و پوسیدگی رجوی است، و به همین دلیل است که بسیاری از اعضا جرأت جدا شدن ندارد زیرا رجوی با پرونده سازی دروغین و توطئه بسیاری از ‌انها را در اسارت و بردگی خود نگه داشته است. اطلاعات من بحث کلی نیست بلکه در بسیاری از پرونده های اعضا در این سالیان آشنا بوده و درجریان هستم. اساساً یک نفر در سازمان مجاهدین نداریم که پرونده نداشته باشد هرچه رده و سطح تشکیلاتی بالاتر باشد پرونده سازی نیز سنگین تر است.
حذف ویدئوها و نوشته ها از اینترنت و یوتیوپ
توسط رجوی در این دو ساله اخیر؟
امشب برای یافتن عکس منصور مداح به یوتیوپ و اینترنت مراجعه کردم. اما در کمال تعجب دیدم بسیاری از ویدئوهایی که تا دو سال پیش وجود داشت از یوتیوپ حذف شده است.؟
همچنانکه در مصاحبه و مقالات گفته بودم هر ویدئو و نوشته ای در سایت مجاهدین خلق،‌ خود یک مدرک و سند برعلیه رجوی و این تشکیلات تبهکار است،‌ زیرا افرادی مثل من که ۳۶سال در تشکیلات بودیم بسیاری از حقایق پشت صحنه را میدانیم، و از همین ویدئوها …و نوشته ها برای روشنگری استفاده کرده ایم.
حقایق در ویدئو ی بمناسبت درگذشت  منصور مداح
مجاهدین خلق نمی توانند با سانسور و حذف ویديو و مقالات و اطلاعیه ها …، حقایق را پنهان و کور کنند. زیرا در همین ویدئویی که بمناسبت درگذشت منصور مداح در یوتیوپ آمده است،‌ یک حقیقت کاملاً پیداست که این فرمانده سرکوبگر میدانی و اجرایی  در درگیری های اشرف …همه اعضا  را با داد و فریاد فرا می خواند که سنگ بردارند و به مقابله با ارتش نوری مالکی نخست وزیر وابسته به رژیم جمهوری اسلامی و خامنه ای بشتابند. و اینگونه بسیاری را به سوی مرگ روانه کرد.
سند بار کش جنایت رجوی
در دقیقه ۰:۵۷ ثانیه این ویديو و در دقیقه ۵:۵۵ و…منصور مداح در حال فریاد زدن و کشاندن اعضا برای کشته شدن را نشان می دهد. این درحالی است که یک روز پیش  از این درگیری نظامی انسیه گلدوست ار فرماندهان ارشد شورای رهبری با حسرت و  از سر نیاز به خون و کشته شدن اعضامجاهدین در جلو درب اشرف گفته بود:« کجاست آن شهید طلایی؟»( اگر شهید بدهیم راه باز میشود برای باقی ماندن در اشرف) رجوی دنبال شهید می گشت و منصور مداح بارکش جنایت رجو ی بر سر اعضا فریاد می کشید که بطرف ارتش و سربازان مسلح دولت مالکی بروند و در مقابل گلوله ها بأیستند:
منصور مداح برای مبارزه با خمینی به مجاهدین پیوست اما خود یکی از سرکوبگران تشکیلات مجاهدین و یک بارکش رجوی در فساد و خیانت بود.
منصور مداح همیشه نسبت به زنان شورای رهبری و  زنان مجاهد با احترام و  فرمانپذیری مطلق از خود نشان میداد. او یکی از پایبندترین اعضا به تشکیلات رجوی بود. قدرت فریب یک رهبر، بویژه هنگامی که پشتوانه خون نسلی را یدک می کشد و سپس خونخوار همان نسل و جانباختگانش میشود…بسا قوی تر از آن بود که منصور  مداح بتواند بفهمد و درک کند. و اگرهم فهمید، سرکوب و شکنجه و قتل و …را توجیه کرد. او در سطحی از مناسبات مجاهدین خلق بود که مورد اعتماد تشکیلات قرار داشت و از بسیاری از فساد و جنایت و رویکرد رجوی آگاه بود. به همین دلیل من نمی توانم خود را فریب دهم که او ابتدا صادق بود …و صادق ماند و فریب  رجوی را خورد.
اساساً قرار نبود نوشته مقاله شود و یک نوشته کوتاه فیسبوکی بود اما هنگامی که شروع کردم این من نبودم که تصمیم گرفتم این پرونده او  و مهتر از آن پرونده رجوی است که روی دست ما مانده است. ساعت ۶: ۰۳ صبح است و من باید بروم استراحت کنم و فردا ساعت ۷ بیدار شوم برای کار اداره پناهندگی و چاپ پوستر های گردهمایی بوخوم در آلمان. در چنین شرایطی که رژیم جمهوری اسلامی و رهبر قاتل دست به کشتار می زنند نبود یک سازمان رهبری کننده و از دست رفتن تمام سرمایه های میهن در جنگ دو ولایت فقیه و رهبری عقیدتی، یکی برای حفظ قدرت و یکی برای کسب قدرت نابود شد.
سرنوشت یکی از این افرادی که این چنین قربانی خیانت و فساد رجوی شدند:
علیرضا طاهرلو، از چاله خمینی تا سیاهچاله رجوی

منبع:پژواک ایران

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.