واکـاوی مـزدوری! سلطانی، خـدابنده، عـزتی، حسینی، یغـمایی، کـریمدادی، مصــداقی و پورحسین، منتقدین فرقه مافیایی رجوی. نقد آتشبیاران معرکه مشترک رجوی و سایت رهیافتگان

داود باقروند ارشد عضو علیرتبه سابق مجاهدین و شورای ملی مقاومت

محمدرضا روحانی مسئول مستعفی کمیسیون امور ملیتهای شورای ملی مقاومت: مسعود رجوی، ودرخواست اعدام امیر انتظام،حکم اعدام علی زرکش و مهدی افتخاری، دشنام به شاملو ،مرضیه ‌وتهدید جدا شدگان پناهنده در خارج کشور

محمدرضا روحانی مسئول مستعفی کمیسیون امور ملیتهای شورای ملی مقاومت: مسعود رجوی، ودرخواست اعدام امیر انتظام،حکم اعدام علی زرکش و مهدی افتخاری، دشنام به شاملو ،مرضیه ‌وتهدید جدا شدگان پناهنده در خارج کشور

تقدیم به امیروفا یغمایی که مسعودرجوی مادرش را جلو چشمانش ذبح کرد

مبارزه با رژیم یا فروپاشی درونی فرقه ای داعشی که میلیتاریسیم جهانی برای ایران تدارک دیده است

چرا رجوی نیاز دارد درخواست دیدار با اعضای در اسارتش را به نبرد دین بین فو تعبیر کند؟

افشای حقایق پشت پرده ضدیت با خانواده با اسناد سازمانی توسط داود باقروندارشد از مسئولین خانوادهها در مجاهدین

گسترش وطن فروشی در خارج کشور به سرکردگی رهبر همه وطن فروشان و دشمنان ایران

حمایت از تحریم و حمله نظامی به ایران خیانت به مردم و فاصله گرفتن آشکار از ایران و ایرانی

تحلیل طوفانِ سراسریِ جورج فلوید در آمریکا -داود باقروند ارشد

پایه اجتماعی فرقه رجوی (آمریکای نئوکانها) درحال فروپاشی است و رجوی برای صدمین بار بیگانه پرستیش به گل نشسته است

پربیننده ترین ها

ملاقات با نخست وزیر هلند آقای مارک روته در جریان کنگره سالانه حزب اتحاد احزاب لیبرال اتحادیه اروپا (آلده پارتی) در آمستردام. طی ملاقات ضمن معرفی خودو فرقه رجوی و نقض شدید حقوق بشر توسط این فرقه در آلبانی تشریح شد.

ملاقات با آقای گای فرهوفشتادت عضو پارلمان اروپا و رهبر فراکسیون لیبرالهای اتحادیه اروپا از سیاستمداران عالی و افشای همه ترفندهای فریب فرقه رجوی در زمینه ماهیت این فرقه و فشارها و توطئه هایی که علیه جدا شدگان اعمال میکند.

بنابه دعوت یو ان واچ جنبش نه به تروریسم و فرقه ها در نشست سالیانه حقوق بشر و دمکراسی شرکت کرد. خانم دکتر هشترودی بنا به دعوت جنبش نه به تروریسم وفرقه ها در این نشست شرکت کردند که حضور ایشان باعث خوشحالی جنبش نه به تروریسم و فرقه ها گردید. ایشان ضمن حضورفعالشان در نشست با اعضای عالیرتبه شرکت کننده در جلسه به بحث و گفتگو پرداختند. ازجمله با وزیر سابق دادگستری و عضو پارلمان کانادا آقای ایروین کولتر و از بنیانگذاران یوان هیومن راتس واچ مفصلا به بحث پرداختند. این کنفرانس سالیانه جهت شنیدن گزارشات قربانیان حقوق بشربرگزار میشود. در همین رابطه آقای داود ارشد رئیس جنبش نه به تروریسم و فرقه ها سخنانی بشرح زیر ایراد کردند:

درملاقات با دکترورنر هویر به اطلاع ایشان رسید که: فرقه رجوی در حال تدارک دیدن یک زندان ابدی موسوم به اشرف 3 در ‏محلی دورافتاده میباشد. این محل یک پایگاه نظامی متروکه آمریکایی می باشد با یک فرودگاه و یک سکوی هلی برد کوچک و ‏بخشی از سیستم های داخلی آن مستقیما از آمریکا آورده شده و نصب گردیده اند. از ایشان استمداد کمک شد. ‏

ملاقات با همسر نرگس محمدی در مقر ملل متحد ژنو-------آقای داود ارشد و خانم دکتر هشترودی با همسر نرگس محمدی در این ملاقات آقای تقی رحمانی همسر نرگس محمدی که خودشان نیز چندین نوبت زندان بوده اند از نقض حقوق بشر در ایران گزارشی به کنفرانس ارائه کردند و از تناقضات موجود در سیستم قضایی ایران در جریان محاکمه نسرین محمدی بطور مفصل و جامع سخن گفتند.خانم دکتر هشترودی و آقای مهندس ارشد با ایشان ابراز همدردی کردند و جزئیات بیشتری از موارد نقض حقوق بشر در فرقه تروریستی رجوی که در آن فعال بوده است را برای آقای تقی رحمانی تشریح نمودند.

دادخواهی علیه برده داری پناهجویان در تیرانا همچو لیبی توسط فرقه رجوی در دیدار آقای ارشد با نخست وزیران هلند و اسلووانیا

ملاقات با رهبر حزب دمکراتهای آزاد آلمان (اف پ د) آقای کریستین لیندنر در جریان کنگره سه روزه احزاب لیبرال اروپا در آمرستردام هلند. افشای جنایات فرقه رجوی علیه اعضا و جدا شدگان

آقای ارشد در مورد ادعای فرقه رجوی و حامیانش گفتند چند شاخص آشکار وجود دارد. چرا متحدین آنها بویژه آقای دکتر بنی صدر با پیش بینی سرنوشت آنها در عراق از آنها جدا شدند؟ چرا هیچ ایرانی چه مردمی چه سیاسیون در مراسم آنها شرکت نمیکنند؟ چرا این تشکیلات مجبور است جهت گردهمآیی هایش سیاهی لشکر کرایه کند؟ چرا این تشکیلات در ترس از مردم ایران اجازه نمیدهد با اعضایش درارتباط قراربگیرند؟ چرا ارتباط اعضایش را با جهان قطع میکند؟ چرا تمامی تحلیلگران برحقیقت نفرت مردم از این تشکیلات بدلیل همکاری با صدام را تاکید میکنند؟ چرا باید رجوی در داخل تشکیلاتش زندان و شکنجه برای اعضای خودش راه بیندازد؟ چرا مجبور است برای دریافت حمایت سیاسی هرچند بی ارزش منافع مردم ایران را به کسانیکه خود به کشتن آنها افتخار میکرده است بفروشد و حتی برای چند دقیقه سخنرانی آنها دهها هزار دلار بپردازد؟ چرا حتی عربستان حامی سیاسی و مالی آنها ارزیابیشان از آنها این استکه “هیچ جایگاهی در میان مردم ایران ندارند”؟ چرا در همین پارلمان اعضای سابق منتقدش را بقصد کشت میزند؟ چرا هر منتقدی ایرانی و حتی غیره ایرانی را جاسوس و مزدور رژیم!! میخواند؟ آیا بخاطر همین چرا ها نیست که: وقتی مردم ایران در سراسر کشور جهت خواسته هایشان دست به تظاهرات و اعتراض میزنند هیچ اسمی از آنها نمیآورند؟ آیا این مسئله پیامش غیر از این است که: مردم ایران رژیم حاضر را صد بار به فرقه رجوی ترجیح میدهند. و “تنها آلترناتیو دمکراتیک” جوکی بیش نیست.

خانم دکتر فریبا هشترودی: با یقین میگویم که مجاهدین شکنجه میکنند…. هشترودی1سرکار خانم دکتر فریبا هشترودی یکی از برجسته ترین زنان ایرانی جزء افتخارات ایرانیان در فرانسه، نویسنده و خبرنگار و فعال سیاسی که سابقا عضو شورای ملی مقاومت ایران بوده است که باید ایشان را بیشتر شناخت با علم یقینی در مورد فرقه تروریستی رجوی از درون آن سخن میگوید. وقتی به عمق پوسیدگی تشکل رجوی پی بردم جدا شدم بله

بیانیه 14 تن

بیانیه 14 تن

نیروی خارج کشور چه میخواهد ‏و بیانیه 14 تن

مقالات پربیننده

فرقه ها در میان ما

دانش علمی شناخت و تمیزدادن فرقه از تشکل سیاسی

بدون شناخت علمی از فرقه های خطرناک تحلیل عملکردهای فرقه رجوی و اثرات بشدت مخرب آن بر اعضا و جداشدگان و خلاص شدن از فشارهای شکنجه گونه روانی مغزشویی های چندین دهساله غیرممکن است

خانم آناگومز نماینده پارلمان اروپا خواستار اخراج فرقه رجوی شد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت دوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی امروز باید گفت آنچه را که فردا گفتنش دیر است

قسمت دوم: گفت و شنود با فرشته هدایتی: افشاگریهای فرشته هدایتی در مورد فرقه رجوی

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

سیامک نادری مرگهای مشکوک فرقه رجوی را افشا میکند

کشتن و سربه نیست کردنهای فرقه رجوی

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

فعالیت های ما در تصویر

سخنرانی آقای داود باقروند ارشد در پارلمان اروپا

 

 ایرج مصداقی و دستبرد به زرادخانه مسعودرجوی جهت ترور سیاسی و شخصیتی، پاسخی به یاوه ای

بقلم : داود باقروند ارشد

مقدمه

اوتللو به دزدمونا:

تو را میکشم که دوستت داشته باشم[A]

این بیان تلخ از حماقت و خود خواهی و کینه توزی ناشی از آن توسط شکسپیر

مصداق مصداقی هاست که کینه توزانه علیه تمایل مردم ایران میخواهند با نابودی ایران بدست آمریکا به خواسته های خود برسند.

چرا همه مبارزین داخل کشور مانند محمدنوری زاد از خون خود برای ایران مایه میگذارند تا مردم به خواستهایشان برشند

اما خارجه نشینها امثال مصداقی از خون مردم مایه میگذارند تا خود به خواسته هایشان برسند؟ تفاوت در چیست؟

تجربه تمام تاریخ نیز نشان داده که عدم پذیرش و تحمل انتقاد و نقد و دست زدن به ترور سیاسی و شخصیتی منتقد، بجای پاسخگویی همراه با استدلال منطقی، توسط هرکس که باشد، اگر فرد دست نشانده نباشد، حکایت از سیستم و تفکر استبدادی و تمامیت خواهی و استبداد رای و خود بزرگ بینی ناشی از خود شیفتگیهای حاد بیخردانه دارد.

این رویکرد از گردش درست افکار با مکانیزم خطا و تصحیح ، جهت پیشرفت جلوگیری و بر ضد گسترش گفتمان در جامعه و بسط خرد و خرد ورزی است.  راه را برای نفوذ و گسترش عقایدجعلی جهتدار مراکز مشکوک جهت تاثیر بر مسیر طبیعی افکار و به انحراف کشاندن آن در جهت سیاستهای و منافع مراکز قدرت باز میکند.

توهم بیخردانه بی عیب و نقص بودن همه گفته ها و مواضع و حکمهای “من” در منابرِ منولگ چهار ساعته، ریشه در فرهنگ استبدادی دارد. درقدرت زبان منتقد را از حلقومش بیرون میکشند و درغیراینصورت دست به ترور سیاسی و شخصیتی منتقد میزدند. زخم کهنه ایران زمین که در تن و جان ایرانیان ریشه دارد و تا به امروز عامل درونی و فکری همه شکستهای حرکت رو بجلو ایرانیان بوده است.https://www.nototerrorism-cults.com/?p=19026

ابهام زدایی

لازم است عطف به زخم کهنه و چرکین ایرانیان ( چنگ و دندان فکری نشان دادن در مقابل نقد) و جهت کمک  وعدم تحریک خوی وحشیگری فکری بسیاری، عنوان شود، نگارنده اساسا هیچگاه قصد تخریب هیچ کس را نداشته و ندارد. تمامی نقد ما چه از خود[B]   و چه از دیگران و حتی افشاگریها در مورد  مسعود رجوی و فرقه اش اولا به این جهت است که او مستبدانه هرگونه فضای نقد را چه در درون و چه در بیرون از فرقه اش را با برچسب مزدوران دشمن، تهدید، زندان، شکنجه و قتل بسته است تا بر جنایاتش سرپوش بگذارد. ثانیا همانطور که قبلا نیز به کرات توسط این قلم گفته و نوشته شده، به حکم وظیفه و دین ای که نسبت به مردم ایران بخاطر نقشی که اگر نه در ظهور بلکه در تداوم خیانتکارانی همچون مسعود رجوی و دارو دسته اش برگردن امثال این قلم است میباشد. و همواره به این امر در هر فرصتی اشاره کرده است. تا با انتقال تجارب تلخ و خونین از جنایات انجام شده در این فرقه و دادن گزارش به مردم ایران بویژه  به نسل جوان کشور، و از رهگذار آن شاید بیآموزند که اگر میخواهند در بهاران آزادی سر آزادی بریده نشود، تحت هیچ شرایطی نگاه انتقادی را کنار نگذارند و نقد ناپذیری را در نزد صادقترین افراد بعنوان جوانه های خطرناک دیکتاتوری و استبداد در هرکجا که باشد افشا و رد کنند. مسعود رجویها در بستر جامعه و مناسباتی که انتقاد را با فحاشی، سرکوب، ترور سیاسی و … منتقد پاسخ میدهند رشد میکنند، و فاجعه میآفرینند. 

 

شاهد مدعا اینکه همواره هرگاه از ایراج مصداقی کار درستی مشاهده شده علیرغم اینکه با همه مواضع نگارنده هم منطبق نبوده، مورد تشویق و حمایت قرار گرفته و باز نشر شده. ضمن اینکه هرگاه نیز خطای عمده و یا موضعی غلط و ضد ایرانی اتخاذ کرده اند مورد نقد واقع شده است. و ایراج مصداقی از همه آنها چه طی ایمیلهای خصوصی و چه طی مقالات و نوشته ها مطلع است. در زیر تنها نمونه ای از این ادعا آمده است و جهت سنجش صحت و سقم آن کافییست نام ایرج مصداقی را در سایت نه به تروریسم و فرقه ها جستجو کنید. [C]

نمونه های بازنشر مطالب مصداقی

·        جنایات تکاندهنده جدیدی از مسعودرجوی علیه نزدیکانش ” مادر عالمه” و تلاش برای سرپوش گذاشتن بر همخوابگی رجوی با زنان….

·        مال یا چیزی را که خداوند آن مرده باشد و تذکرِایرج مصداقی

·         چرا سیستم ناتوان از حل مسئله فساد سیستماتیک است؟ − نمونه ولی فقیه و نماینده‌اش در گیلان  ایرج مصداقی

·        چرا مسعود رجوی شهادت دادن مجاهدین در دادگاه سوئد علیه حمید نوری را ممنوع کرده است؟

·        نامه‌ی شریرانه‌ی نماینده‌ی مریم رجوی به «کانون دوستداران فرهنگ ایران» در واشنگتن

نمونه های قبلی نقد به مواضع ایرج مصداقی

·        مسلح کردنِ دمکراسی یا  مسلح شدنِ به دمکراسی

·        ایرج مصداقی: “اگر بین ایران و آمریکا جنگ شود من در کنارهیچکدام نمی ایستم”.

·        ماهواره ای که پرتابش صفوف دوست و دشمن را روشنتر کرد، نقدی بر مواضع ایرج مصداقی

شاهد دیگر اینکه،  در 25 مارس 2020 ایمیل زیر از جانب سایت “نه به تروریسم و فرقه ها” برای مصداقی ارسال شد.

با درود و تبریک بمناسبت عید نوروز

آقای مصداقی

بخاطر مقاله افشاگرانه در مورد جنایاتی که علیه مادران توسط مسعود رجوی اعمال شده تشکر و قدر دانی  میکنیم.

این گونه افشاگریها به تعداد تمامی کسانیکه به نوعی مستقیم و غیر مستقیم در ارتباط با مسعود رجوی قرار گرفته اند وجود دارد. به امید آنکه همه کسانیکه از جنایات مسعود در سینه دارند بیرون بریزند تا تابلو جنایات این زوج ضحاک مدرن ایران تکمیل شود.

با تشکر مجدد

نه به تروریسیم و فرقه ها

تلاش برای خراب نشده چهره مصداقی در انظار

یا وقتی اوایل انتشار خبر ترور محمدرضا کلاهی مصداقی که از طرف حساب قرار نگرفتن توسط رسانه ها بسیار عصبانی بود، اطلاعات غلط در مورد هویت اصلی علی معتمد، علیرغم نداشتن اطلاعات آن منتشر میکرد و در گفتارش یک ایرانی بنام آقای مرتضی صادقی را که مورد مصاحبه صدای آمریکا قرارگرفته بود را بباد تهمت گرفته بود. دلیل مصداقی هم این بود که اگر حرفهای صادقی درست بود من خبر داشتم. اگر من خبر ندارم پس او دروغ میگوید و میخواهد خودش را مطرح کند. در صورتیکه طبق اطلاع دقیق، اتفاقا مرتضی صادقی با همان تحقیقات کمی که کرده بود کاملا دقیق فهمیده بود که که متقول کلاهی است و مصداقی بود که اشتباه میگفت و اینگونه با تخریب صادقی خود را مطرح میکرد. برای این قلم روشن بود که چند روز دیگر حقایق آشکار خواهد شد و جز روسیاهی برای مصداقی چیزی باقی نمیماند،  از همین رو طی ایمیلی دوستانه (یا در فیس بوک مصداقی) جهت جلوگیری از تخریب چهره اش  به وی تذکر داده شد که چرا خودت را خراب میکنی مگر هرچه تو نمیدانی پس وجود ندارد؟ چرا فکر میکنی تو همه چیز را میدانی؟ در صورتیکه اگر مصداقی کمی به شعور مخاطبین خود احترام قائل بود، میتوانست بگوید طبق تحقیقاتی که من کرده ام مثلا از بعضی جدا شدگان و… میگویند که خیر علی معتمد کلاهی نیست. ولی مصداقی برای  نه تنها به منابع تحقیقی اش اشاره نمیکرد بلکه خود و نظر خود را نقطه پایانی برقطعیت رد تحقیقات بسیار درست مرتضی صادقی که صادقانه همه منابع تحقیقی و مسیرپیموده شده را عنوان میکرد میگذاشت.  یکبار هم به اف بی آی ایراد میگرفت که نمی دانم چرا نمی آیند از “من” سوال کنند!!! البته مصداقی بعدها با گفتن اینکه اعضای سابق مجاهدین به او این اطلاعات را  داده اند که فرد مربوطه کلاهی نیست. یا رجوی  افراد مختلفی بعنوان کلاهی در درون تشکیلات معرفی میکرده تا رد کلاهی را گم کند (البته این تصور صحت ندارد) به اشتباه خود اعتراف کرد. (اینجا)

بنابراین در یک فضای سالمِ خطا و تصحیح که قطعا برای همه میتواند پیش بیاید، ایرج مصداقی از همه تبادل فکری و… طی ایمیلهای خصوصی و یک بار نیز حضورا مطلع شده اند.

 

فلسفه ما چیست

در سخنرانی نگارنده در کنگره سکولار دمکراتها در سال 2017 درکلن آلمان با تجربه 40سال در کار سیاسی …در توصیف جامعه دیکتاتور زده و دیکتاتور پرور و دیکتاتور پرست و دلیل شکستهای سریالی چهل سال گذشته، این چنین آمده است:

این تلاشها در میان اپوزیسیون نه بدلیل منافع جامعه و مردمی که بطور کامل از آن قطع هستند، بلکه بدلیل همان ویژگی خود ‏محوری و خود حقیقت پنداری است. [کسانیکه] خود را “نه تک قطعه ای از کل پازل سیاسی جامعه”، که خودرا  “کل تابلو سیاسی ایران” میپندارند و میخواهند.  قطعا در ‏این دستگاه فکری تمامیت خواه،  اولین اشتباه آخرین اشتباه تلقی شده و همه چیز تحت الشعاع حفظ خود قرارمیگیرد. با شنیدن اولین انتقاد [بجای پاسخگویی و بازنگری] عنان از دست داده و با نصار انواع ناسزاها و مارکها بدنبال نیست و نابود کردن انتقاد کننده هستند. ولی از آنجا که ‏درصحنه عمل واقعی خطا اجتناب ناپذیر است، تمامیت خواهی و عدم صداقت آنها را به لاپوشانی، دروغپردازی، وارونه گویی و سرکوب و ‏حذف (ترور سیاسی و شخصیتی) منتقد کشانده و از مردم و فعالین سیاسی جدا و ایزوله میکند. همین ایزولاسیون و تمایل به یکه تازی در صحنه سیاسی و در تشکیلات و جامعه و نبود هیچ ندای سوال ‏کننده )سلحشور) و منتقد و با کور کردن تمامی چشمان نظاره گر در پس دیوارهای آهنین، راه را برای هر انحرافی و سر بیرون آوردن ازبند و بست های ‏وطن فروشانه بابیگانگان از یکطرف و فساد سیاسی تشکیلاتی و اخلاقی باز میکند. ‏و از هر اتحادی جلوگیری میکند سخنرانی نگارنده در کنگره سکولار دمکراتها در سال 2017 درکلن آلمان

دلیل عصبیت و توسل ایرج مصداقی به فحاشی و ابزار ترور سیاسی

نگارنده قبلا نقدی را نسبت به موضع

اگر آمریکا به ایران حمله کند من (ایرج مصداقی) بی طرف می ایستم. اگر هم درگیری اتفاق بیفتد من منتظر میشوم تا با برنده جنگ تعین تکلیف کنم!!! اگر هرکس شعار علیه امپریالیزم بدهد بنفع رژیم است.

https://youtu.be/xuz4V6GrSu8?t=2754

ایرج مصداقی، نوشته که در سایت نه به تروریسم و فرقه ها منتشر شد. در قسمتی از نقد موضع  وی (اینجا) گفته شد:

با وجود اینکه [اینگونه افراد] عمیقا اعتقاد دارند اگر جنگ شود ایران در نهایت شکست خواهد خورد، رندانه بی طرف میشوند. تا دم خروس همراهیشان با آمریکا در سرنگونی و تحویل دادن کشور به آنها، را مخفی کنند. چون اگر اعتقاد داشتند ایران شکست نمیخورد و در نتیجه رژیم قدرتمندتر از آن بیرون میآید حتما به نفع آمریکا موضع گیری میکردند و در سمت آمریکا میجنگیدند. همانگونه که تشکیلات فرقه رجوی بیست سال در سمت عراق علیه مردم ایران  جنگید. بخشی از نقد به یک موضع ایرج مصداقی

ایرج مصداقی در ادامه همین مواضع، مواضعی بسا حاد تر از این که نشانه های بسیار بدی از آن ساطع میشد را اتخاذ کرد که آن نیزنقد شد که در زیر آمده است، ولی وی همراه با فحاشی و دروغگویی بدون پرداختن به محتوای نقد، نگارنده را ضد آمریکایی (بعنوان ویژگی اصلی)، بزدل، فراری از صحنه (آنهم از صحنه تیف!!!)،  تظاهر به ناسیونالیسم! و اینکه اساسا نیمداند فاشیسم چیست، در واکنشی عصبی متهم کرد. ای کاش او که میدانست فاشیست چیست!! و چرا این نقد غلط است و چرا مواضعش (درخواست کشتار مردم عراق از آمریکا) درست است حرف میزد تا فحاشی به منتقد. 

تاریخ خود ما ایرانیان پر از یاردان قلی هایی است که حتی از کشتار نزدیکترین یاران و نزدیکانشان نیز دریغ نکرده اند. شاملو

ضدیت کور با آمریکا یا مخالفت با میلیتاریسم

مصداقی که تفاوت ضدیت کور با آمریکا بعنوان یک کشور، یک ملت و یک تمدن در جهان، که همچون بقیه کشورها قابل احترام است را با مخالفت با میلیتاریسیمی که سردمداراش بعضی جناحهای آمریکاست و باعث و بانی مرگ میلیونها انسان در سراسر جهان بوده و هست را نمیداند. میلیتاریسمی که حتی توسط دیگر کشورها از جمله اسرائیل و عربستان …و اخیرا ترکیه نیز بدان دامن زده میشود.  و آنرا در ویتنام، جنگ کره، در آمریکای لاتین، در افغانستان، کودتای 28مرداد، به یغما بردن منابع عظیم کشور در دوران محمدرضاشاه پهلوی، در نابودی و شخم زدن عراق، یمن، سوریه، لبنان، و امروزه در لشکر کشی به لیبی… نشان میدهد. با مخدوش جلوه دادن ایندو محتوا، موضع خودش “درهرگونه جنگ احتمالی من کنار میایستم و با برنده جنگ ایران و عراق تعین تکلیف میکنم!!!” در حمایت و بکارگیری میلیتاریسم در حل و فصل مسائل سیاسی را لاپوشانی میکند.

متاسفانه همانگونه که درنقد نگارنده پیش بینی شده بود، آنچه ایرج مصداقی در آن موضعگیری حرف قلبی خود را نزد، اینبار آشکار میزند و مشخص میکند که تعین تکلیفی که میخواسته با برنده جنگ!!! بکند چیست آنجا که میگوید:

 اگر من جای آمریکا بودم بلافاصله با تمام قوا تمامی نیروهای متمایل به رژیم را در عراق را نابود میکردم. باید نابود کنند . سخنان مصداقی در میهن تی وی
سخنان مصداقی در میهن تی وی جهت مشاده روی این متن کلیک کنید

https://www.youtube.com/watch?v=FNdr9TOrOcs&feature=youtu.be&t=9283

سیاست بازی و قدرت طلبی که لازم و ملزوم هم است، کار کسی است که لزوما برای حیات ذی روحی حرمتی قائل نیست. و از دروغ بافتن و حیله وری و ویرانی و  کشتار حراصی ندارد. شاملو

 

آشکارتر از این میشود از میلیتاریسم دفاع و حمایت کرد. و با التماس از آمریکا خواست که مردم عراق را نابود کند و “باید بکنند”؟ چرا که نیروهایی که باید نابود شوند متمایل به ایران هستند. این است تعین تکلیف مصداقی با برنده جنگ؟

درک شنونده از “تعین تکلیف” با آمریکایی که بقول آقای محمدرضا روحانی، وقتی به جنگ با ایران میرود یعنی “ریختن بمبهای قرن بر سر ایرانیان”، است و مصداقی وانمود میکند بی طرف است!! در مقابل اما از آمریکا میخواهد که برایش عراقی هاییکه مخالف حضوراشغالگرانه آمریکا در کشورشان  هستند را برایش نابود کند.  چیست؟ مصداقی هنوز فضا را مناسب اینکه مانند رجوی بگوید برو و ایران را نابود کن نمیداند.

 

 براستی نباید از کسی که افتخار میکند در جنگ آمریکا با ایران بی طرف است! سوال کرد، دیگر ایران چه ربطی به تو دارد؟ برو و دلالیت را برای کشتارهای میلیتاریستها در جاهای دیگر بکن. و ضدآمریکایی ها را برایش شناسایی کن.  

نظر خود مصداقی در مورد کاریکه  آمریکا در عراق کرده و اثرش بر خود عراق و ایران که در قسمتهای مختلف این گفتار عنوان کرده و با … از هم جدا شده را بخوانید.: 

آمریکا حمله کرده به عراق، این از فرقه رجوی جدا شده،. آمریکایی که چی کار کرده!؟  عراق را شخم زده است. دولت صدام حسین را سرنگون کرده،…دولت صدام حسین که در مقابل بنیادگرایی بود، دولت سکولار بود. دیکتاتور بود، دیو بنیادگرایی را کرده بود توی قوطی….اینهمه بدبختی که در عراق است. اگر در عراق ثبات و امنیت نباشد یعنی در ایران هم نمیتواند باشد. ما همه بهم پیوسته ایم. ما نمی توانیم رشد بکنیم. درجائیکه عراق درش نا بسامانی و بد بختی باشد. همه این منطقه سرنوشت مشترکی دارد. مصداقی در گفتگو با میهن تی وی

ایرج مصداقی بعد از پرتاب ماهواره به فضا!!! توسط رژیم به پیش بینی نگارنده جامعه عمل پوشاند. وی که هویت ملی نیروهای عراقی ناشی از شرایط خاص عشیرتی عراق همچون حشد الشعبی، عصائب اهل الحق، کتائب اهل حق[D] … را که خواهان پایان اشغالگرانه کشورشان توسط آمریکایی که به تائید خود مصداقی عراق با ثباتشان را شخم زده و نابود کرده است میباشند را نادیده میگیرد. وقیحانه به آمریکا  مجوز بمباران و نابودی مردم و جوانان عراقی در این نیروها را صادر میکند. ظاهرا با آنچه آمریکا در زمان جنگ خلیج “با شخم زدن و بی ثبات کردن عراق و در نتیجه بی ثبات کردن ایران” [E]   و منطقه و … انجام داده راضی نیست. و از جانب آمریکا و اسرائیل و عربستان این نیروها را  بنیادگرا و  قابل نابود شدن قطعی جلوه میدهد.

ایران، عراق و نیروهای مردمی عراق

مصداقی هویت عراقی نیروهایی همچون حشد الشعبی و کتائب حزب الله، … که بخشی قانونی از ساختار نیروهای مسلح عراق و وابسته به فرمانده کل نیروهای مسلح آن کشور است [F]  را که خواهان پایان حضور اشغالگرانه هستند را نادیده میگیرد. نفوذ ایران درمیان سیاستمداران و مردم عراق ریشه تاریخی، فرهنگی، مذهبی، سیاسی، همسایگی و اقتصادی هزار ساله دارد. منطقه عراق در دوران قاجار از ایران جدا شد.کشور عراق که بعد از فروپاشی دولت عثمانی در جنگ جهانی اول تحت نفوذ انگلستان بوجود آمد. بسیاری از فرزانگان و بزرگان ایران زمین در نجف و کربلا و سامرا و…زندگی و تحصیل کرده اند. سه مرجع اصلی شیعه عراق در نجف عامل عمده در تحمیل امضای مشروطیت به مظفرالدین شاه و دادن روحیه مقاومت به ستارخان با دادن فتوای مقدس بودن مبارزه ستارخان و مشروطه خواهان با حمایت تمام عیار از او برای ایستادن در مقابل مزدوران اجنبی آن زمان و محمدعلی میرزا بوده است که بدون آن حمایت قطعا تبریز آخرین و شاید تنها سنگر مشروطه خواهی ایران فرو میریخت.[G]   طوریکه ستارخان همواره میگفت”من حکم علمای نجف را اجرا میکنم” و اینگونه هم خود انگیزه میگرفت و هم به “نه ناسیونالیستها” که به وطن پرستان برای مقاومت روحیه میداد.

فرح پهلوی نیز برای نجات شاه از سقوط شخصا به نزد مراجع شیعه در نجف رفت و  از آنها خواستار حمایت مذهبی برای شاه شد.[H]   بسیاری از مردم عراق ایرانی الصل هستند. حضور قبور امامان شیعه در عراق و ایران به این رابطه دوطرفه ضریب چند برابر زده است. قرنها ما یک کشور واحد بوده ایم. جنگ هشت ساله، و سرکوب اکثریت شیعه آن کشور توسط دولتهای حاکم بر عراق همچون صدام دلایل دیگر نزدیکی اکثریت شیعه به ایران بوده و هست. بسیاری از عراقیان باتجاوز صدام با مجوز آمریکا به کشور،  به ایران پناهنده شدند و یا صدام آنها را به ایران اخرج کرد. بسیاری از آنها بر علیه تجاوز صدام در کنار سربازان و جوانان ایرانی در دفاع از خاک کشور جنگیدند  وکشته شدند. اینها صرفا حقایق تاریخی هستند و تائید و رد چیزی نیست. 

البته منافع قطعی ایران در با ثبات ماندن عراق بدلیل بی ثباتی که مصداقی خودش اعتراف میکند که با شخم زدن عراق توسط میلیتاریسم آمریکا و ادامه حضور اشغالگرانه ایجاد و تداوم مییابد که ثبات ایران را هم بهم میریزد، انکار ناپذیر است. هیچ دولت مستقلی نمیتوانست نسبت به این بی ثباتی و عوامل آن بی تفاوت باشد.

چه بسا نیروهای عراقی برای دفاع از کشورشان و بازگشت ثبات به آن براساس اخبار نه چندان قابل اعتماد حاضر در رسانه ها کمک مالی… هم از ایران دریافت میکنند. که رسانه های مرتبط با میلیتاریستهای اشغالگر آنرا توسعه طلبی ایران وانمود میکند تا اشغالگری خود را توجیه کند. و باز هرچند در بعضی تظاهرات داخل کشور در مقاطع مختلف شعار های عدم رضایت از این نوع حمایتها ابراز شده است، که دلیلی برای نامشروع بودن آن نیروها در کشور خودشان و صدور مجوز کشتارشان توسط دلالان میلیتاریسم، بدست آمریکا نیست و نمیتواند باشد.

آنچه که میلیتاریستها تلاش میکنند مردم عراقِ خواستار پایان اشغالگری کشورشان  را با مارک بنیادگرا و با دلالی امثال مصداقی ها به بهانه حمایت ایران و یا توسعه طلبی ایران از اعتبار خارج کرده در فرصت مناسب نابودشان کنند. در سیاست بین الملل، حمایت از نیروهای دیگر کشورها در تامین منافع خود، گذشته از درستی و غلطی آن، امری شناخته شده است.  که مقام سردمدارای آن و جنایتکارانه ترین اشکال بکارگیری آن نه برای دفاع از نفوذ دشمنی در مرزهایشان در همسایگی کشورشخم خورده خود، بلکه هزاران کیلومتر آنطرف تر بمقاصد استعماری،  و کشتار مانند بکار گیری 320هزار نیروی کره ای در ویتنام توسط آمریکا علیه ویتنام شمالی، متعلق به میلیتاریستهای آمریکاست. در این زمینه ایران تا آنجا که خود مصداقی اعتراف میکند، درحال کسب ثبات و دفاع در مقابل عامل بی ثباتی خود است. هر حکومتی هم بود باید چنین میکرد. مگر مزدور آمریکا باشد.

هرچند در نقد مصداقی نگارنده تلاش کرد ضمن جلو گیری از غلطیدن بیشتر به مواضع بسا ضد میهنی تر،  وی را نسبت به آنچه از نظر این قلم ضد میهنی است آگاه کند.  متاسفانه بادِ خود محوری و خود بزرگ بینی و فضای منابر منولوگی که در بکارگیری ایرج مصداقی توسط رادیوها و رسانه های معلوم الحال خارج کشوری که حرفشان را میزند چنان او را از خود بیخود نموده است که اجازه هرگونه نقد پذیری را از او گرفته است.  و این منم بزرگ شده مهاجم به جایی رسیده که نقد به یک موضع را معادل حذف تمامیت خود دانسته و عنان از کف داده و چنگ و دندان نشان میدهد. طوریکه در پاسخ به نقد این قلم  در اوج نخوت و خود بزرگ بینی بجای بحث و تشریح و دفاع از مواضعش ضمن استفاده از ابزار پوسیده و خاک گرفته ترور سیاسی مسعودرجوی علیه منتقدینش، در تمام 11 دقیقه واکنش عصبی به فحاشی، دروغ بافی، تخریب و  ترور سیاسی این قلم پرداخت. تا خود را در پس این داد و قال از پاسخگویی به مواضع خود برهاند.

هرچند این موضع ایرج مصداقی دنباله طبیعی سراشیبی است که مدتهاست در آن با تمایل به سلطنت، تمایل به مشاور رضا پهلوی شدن، رد هرگونه مخالفت با میلیتاریسم آمریکا با مارک ضد آمریکایی، بی طرفی در قبال حمله نظامی به میهن، حمایت از تحریمها، … در آن افتاده، ولی اولین بار است که آشکارا با این میزان از وقاحت (انشاالله ناشی از جهل و خود بزرگ بینی) بیان میشود. که قبلا بشکلی شرمگینانه بیان کرده بود.

 

مصداقی نقد ناپذیری و تفکر استبداد رای را با این جمله عنوان کرد که:

آیا اینها کسی هستند که میتوانند ذره ای روی من تاثیر بگذارند؟ منو از راهم باز بدارند؟ حاشا و کلا!!! مصداقی

و اینگونه آشکارا نشان میدهد که متاسفانه آنچه از مسعود رجوی و تاریخ استبدادی سلطنتی 2500ساله ایران که مدتی است بدون هیچ دلیل و توضیحی شرمگینانه مدافع آن شده است، به ارث برده است، هما استبداد رای و خود محوری است که خواه نا خواه ضد دمکراتیک، ضد میهنی و متاسفانه اجنبی پرستانه است. که امیدواریم با تائید مواضعی که مجری میهن تی[I] که در دنباله مطلب میخوانید، کارش به جاهای باریکتر کشیده نشده باشد.

 

آیا همه خارج کشوریهای پای منبر مصداقی انگشت به دهان نیستند که او بدرستی کتابها علیه استبداد رای مسعودرجوی، عدم پاسخگویی به نقد و انتقاد، عدم بیان اینکه اشتباه کرده ام و بکارگیری ابزار ترور سیاسی منتقدین توسط او با آن ید و بیضای بزرگ شده توسط حمایت عراق، عربستان، اسرائیل و آمریکا علیه کشور، منتشر کرده است،  چرا خود به چنان فقر و فلاکت استدلال در مقابل یک نقد به یکی از مواضعش رسیده و یا آن منم هیولایی استبدادی درونش با چند لایک چنان تنوره میکشد  که مجبور میشود از همان ابزار مسعود رجوی برای بیرون کشیدن زبان از حلقوم منتقد با ترور سیاسی و شخصیتی او، استفاده کند؟ و بسراغ واژه های شازده های قاجار همچون:

ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست عرض خود میبری و زحمت ما میداری!!/ مردک/حقه باز / یارو/ لگد پرانی / اینها که عددی نیستند، حقه باز!!

 کسی در میان دوستان مصداقی نیست به او بگوید سیمرغ شدن با مورد استفاده بی بی سی و رسانه هایی که فرد را علیه کشورش بکار میگیرند کسب نمیشود. اگر این الگو را درذهنت کاشته اند طوریکه برای آنتنی شدن خود کشی میکنی برای این است که براحتی مورد بهره برداری قرار بدهندت.    

برود. مسعودرجوی چون دست در خون صدها هزار انسان دارد، چون مجبور است خط و خطوط و سیاستهای اربابانش را به اجرا بگذارد، چون خود را در درون فرقه اش امام و فرستاده خدا معرفی میکنداست که میتواند پاسخگوی هیچ یک از اعمال و گفته هایش باشد. اما مصداقی چرا؟

کمی به 11 دقیقه لجن پراکنی به نقد موضعش بعنوان نمونه از چهارساعت منبر منولوگی مصداقی توجه کنید شاید درک بهتری از منبر(لطفا اینکه چرا از لفظ منبر و منولوگ استفاده میکنیم و قصد توهین و تخریب نداریم بلکه بعنوان یک متدغلط نقد شده  را درهمین لینکی که دراین پانوشت آمده بخوانید.)[1]مسلح کردنِ دمکراسی یا  مسلح شدنِ به دمکراسی-داود باقروند ارشد نقدی بر منولوگهای دیجنتال که منابر سنتی را کپی برداری میکنند و اثرات مخرب آن بر جامعه فکری کشور و خارج را در لیینک https://www.nototerrorism-cults.com/?p=19026 بدست بدهد.

مصداقی اینگونه شروع میکند:

ما از این آدمهای حقه باز کم نداریم تا یک مسئله ای میشود اینها میشوند ناسیونالیت، چهرهایی که درد وطن دارند. عرق وطن دارند. اینهایی که یک مو هم کف دستشو نیست. خیلی انسان هستند، خیلی صاف و صادق هستند. اینطور نیست. همه جا میتونید اینها رو ببینید. عده ای لباسی به تنشان میکنند که گشاد است و به تنشان گریه میکند. یکی دیگرشون بود که یک مقاله ای نوشته بود علیه من، …. داود باقروند ارشد یکی از عناصر فرقه رجوی بوده است قبلا. این بابا امروز شده چی ناسیونالیست. امروز شده چی نیروی ملی. حالا ضد آمریکایی، ضد آمریکایی مهمترینش اینه ها!!! البته نمیخواستم اسمش را بیاورم. چند بار هم لگد پرانی کره بود ولی فقط می خواستم روشن کنم این چهره ها کی هستند و روشن بشود. مصداقی

ضد آمریکایی یا ضد میلیتاریسم

همه این مقدمه تخریبی که با نخوت و تکبر و تاخیر در نام بردن از منتقد را نیز بدان اضافه میکند روش مسعودرجوی و خود بزرگ بینانِی است که مصداقی وانمود میکند خود قربانی آن است. ولی ظاهرا منطقِ بی منطقان است بویژه وقتی با یک نقد تمامیت خود را در خطر احساس کنند. فرق نمیکند رجوی باشد یا مصداقی. در ضمن تلاش میکند با هوچیگری خاص خودش منتقد را با تاکید دوباره “ضد آمریکایی” بعنوان یکی از بزرگترین معایبش بنمایاند!! شاید به مراکزی که مد نظر دارد پیام هشدار میدهد! خدا داند.

اجازه بدهید در خوشبینانه ترین شکل فکر کنیم مصداقی تفاوت “ضدیت کور با آمریکا” و “مخالفت با میلیتاریسم” را که رجوی نیز روی آن سرمایه گذاری کرده است و متاسفانه مصداقی نیز برایش با درخواست حمله نظامی علیه نیروهای عراقی در عراق و نابودی آنها دلالی میکند را نمیداند.

بعنوان مقدمه و قبل از ارائه تعاریف و توضیح و تشریح آنها.  جهت اطلاع خودش و خوانندگان این سطور توصیه کنم مواضع بشدت مخالف  نگارنده چه در مورد گروگانگیری سفارت آمریکا (بعنوان یک فاجعه ملی) و چه در مورد جنایت 11 سپتامبر  بعنوان عملی بغایت تروریستی که حتی رسما نسبت به جشن گرفتن مسعودرجوی از کانال عباس داوری اعتراض کرده است و عاملی قطعی خروج از این فرقه بوده و دراین پانوشت آمده است رابخوانند. [J]

اما آنچه در مواضع مصداقی مورد نقد قرار گرفته میلیتاریسم است که شاید! لازم باشد برای خود مصداقی روشن شود:  

میلیتاریسم یعنی:  اعتقاد به اینکه کشور باید قدرت نظامی قوی داشته باشد تا از آن برای برتری سیاسی اقتصادی استفاده کند. (دیکشنری کمبریج)  ميليتاريسم زمينه را براي نازيسم ، فاشيسم و فالانژيسم فراهم مي كند. از لحاظ پيشينه تاريخى ميليتاريسم به سنت ارتش پروس و گرايش نظامى دولت آلمان برميگردد . بيسمارك يكى از رهبران آلمان معتقد بود كه تاريخ از طريق خون و شمشير حركت ميكند . انديشه بيسمارك تلفيقى از ميليتاريسم ، ناسيوناليسم و محافظه كارى است. شروع جنگهاى جهانى بوسيله آلمان ، گرايش ميليتاريستى در اين كشور را تحريك نمود .در زمان ناپلئون بناپارت در فرانسه ” تين بناپارتيسم” كه مظهرى از ميليتاريسم بود شكل گرفت و در زمان او ارتش نقش بسيار زيادى در تحولات سياسى – اجتماعى پيدا كرد .گسترش ميليتاريسم در اروپا يكى از زمينه هاى پيدايش فاشيسم بود كه جنبشهاى فاشيستى از رسوم نظامى اقتباس كردند و سنتهاى نظامى را مورد ستايش قرار دادند .

جهت روشن شدن برای مصداقی به آنچه مخالفت با میلیتاریسم گفته میشود توجه او و خوانندگان را به بخشی از سخنرانی انتخاباتی یک سناتورآمریکایی بنام آلبرت جی بوریج که بعد از این سخنرانی به سناتوری انتخاب شد جلب میکنیم تا بسادگی و بدون نیازه به دانش چندانی روشن شود که بحث مخالفت با چه محتوایی است. وی در پاسخ به این اعتراض که کشورها از حق حاکمیت برخوردارند، میگوید:

سخنرانی انتخاباتی سناتور میلیتاریست آلبرت جی بوریج جهت اطلاع از محتوای میلیتاریسم

اینکه بگذاریم [کشورها] خودشان بر خودشان حکومت کنند عین این است که تیغ را بدهیم دست یک کودک و بخواهیم که صورتش را بتراشد. مثل این است که ماشین تحریر را بدهیم به یک اسکیمو و بخواهیم یکی از مهمترین روزنامه های جهان را منتشرکند. آیا شما[آمریکاییها] با رای خودتان تائید خواهید کرد که به توان و قدرت و درایت عملی آمریکایی ایمان ندارید؟ یا تائید خواهید کرد که ما به نژاد حکمران جهان تعلق داریم؟ که حکمرانی در خون ماست که روحیه برتری در نزد ماست که یک نوع نبوغ فرماندهی از آن ماست. بعد مسافت دلیل نمیشود که ما در پی تقدریمان نرویم. از تصرف سرزمینهای دیگر چشم پوشی کنیم. زیرا پیشرفهای فناوری به یاری ما خواهند آمد، نیروی الکتریسیته بکمک ما خواهد طبیعت نیز همینطور… کوبا و هواوایی و فیلپین به ما نزدیک نیستند اما نیروی دریایی ما آنها را به ما نزدیک خواهد کرد، چابکی آمریکایی، تفنگهای آمریکایی و روحیه و ذهن و جسارت آمریکایی آنها را برای همیشه نزدیک نگه خواهند داشت. تصور کنید وقتی قانونهای آمریکا هاوائی، پورتوریکو را پر از عدالت و امنیت کنند، هزاران آمریکایی به این سرزمین ها سرازیر خواهند. تصور کنید وقتی یک جمهوری با حکومتی آزاد که تحت حفاظت و کنترل آمریکاست نظم و عدالت را در فیلپین برقرار کند دهها هزار آمریکایی به معدنها و مزرعه ها و جنگلهای آنجا هجوم خواهند برد. تصور کنید که وقتی حکومت قانون جایگزین سلطه دوگانه بی نظمی و خودکامگی در کوبا شود صدها هزار آمریکایی به آنجا خواهند رفت و تمدن و انرژی و صنعت را در آنجا خواهند ساخت. تمدن، بهداشت و آموزی همگانی برای میلیونها. این برای هرکدام از ما به چه معناست. به معنی فرصت برای همه مردان جوان و عزت مند آمریکا. نیرومندترین، جاه طلبت ترین، پرشورترین و مبارزترین مردانی که جهان تا کنون به چشم خود دیده. به معنی آن است که به همان اندازه که نیرو و توان آمریکایی با عظمت تر از کاهلی اسپانیایی است. منابع این فرمان روایان بسیار ثروتمند افزایش خواهد یافت. و تجارتشان پر رونق تر خواهد شد. زیرا آمریکایی ها در اینده این منابع و تجارت را به خود اختصاص خواهند داد. فقط در کوبا 15 میلیون اکر جنگل وجود دارد که رنگ تبر را ندیده است. در آنجا معدنهای بی پایان آهن و ذخایر گرانبهای منگنز وجود دارد. در آنجا میلیونها اگر زمین وجود دارد که هنوز کاوش نشده است. هیچ کس هنوز به سراغ منابع زیرزمینی فیلپین نرفته است. این به معنی شغلهای جدید و دست مزدهای بهتر برای مردان زحمت کش آمریکایی است این یعنی قیمت بالاتر برای گندم و ذرت ما برای همه محصولاتی است که کشاورزان ما تولید میکند.

 … بهبهانی خطاب به مصداقی: … کدامش بهتره. اگر آمریکا بیاد و بره تو مملکتی کارخانه بزنه، فلان بکنه بچاپه و ببره بالاخره از بغل دهن ماهی بزرگتر می ریزه ماهی کوچیکها هم میخورن. یا یک مشت گشنه یا غربتی بیایند و نابود کنند مملکت رو چرا آنجا خوب است اینجا بد است اینها را نفهمیدم!!! مصداقی: آخه این هرچی داره از حمله آمریکا به عراق داره،
این یعنی دلارهای راکد و ضعیف ما صرف سرمایه گذاری فعال قوی در سرزمینهای دور خواهد شد. توفوق آمریکا بدان معناست که این ملت عاملی بسیار تاثیر گذار در صلح جهانی خواهد بود. زیرا تعارض های آینده تعارضهای تجاری خواهند بود. جدال برای بازار، جنگ تجاری برای بقاء . اری با گسترش بازرگانی ما پرچم آزادی به همه جهان خواهد رفت و امنیت همه شاهراهها مسیر تجارت ما با همه انسانها با تفنگهای آمریکا تامین خواهد شد. و وقتی خروش آنها به پرچم سلام دهد، مردم شب زده خواهند دانست که صدای آزادی دست کم برای آنها میخواند. که تمدن دست کم دارد برای آنها طلوع میکند. آزادی و تمدن آن ثمره های انجیل عیسی مسیح که از پی قلمرو تجارت که زمینه را آماده میکند میرود و هیچگاه برآن پیشی نمیگیرد. خطیرتین وظایف تاریخ بر دوش مردم آمریکاست. آنها باید توانمندترین تجارت جهان راهدایت کنند. آنها نمیتوانند در مسیر پیشروی شکوهمندانه بسمت ثروت و قدرت و افتخار و تمدن مسیحی به خودشان اجازه توقف دهند. زمان آن است که مردمان برگزیده خداوند عزیز را بزرگ بداریم و تحسین کنیم. تا همه جهان با وفاداری آمریکایی ها با حکومت آمریکا همآوا شوند. هموطنان آمریکایی ما مردمان برگزیده خداوندیم. ما نمیتوانیم از وظایف جهانی خود فرار کنیم. برماست تحقق بخشی به غایت سرنوشتی که ما را واداشت که بزرگتر از هدفهای کوچکمان باشیم. ما نمیتوانیم از هیچ سرزمینی که مشیت اللهی پرچممان را در آن به احتزاض در آورده عقب نشینی کنیم. برماست که بخاطر تمدن و آزادی آن سرزمین را حفظ کنیم.  برای تحقق تمدن و آزادی پرچم ما باید از این پس نماد و نشانه ای برای همه نوع انسان باشد.[K]

استدلال بسیار پر مغز!! دیگر مصداقی در دفاع از میلیتاریسم و منافع آن که نگارنده نا شکری کرده و توجه بدان ندارد:

مصداقی میگوید:

” آمریکا حمله کرده به عراق… عراق را شخم زده است. دولت صدام حسین را سرنگون کرده، …خوب یعنی در اثر [حمله] نیروهای آمریکایی و از هم پاشیدن زنجیره های فرقه رجوی این تونسته دربرود،” مصداقی

بنابراین این بنده خطاکار آن مواهبی که بقیمت شخم خوردن و نابود شدن عراق با صدها هزار کشته و بتاراج رفتن منابعش کسب شده ودر این میان با شکستن بندهای دیکتاتوری صدام و فرار نوجه اش، مسعودرجوی از عراق، نگارنده توانسته از زندان رجوی فرار کند  [L] را قدر نمیشناسم. یعنی چون منافع حقیر این قلم تامین شده باید جنایت آمریکا در عراق را تائید کنم نه اینکه بند کنم به میلیتاریسم شخم زننده که مصداقی دلالی اش را برای انجام دوباره در عراق میکند. در صورتیکه از نظر مصداقی باید منافع حقیر خودم را اصل بگیرم و از میلیتاریسم شخم زنند یک کشور 30 میلیونی حمایت کنم. “حاشا و کلا” مگر انسان چقدر میتواند حقیر و پست باشد؟

مصداقی در آویختن به ابزار پوسیده رجوی، میگوید:

” بعد اونجا هم اهل ایستادن هم که نبوده بلند شده رفته ایران، 9سال ایران بوده همه چرخش رو زده همه داستانهایش را با رژیم رفته،” مصداقی

 

صدای مسعود رجوی را که حنجره مصداقی را بکارگرفته است را میشنوید؟

آقای مصداقی بشنو از زبان کسی که بقول خودت حساسترین مسئولیتها!! را در این فرقه داشته: توکه آدم باهوشی بودی چرا اینجا اینقدر … شدی؟ رجوی داخل رفتن را شیطان سازی کرد و میکند، تا

الف: حضور ابدی ناشی از شکست کامل نظامی، سیاسی، ایدئولژیک و تشکیلاتی خودش در خارج را توجیه کند، یادت هست که وقتی میرفت عراق حضور در خارجه را حرام کرد؟

ب: تا با نفی مبارزه مردم در داخل کشور،  مبارزه را تنها در کادر تشکیلات خودش جلوه بدهد،

ج: نفی و خاک پاشیدن به حمایت آشکار توده مردم از رژیم که در حمایت گسترده در ترور سردارد سلیمانی شاهدش بودی، هرچند برخلاف خواسته بسیاری، در راستای نفی مشروعیت توده ای از رژیم و منافع خودش و بطور خاص در جهت تامین خواسته های مراکز میلیتاریستی (که میدانی 40سال است تنها محور کار سیاسی و تنها کانال امید او به ایران رفتن و تنها مدکار رجویی است) برای موجهه جلوه دادن هراقدام خارجی علیه کشور.

د:شاید بزرگترین صدمه اینکار نفی مبارزه متکی به خود مردم، و القاء کردن این امر که راه نجات از پس مانده غذای آمریکایی خوردن است.

بنظر نگارنده هر عنصری دم از حمایت خارجی بزند بزرگترین خیانت را در حق مردم ایران میکنند. چون مردم این را القاء کنند نمیتوانند روی پای خود بایستند

سابقه تاریخی این القا سازی در کشور:

 استعمار بکمک مزدوران ایرانی دربار قاجار و سپس پهلوی و عطف به ضعف کشور ناشی از عقب افتادن در انقلاب صنعتی، و…این تفکر را در بین بعضی به اصطلاح  رجال عمدتا درباری و عوام کشور عمیقا جا انداخته که ایرانی نمیتواند خود راه خود را بیابد و چاره در دستان خارجی است. حضور عناصر میلیتاریسم جهانی در شوهای مریم رجوی چیست؟ این یعنی ضدیت با ایران و ایرانیت و دلالی برای استعمار.   

مگر در خارجه چیزی جز تفاله شدن و کپک زدن چیز دیگر در جریان است در صورتیکه میبینی هرچه هست در داخل کشور است. تبلیغ عکس کردن و نفی بداخل رفتن عین خیانت به همان جوانانی است که در داخل مبارزه میکنند. چهت سرپوش گذاشتن بر کپکهای خارج کشور است.

 اگر سوال کنی پس خودت در خارجه چکار میکنی، جواب این است که: اگر کسی شرف داشته باشد بدلیل حقارت خودش نباید حقیقت را نفی کند. نگارنده هیچ ادعایی در مبارزه ندارد. رسالت نگارنده، فقط بکارگیری تجربه جهت جلوگیری از خنجر زدن کپگ گرفته ها از پشت به مردم ایران است.  

.

اندر عدم تحمل سختی نگارنده و در کمپ تیف طاقت نیاوردن: 

واقعا کسی که 30سال عراق بوده بمبارانهای هوایی رژیم را تحمل کرده، در پروژه های مسعودرجوی در اروپا همراه مریم رجوی بوده، و باز برگشته عراق، بعد در انتقاد به رجوی هفت سال در بصره تبعید بوده، که روزانه بر سرش خمپاره 120 میباریده، فقط دریک مورد27 موشک رژیم به مقرشان میخورده، یکبار میلی متری از کامیون انتحاری در همان بصره جان سالم بدر برده، سپس از همان بصره وقتی هم که برای پروژه جام جهانی لیون فرانسه به آلمان اعزام شده آمده و پروژه را اجرا کرده و باز برگشته،  صدها بار بر سرش بمب و موشک ریخته شده، بمبارانهای بی سابقه تاریخ جهان را در جنگ اول خلیج تحمل کرده. در انتقاد به شکنجه و زندان مجاهدین توسط رجوی به ده سال زندان محکوم شده. در جنگ دوم خلیج ستون تحت فرماندهی اش هنگام اعزام برای فتح تهران (قبرستان فروغ2) توسط مسعودرجوی که خودش از عراق فرار کرده بود، بطور مستقیم توسط هواپیماهای دوستان مصداقی (آمریکایی ها) تا آخرین خودرو بمباران و نابود شده، وقتی آمریکا عراق را اشغال کرده در مصاحبه ای که با همه اعضای ساکن در اشرف توسط دوستان مصداقی انجام میشد، درخواست به خروج از فرقه رجوی داده وقتی قبول نشده فرار کرده. در تیف (محل استقرار جدا شدگان) در جوار قرارگاه اشرف در چادرهای دو کولره با غذا و لباس و …تامین بوده. بله چون اهل اروپا چرانی نبوده، که منتظر شود تا بیاید  اروپا، رفتن به ایران را به ماندن در اسارت میلیتاریستهای خوشنام را بجان خریده. چون اگر نگارنده اهل سختی بود حتما مبارزه در اروپا که کار هرکس نیست و بسیار سختی دارد چون هم نان میدهد هم مسکن میدهد هم حقوق میدهد هم درمانت حل است از خطر هم خبری نیست، را به رفتن بداخل کشور ترجیح داده است.

شاخص کثافت کاری در فرقه مجاهدین و بریدگی از مردم ایران

بگذار بعنوان کسی که به قول خودت حساسترین مسئولیت ها را داشته یک حقیقت با شناختی که از همه اعضای سابق و حاضر رجوی دارد و بسیاریشان را اداره کرده است و خوب همه سوابق شان را میداند یک الگو به برای شناخت کثافت کاری و بریدگی از مردم ایران در بین همه کسانیکه تنشان به تن رجوی خورده است بدهد.

این تشکیلات فرد محور است و رجوی تلاش کرده همه اعضاء را همانطور که همه آگاهند (با مغزشویی) مانند خودش بارآورد  و از آنجا که بزرگترین کثافت کار و بریده از خلق و مردم ایران خود مسعود و مریم رجوی هستند و همه آنهایی که در کنارشان جا خشک کرده اند. با دادن چپ ترین شعارهای به اصطلاح براندازی در حال وطن فروشی و مزدوری برای صدام، عربستان و نئوکانها با خواستار حمله نظامی به کشور توسط آمریکا و اعمال تحریم علیه کشور بخیال بردن سر کثافت کارها(مسعودرجوی و مریم رجوی) به تهران است.

پس رجوی = چپ زدنِ براندازی + مردم و وطن فروشی به کمک آمریکا و عربستان …
 

اما شاخص کثافت کاری و بریدگی از مردم ایران در بین جدا شدگان:

چپ تر از رجوی زدن و شعار ضد رژیم دادن + ظهور تدریجی تمایلات و مواضع وطن فروشی با حمایت از دخالت خارجی و حمله نظامی  و  تحریم علیه کشور و مردمشان. نه برای بردن مسعودرجوی به تهران بلکه برای ایز گم کردن از اینکه بریده اند.

واکنش به بی محتوایی برای جلوگیری از سقوط شخصیتی بجای سر فرود آوردن در مقابل مردم ایران و گفتن اینکه “در رفتن بدنبال جنایتکاری چون رجوی اشتباه کرده است.” خدا را شاهد میگیرم این شاخص و ترازوست. ققط باید صداقت داشت به درون مراجعه کرد خواهی دید عین حقیقت است.

جناب مصدقی اروپا با همه چیزش ارزانی خودت. یک وجب از خاک ایران را با صد تا غرب باهمه مواهبش عوض نمیکنیم. اگر میتوانستم هرگز به غرب باز نمی گشتیم. از نو جوانی در همه جایش بوده همه جورش را دیده ایم. صدها امثال تو به اصطلاح زندان اوین کشیده زیر دستمان بوده اند همه تان را میشناسیم. ریز دلایل جدایی ات راهم میدانیم.

ولی این قلم مشکلات امثال تو را نه مسائل فردی که ناشی از خیانتهای سیستماتیک خطی استراتژیک و سرکوب و استبداد تشکیلاتی مسعود رجوی میداند. با آن مرز دارد. نسبت به همه شیوه های رجوی اعلام انزجار کرده ایم، هیچگاه نیز زبان شنیع ترور سیاسی را بکار نمیگیریم. هرچند برای دفاع، وقتی قربانی اش باشیم. با مواضع افراد کار داریم، و مانند رجوی پست و حقیر نیستیم که در قبال نقد پنجه در صورت منتقد بکشیم.

دنبال آنتنی شدن و آنتنی بودن نیز نیستیم. برعکس آنرا عامل فساد سیاسیون خارج کشوری و زمینه ساز خودفروشی و میهن فروشی میدانیم. معتقدیم مبارز حق دارد یکبار اشتباه کند ولی اگر آنرا تکرار کند مردم حق دارند مورد مواخذه اش قرار دهند. انتظار نداشته باش یقه ات را بر سر مواضع ضد ایرانیت نگیریم. کاری به آنتنت نداریم. از آنتن سواری لذت ببر، آنچه مشکل توست. مشکل ما استقلال کشورمان است. مشکل ما راه اندازی منطق نقد و گردش افکار و عقاید است. افرادی امثال تو و البته این قلم بسیار ناچیزتر از آن هستیم که در معالات سیاسی یک کشور حتی به حساب آئیم. ولی شرافت مبارزاتی آموخته شده از اشتباهات گذشته حکم میکند اشتباهات و سکوت در قبال انحرافات را تکرار نکنیم. تو در مقایسه با مسعود رجوی با همه اهرمهایی که داشت با همه ترورهای فیزیکی، سیاسی، تشکیلاتی، ایدئولژیکی که انجام داد بسیار ناچیز هستی تا با همان شیوه ها بتوانی جلوی بیداری و نقد مواضع وطن فروشانه و اجنبی پرستانه را بگیری.

مواضع اتخاذ شده بین مصداقی و بهبهانی: 

بهبهانی در همراهی با مصداقی میگوید: ه فرق است بین ایران و آمریکا در اشغال عراق، در نابودی عراق، اونجا را توضیح بده. کدامش بهتره. اگر آمریکا بیاد و بره تو مملکتی کارخانه بزنه، فلان بکنه بچاپه و ببره بالاخره از بغل دهن ماهی بزرگتر می ریزه ماهی کوچیکها هم میخورن. یا یک مشت گشنه یا غربتی بیایند و نابود کنند مملکت رو چرا آنجا خوب است اینجا بد است اینها را نفهمیدم!!! مصداقی: آخه این هرچی داره از حمله آمریکا به عراق داره،بهبهانی به مصداقی در میهن تی وی

البته آزادی که هر موضعی که میخواهی داشته باشی ولی از نقد مواضعت گریزی نیست. این تعهدی است که ما با مردممان (همان خلق قهرمانی) که مسعود رجوی به آمریکا فروخته است داریم و ارتباطی هم به شخص و یا امثال تو ندارد. همانطور که وقتی کار مثبتی انجام میدهی اصولمان بما میگوید که تقویت و تشویقت کنیم و کرده ایم. همانطور که وقتی حتی خبر بمب گذاری مشکوک شو مریم رجوی شنیده شد، مستقل از درستی و غلطی اخبار رسیده آنرا طی اطلاعیه ای بشدت محکوم کردیم.  حتی کشتار تظاهرات 1398را محکوم کردیم.  اما اگر تو یا هرکس بخواهد با دشمنان کشور همدستی کند، تا به خاک کشور تجاوز شود. قطعا باید از روی جنازه امثال این قلم رد شود. همانطور که دیدی مردم ایران در مواجهه با ترور یک سرباز ایرانی توسط دوستان اجنبی شما چه واکنشی نشان دادند. محمدرضا روحانی نیز گفت که همه مردم در کنار حاکمیت برای مقابله با دوستان شما در صورت تجاوز به کشور خواهند جنگید.

مسائل داخلی کشور فقط و فقط به مردم و جوانان کشور مربوط است. نه به هیچ عامل و کشور خارجی.

لجن پراکنی رجوی صفتانه مصداقی:

“همه داستانهایش را با رژیم رفته” مصداقی

مصداقی نشان میدهد علیرغم همه الدروم قلدرمهایش علیه رجوی، اگر لنجزار پیدا کند خود شناگر خوبی است.

نباید از این رجوی صفت سوال کرد چرا این حتما “همه داستانهایش را با رژیم را رفته” را افشاء نمیکنی؟ از کمیسیون صاحب مرده مرشد فکریت مسعود رجوی در زمینه ترور سیاسی  کمک بگیر، مگر نه اینکه اگر بود حتما او تا بحال صدها بار منتشر کرده بود. همانگونه که در مورد امثال خودت بدرستی یا دروغ، اسیران خودش را بمیدان آورده تا گزارشاتی از درون زندانها و اوین و تیر خلاص زدن، انزجار نامه نوشتن و گزارش به کاپیترون و توبه نامه نوشتن، شکنجه کردن، … و یا با تکیه به اطلاعات درون رژیم توسط کمیسیون صاحب مرده اش، منتشر میکند برای نگارنده نیز ردیف میکرد. چنگ و دندان نشان دادن مصداقی در قبال یک انتقاد را میبینید؟ آنوقت چه کسی همجنس رجوی است؟

مصداقی در ادامه میگوید:

کسی که حساسترین مسئولیتها را در فرقه رجوی داشته است. بعد آمده خارج کشور، فکر کنید کسی که میتواند حساسترین مسئولیتها در فرقه رجوی را بگیرد، یعنی از جنس رجوی است. یعنی هزار کثافت کاری کرده و گرنه نمیتوانست بالا برود، محال است بروی، فرقه رجوی فرقه ای که شما نمیتوانید بسادگی توش بالا بروی. باید 100 تا امتحان بدهی تا بروی بالا. اینجوری نیست. تا از جنسش نباشی بالا نمیروی. هرکس میخواهد باشد. بدون اینکه نبیاد و یکی از ساه کاریهای خودش را بگوید. بدون ایکه یکی از کثافتکاریهای خودش را بگوید. حالا مدعی است چیه؟ مصداقی

در فرار از نقد مواضع شبه فاشیستیش میگوید:

حساسترین مسئولیتها را در فرقه رجوی داشته”

 و آنرا نشانه همجنس بودن با رجوی شمرده و با شنائت حکم صادر میکند که:

“حتما هزار کثافت کاری کرده و گرنه نمیتوانست بالا برود، محال است بروی”

خیلی دستت خالیه نه؟ که به حتما هزار کثافت کاری کرده، به انشاالله کثافت کار بوده متوسل شده ای. تا بتونی با علم کردن آن مجبور نشوی پاسخگوی نقد مواضعت باشی. اما برای روشن شدنت توضیح داده میشود.

رجوی از انسان از جمله از مردم ایران بعنوان دستمال یکبار مصرف استفاده میکند، عده ای برای خمپاره خوردن و مردن برایش، عده ای برای زندان رفتن و شکنجه شدن برایش، و سپس رفتن نزد کاپیترون و گزارش کردن برایش، عده ای برای کار به اصطلاح سیاسی در راهروهای قدرت، عده ای برای همخوابگی با او، عده ای برای بکارگیری از توان اجرایی آنها، عده ای برای فحاشی برایش، عده ای بخاطر توان تشکیلاتی آنها، عده ای برای عملیات و ترورکردن، عده ای برای چاپلوسی برایش، عده ای براش شعر گفتن برایش و تولید موسیقی برایش، عده ای برای نقش شورایی بازی کردن برایش، عده ای برای نقش خواننده ملی بازی کردن برایش، میدانی که هیچکدام از اینها هیچگاه اصالتی نداشته، تماما پوشال بوده است. بنابراین تلاشت برای اصالت بخشیدن به مسئولیتهای بسیار حساس این قلم کمک به مسعودرجوی است.

فراموش میکنی که هرکاری همه این دستمال ها کرده اند چون در خدمت رجوی بوده کثافت کاری بوده، اگر چه در راهروهای تمیز پارلمان اروپا  یا در سازمان ملل و نزد کاپیترون  هم بوده باشد.

هرچند حساسترین مسئولیتهای نگارنده در فرقه رجوی هیچکدام باعث نشد که از همان سال 1365 (محکوم شدن علی زرکش به اعدم توسط مسعود رجوی) به مخالفت برنخواسته و چند بار فرار نکند، یکباربدلیل نقد رجوی به هفت سال تبعد در بصره و سپس به دهسال زندان محکوم نشود.

جناب مصداقی همجنسی، در بکارگیری شیوه های رجوی است. نه در اسیرش بودن. بیش از دو هزار نفر از فرقه جدا شده اند. در صدر آنها اسماعیل وفایغمایی و سعید جمالی، (دوستان هم پیاله خودت)، ویا خودشیفته بحرالعلوم دیگر مثل خودت سیامک نادری که ازهمه چیز عکس و تصویر و گزارش … دارد، از همه جدا شدگان که بسیاری از جمله خودش تحت مسئولیت نگارنده بوده اند، بخواه که وقتی با شنائت رجوی دروغ پردازی و فرا فکنی میکنی که  این قلم”حتما در فرقه رجوی هزار کثافت کاری کرده است ولی نمیگوید” لطف کنند و یکی از کثافت کاریها را بنویسند و برایت بفرستند تا تو افشاء کنی شاید کمی خنک شوی، ضمنا همه بدانند. هرچند بالاترین کثافت کاری دامن گیر مجاهدین حضور در کثافت خانه فرقه رجوی بوده است. که همه خیانتها در زیر آن میگنجیده. و ما بابتش به مردم خود بدهکاریم.

اما یک کثافت کاری بالاتر هم هست که از آمریکا بخواهی کشورت را بمباران کند.  یا در هنگام کشتار مردمت بی طرف بایستی. با ببینی چیزی به تو میرسد یاخیر ولی اعلام کنی بعد با برنده تعین تکلیف میکنی!!! به قول بچه محلهایت، خودتی !! دوران رجوی گری – دجالگری سالهاست گذشته.

هرچند نگارنده انقدر صداقت دارد که خود بنویسد:

همانطور که قبلا (مانند اینجا) نیز به کرات توسط این قلم گفته و نوشته شده، به حکم وظیفه و دین ای که نسبت به مردم ایران بخاطر نقشی که اگر نه در ظهور بلکه در تداوم خیانتکارانی همچون مسعود رجوی و دارو دسته اش برگردن امثال این قلم است. دست به افشاگری میزنیم.

 

و مصمم هستیم که نگذاریم شبهه رجویهای وطن فروش دیگر در پس آی دزد آی دزد به رجوی برای میهن فروشی به آمریکا سینگنال بدهند که نه تنها مخالف ضد آمریکایی ها هستیم.  بلکه در بمباران کشورمان بی طرفیم، و خواهشا برو عراقی های پر رو را که نمیخواهند کشورشان را اشغال کنی را نابود کن. اوکی است!!!

این است فاصله گرفتن از جنس رجوی. نه فحاشی علیه او اما بکارگیری شیوه های ترور سیاسی-شخصیتی منتقدان آنهم در قبال یک نقد به موضع سیاسی خودت و بکاربردن خطوط سیاسی علیه کشور. نه اینکه فکر کنی غیر از این از تو و امثال تو انتظار میرود. با سوادهایش همین دردها را دارند. که درمقاله “ایرانیان حاکمیت و جامعه استبدادی” توضیح مفصل تاریخی اجتماعی و سیاسی آن داده شده. برو بخوان تا خود را در ته آن جامعه استبدادزده بیابی.

 مصداقی سپس به فرهنگ لمپنی روی آورده و فحاشی میکند. که یادآور عربده کشیدن لاتهای چاله میدان وقتی حیطه باجگیریشان تهدید شده بود است.

مصداقی میگوید:

 آقا من گفتم اگر من جای ترامپ بودم در مقابل خیره سریهای حشد الشعبی، حزب الله، کتائب حزب الله در عراق  قطعا میزدمشون. مردک میگه مواضع شبه فاشیستی مصداقی. مقاله می نویسه. تو فاشسیست میدونی چیه؟ تو که آمریکایی نجاتت داد. تو که مجیزگویی آمریکا بودی وقتی حمله کره به عراق. وقتی خاک عراق را شخم زدند. آنموقع خوب بود که تو را نجاتت دادند بعد جرب و عرضه اش را نداشتی در عراق بمانی. رفتی بسمت رژیم. حال آمدی اینجا برای ما شدی آزادیخواه؟ برای ما شدی ناسیونالیست. برای ما شدی ضد فاشیست. مصداقی

عزت زیاد داداش مصداقی بدون اجازه مقاله نوشتیم. جرب و عرضه هم نداشتیم بیائیم اروپا چون خیلی خطرناک بود بجاش راحت ایران را برگزیدیم!!!  اما برای خودت و نوچه ات بهبهانی لازم شد که دلایل فاشیستی بودن مواضعت در تعریف میلتاریسم روشن گردد. میلیتاریسم ریشه در افکار فاشیستی دارد. مشکل در مواضع ما نیست مشکل در این که بحرالعلوم ما معنی حرفهایش را نمیفهمد تفاوت ناسیونالیسم و میهن پرستی را تفاوت ضدیت کور با آمریکا و میلیتاریسم را نمیداند آنوقت از ما گله میکند.

داداش!!

میهن پرستی Partiotism مفهومی است ناظر به عشق و علاقه به میهن و مردم و حفاظت از استقلال سیاسی و اقتصادی کشور و دفاع از هویت قومی، ملی و فرهنگی آن ملت. میهن دوست فردی است که به سرنوشت کشور و فرهنگ خود حساس است و همه تلاشش را بکار می‌گیرد تا آنها را به بالندگی برساند.

ناسیونالیسم Nationalism اما در ذات خود متکی بر انگاره‌های برتری‌طلبی نژادی و زبانی و جز آن است و هر کدام آنان برای خود شخصیت‌ها و واقعه‌های تاریخی محبوب و مقدسی می‌تراشند تا به واسطه آنها بتواند سلطه خود را گسترش دهد. ناسیونالیسم همچنین در ذات خود نزدیکی بسیاری با نژادپرستی و فاشیسم دارد و در هنگام دستیابی به قدرت به سرعت تبدیل به مکتبی فاشیستی و خونریز در ترکیب با میلیتاریسم می‌شود. چنانکه در ترکیب با فاشیسم موجب پیدایش نازیسم گردید و نمونه‌های آن در آلمان هیتلری و ایتالیای عصر موسولینی تجربه شد و منجر به یکی از فجیع‌ترین جنایت‌های تاریخ بشری گردید. امروزه نیز در ترامپ و دار و دسته اش که مصداقی نیز دست به دامنش است مشاهده میشود.

 

ناسیونالیسم مصداقی و بهبهانی

از این قسمت به بعد واقعا پرت و پلا گویی مشمئز کننده ای که نشان از اوج ناسیونالیزم!! اوست شروع میشود که بهتر است خود گوش کنید. تا معنی ناسیولیسم مصداقی و بهبهانی خوبِ خوب درک شود.

دیروز که زدن دولت صدام حسین که در مقابل بنیادگرایی بود، دولت سکولار بود. [هرچند] دیکتاتور بود، [اما]دیو بنیادگرایی را کرده بود توی قوطی. زدن صدام حسین خوب است که تو از فرقه رجوی بتونی در بیایی؟ الان اگر آن دیوی که بیرون آمده را بزنند اشکال دارد ؟  میشود فاشیستی؟ مصداقی

جناب مصداقی همان شخم زدن عراق و سرنگونی صدام نیز جنایت علیه بشریت بوده است. هرچند باعث نجات نگارنده از اسارت رجوی شده.نباید انسان انقدر پست و حقیر باشد که بخاطر منافع فردیش جنایتی را تائید کند.

ولی اگر بد بوده و به نگارنده که خارج از اراده اش از مواهب آن استفاده کرده و بدون اینکه قدرشناسش باشم از یک لایه از دو لایه زندان (لایه زندان رجوی و سپس لایه زندان کمپ تیف آمریکاییها) فرار کرده ام، چرا شما  از همان دستگاه میلیتاریستی شخم زنی میخواهید دوباره براه بیفتد؟ و عراقیان را نابود کند. شما با کدام مجوز اجازه صدور کشتار مردمی را به آمریکای عزیز خودت میدهی؟ توفیق اجباری استفاده از شخم خوردن عراق قطعا بنفع نگارنده تمام شده، اما دلالی کردن برای تکرار آن خیانت است و دخالت در امور کشورها و همدستی با شخم زننده. درخواست تکرارش توسط شما، دلیل تائید شخم خوردن و کار شخم زننده است. انتظار نداشته باش بخاطر منافع حقیر فردی کشتار آمریکا در عراق و تکرار آنرا به درخواست تو تائیدشود.

مصداقی سپس چنین ادامه میدهد:

ببینید اینجور آدم ها هستند. این اون چهرهایی هستند که می آیند اینجا ارض خود میبرند زحمت ما میدارند. اینها آدمی نیستند، فرقه رجوی تره ای هم براشون خرد نمیکند. دو تا مقاله علیه رجوی نوشت معلوم است رجوی خطری از سوی اینها احساس نمیکند. اتقاقا اینها را نشان میدهد. برای خودش مشروعیت کسب میکند. میگوید مخالفین ما اینها هستند. یارو رفته ایران چرخیده  و چرخیده حالا برگشته و آمده یارو 9 سال رفته اونجا خوب ….میگه راست میگه دیگه اینکه رفته ایران. بعد میگه یک رژیم فاشیستی و دیکتاتوری هزاران نفر رو آنطور کشته و تو خاوران بعد یک آقا رفته برای خودش تور سیاسی بعد هم تشریف آورده خارج از کشور. مصداقی

با معذرت از خوانندگان و بدون اینکه قصد توهین داشته باشیم جهت روشن شدن مسئله باید گفت،  یک مثال بی ادبی در زبان آذری هست که میگوید

“مدفوع چون بوی خودش را نمیشنود به چمنی که رویش قرار دارد ایراد بد بویی میگیرد”.

اگر مورد سوء استفاده قرار گرفتن توسط رجوی بد است. مگر خودت با افتخار نمی گویی هزاران مقاله علیه تو و خیانتهایی که بتو نسبت میدهد و میگوید در زندان چه و چه کردی و حالا آمده ای مخالف رجوی شده ای را منتشر کرده است؟ ضمنا در همین لجن پراکنی ات علیه نگارنده مگر نمیگویی رجوی تره هم برای نگارنده خرد نمیکند.

” فرقه رجوی تره ای هم براشون خرد نمیکند.” ، مصداقی

 پس تو بیشتر مورد سوء استفاده مسعود رجوی هستی. و بیشتر در خدمت توجیه جنایاتش هستی.

از زندان اوین، نگارنده جزء تنهاکسانی نیست که  از زیر اعدامهای سال 67  زنده بیرون نیامده،  تا معلوم نباشد چه کرده است! اون ایران اون اینترنت، اون همه دوستان و اقوام و جدا شدگان و خانواده های جدا شدگان… اون هم به قول تو 9 سال جای پنهانی ندارد. چرا بوی خودت را نمیشنوی؟

همجنسی خودت را با رجوی میبینی. برای منافع حقیر خودت برای فرونشاند خشم ناشی از خودخواهی صدمه دیده در اثر یک نقد، کارکثیف رجوی  را علیه خودت و نگارنده ملاک سجنش قرار داده مشروعش میشماری. مبارک است! چه کسی همجنس رجوی است؟

و در مورد خودت اینگونه نتیجه گیری میکنی؟

“چرا امثال مرا از همه طرف بهش حمله میکنند؟ چون من مستقل هستم.،” مصداقی

عجب!!! نه علت حمله رجوی بتو همان سوء استفاده اوست از امثال تو. چون جایی ندارد که از نگارنده سوء  استفاده کند. نگارنده را هم در داخل تشکیلاتش خوب میشناسد همه خوب اطلاع دارد در 9 سال کجا بودم و چه کار کردم. ولی نگارنده علیرغم اینکه تو همچون رجوی به شیوهای ترور سیاس  توسل جسته ای آنرا رد میکنیم. و حرف و موضع مستقل خودمان را در قبال هرگونه به اصطلاح ضعف … در زندان و… داریم. (برو اینجا بخوان)

مصداقی

“آیا اینها کسی هستند که میتوانند ذره ای روی من تاثیر بگذارند؟ منو از راه باز دارند؟ حاشا و کلا!” مصداقی

قطعا روحیات رجوی گونه استبدادی و نقد ناپذیر جنابعالی بسیار روشن است. رجوی نیز در اوج خود شیفتگی “حاشا و کلا” میکند. و خود خوب میدانی و صدها صفحه در این زمینه سیاه کرده ای.

در کنار مصداقی عنصری نشسته است که از عجایب خلقت است. آقای بهبهانی

بهبهانی در همراهی با مصداقی میگوید:

 

 

 … چه فرق است بین ایران و آمریکا در اشغال عراق، در نابودی عراق، اونجا را توضیح بده. کدامش بهتره. اگر آمریکا بیاد و بره تو مملکتی کارخانه بزنه، فلان بکنه بچاپه و ببره بالاخره از بغل دهن ماهی بزرگتر می ریزه ماهی کوچیکها هم میخورن. یا یک مشت گشنه یا غربتی بیایند و نابود کنند مملکت رو چرا آنجا خوب است اینجا بد است اینها را نفهمیدم!!! مصداقی: آخه این هرچی داره از حمله آمریکا به عراق داره،بهبهانی به مصداقی در میهن تی وی
  

 

جواب کسانیکه مشکلی ندارند که آمریکا کشورشان را بگیرد و آنرا ببلعد و از باقی مانده دهان آن هرچه ماند مردمش بخورند با جوانان و مردم میهن پرست ایران است. نیازی به هیچ تشریح و گفتاری ندارد. ….

 

در ضمن اولا کی ایران عراق را با اشغال در آورده و  شخم زده؟ که ایندو را یکی قرار میدهی خود آمریکا این غلطها را نمیکند؟  آخه مگر مرشد بالای منبر مصداقی نگفت آمریکا رفته عراق را شخم زده؟ پای منبر مینشینی حداقل گوش کن و فیض ببر.  نکند عملیات طوفان صحرا را رژیم انجام داده بود و ما نمیدانستیم. و بقول مسعودرجوی که میگفت کردها را بکشید آنها پاسدارانی هستند که لباس کردی پوشیده اند. در این مورد هم ایرانیان لباس ارتش آمریکا را بتن داشتند.

اظهارات از این قبیل که:

بهبهانی:

 

چه فرق است بین ایران و آمریکا در اشغال عراق، در نابودی عراق، اونجا را توضیح بده. کدامش بهتره. اگر آمریکا بیاد و بره تو مملکتی کارخانه بزنه، فلان بکنه بچاپه و ببره بالاخره از بغل دهن ماهی بزرگتر می ریزه ماهی کوچیکها هم میخورن. یا یک مشت گشنه یا غربتی بیایند و نابود کنند مملکت رو چرا آنجا خوب است اینجا بد است   بهبهانی در گفگو با مصداقی در میهن تی وی

دلالی برای اجانب است. میلتاریسم فاشیستی یعنی همین. آهای کسانیکه هرزه گویی های بی حد و مرز چهار ساعته در منبر میهن تی وی را دنبال میکنید، هیچ احساس توهین به شعورتان از بیانات خیانت باریکه میشنوید نمیکنید؟ مردم کشورشان و عراق را به بردگی و جیره خواری و پسمانده خواری غذای آمریکا فرامیخوانند؟ فرومایه گی از حد گذشته و فراتر از نظرگاههای فاشیستهای کوکلوس کلان (چون امروزه هیچ سیاستمدار میلیتاریست آمریکایی و یا خود فروخته ترین ایرانی وابسته به دستگاههای اطلاعاتی دشمنان ایران جرات نمیکنند که چنین حرفی را اگر هم بدان معتقد باشند علنی اظهارکنند) یعنی غارت کشور بدست آمریکا، حلوا حلوا کردن پسمانده خواری مردم ایران یا عراق.

ایران در حال غارت منابع عراق است؟ مگر مردم ایران شعار نمیدهند که نیازی به هزینه کردن در عراق نیست. یعنی ایران در عراق هزینه میکند نه غارت. چرا برای دلالی کردن و لاپوشانی غارت عراق توسط میلیتاریسم آمریکایی آنرا اینگونه واژگونه جلوه میدهید؟

هرچند اگر ایران هم عراق را غارت میکرد قطعا اشتباه بود. انوقت از نگارنده انتظار دارد غارت آمریکا درعراق را نادیده گرفته و نقد نکند. حاشا و کلا!!!

مصداقی در ادامه دروغگویی رجوی صفتانه میگوید:

مگر نه اینکه داشت در فرقه رجوی خدمت میکرد. مجیزگوی اون بود که اونجا. توی اون کمپ تیف که بودند به نیروهای آمریکایی میگفتند نیروهای آزادیبخش. چون اینها را آزادشون کرده بودند. اینها که پاس نداشتند رفتند سمت رژیم، بجای اینکه آنجا را تحمل کنند و بیایند خارج کشور. مصداقی

مصداقی میداند که نگارنده بعد از محکومیت به دهسال زندان توسط رجوی از فرصت محاصره اشرف توسط آمریکا برای فرار استفاده کرده است.  ولی مصداقی آزادیبخش بودن میلیتاریسم را به نگارنده نسبت میدهد و به ناشکری در قبال میلیتاریسم آمریکا در نجات از دست زندان رجوی متهم میکند. و میخواهد با قدر دانی از آن به حکم مصداقی برای نابودی مردم عراق توسط آمریکا صحه گذارده شود. و منافع حقیر فردی را به نابودی کشوری ارجح بشمارد. “حاشا و کلا”

حاشا و کلا”را اینجاست که بکار میبرند نه در خیره سری و ادامه در مواضع غلط و دلالی برای میلتاریسم آمریکا آنهم علیه کشورت.

در اینگونه موارد، جواب ما به مصداقی ها و بهبهانی ها جواب کسی نیست جز جواب ستارخان به کنسول روس که میخواست مردم ایران پس مانده غذای روسها را بخورند اما ستارخان را به والی گری آذربایجان بگمارند.

جناب کنسول! من می‌خواهم هفت دولت زیر سایه بیرق ایران باشد شما می‌خواهید من زیر بیرق روس بروم؟ هرگز چنین کاری نخواهد شد! ستار خان خطاب به گنسول روس در هنگام محاصره تبریز

خجالت بکشید. برای پس مانده خوار کردن ایرانیان باید اول از روی جنازه امثال این قلم و محمدرضا روحانی ها و محمد نوری زاده ها که در داخل هم هستند و حتی همان اردشیر زاهدی و البته میلیونها ایرانی باشرف رد شوید.

حق کردن سنگها

اجازه بدهید به مصداق های وطن فروش و اجنبی پرست یکبار برای همیشه گفته شود:

نگارنده اگر بزرگترین اشتباه و خیانتش به مردم ایران را نه بدلیل قدرت پرستی، و مقاصد ژورنالیستی پست و حقیر، بلکه بدلیل خامی جوانی و بی دانشی و هیجانات و شور دوران انقلاب 22بهمن از فاصله 6000 کیلومتری (بدلیل تحصیل در انگلستان و عدم حضور در میان مردم ایران از سال 1353 تا 1384) در جستجوی استقلال و خوشبختی و رفاه و آزادی و پیشرفت در شان ایرانی و در یک کلام “آرمانخواهی بدون دانش کافی“، برای کشورش، فریب  شعارهای دروغین  مسعودرجوی و تبلیغات رسانه های غربی حامی او خورده باشد.

در عوض بالاترین افتخارش رفتن به ایران درپی شناخت مسیر اشتباه رفته شده، بعد از کسب تجربه و دانش اما به بهای سنگین عمر، جوانی، و هزاران بار ریسک مرگ و با ترکشهایی در بدن، و بعد از شناخت جنایتکاری چون رجوی و افکار داعشی او و حامیانش بوده است. و البته نیامدن مستقیم به خارج (صرفا برای راحت زندگی و خود چرانی در غرب) و تبدیل شدن به تفاله های وطن فروشی مانند کسانیکه که بخواهند مردم کشورشان پس مانده غذای آمریکا و اجانب را  بخورند. و یا بخواهد که برای خواسته های حقیرفردی و در دلالی برای اجانب، کشورش مورد بمباران قرار بگیرد میداند.

  افتخار به ایران رفتنی که در آن کسب درک محضر مردم شریف ایران در حد خود، اینبار با نگاهی نه خام و بی دانش بلکه با تجربه عمیق سی ساله، و البته با تاثیر پذیری از خواسته های استقلال پرستانه مردم ایران بوده است. و تنها رسالتی که برای خود قائل است، کار روشنگری جهت جلوگیری ازتکرار افتاد جوانان ایران در دام شیادان، و دلالان سیاسی ایران فروش است. و نه چیز دیگر. مبارزه و تغییرات حکومت در ایران برعهده جوانان و مردم حاضر در داخل کشور است تا آنچه میخواهند برای کشور بخواهند و بدست بیآوردند و سرنوشت خود را خود رقم بزنند که امروزه در هرکوچه و برزن شاهدیم که در داخل جریان دارد. اگر کاری از دست امثال این قلم بر آید، در حد توان ناچیز، مراقبیم که کسی از پشت به آنها خنجر نزد. و پس مانده خوار دیگر کشورهایش نکند.  

در مورد داخل بودن اما، این گوی و این میدان و آن 80 میلیون ایرانی داخل کشور و دهها میلیون ایرانی خارج کشور اگر خطایی در ایران علیه عالیترین منافع مردم ایران از نگارنده سرزده است برای مصداقهای وطن فروشی ارسال کنند تا شاید بتوانند برای جاده صافکنی جیره خوار آمریکا کردن مردمش مورد بهره برداری قرار دهد.

براستی از مصداقی باید سوال کرد تو که در قبال یک انتقاد به یکی از مواضعت همچون رجوی عنان از دست داده و به چنین منجلابی سقوط میکنی، چرا در قبال دُرافشارنی ها و شکر خوردنهای بهبهانی که در ادامه بیشتر میآید نه تنها هیچ واکنشی نداری که تائید هم میکنی؟ ناسیونالیت!! چرا بتدریج مواضع ات در حال نزدیک شدن به مواضع وطن فروشانه رجوی در آویختن به نئوکانها برای مداخله در ایران و عراق است؟

در ادامه، دُرافشانی های این زوج کوتوله فکری را خود از زبانشان بشنوید و قضاوت کنید.

بهبهانی:

الان ایران در عراق چه نقشی را دارد بازی میکند. عراق 4 ماهه دولت ندارد. بهبهانی

جواب مصداقی:

بخاطر این نظام نکبت است. اینهمه بدبختی که در عراق است. اگر در عراق ثبات و امنیت نباشد یعنی در ایران هم نمیتواند باشد. ما همه بهم پیوسته ایم. ما نمی توانیم رشد بکنیم. درجائیکه عراق درش نا بسامانی و بد بختی باشد. همه این منطقه سرنوشت مشترکی دارد. مصداقی

پشتک وارو در ده دقیقه اینهمه متناقض و ضد نقیض حرف زدن را والله ما از آخوند دو ریالی محل هم نشنیده بودیم. مگر دو دقیقه قبل نگفت:

آمریکا رفته عراق را شخم زده، دولت با ثبات صدام که سکولار بوده و بنیادگرایی را کرده بود توی قوطی را سرنگون کرده. ثبات منطقه را از بین برده چون ثبات عراق ثبات ایران راهم بهم میریزد جلوی رشد را میگیرد. بدلیل درد مشترک. مصداقی

مگر نمیگویی این بی ثباتی روی ثبات ایران هم مستقیم اثر دارد، پس چرا اولا آنرا مانند دشمنان کشور به گردن ایران می اندازی؟

در ثانی چرا دوباره دست بدامن آمریکا عامل بدبختی و عدم ثبات عراق و منطقه که روی بی ثباتی ایران هم مستقیم اثر دارد شده ای؟ و میخواهی به کشتار عراقیان بپردازد؟ چرا به نقد ما به این خواسته ننگین خودت، که حالا دیگر باید گفت “فاشیستی” است، چنگ و دندان نشان میدهی؟ وقتی خودت به شخم خوردن عراق و بی ثباتی را تاکید داری آنهم توسط آمریکا که به ایران نیز بی ثباتی داده است، پس هر حاکمیتی در  ایران بود حق دارد نگران نا امنی در عراق باشد .

مصداقی همچون مسعود رجوی در راستای نئوکانها و عربستان و اسرائیل وانمود میکند داعش نتیجه عمل ایران است.

جنگهای نیابتی یکی از دلایل بوجود آمدن داعش در عراق، رژیم است. داعش در مقابل زیاده خواهی های شیعه و رژیم برای یکسره کردن عراق بوجود آمده. مصداقی

در این سناریوی دلالی، انوقت ناجی کیست؟ آمریکا!  که ایرانیان باید پس مانده غذایش را بخورند و خدا را شکر کنند. داعشی که خود وزیر خارجه آمریکا خانم هیلاری کلینتون رسما گفت که خودمان درستش کردیم. رئیس جمهور آرژانتین نیز در مجمع عمومی سازمان ملل طی سخنرانی طولانی عینا همین حقیقت را به تفصیل بیان کرد. همه انسانهای با شرف و محققین و خبرنگاران مستقل … این حقیقت را عنوان کرده اند. چرا زیاده خواهی ایران و شیعه در عراق را بهانه میکنی؟ مگر خواست ثبات عراق که ثبات ایران هم هست که آمریکا بهم زده خواست نا مشروعی است؟ چرا دروغها و یاوه های اسرائیل و عربستان و … تکرار میکنی؟

نگاه کنید به کتاب بازی شیطانی رابرت دایفوس خبرنگار و برنده جایزه کتاب سال 2003 در مورد نقش آمریکا و  انگلیس و سیاستهای کثیفی که از درون آن داعش بوجود آومد.[P]

فیلم اکشن زندگی ژنرال مک مستر و مظلومیت میلیتاریستهای جهان و نتایج اخلاقی میهن پرستانه

 

بهبهانی با سوز دل از ماجرایی که در یک فیلم دیده حکایت میکند: 

فیلمی هست از زندگی یک ژنرال مک مستر. سرباز سیاهی هست که میگوید:  چرا ما اینجا هستیم؟ ما که داریم براشون [بعد از شخم زدن عراق] آب درست میکنیم. آمده ما را با تیر میزنند. خب ولشون کنیم آب نمیخواهند اینها. ژنرال:  میگوید نه باید براشون آب بیاوریم. خوب اینها خرابکاری میکنند برای اینکه ما را ضایع کنند. سرباز:  آخه من رفتم موتور آب رو درست کنم براشون لوله بکشم اینها ما را با تیر می زنند. ما که نیامدیم برای کار دیگری بکنیم!! بهبهانی

اگر تابحال با خانواده های یک نژآد پرست آمریکایی پای تلویزیون فیلمهای رامبو نشسته باشید. پسر 7ساله خانواده عینا همین تاثیر را از فیلمهای هالیودی با سرمایه گذاری سیستم میلیتاریستی آمریکا میپذیرد. استدلال بهبهانی در توجیه شخم خوردن عراق متکی به فیلمی است در مورد ژنرال مک مستر نازنین و یک سرباز آنهم نوع سیاه پوستش که اگر بسمتش تیر زدند چون سفید پوست نیست، ترحم بیشتری برای میلیتاریستهای نژاد پرست جلب میکند، که بیچاره آمریکایی ها در حال کباب شدن برای مردم عراق هستند. آنوقت این کفار مانند شمر که بسمت حضر عباس تیر میاندازند بسمت یک سرباز آمریکایی (نه میلیتریستهایی چون نتانیاهو، جولیانی و مک کین و بولتن و پمپئو!!!) خادم، آنهم از نوع سیاه پوستش تیر می اندازند. (گریه و شیون و بر سر و سینه زدن حضار پای منبر میهن تی وی برای طفلان مسلم ببخشید برای میلیتاریسم آمریکا و ژنرال مک مستر. و لعن و نفرین به تیر اندازدها). اما تیر اندازها کیند؟حالا بهبهانی تیر انداز را نیز معرفی میکند.

بهبهانی:

اون کیه که [تیر] می زنه؟ ایرانی که داره می زنه؟ بهبهانی

مصداقی:

بله! مصداقی در گفتگو با میهن تی وی

گریه و شیون بیشتر حضار در جلسه و بالا گرفتن شعار مرگ بر تیر اندازان به گلوی یاران امام حسین!!!

این یعنی همان دلالی کردن برای میلیتاریسم یعنی حالا دیگر باید قاطعانه گفت مواضع فاشیستی و نه حتی شبه فاشیستی.

سوال بهبهانی:

ما نفهمیدیم اگر بده خو همه اش بداست. نمی شه که یک ورش خوب باشد یک ورش بد باشد. بهبهانی

جواب مصداقی

بله دقیقا:مصداقی

بهبهانی:

اگر مقابله با نیروی خارجی عرق ملی است خوب با ایران هم باین همین کار را کرد همین مناسبات را داشته باشیم. نمی توانی که یکطرفش خوب یکطرفش بد باشد. بهبهانی

به این زوج خوشبخت بحرالعلوم و اقیانوس استدلال باید گفت، عرق ملی احساسی است مربوط به واکنش مردم مثلا عراق نسبت به تجاوزی خارجی به کشورشان. اگر آنها با نیروی خارجی هرکس که باشد مقابله کردند حقشان است. ولی تو کی هستی که از آمریکا، بخواهی نیروهای عراقی را که خواستار خروج متجاوز آمریکایی هستند را نابود کنند. شیر فهم شد؟

مصداقی:

پمپئو قصد دارد مسئله [پرتاب ماهواره] را به شورای امنیت ببره. پمپئو متخصص اینکاره، فارغ التحصیل حقوق بین الملل است از هاروارد. بسیار بسیار آدم متخصصی است در این زمینه ها. مصداقی و تمجیدش از پمپئو

سینه چاک کردن و آب از لب و لوچه مصداقی راه افتادن مشمئز کننده اندر تعریف و تمجید ازعلم و دانش یک میلیتاریست بخاطر مدارک هاروادش و تبلیغ برای محاسن او را مشاهده میکنید.

بهبهانی:

اینکه ترکی الفیصل میگوید داعش و القائده را ما درست نکردیم معلوم است که دارد دروغ میگوید خوب اینها درست کردند. بعد از ماجرای  مکه. بهبهانی

مصداقی :

اگر با کسی مخالفی نقد کنید ولی تحریف نکنید. حرف یکنفر را برگرادانید، قالطاق بازی در نیاورید. شما مخالفی از راه شرافتمندانه نباید به هر وسیله ای استفاده کنی! مصداقی خطاب به نگارنده

معنی شرافتمندی را نیز فهمیدیم. که باید از فیلم زندگی مک مستر یاد بگیریم!! و از هر وسیله ای استفاده نکنیم. به کسی تیر نزنیم که آب برایمان میخواهد درست کند.

در کجای لجن پراکنی مصداقی اشاره ای به محتوای تحریفی که مدعی است صورت گرفته است شده بود؟

 

داود باقروند ارشد

10 ماه می 2020

21اردیبهشت 1399

پانوشتها:

[A]. اُتِلو یا اُتِللو Othello  یا تراژدی اُتِلو مغربی ونیز عنوان نمایش‌نامه‌ای عاشقانه و تراژیک اثر ویلیام شکسپیر است که در حدود سال‌های ۱۶۰۳–۱۶۰۴ میلادی نوشته شده‌است. این نمایش‌نامه بر اساس داستانی به نام کاپیتان مغربی (۱۵۶۵ م)، نوشتهٔ سینسیو، نویسندهٔ ایتالیایی، نگاشته شده‌است. در این نمایش‌نامه شکسپیر به مضمون خیانت در عشق می‌پردازد.در این تراژدی، اُتِلو(نام دیگرش «مغربی» است)، شخصیت اصلی مرد داستان که فرماندهی مغربی در ارتش ونیز است، به‌تحریک یکی از زیردستانش به نام «ایاگو»، به وفاداریِ همسر خود «دِزدِمونا» شک می‌کند و بی آنکه مسئله را با زن در میان بگذارد، بی‌رحمانه او را می‌کُشد. اما بعد از قتل به بی‌گناهی همسر وفادارش پی می‌بَرَد که بسیار دیر است؛ در نتیجه دست به خودکشی می‌زند

[B] ما اگر از کار شرافتمندانه ایکه بدلیل دین و وظیفه میهن پرستانه خود نسبت به ایران و مردم ایران فقط و فقط یک از هزار تجاربمان از این فرقه مافیایی و ضد ایرانی را بدون کمترین کم و کاستی به اطلاع مردم ایران و جهان میرسانیم. این احساس دین  بدلیل شراکت در جرایمی است که مسعودرجوی علیه ایران و ایرانی مرتکب شده. https://www.nototerrorism-cults.com/?p=20481

 افراد همچون مهدی تقوایی بزرگترین ایرادشان این بود که جهان فکریشان دچار یک فیکسیم صلب  و سخت بود که در کار سازمانی و بیگانه با حقوق بشر و آزادی فکر و اندیشه تبلور می یافت و به همین اعتبار علیرغم اینکه مهدی مخالف جدی مسعودرجوی و کودتای او بود اینرا در درون تشکیلات و بعد ها علنی نکردند. تا ما جوانترها یاد بگیریم که یک انقلابی قبل از همه و بیش از همه باید معترض باشد تا دیکتاتور پذیر. https://www.nototerrorism-cults.com/?p=20286

آیا نباید قبول کرد (جدای از مسئولیتهای فردی هرمجاهد، و شرایط مطلق خفقان و بی خبری چهل ساله درون فرقه ای و اینکه در خدمت صدام و عربستان و آمریکا بکارگرفته شده اند) تا آنجا که به نیروهای مجاهد برمیگردد، عمری را برای آزادی به مبارزه گذرانده اند؟https://www.nototerrorism-cults.com/?p=19972

باید برای خروج از کوری فکری رجوی ساز، از تاریکی و جهل رجوی ساخته، توهمات چپ نمایانه و خود شیفتگیهای بیمارگونه ای همچون “مبارز آزادی”، “گل سر سبد مبارزین”، “لم یرتابو”، “مقاوم”، “زندانی شکنجه شده” … و جهت روبرو شدن با واقعیات، یعنی نگاه مردم ایران به مسعودرجوی و همه شریک جرمهایش(اعضای مجاهدین) با همه القاب رجوی ساخته، فاصله گرفت. https://www.nototerrorism-cults.com/?p=20085

[C] ماهواره ای که پرتابش صفوف دوست و دشمن را روشنتر کرد، نقدی بر مواضع ایرج مصداقی

 جنایات تکاندهنده جدیدی از مسعودرجوی علیه نزدیکانش ” مادر عالمه” و تلاش برای سرپوش گذاشتن بر همخوابگی رجوی با زنان      ….ایرج مصداقی: “اگر بین ایران و آمریکا جنگ شود من در کنارهیچکدام نمی ایستم”.مال یا چیزی را که خداوند آن مرده باشد و تذکرِایرج مصداقیچرا سیستم ناتوان از حل مسئله فساد سیستماتیک است؟ − نمونه ولی فقیه و نماینده‌اش در گیلان  ایرج مصداقیچرا مسعود رجوی شهادت دادن مجاهدین در دادگاه سوئد علیه حمید نوری را ممنوع کرده است؟نامه‌ی شریرانه‌ی نماینده‌ی مریم رجوی به «کانون دوستداران فرهنگ ایران» در واشنگتن

[D] دستور نخست‌وزیر

نوری مالکی نخست‌وزیر وقت عراق که فرماندهی نیروهای مسلح را نیز بر عهده داشت، طی حکمی فرمان تشکیل بسیج مردمی عراق برای رویارویی با تهدید داعش و جلوگیری از حمله به بغداد را صادر کرد. پس از این فرمان، نیروهای مردمی، بویژه با حضور کسانی که تجربه نظامی داشتند، شکل گرفت و به میدان جنگ با داعش روانه شد.

فتوای آیت‌الله سیستانی

سه ماه پس از شروع فعالیت حشد شعبی، آیت الله سیستانی مرجع شیعه در نجف به وجوب کفایی جهاد، فتوا داد و از همه کسانی که توانایی جنگیدن داشتند، دعوت کرد، در کنار نیروهای ارتش به مقابله با داعش بپردازند. این فتوا نقش بسزایی در ترغیب مردم به پیوستن به حشد شعبی داشت و به آن، مشروعیت بخشید.

مشروعیت قانونی

در سال ۲۰۱۵ هیئت‌ وزیران عراق تصویب کرد که سازمان حشد شعبی، سازمانی رسمی و مرتبط با نخست‌وزیر است. در پی این مصوبه این نیرو

به‌صورت رسمی، بخشی از ساختار نیروهای مسلح عراق محسوب و وابسته به فرمانده کل نیروهای مسلح شد.

[E] گفته خود ایرج مصداقی در همین میهن تی وی که در متن مقاله فوق آمده است.

[F] نوری مالکی نخست‌وزیر وقت عراق که فرماندهی نیروهای مسلح را نیز بر عهده داشت، طی حکمی فرمان تشکیل بسیج مردمی عراق برای رویارویی با تهدید داعش و جلوگیری از حمله به بغداد را صادر کرد. پس از این فرمان، نیروهای مردمی، بویژه با حضور کسانی که تجربه نظامی داشتند، شکل گرفت و به میدان جنگ با داعش روانه شد.

فتوای آیت‌الله سیستانی

سه ماه پس از شروع فعالیت حشد شعبی، آیت الله سیستانی مرجع شیعه در نجف به وجوب کفایی جهاد، فتوا داد و از همه کسانی که توانایی جنگیدن داشتند، دعوت کرد، در کنار نیروهای ارتش به مقابله با داعش بپردازند. این فتوا نقش بسزایی در ترغیب مردم به پیوستن به حشد شعبی داشت و به آن، مشروعیت بخشید.مشروعیت قانونی. در سال ۲۰۱۵ هیئت‌ وزیران عراق تصویب کرد که سازمان حشد شعبی، سازمانی رسمی و مرتبط با نخست‌وزیر است. در پی این مصوبه این نیرو به‌صورت رسمی، بخشی از ساختار نیروهای مسلح عراق محسوب و وابسته به فرمانده کل نیروهای مسلح شد.

[G] کسروی احمد، تاریخ مشروطه ایران، چاپ چهارم 1397، انتشارات هرمس صص 866-867، پشتیبانی علمای نجف. [فتوای مراجع تقلید نجف “همراهی با مخالفین مشروطه و اطاعات حکمشان درتعرض به مجلس خواهان به منزله اطاعت یزید بن معاویه است” را در مخالفت با به توپ بستن مجلس و در محاصر و گرسنگی دادن به تبریزستارخان هم گفتند “رفتن به سر تبریز به منزله جنگ با امام زمان  و بستن راه خوارو بار برای ان شهر در حکم بستن آب فرات به روی اصحاب سیدالشهدا” میباشد.,ستارخان نیز همواره میگفت”من حکم علمای نجف را اجرا میکنم”]

[H] https://www.dw.com/fa-ir/opinion/a-47490812 دیدار فرح پهلوی با آیت الله خویی.  هدف از سفر فرح پهلوی به نجف، جلب حمایت خویی از پادشاه ایران و صدور بیانیه‌ای در این زمینه بود، ولی او از دادن هر بیانیه علنی که بتواند در بسیج مردم برای پشتیبانی از شاه مورد استفاده قرار گیرد خودداری کرد.

[I] چه فرقه است بین ایران و آمریکا در اشغال عراق، در نابودی عراق، اونجا را توضیح بده. کدامش بهتره. اگر آمریکا بیاد و بره تو مملکتی کارخانه بزنه، فلان بکنه بچاپه و ببره بالاخره از بغل دهن ماهی بزرگتر می ریزه ماهی کوچیکها هم میخورن. یا یک مشت گشنه یا غربتی بیایند و نابود کنند مملکت رو چرا آنجا خوب است اینجا بد است اینها را نفهمیدم!!! مصداقی: آخه این هرچی داره از حمله آمریکا به عراق داره،

[J] مقاله “گروگانگیری سفارت آمریکا مبارزه ضد امپریالیستی یا زهر ماندگار مسعودرجوی و چپ بر تن و جان ایران زمین” از این قلم در نقد ضدیت کور با آمریکا و ابعاد فاجعه آمیز صدمات آن به ایران روشنگر است. ضمنا دلیل نهایی خروج و فرار نگارنده از فرقه رجوی حمایت رجوی از تروریسم القائده در 11 سپتامبر بوده است. چندین بار در نوشته های نگارنده آمده از جمله در مقاله قسمت پنجم : تروریسم مسعود رجوی در عراق و تبعات جهانی آن، در زیر تیتر “رجوی و حمله تروریستی 11 سپتامبر” آمده است که همان در صحنه جشن مسعودرجوی نگارنده اعتراضش را به عباس داوری اعلام میکند.

[K] Adams John 1932 History of United States of America Vol. IV P81-82. Albert J. Beveridge March of the Flag. Address to an Indiana Republican Meeting, Indianapolis, Indiana

[L] نگارنده که توسط رجوی به ده سال زندان محکوم شده بود و با اشغال عراق و به اسارت در آمدن همه فرقه از جمله نگارنده، خود را همانند بیش از هزار اسیر دیگر در فرقه رجوی، (برای نجات از زندان رجوی) به نیروی اشغالگری که یک کشور را اشغال میکند،که طبق کنوانسیون 4 ژنو مسئول جان تمامی شهروندانی است که در اسارتش هستند، معرفی مینماید. تبدیل اسارت دو لایه به یک لایه و رفتن به تیف زندان موقت خارج از حیطه رجوی اما چسبیده به اشرف. قدر شناس این آزادی از بند رجوی بقیمت شخم خوردن عراق نیستم!!! یعنی نابودی  کشوری را چون باعث نجات فرد از اسارت رجوی شده را تائید کند!!!

[M] کسروی احمد، تاریخ مشروطه ایران، چاپ چهارم 1397، انتشارات هرمس صص 866-867، پشتیبانی علمای نجف. [فتوای مراجع تقلید نجف “همراهی با مخالفین مشروطه و اطاعات حکمشان درتعرض به مجلس خواهان به منزله اطاعت یزید بن معاویه است” را در مخالفت با به توپ بستن مجلس و در محاصر و گرسنگی دادن به تبریزستارخان هم گفتند “رفتن به سر تبریز به منزله جنگ با امام زمان  و بستن راه خوارو بار برای ان شهر در حکم بستن آب فرات به روی اصحاب سیدالشهدا” میباشد.,ستارخان نیز همواره میگفت”من حکم علمای نجف را اجرا میکنم”]

[N] همانجا

[O] https://www.dw.com/fa-ir/opinion/a-47490812 دیدار فرح پهلوی با آیت الله خویی.  هدف از سفر فرح پهلوی به نجف، جلب حمایت خویی از پادشاه ایران و صدور بیانیه‌ای در این زمینه بود، ولی او از دادن هر بیانیه علنی که بتواند در بسیج مردم برای پشتیبانی از شاه مورد استفاده قرار گیرد خودداری کرد.

[P] کتاب بازی شیطانئ انگلیس و امریکا که از درون آن داعش پدید آمد :

رابرت درایفوس “Robert Dreyfuss” نویسنده كتاب “ بازی شیطانی” سالها به عنوان خبرنگار دست اندركار پژوهش و نوشتن مقالات تفصیلی درباره رویداد های سیاسی، اقتصادی و مسائل مربوط به امنیت ملی آمریكا بود و در این کتاب به سیاست کثیفی اشاره میکند که از درون آن داعش پدید آمد که انگلیسی و امریکائی ها از سالها پیش آنرا طراحی کرده بودند و آنچه می خوانید خلاصه ایست از نظراتی که دریفوس پیرامون انگیزه نوشتن کتاب “ بازی شیطانی” مطرح کرد و در مطبوعات امریکا منتشر و سپس توسط راه توده ترجمه و انتشار یافت .

مقالات دریفوس درباره نقش نفت در حمله آمریكا به عراق برنده جایزه در سال 2003 شد و هدف نویسنده در سالهای بعد از 11 سپتامبر 2001، تحقیق و بررسی و نوشتن مقالات پرشماری درباره حمله آمریكا به عراق و افشای اشخاصی چون احمد چلبی و نهادهای پنهانی ، اداره طرحهای ویژه پنتاگون و برنامه محافظه كاران نو برای خاورمیانه، جاسوسی های اقتصادی سازمان سیا، قرار داد های صدها میلیارد دلاری پنتاگون با كارخانه های اسلحه سازی بوده و نویسنده ، انگیزۀ خود در نوشتن كتاب بازی شیطانی را چنین خلاصه میكند:

من در این كتاب قصد داشتم به بخشی از این سئوال پاسخ دهم كه چرا دولت آمریكا و بسیاری از متحدینش بیش از 50 سال جناح راست اسلامی را به عنوان شركای مطلوب در جنگ سرد برای خود انتخاب كردند. برخورد من در این كتاب به صورت یك مورخ نیست، بلكه به عنوان یك خبرنگار است. بخش وسیعی از كتاب بر پایه مصاحبه های طولانی با شمار زیادی از ماموران با سابقه وزارت خارجه، سازمان سیا، پنتاگون و رهبران بخش خصوصی است كه در بسیاری از رویدادهای نیم قرن اخیر شركت فعال داشته اند . . . تقریبا همۀ افرادی كه با آنها مصاحبه كرده ام مطالبشان علنی و مستند و همۀ وقایع مندرج در كتاب همراه با ذكر منابع موثق است.

در این كتاب نشان داده میشود كه از چند دهه قبل از یازده سپتامبر، متعصب و كار كشته ترین فعالان سازمان های اصول گرای اسلامی بویژه جناح افراطی آن اكثرأ به دو دلیل به عنوان متحدین دولت های انگلیس و آمریكا مورد استقبال قرار میگرفتند: اول آنكه ضد كمونیست هایی سرسخت و بیرحم بودند. دوم آنكه مخالف ملی گرایان غیرمذهبی ، سكولار مانند جمال عبدالناصر در مصر و دكتر مصدق در ایران بودند .در سالهای دهۀ 1950، ایالات متحده فرصت آن را داشت كه با ملی گرایان كنار بیآید و بسیاری از سیاستمداران آمریكا هم در واقع چنین پیشنهاد میكردند، اما سرانجام ملی گرایان جهان سوم برای شركت در مبارزه علیه شوروی به عنوان افراد و نیروهای غیرقابل اعتماد كنار گذاشته شدند و در عوض به سالهای پایانی دهۀ 1950 كه میرسیم ایالات متحده به جای آنكه دست اتحاد به سوی نیروهای ترقی خواه غیرمذهبی در خاورمیانه و كشورهای عربی دراز كند متحد نیروهای ارتجاعی اسلام گرای عربستان گردید و در نتیجه دولت آمریكا به جای دوستی با جمال عبدالناصر عهد اتحاد با خاندان سعودی بست.

مسئله دوم كه در كتاب آشكار میشود‌ این است كه در ده، 1950، در اوج جنگ سرد و مبارزه بر سر كنترل خاورمیانه، ایالات متحده از رشد سریع دست راستی های اسلامی در این منطقه از مصر گرفته تا افغانستان پشتیبانی كرد. در مصر، انورسادات به اخوان المسلمین دوباره اجازه فعالیت آزادانه داد. ایالات متحده، اسرائیل و اردن از جنگ اخوان المسلمین علیه دولت سوریه حمایت كردند. افزون بر آن برای نخستین بار، كتاب این واقعیت را افشا میكند كه دولت اسرائیل به احمد یاسین و اخوان المسلمین در كرانه غربی و نوار غزه كمك كرد تا گروه حماس را به وجود آورد. آمریكا از جهادگران اسلامی در افغانستان حمایت كرد. این نوع پشتیبانی از مدتها پیش از دخالت شوروی در افغانستان در سال 1979 آغاز شده بود و ریشه های آن برمیگردد به فعالیتهای مخفیانه سازمان سیا از دهه های 1960 و 1970 در افغانستان. رشد اسلام گرایان دست راستی در افغانستان منجر به جنگ داخلی در آن كشور و در سالهای دهۀ 1980 و روی كار آمدن طالبان و آغاز فعالیت اسامه بن لادن برای به وجود آوردن القاعده شد. آیا دست راستی های اسلامی بدون پشتیبانی دولت آمریكا میتوانستند وجود داشته باشند؟ .

References   [ + ]

1. مسلح کردنِ دمکراسی یا  مسلح شدنِ به دمکراسی-داود باقروند ارشد نقدی بر منولوگهای دیجنتال که منابر سنتی را کپی برداری میکنند و اثرات مخرب آن بر جامعه فکری کشور و خارج را در لیینک https://www.nototerrorism-cults.com/?p=19026

2 Responses to  ایرج مصداقی و دستبرد به زرادخانه مسعودرجوی جهت ترور سیاسی و شخصیتی، پاسخی به یاوه ای

  1. admin says:

    جناب آریایی عزیز، کمال تشکر را از اینکه زحمت کشیدید و مطلب بلند و بسیار شاید خسته کننده این قلم را خواندید و ایراداتی که بنظرتان رسید را گوشزد کردید، دارم. بسیاری از ایرادات شما کاملا درست است. آنجا که نباید به تضاد بین جدا شدگان با همه تنوع طبیعی دیدگاهی آنها دامن زد. نگارند هیچگاه ضمن حساس بودن نسبت به این امر شروع کننده نبوده. و تا مسئله از حد نگذشته باشد و بطور مشخص الف: درتضاد آشکار با منافع مردم ایران نباشد ب: و در همین راستا آشکارا در جهت تقویت مافیای رجوی نباشد. ج: وقتی که از این عناصر توسط بوقهای استعماری علیه مردم ایران استفاده نشود. نگارنده طبق توصیه درست خودتان آنرا نادیده گرفته است. ضمن اینکه اگر در مسیر درست حرکت کرده باشند همه را تقویت و حتی نظرات کج و معوجشان را منتعکس نیز کرده است. قطعا ایراد دیگر شما که افراد جدا شده، در مخرب بودن به گرد فرقه رجوی نمیرسد نیز درست است. و نباید فرقه مخرب از کانون توجه همه میهن پرستان خارج شود. که بدان توجه بیشتری خواهد شد. نگارنده هیچگاه بدنبال مواضع افراد و تصحیح آن نیست الا در موارد الف: ب: و ج: بطور خاص که همه حق دارند نظر خود را داشته باشند. چون امروزه میلیونها نظر غلط و درست در رسانه های اجتماعی هست که سر به آسمان میزند. اما در مورد ایراد به نگارش این قلم: مشکل اصلی این است که کاری که لازم است بشود نیازمند یک نویسنده خبره است که نگارنده نویسنده که هیچ چه برسد به خبره باشد. ولی کلام شما صد در صد درست است. بسیار بسیار ممنون میشوم اگر کسی راهی برای کوتاه نویسی و موجز نگاری پیشنهاد کند و یا یک مقاله یا این مقاله را موجز و کوتاه شده اش را برای سرمشق قرار دادن برای این قلم بفرستد و… هرچند همین ایرادات و نگات شما مد نظر خواهد بود تا از اتلاف وقت گرانبهای خوانندگان اجتناب کرده بهتر منظور خود را برسانیم.

  2. admin says:

    کابری بنام آریایی در فیس بوک پای این نوشته کامنتی و ایرادی را گذاشه است که به محل کامنت مستقیم برای این مقاله منتقل میشود تا پیام ایشان بهتر منتقل شود. ……….متن کامنت آریایی چنین است. آقای داوود ارشد معلوم است که خیلی پر انرژی هستید و مقاله هایتان چند صفحه را با هم پوشش می دهد. اما چند نکته به نظرم رسید که عرض می کنم تا شاید مقداری تامل فرمایید:
    ۱.هر کسی ممکن است بدلیل کم حافظگی، اشتباه گرفتن، فراموشی و … اشتباه بکند، تحلیل و یا رد غلط بدهد یا در مصاحبه ای به اشتباه روی نکته ای تاکید کند که از بیخ و بن غلط بوده است.
    این دلیل نمی شود که موجودیت آن شخص را زیر سئوال ببریم. منطق مطلبی که نوشته اید اینطور حکم می کند که نباید اشتباه کرد و اگر کسی اشتباه کرد نباید تصحیح کند. چون شما تصحیح فرد مورد نظر را نیز قبول نمی کنید.
    این منطق دیالوگ خوب نیست. بلکه قضاوت است و چون قضاوت میکنید، حکم می دهید. این رفتار درست نبوده و از شما که شخص با تجربه ای هستید پذیرفته نیست!
    ۲.مدتی است که شما در مقاله هایتان به تعدادی از جداشدگان در وابستگی به باند رجوی می تازید و آنها نیز به تعدادی دیگر می تازند که به ظن شان … هستند و در این رابطه از ادبیات بسیار تندی استفاده می نمایند و می نمایید که باز هم از نظر تجربه های فراوانی که دارید قابل پذیرش نیست و در بین مخاطبان دافعه برانگیز است.
    این مشکل فقط مشکل شما نیست. بلکه چند سالی است دهان باز کرده و در حال ترسیم یک مرزبندی جدید است. مرزبندی که نیاز به دوست و دشمن پیدا می کند. یعنی آدم ها باید تکلیف خودشان را با چنین چیزی روشن نموده و موضع گیری نمایند. که این مرزبندی بنظرم غلط است. چون نیاز نیست در این رابطه انرژی صرف گردد و دسته بندی های چند پاره تشکیل شوند و همه سر یک لحاف بی سرو ته که از ۴۰ سال پیش رجوی دوخته و تولید کرده ، بر سر و کله هم بزنند و یکدیگر را افشا کنند. به این مرزبندی به هزار و یک دلیل نیاز نیست!
    من مخالف تذکر دادن نیستم. می شود به کسی که حس مشابه پیدا می کنید، تذکر بدهید و مابقی را به خود او واگذشته و انرژی خود را در پیدا کردن عامل رجوی در بین جداشدگان هزینه ننمایید.
    من اسم نمی برم ولی همه آنهایی که شما و برخی از جداشدگان مدتی است سوژه مقاله ها و گفتارهای بالا بلند شده اند، سال ها قبل که با مجاهدین رفاقت کرده و با آنان فعالیت می کردند، همین چیزی که همیشه باند رجوی گفته را تکرار می کردند و به سر و کول جداشدگان دیگر می زدند… و کسی که بهره اش را می برد فقط رجوی بود!
    الان هم همین است. ولی نباید نیمه خالی ظرف یا ظرفیت را هدف قرار داد. این افراد که به سایرین افترا می بندند، همانقدر که از باند رجوی اعلام جدایی کرده اند، ارزشمند هستند. همانقدر که ماهیت باند پلید رجوی را افشا می کنند، از خانواده جداشدگان در تعریف عام ملی یعنی به اعتبار یک جامعه هستند.
    بنابر این شما و دیگر دوستان که طبیعی است عصبانی نیز هستید، این قسمت از کار ارزشمند آنان را در نظر نمی گیرید یا نمی خواهید باور کنید. زیاد به مواضع سیاسی این افراد گیر ندهید، آنها سازمان و جبهه نیستند، دوست شما نیستند و قرار هم نیست که از نظر سیاسی، هم رای و هم نظر من و شما باشند. فقط یک شخص فعال هستند…
    سخن در این باره زیاد است اما خلاصه می کنم؛ ما ایرانیان با افکار اجتماعی و سیاسی گوناگون که در بسیاری مواقع با سلیقه شخصی، گروهی یا سازمانی دیگران مطابقت ندارد. اما با یک فرقه مهیب همانند فرقه رجوی مبارزه سیاسی-اجتماعی میکند را نباید در همدستی کنار مافیای رجوی قرار داد و سمت و سو بخشید.
    مبارزه با فرقه رجوی، انتقامجویی شخصی نیست. مبارزه سیاسی، اجتماعی و حقوق بشری با یک انحراف تاریخی می باشد که خود بهتر از دیگران اشراف دارید و در جامعه ایران توسط سازمان رجوی بارگیری، یارگیری و به یغما رفته است.
    پیشنهاد می شود کمی تامل نموده و مسیر قلم، انرژی و وقت ارزشمند خود را به سمت دیگری انتقال دهید و کمکی باشید در مسیر آزاد سازی چند هزار اسیر رجوی در زندان اشرف ۳. گذر زمان تصحیح کننده رفتاری است که شما از دیگران گزیده شده اید. در رابطه با اتهامات و فحش هایی که می شنوید، زیاد سخت نگیرید !
    *فراموش نکنیم هر که از رجوی جدا شد، قرار نیست همفکر و هم نظر دیگر افراد جداشده باشد. این افراد تا زمانیکه ثابت قدم بوده و برگشت ناپذیر باشند، بر خلاف رجوی، جزو خانواده بزرگ جامعه ایران هستند!
    ۳.اغلب مقالات شما چند بعدی یا چند وجهی است. به همین دلیل وقت و انرژی زیادی برای نگارش می گذارید و از طرفی چون به موضوعات مختلف با زوایای گوناگون در یک مقاله می پردازید، مسائل زیادی تحت یک عنوان مطرح شده و مقداری گنگ بنظر می رسد و شاید هم ما کم سوادها نمی توانیم متن شما را در چند جمله کوتاه بفهمیم. شما خوب می نویسید اما به حاشیه های زیادی می پردازید. به همین دلیل سوژه و موضوع اصلی از دست می رود و مخاطب گیج می شود. کمی از حاشیه ها کم نمایید، کمی از حجم متن، تا موضوع اصلی نمایان تر و زیباتر گردد.
    با آرزوی موفقیت

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

 
error

Enjoy this blog? Please spread the word :)

RSS1k
دریافت مطالب جدید از طریق ایمیل1
مارادر فیسبوکتان به اشتراک بگذارید1k
Twitterما را در توئیتر دنبال کنید684
از کانال یوتوب ما بازدید کنید1k
از کانال یوتوب ما بازدید کنید
extra smooth footnotes