گندزدایی جامعه سیاسی خارج کشور

گندزدایی جامعه سیاسی خارج کشور

Who are Mek cult? An inside report for the first time by defected High-ranking Mek and NCRI member.

An inside report for the first time by an ex-high-ranking member of Mek and NCRI based on the Mek’s own publications and ... Who assassinated the Americans in Tehran? Mek and Spying for Russia Did CIA destroy Mek-Russia spy net? How Mek retaliated? Seizure of US Embassy in Tehran? Mek’s Islamist Revolutionary Courts Mek and the Children in the Combat Mek and Saddam Hossein of Iraq and Saudi Arabia Mek as Assassinators Who is the head wife in Mek Leader’s Harem? Have they changed? How Maryam Rajavi deceives the western world? How Mek terrorism differs to ISIS and Al Qaeda terrorism? Why Mek is more dangerous? Use of 10-year-old children in combat by Mek. Who are the wives of the harem of the Caliph of the Mek? Mek’s planed courts and justice for their Islamic State describe by its Calipha. How the world can protect itself against terrorism?

مصطفی رجوی پدرش مسعودرجوی را به دادگاه کشانده است

در مطلب سپتامبر 2020 نیز تحت مطلب ” سخنی با مصطفی رجوی” نوشتم که دشمن مصطفی رجوی پدرش است و نه کس دیگر در آنچه مصطفی رجوی بعنوان ورود یا ادامه به مبارزه برای آزادی و… نامید، باید بداند که در این مسیر، دشمن اصلی اش، نه رژیم که مسعود رجوی خواهد بود.

آخرین پست ها

واکـاوی مـزدوری! سلطانی، خـدابنده، عـزتی، حسینی، یغـمایی، کـریمدادی، مصــداقی و پورحسین، منتقدین فرقه مافیایی رجوی. نقد آتشبیاران معرکه مشترک رجوی و سایت رهیافتگان

داود باقروند ارشد عضو علیرتبه سابق مجاهدین و شورای ملی مقاومت

محمدرضا روحانی مسئول مستعفی کمیسیون امور ملیتهای شورای ملی مقاومت: مسعود رجوی، ودرخواست اعدام امیر انتظام،حکم اعدام علی زرکش و مهدی افتخاری، دشنام به شاملو ،مرضیه ‌وتهدید جدا شدگان پناهنده در خارج کشور

محمدرضا روحانی مسئول مستعفی کمیسیون امور ملیتهای شورای ملی مقاومت: مسعود رجوی، ودرخواست اعدام امیر انتظام،حکم اعدام علی زرکش و مهدی افتخاری، دشنام به شاملو ،مرضیه ‌وتهدید جدا شدگان پناهنده در خارج کشور

تقدیم به امیروفا یغمایی که مسعودرجوی مادرش را جلو چشمانش ذبح کرد

مبارزه با رژیم یا فروپاشی درونی فرقه ای داعشی که میلیتاریسیم جهانی برای ایران تدارک دیده است

چرا رجوی نیاز دارد درخواست دیدار با اعضای در اسارتش را به نبرد دین بین فو تعبیر کند؟

افشای حقایق پشت پرده ضدیت با خانواده با اسناد سازمانی توسط داود باقروندارشد از مسئولین خانوادهها در مجاهدین

گسترش وطن فروشی در خارج کشور به سرکردگی رهبر همه وطن فروشان و دشمنان ایران

حمایت از تحریم و حمله نظامی به ایران خیانت به مردم و فاصله گرفتن آشکار از ایران و ایرانی

تحلیل طوفانِ سراسریِ جورج فلوید در آمریکا -داود باقروند ارشد

پایه اجتماعی فرقه رجوی (آمریکای نئوکانها) درحال فروپاشی است و رجوی برای صدمین بار بیگانه پرستیش به گل نشسته است

پربیننده ترین ها

ملاقات با نخست وزیر هلند آقای مارک روته در جریان کنگره سالانه حزب اتحاد احزاب لیبرال اتحادیه اروپا (آلده پارتی) در آمستردام. طی ملاقات ضمن معرفی خودو فرقه رجوی و نقض شدید حقوق بشر توسط این فرقه در آلبانی تشریح شد.

ملاقات با آقای گای فرهوفشتادت عضو پارلمان اروپا و رهبر فراکسیون لیبرالهای اتحادیه اروپا از سیاستمداران عالی و افشای همه ترفندهای فریب فرقه رجوی در زمینه ماهیت این فرقه و فشارها و توطئه هایی که علیه جدا شدگان اعمال میکند.

بنابه دعوت یو ان واچ جنبش نه به تروریسم و فرقه ها در نشست سالیانه حقوق بشر و دمکراسی شرکت کرد. خانم دکتر هشترودی بنا به دعوت جنبش نه به تروریسم وفرقه ها در این نشست شرکت کردند که حضور ایشان باعث خوشحالی جنبش نه به تروریسم و فرقه ها گردید. ایشان ضمن حضورفعالشان در نشست با اعضای عالیرتبه شرکت کننده در جلسه به بحث و گفتگو پرداختند. ازجمله با وزیر سابق دادگستری و عضو پارلمان کانادا آقای ایروین کولتر و از بنیانگذاران یوان هیومن راتس واچ مفصلا به بحث پرداختند. این کنفرانس سالیانه جهت شنیدن گزارشات قربانیان حقوق بشربرگزار میشود. در همین رابطه آقای داود ارشد رئیس جنبش نه به تروریسم و فرقه ها سخنانی بشرح زیر ایراد کردند:

درملاقات با دکترورنر هویر به اطلاع ایشان رسید که: فرقه رجوی در حال تدارک دیدن یک زندان ابدی موسوم به اشرف 3 در ‏محلی دورافتاده میباشد. این محل یک پایگاه نظامی متروکه آمریکایی می باشد با یک فرودگاه و یک سکوی هلی برد کوچک و ‏بخشی از سیستم های داخلی آن مستقیما از آمریکا آورده شده و نصب گردیده اند. از ایشان استمداد کمک شد. ‏

ملاقات با همسر نرگس محمدی در مقر ملل متحد ژنو-------آقای داود ارشد و خانم دکتر هشترودی با همسر نرگس محمدی در این ملاقات آقای تقی رحمانی همسر نرگس محمدی که خودشان نیز چندین نوبت زندان بوده اند از نقض حقوق بشر در ایران گزارشی به کنفرانس ارائه کردند و از تناقضات موجود در سیستم قضایی ایران در جریان محاکمه نسرین محمدی بطور مفصل و جامع سخن گفتند.خانم دکتر هشترودی و آقای مهندس ارشد با ایشان ابراز همدردی کردند و جزئیات بیشتری از موارد نقض حقوق بشر در فرقه تروریستی رجوی که در آن فعال بوده است را برای آقای تقی رحمانی تشریح نمودند.

دادخواهی علیه برده داری پناهجویان در تیرانا همچو لیبی توسط فرقه رجوی در دیدار آقای ارشد با نخست وزیران هلند و اسلووانیا

ملاقات با رهبر حزب دمکراتهای آزاد آلمان (اف پ د) آقای کریستین لیندنر در جریان کنگره سه روزه احزاب لیبرال اروپا در آمرستردام هلند. افشای جنایات فرقه رجوی علیه اعضا و جدا شدگان

آقای ارشد در مورد ادعای فرقه رجوی و حامیانش گفتند چند شاخص آشکار وجود دارد. چرا متحدین آنها بویژه آقای دکتر بنی صدر با پیش بینی سرنوشت آنها در عراق از آنها جدا شدند؟ چرا هیچ ایرانی چه مردمی چه سیاسیون در مراسم آنها شرکت نمیکنند؟ چرا این تشکیلات مجبور است جهت گردهمآیی هایش سیاهی لشکر کرایه کند؟ چرا این تشکیلات در ترس از مردم ایران اجازه نمیدهد با اعضایش درارتباط قراربگیرند؟ چرا ارتباط اعضایش را با جهان قطع میکند؟ چرا تمامی تحلیلگران برحقیقت نفرت مردم از این تشکیلات بدلیل همکاری با صدام را تاکید میکنند؟ چرا باید رجوی در داخل تشکیلاتش زندان و شکنجه برای اعضای خودش راه بیندازد؟ چرا مجبور است برای دریافت حمایت سیاسی هرچند بی ارزش منافع مردم ایران را به کسانیکه خود به کشتن آنها افتخار میکرده است بفروشد و حتی برای چند دقیقه سخنرانی آنها دهها هزار دلار بپردازد؟ چرا حتی عربستان حامی سیاسی و مالی آنها ارزیابیشان از آنها این استکه “هیچ جایگاهی در میان مردم ایران ندارند”؟ چرا در همین پارلمان اعضای سابق منتقدش را بقصد کشت میزند؟ چرا هر منتقدی ایرانی و حتی غیره ایرانی را جاسوس و مزدور رژیم!! میخواند؟ آیا بخاطر همین چرا ها نیست که: وقتی مردم ایران در سراسر کشور جهت خواسته هایشان دست به تظاهرات و اعتراض میزنند هیچ اسمی از آنها نمیآورند؟ آیا این مسئله پیامش غیر از این است که: مردم ایران رژیم حاضر را صد بار به فرقه رجوی ترجیح میدهند. و “تنها آلترناتیو دمکراتیک” جوکی بیش نیست.

خانم دکتر فریبا هشترودی: با یقین میگویم که مجاهدین شکنجه میکنند…. هشترودی1سرکار خانم دکتر فریبا هشترودی یکی از برجسته ترین زنان ایرانی جزء افتخارات ایرانیان در فرانسه، نویسنده و خبرنگار و فعال سیاسی که سابقا عضو شورای ملی مقاومت ایران بوده است که باید ایشان را بیشتر شناخت با علم یقینی در مورد فرقه تروریستی رجوی از درون آن سخن میگوید. وقتی به عمق پوسیدگی تشکل رجوی پی بردم جدا شدم بله

آخرین کلام مهدی تقوایی خطاب به مسعود رجوی

آخرین کلام مهدی تقوایی خطاب به مسعود رجوی

مهدی تقوایی از اعضای زندانی زمان شاه تشکیلات مجاهدین، که رضا رضایی در خانه او با ساواکی ها روبرو و خودکشی کرد. و مسئول چاپخانه مخفی سازمان بود. با همسر و دو فرزندش در مخالفت با انقلاب ایدئولژیک بعد از محاکمه اش در عراق به ارودگاه مرگ رمادی عراق فرستاده شدند تا در آنجا بپوسند.

بیانیه 14 تن

بیانیه 14 تن

نیروی خارج کشور چه میخواهد ‏و بیانیه 14 تن

مقالات پربیننده

فرقه ها در میان ما

دانش علمی شناخت و تمیزدادن فرقه از تشکل سیاسی

بدون شناخت علمی از فرقه های خطرناک تحلیل عملکردهای فرقه رجوی و اثرات بشدت مخرب آن بر اعضا و جداشدگان و خلاص شدن از فشارهای شکنجه گونه روانی مغزشویی های چندین دهساله غیرممکن است

خانم آناگومز نماینده پارلمان اروپا خواستار اخراج فرقه رجوی شد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت دوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی امروز باید گفت آنچه را که فردا گفتنش دیر است

قسمت دوم: گفت و شنود با فرشته هدایتی: افشاگریهای فرشته هدایتی در مورد فرقه رجوی

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

سیامک نادری مرگهای مشکوک فرقه رجوی را افشا میکند

کشتن و سربه نیست کردنهای فرقه رجوی

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

فعالیت های ما در تصویر

افشای پولشویی های فرقه رجوی

 

یک سند درونی فرقۀ رجوی: مخالفان ما از جمله دنیای بورژوازی ملعونند و به جهنم می روند!!

 

یک سند درونی فرقۀ رجوی: مخالفان ما از جمله دنیای بورژوازی ملعونند و به جهنم می روند!!

عضو سازمان باید حداقل دیپلمه (حتما از نوع غیر بورژوایی!) باشد!!

سابقۀ طرح و معنی «سلطان نصیر» و «اپورتونیسم» در این سند

 

نوشتۀ قربانعلی حسین نژاد مترجم ارشد سابق رهبری مجاهدین در عراق

سازمان مجاهدین (فرقۀ رجوی) وقتی دید در داخل پایتخت آلبانی و با محشور شدن با مردم عادی کوچه و بازار و زندگی عادی، اعضای فرقه را نمی تواند تحت کنترل و مراقبت گرفته و آنها را در حالت ایزولۀ مطلق نگهدارد و در نیتجه وقتی دید روز به روز افراد بیشتری از آن فرقه بیرون می روند و ریزش نیرویی به اوج خود رسید و علیرغم حضور مریم رجوی در آنجا و نشستهای پیاپی او با افراد، این فرقه در آستانۀ فروپاشی قرار گرفت، تصمیم به بیرون رفتن از شهر و استقرار در پادگانی مشابه اشرف و بلکه بدتر و محصورتر از آن را اتخاذ کرد و از آنجا که دولت آلبانی و کمیساریا مخالف این انتقال اجباری بودند و آن را بدون توجه به کارکرد فرقه ها و شیوۀ مغزشویی فرقه ای رجوی مشروط به موافقت تک تک افراد کردند، سران فرقۀ رجوی همچون گذشته فرمی را تهیه کرده اند یعنی به افراد دیکته می کنند تا آن را به عنوان درخواست انتقال به اشرف 3 و تعهد نامۀ «عضویت بازگشت ناپذیر» یعنی عدم جدایی و عدم فرار امضا کنند. 

مجمع تشخیص  مصلحت فرقه رجوی

مجمع تشخیص مصلحت فرقه رجوی

اخبار جدید درون تشکیلاتی

 

طبق خبرهای رسیده از داخل تشکیلات تعداد زیادی از افراد از جمله برخی فرماندهان و مسئولان قدیمی از امضای این فرم خودداری کرده و اعلام آمادگی برای جدایی و بیرون آمدن از فرقه را کرده اند و برخی نیز در جا بعد از تکثیر و توزیع فرم درخواست یا تعهد نامۀ جدید بدون اینکه آن را امضا کنند اقدام به فرار کرده و این فرم را با خودشان بیرون آورده اند که ملاحظه می کنید.

در این فرم چنانکه می خوانید سراپا وحشت سران فرقه از موج جدایی های اخیر و نگرانی از جدا شدن و یا فرار بقیۀ افراد بویژه با انتقال آنها از شهر به بیرون شهر و به زندان جدید موج می زند. سران فرقه مثل گذشته با ارتجاعی ترین افکار و اصطلاحات خاص خودشان که از قدیم داخل تشکیلات فرقه رواج داده اند به احساسات مذهبی متوسل شده و اعضای فرقه را از جهنم می ترسانند!! و می گویند مخالف فرقۀ ما و هر کس بیرون برود ملعون و جهنمی است!! و مورد خشم و غضب و لعنت خدا واقع خواهد شد!! که دقیقا به این معنا است که اگر فرقه قدرت و دست باز داشته باشد مخالفان و جداشدگان خودش را در همین دنیا شکنجه و اعدام خواهد کرد.

دجالگری نوع داعش “سلطان نصیر جمعی”

اصطلاح «سلطان نصیر جمعی» که در این تعهدنامه آمده است از سال 89 در اشرف توسط مسعود رجوی و با پیامهای کتبی که می داد در بین سران فرقه رایج شد که با اقتباس از یک آیۀ قرآنی است

و رجوی به غلط و با بدعت و تفسیری کاملا من درآوردی خودش آن را «نیاز فرد به جمع و در نتیجه ریختن جمع افراد بر سر یک فرد با دشنام و ناسزا و کتک و تیغ و تبر (به قول خودش) یعنی تسلط و سلطه جمع بر فرد» یعنی همان نشستهای دیگ معنی کرد در حالیکه مطلقا چنین چیزی در اسلام و تاریخ آن و زندگی پیغمبر و یارانش و مسلمانان نبوده و نیست و من همان موقع به سران فرقه از جمله رحمان (عباس داوری) که مسئول سندسازی برای حرفها و افکار مذهبی و فرقه ای مسعود رجوی بود از موضع تخصصم در قرآن و زبان عربی گفتم که :

مطلقا از «سلطان نصیر» (آیۀ 80 سورۀ اسراء) نمی توان چنین برداشتی و تفسیری کرد و این آیه ربطی به جمع و نشستهای جمعی ندارد و بارها به آنها گفتم و به خود مسعود رجوی هم با استناد به احادیث و روایات مستند نوشتم که ریختن عده ای بر سر یک نفر سنت جاهلی بود که قبل از اسلام به آن «البة» می گفتند و بعد از اسلام ممنوع و حرام اعلام شد. این در حالیست که همۀ مفسرین قرآن از قدیم و جدید این آیه را مربوط به خروج محمد از مکه و ورودش به مدینه با این دعا که خداوند برای او سلطه و قدرت يا توانمندی یاریگر و کمک کننده عنایت کند می دانند.

مجمع تشخیص مصلحت فرقه رجوی

مجمع تشخیص مصلحت فرقه رجوی

دم زدن از مبارزه با بورژوازی ضد انقلابی

اصطلاح دیگر درون تشکیلاتی فرقه که ما دهها سال گوشمان به آن عادت کرده بود و در این درخواست نامه یا تعهد نامه آمده «بورژوازی» و «بورژوازی ضد انقلابی» و«اپورتونیسم بورژوایی» است که فرقۀ رجوی هر گز فکر نمی کرد چنین سندی از داخل تشکیلاتش به بیرون درز کند تا کوس رسوایی دریوزگیهای سرانش در این سی سال و از جمله و بویژه امروز توسط مریم رجوی را به صدا در بیاورد، چرا که چاکری هایشان برای سرمداران بورژوازی جهان یعنی امپریالیستهای آمریکایی آن هم از بدترین مدلهای جنگ طلبانه و جنایتکارانه شان همیشه گوش فلک را کر کرده است که اینجا نیازی به شرح و بسط آن نیست.

آپورتونیسم صادقانه

 

اصطلاح اپورتونیسم را هم رجوی از سال 87 در اشرف داخل تشکیلات مطرح کرد که مریم رجوی به اختصار در تلفنهایش از پاریس به ما برای اینکه لو نرود به آن «اپو» می گفت، به این معنی که هر فردی در داخل تشکیلات با سیاستهای عام فرقه و سرانش و یا ضوابط و افکار و اندیشه های تثبیت شدۀ رجوی در داخل تشکیلات و مناسبات و مقررات و نشستها و برنامه ها مخالفت می کند و یا به اصطلاح خودشان «محفل» می زند و به اصطلاح رجوی «لغز» می خواند و حتی از انجام شعائر یعنی نماز و روزه سربر می تابد یک «اپورتونیست» یعنی فرصت طلب است که از فرصت شکست سازمان مجاهدین در شعارهایش و خلع سلاح شدن ارتش آزادیبخشش و فراری شدن رهبران و مشخصا فرار و پنهان شدن مسعود رجوی بهره برداری کرده و ابراز نارضایتی می کند و خود رجوی در آن آموزشهای درونی سال 87 مبنی بر «شناخت اپورتونیسم در تشکیلات» که مسئولین هر بخش از قول او برای ما دیکته می کردند و همه در دفترهایشان آنها را می نوشتند اعتراف می کرد که اکنون «عارضۀ اپورتونیسم» بعد از سقوط صدام و خلع سلاح سازمان تمام تشکیلات را فراگرفته و هر کسی باید برود و فاکتهای اپورتونیستی و عارضۀ اپورتونیسم خودش را پیدا کرده و بنویسد و در جمع بخواند.

جالب و خنده دار این است که رجوی برای اینکه افراد فکر نکنند پس الآن همه مارکسیست و مثل کودتاگران اپورتونیسم چپ نمای سال 54 شده اند، نام این نوع اپورتونیسم را گذاشته بود «اپورتونیسم صادقانه»!! که همه برایشان مسأله شده بود که مگر می شود «اپورتونیست» بود و در عین حال «صادق» هم بود؟!! و همه  می دانستیم که می خواهد بگوید شما مثل آن اپورتونیستهای سال 54 نیستید که غیر صادق بودند ولی شما داخل تشکیلات من هستید و با «صداقت» دارید مخالفت و «فرصت طلبی» می کنید!!..

گذشته از شعر و شعارهای موهوم و توخالی مانند «سرنگونی» و «مبارزه» و «کارزار سرنگونی»!! که همۀ افراد گوششان و ذهنشان به علت تکرار سال به سال این شعارها به آنها عادت کرده است؛ این تعهد نامه روی امنیت و اطلاعات و ضوابط امنیتی و اطلاعاتی تأکید کرده تا بردن افراد به زندانی بدتر و محصور تر و ایزوله شدن بدتر آنها را توجیه کند. در حالیکه وقتی مبارزه ای و طرح و نقشه ای و اقدامی عملی وجود ندارد دیگر اطلاعات و امنیت چه صیغه ای است؟ و حتما همۀ افراد با خودشان می گویند اگر رژیم ترس و نگرانی از ما داشت و می خواست علیه ما و مقرهایمان کاری کند خوب در همین تیرانا و شهر و مقرهای نسبتا باز ما آن هم در این مدت طولانی سه سال که بهتر می توانست انجام بدهد یا اطلاعات کسب کند تا در مقری محصور و بتون آرمه و با سیم خاردار در بیابان خلوت و 20 کیلومتر دور از شهر، در حالیکه در این مدت سه و نیم سال حتی یک نمونۀ خطر امنیتی علیه مقرات فرقه مشاهده نشده است و الا سران فرقه گوش فلک و آدم  و عالم و دولت و کمیساریا را کر می کردند.

تعهد نامه خروج ممنوع

 

مضحک تر از همۀ اینها بند آخر این تعهد نامه یا درخواست نامه «اعلام عضویت بازگشت ناپذیر» (خروج ممنوع!) می باشد و آن گذاشتن شرط داشتن دیپلم برای عضویت سازمان است در حالیکه مطلقا در پنجاه سال تاریخ سازمان مجاهدین چنین شرطی برای عضویت وجود نداشته و معیار و ملاک عضویت داشتن صلاحیتهای ایدئولوژیکی و مبارزاتی و اخلاقی بوده و نه تحصیل و تخصص و بعدها هم رجوی سابقه و تعداد سالهای حضور فرد در تشکیلات سازمان (بیست سال برای مردان و ده سال برای زنان) را به عنوان شرط عضویت تعیین کرد چرا که همگان می دانند فرد عضو در سازمان یک فرد حرفه ای است یعنی شبانه روز در خدمت سازمان قرار دارد و تمام زندگی اش در سازمان و برای سازمان بوده و می باشد و دیگر هرگز امکان تحصیل و امتحان و گرفتن مدرک در جامعه و بیرون تشکیلات ندارد و الا پس چرا سازمان سالیان سال در داخل و خارج افراد را تشویق می کرد که کار و تحصیلاتشان را رها ساخته و به «خدمت وظیفه زیر پرچم» در سازمان و بعدها هم در ارتش آزادیبخش بپردازند و هرگز نمی گفت: دیپلم بگیرید بعد وارد سازمان مجاهدین بشوید!!.

کیست که نداند رجوی با فرمانها و فریب و نیرنگهایش چه تعداد جوان را وادار به ترک تحصیل در داخل کشور و در اروپا و آمریکا کرد تا به عراق رفته و عمرشان را در اجرای سیاستهای غلط و ضد ملی و ضد میهنی و شعارهای موهوم او تلف کنند؟ حال چه شده که جانشینانش و در رأس آنها مریم رجوی از افراد تقاضای دیپلم می کنند؟ کی به آنها دیپلم بدهد؟ جوانانی که تحصیلات دبیرستانی شان را نیمه کاره گذاشته و بیست سی سال پیش به سازمان پیوسته اند و اکنون در سنین بین چهل و شصت سال قرار دارند و حق بیرون رفتن از تشکیلات و ارتباطات و زندگی آزاد هم ندارند و بیشترین وقتشان را هم با نشستهای شستشوی مغزی و فحش و فحاشی و تحقیر و توهین می گیرند چگونه از هفت حصار بتونی اشرف سه بروند بیرون ادامۀ تحصیل داده و دیپلم بگیرند؟ اگر خود سران سازمان در داخل زندان اشرف سه می خواهند به آنها تدریس کنند که حتما هم به هدف مشغول کردن افراد منظورشان همین است، پس بفرمایید اگر حتی آن سران سازمان لیسانسیه های قدیم باشند که بتوانند به این افراد درس بدهند با توجه به سنین بین شصت تا هشتاد سال آن سران و اینکه همه شان حد اقل چهل سال پیش مدرک گرفته یا ترک تحصیل و ترک کار کرده اند با کدام ذهن فرسوده و با کدام تمرین و تجربه و کار آموزشی مداوم که ضرورت تدریس می باشد و با کدام امکانات و کتابهای آموزشی و آزمایشگاه و … می خواهند در رشته های مختلف به افراد دیپلم بدهند؟!!

کلاسهای اکابر بعد از چهل سال بیسواد نگهداشتن مجاهدین 

گذشته از همۀ اینها آیا دیپلم گرفتن و تحصیل تا دیپلم و حتی واژّۀ آن ساخته پرداختۀ غرب و بورژوازی نیست که در این تعهد نامه مورد لعن و نفرین قرار گرفته و «ضد انقلابی» توصیف شده است؟ و اصلا اینکه عضو باید حد اقل دیپلمه باشد یک شرط و فرهنگ امروزی یعنی بورژوازی و احزاب جهان امروز (جهان بورژوازی) نیست که شما هم تقلید کرده اید و نداشتن دیپلم را برای عضو سازمان مجاهدین که سالیان سال جنگیده و آنهمه رنج و عذاب دیده و تمام زندگی اش را وقف سازمان مجاهدین کرده عیب و نقص می شمارید و حق عضویت را از او بعد از آنهمه سالیان می گیرید؟!! واقعا هیچ نیست جز فلاکت و به پیسی افتادن و به بن بست رسیدن سران این فرقه که اینگونه به هذیان گویی و تناقض بافی در زور زدن برای حفظ آن اندک نیروی باقی مانده برایشان و جلوگیری از موج ریزش روزافزون نیروها و افرادشان افتاده اند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

 
error

Enjoy this blog? Please spread the word :)

RSS20k
دریافت مطالب جدید از طریق ایمیل5k
مارادر فیسبوکتان به اشتراک بگذارید12k
از کانال یوتوب ما بازدید کنید14k
از کانال یوتوب ما بازدید کنید
extra smooth footnotes