گندزدایی جامعه سیاسی خارج کشور

گندزدایی جامعه سیاسی خارج کشور

Who are Mek cult? An inside report for the first time by defected High-ranking Mek and NCRI member.

An inside report for the first time by an ex-high-ranking member of Mek and NCRI based on the Mek’s own publications and ... Who assassinated the Americans in Tehran? Mek and Spying for Russia Did CIA destroy Mek-Russia spy net? How Mek retaliated? Seizure of US Embassy in Tehran? Mek’s Islamist Revolutionary Courts Mek and the Children in the Combat Mek and Saddam Hossein of Iraq and Saudi Arabia Mek as Assassinators Who is the head wife in Mek Leader’s Harem? Have they changed? How Maryam Rajavi deceives the western world? How Mek terrorism differs to ISIS and Al Qaeda terrorism? Why Mek is more dangerous? Use of 10-year-old children in combat by Mek. Who are the wives of the harem of the Caliph of the Mek? Mek’s planed courts and justice for their Islamic State describe by its Calipha. How the world can protect itself against terrorism?

مصطفی رجوی پدرش مسعودرجوی را به دادگاه کشانده است

در مطلب سپتامبر 2020 نیز تحت مطلب ” سخنی با مصطفی رجوی” نوشتم که دشمن مصطفی رجوی پدرش است و نه کس دیگر در آنچه مصطفی رجوی بعنوان ورود یا ادامه به مبارزه برای آزادی و… نامید، باید بداند که در این مسیر، دشمن اصلی اش، نه رژیم که مسعود رجوی خواهد بود.

واکـاوی مـزدوری! سلطانی، خـدابنده، عـزتی، حسینی، یغـمایی، کـریمدادی، مصــداقی و پورحسین، منتقدین فرقه مافیایی رجوی. نقد آتشبیاران معرکه مشترک رجوی و سایت رهیافتگان

داود باقروند ارشد عضو علیرتبه سابق مجاهدین و شورای ملی مقاومت

محمدرضا روحانی مسئول مستعفی کمیسیون امور ملیتهای شورای ملی مقاومت: مسعود رجوی، ودرخواست اعدام امیر انتظام،حکم اعدام علی زرکش و مهدی افتخاری، دشنام به شاملو ،مرضیه ‌وتهدید جدا شدگان پناهنده در خارج کشور

محمدرضا روحانی مسئول مستعفی کمیسیون امور ملیتهای شورای ملی مقاومت: مسعود رجوی، ودرخواست اعدام امیر انتظام،حکم اعدام علی زرکش و مهدی افتخاری، دشنام به شاملو ،مرضیه ‌وتهدید جدا شدگان پناهنده در خارج کشور

تقدیم به امیروفا یغمایی که مسعودرجوی مادرش را جلو چشمانش ذبح کرد

مبارزه با رژیم یا فروپاشی درونی فرقه ای داعشی که میلیتاریسیم جهانی برای ایران تدارک دیده است

چرا رجوی نیاز دارد درخواست دیدار با اعضای در اسارتش را به نبرد دین بین فو تعبیر کند؟

افشای حقایق پشت پرده ضدیت با خانواده با اسناد سازمانی توسط داود باقروندارشد از مسئولین خانوادهها در مجاهدین

گسترش وطن فروشی در خارج کشور به سرکردگی رهبر همه وطن فروشان و دشمنان ایران

حمایت از تحریم و حمله نظامی به ایران خیانت به مردم و فاصله گرفتن آشکار از ایران و ایرانی

تحلیل طوفانِ سراسریِ جورج فلوید در آمریکا -داود باقروند ارشد

پایه اجتماعی فرقه رجوی (آمریکای نئوکانها) درحال فروپاشی است و رجوی برای صدمین بار بیگانه پرستیش به گل نشسته است

پربیننده ترین ها

ملاقات با نخست وزیر هلند آقای مارک روته در جریان کنگره سالانه حزب اتحاد احزاب لیبرال اتحادیه اروپا (آلده پارتی) در آمستردام. طی ملاقات ضمن معرفی خودو فرقه رجوی و نقض شدید حقوق بشر توسط این فرقه در آلبانی تشریح شد.

ملاقات با آقای گای فرهوفشتادت عضو پارلمان اروپا و رهبر فراکسیون لیبرالهای اتحادیه اروپا از سیاستمداران عالی و افشای همه ترفندهای فریب فرقه رجوی در زمینه ماهیت این فرقه و فشارها و توطئه هایی که علیه جدا شدگان اعمال میکند.

بنابه دعوت یو ان واچ جنبش نه به تروریسم و فرقه ها در نشست سالیانه حقوق بشر و دمکراسی شرکت کرد. خانم دکتر هشترودی بنا به دعوت جنبش نه به تروریسم وفرقه ها در این نشست شرکت کردند که حضور ایشان باعث خوشحالی جنبش نه به تروریسم و فرقه ها گردید. ایشان ضمن حضورفعالشان در نشست با اعضای عالیرتبه شرکت کننده در جلسه به بحث و گفتگو پرداختند. ازجمله با وزیر سابق دادگستری و عضو پارلمان کانادا آقای ایروین کولتر و از بنیانگذاران یوان هیومن راتس واچ مفصلا به بحث پرداختند. این کنفرانس سالیانه جهت شنیدن گزارشات قربانیان حقوق بشربرگزار میشود. در همین رابطه آقای داود ارشد رئیس جنبش نه به تروریسم و فرقه ها سخنانی بشرح زیر ایراد کردند:

درملاقات با دکترورنر هویر به اطلاع ایشان رسید که: فرقه رجوی در حال تدارک دیدن یک زندان ابدی موسوم به اشرف 3 در ‏محلی دورافتاده میباشد. این محل یک پایگاه نظامی متروکه آمریکایی می باشد با یک فرودگاه و یک سکوی هلی برد کوچک و ‏بخشی از سیستم های داخلی آن مستقیما از آمریکا آورده شده و نصب گردیده اند. از ایشان استمداد کمک شد. ‏

ملاقات با همسر نرگس محمدی در مقر ملل متحد ژنو-------آقای داود ارشد و خانم دکتر هشترودی با همسر نرگس محمدی در این ملاقات آقای تقی رحمانی همسر نرگس محمدی که خودشان نیز چندین نوبت زندان بوده اند از نقض حقوق بشر در ایران گزارشی به کنفرانس ارائه کردند و از تناقضات موجود در سیستم قضایی ایران در جریان محاکمه نسرین محمدی بطور مفصل و جامع سخن گفتند.خانم دکتر هشترودی و آقای مهندس ارشد با ایشان ابراز همدردی کردند و جزئیات بیشتری از موارد نقض حقوق بشر در فرقه تروریستی رجوی که در آن فعال بوده است را برای آقای تقی رحمانی تشریح نمودند.

دادخواهی علیه برده داری پناهجویان در تیرانا همچو لیبی توسط فرقه رجوی در دیدار آقای ارشد با نخست وزیران هلند و اسلووانیا

ملاقات با رهبر حزب دمکراتهای آزاد آلمان (اف پ د) آقای کریستین لیندنر در جریان کنگره سه روزه احزاب لیبرال اروپا در آمرستردام هلند. افشای جنایات فرقه رجوی علیه اعضا و جدا شدگان

آقای ارشد در مورد ادعای فرقه رجوی و حامیانش گفتند چند شاخص آشکار وجود دارد. چرا متحدین آنها بویژه آقای دکتر بنی صدر با پیش بینی سرنوشت آنها در عراق از آنها جدا شدند؟ چرا هیچ ایرانی چه مردمی چه سیاسیون در مراسم آنها شرکت نمیکنند؟ چرا این تشکیلات مجبور است جهت گردهمآیی هایش سیاهی لشکر کرایه کند؟ چرا این تشکیلات در ترس از مردم ایران اجازه نمیدهد با اعضایش درارتباط قراربگیرند؟ چرا ارتباط اعضایش را با جهان قطع میکند؟ چرا تمامی تحلیلگران برحقیقت نفرت مردم از این تشکیلات بدلیل همکاری با صدام را تاکید میکنند؟ چرا باید رجوی در داخل تشکیلاتش زندان و شکنجه برای اعضای خودش راه بیندازد؟ چرا مجبور است برای دریافت حمایت سیاسی هرچند بی ارزش منافع مردم ایران را به کسانیکه خود به کشتن آنها افتخار میکرده است بفروشد و حتی برای چند دقیقه سخنرانی آنها دهها هزار دلار بپردازد؟ چرا حتی عربستان حامی سیاسی و مالی آنها ارزیابیشان از آنها این استکه “هیچ جایگاهی در میان مردم ایران ندارند”؟ چرا در همین پارلمان اعضای سابق منتقدش را بقصد کشت میزند؟ چرا هر منتقدی ایرانی و حتی غیره ایرانی را جاسوس و مزدور رژیم!! میخواند؟ آیا بخاطر همین چرا ها نیست که: وقتی مردم ایران در سراسر کشور جهت خواسته هایشان دست به تظاهرات و اعتراض میزنند هیچ اسمی از آنها نمیآورند؟ آیا این مسئله پیامش غیر از این است که: مردم ایران رژیم حاضر را صد بار به فرقه رجوی ترجیح میدهند. و “تنها آلترناتیو دمکراتیک” جوکی بیش نیست.

خانم دکتر فریبا هشترودی: با یقین میگویم که مجاهدین شکنجه میکنند…. هشترودی1سرکار خانم دکتر فریبا هشترودی یکی از برجسته ترین زنان ایرانی جزء افتخارات ایرانیان در فرانسه، نویسنده و خبرنگار و فعال سیاسی که سابقا عضو شورای ملی مقاومت ایران بوده است که باید ایشان را بیشتر شناخت با علم یقینی در مورد فرقه تروریستی رجوی از درون آن سخن میگوید. وقتی به عمق پوسیدگی تشکل رجوی پی بردم جدا شدم بله

آخرین کلام مهدی تقوایی خطاب به مسعود رجوی

آخرین کلام مهدی تقوایی خطاب به مسعود رجوی

مهدی تقوایی از اعضای زندانی زمان شاه تشکیلات مجاهدین، که رضا رضایی در خانه او با ساواکی ها روبرو و خودکشی کرد. و مسئول چاپخانه مخفی سازمان بود. با همسر و دو فرزندش در مخالفت با انقلاب ایدئولژیک بعد از محاکمه اش در عراق به ارودگاه مرگ رمادی عراق فرستاده شدند تا در آنجا بپوسند.

بیانیه 14 تن

بیانیه 14 تن

نیروی خارج کشور چه میخواهد ‏و بیانیه 14 تن

مقالات پربیننده

فرقه ها در میان ما

دانش علمی شناخت و تمیزدادن فرقه از تشکل سیاسی

بدون شناخت علمی از فرقه های خطرناک تحلیل عملکردهای فرقه رجوی و اثرات بشدت مخرب آن بر اعضا و جداشدگان و خلاص شدن از فشارهای شکنجه گونه روانی مغزشویی های چندین دهساله غیرممکن است

خانم آناگومز نماینده پارلمان اروپا خواستار اخراج فرقه رجوی شد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت دوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی امروز باید گفت آنچه را که فردا گفتنش دیر است

قسمت دوم: گفت و شنود با فرشته هدایتی: افشاگریهای فرشته هدایتی در مورد فرقه رجوی

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

سیامک نادری مرگهای مشکوک فرقه رجوی را افشا میکند

کشتن و سربه نیست کردنهای فرقه رجوی

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

فعالیت های ما در تصویر

افشاگری به کشتن دادن حسن جزایری از دانشجویان هوادار رجوی

 

برای آنها که میخواهند در مورد قرارداد ایران و چین بیشتر بدانند

رژیم فعلی ایران علیرغم همه ستمهایی که بر مردم ایران روا داشته و میدارد از کشتن آزادیها گرفته تا دزدیهای کلانی که هستی ملتمان را به نابودی کشانده است. ولی اولین دولت در تاریخ چندین صد ساله گذشته ایران است که طی 42 سال حکومت پر ستم خود همچون دیگر رژیمهای قبلی ایران، ولی حتی یک وجب از خاک کشورمان را برعکس محمدرضا شاه و همه اسلاف او به هیچ کشوری واگذار نکرده است. ایران امروز تنها 30 در صد خاک کشور بزرگ ایران است. طی 200 سال گذشته 70درصد خاک ایران توسط پادشاهان به بیگانگان سپرده شده است و رژیم حاضر اولین دولتی است بعد از امپراطوریهای قدرت مندی چون صفویان فراتر از مرزهای ایران تلاش میکند به درست و یا غلط اعمال اقتدار کند.[i]

نکته محوری در حاشیه‌سازی‌ پیرامون سند راهبردی ایران و چین، دوقطبی‌سازی شرق ـ غرب در روابط خارجی ایران است که سعی دارد با به میان کشیدن همه فجایع آفریده شده اقتصادی و سیاسی و اجتماعی توسط رژیم جمهوری اسلامی را مبنا و  مقصر اصلی تحریم‌ها القاء کند تا روابط راهبردی از موضع برابر با شرق را که می‌تواند در خنثی‌سازی تحریم‌ها راهگشا باشد، به خودفروشی از روی استیصال تقلیل دهد.



نچه حتی زمانیکه محمدرضا شاه پهلوی نیز زمانیکه میخواست بدور از چشم اربابانش در لندن و واشنگتن انجام دهد هر دو دولت استعماری با مشاهده ملوکولهایی از استقلال فکری در شاه دست آموز خود دیدند او را تهدید و حتی برنامه گسترده کودتا علیه او را نیز برنامه ریزی نمودند.

از همین روست که امضای سند نقشه راه ۲۵ ساله همکاری‌های جامع راهبردی ایران و چین چنانچه پیش‌بینی می‌شد، با موجی از حاشیه‌سازی‌های مبتنی بر تحریف واقعیت از سوی جریان‌های مختلف داخل و خارج کشور مواجه شد.

هرچند مخفی نگاه داشتن محتوای سند همکاری از مردم ایران وجاهت و مشروعیت آنرا زیر سوال میبرد.

 

تاریخچه این توافق نامه

آغاز تدوین این سند بالادستی که ایران و چین به عنوان یک نقشه راه برای تحقق همکاری‌های جامع راهبردی بین دو کشور بر روی آن توافق کرده‌اند، هم‌زمان با سفر رسمی «شی جین پینگ» رئیس جمهور چین به ایران، در تاریخ ۳ بهمن ۱۳۹۴ کلید خورد.

در آن زمان، تهران و پکن با صدور بیانیه‌ مشترکی اعلام کردند که سطح روابط دو کشور را به مشارکت جامع راهبردی ارتقاء داده‌اند و بر اساس پیشنهاد طرف ایرانی به منظور تنظیم روابط بلندمدت با چین در بازه زمانی ۲۵ ساله و موافقت طرف چینی، دو کشور در بند ۶ بیانیه مذکور تمایل و آمادگی خود را برای رایزنی و مذاکره جهت انعقاد سند همکاری بلندمدت اعلام کردند.

در همین چارچوب وزارت امور خارجه رژیم و قطعا با همکاری دیگر نهادهای حکومتی نسبت به تهیه نسخه پیش‌نویس «برنامه همکاری جامع» اقدام کرد و نهایتاً پیش‌نویس این سند در جریان سفر رسمی محمدجواد ظریف به چین در شهریور ۱۳۹۸ به مقامات این کشور ارائه شد.

مقامات چینی نیز در بهار ۱۳۹۹ پس از انجام بررسی‌های لازم و مطالعه پیش‌نویس ارائه شده، نظر خود را  در مورد پیش‌نویس پیشنهادی طرف ایرانی اعلام کردند. در ادامه، وزارت امور خارجه با همکاری نهادهای کشوری ضمن بررسی سند، فرآیندهای قانونی را طی کرد و هیات دولت نیز در تاریخ ۳ تیر ۱۳۹۹، مجوز رسمی آغاز مذاکرات و امضای برنامه همکاری جامع بر اساس منافع متقابل بلندمدت را به وزارت امور خارجه ارائه کرد.

در مهر سال گذشته نیز در جریان سفر مجدد محمدجواد ظریف به چین، ایران نظرات اصلاحی و تکمیلی خود را در مورد این سند به اطلاع دولت چین رساند. طرف چینی نیز در نیمه اسفند ۱۳۹۹، نظرات خود را در مورد سند مذکور به اطلاع وزارت امور خارجه ایران رساند و نهایتا با سفر «وانگ ئی» وزیر خارجه چین به تهران در اولین روز سال جدید، این سند رسما به امضای طرفین رسید.

طبق اعلام مقامات تهران و پکن این سند را باید برنامه‌ای سیاسی، راهبردی، اقتصادی و فرهنگی دانست که سویه‌های همه‌جانبه روابط دو کشور در این حوزه‌ها را در افقی بلندمدت دنبال می‌کند.

 

تلاش برای تخریب توافق

این اتفاق مهم اما؛ به دلایل متعدد که مهمترین آنها را می‌توان جلوگیری از برون‌رفت ایران از زیر فشار تحریم‌های حداکثری غرب دانست، از همان ابتدا مورد توجه رسانه‌ای غربی و دنباله های آنها قرار گرفت تا با تمام توان خود اعم از رسانه‌های رسمی و شبکه‌های اجتماعی، ضمن وارونه‌نمایی از حقیقت ماجرا ذهن افکار عمومی ایرانیان را نسبت به آن بدبین کرده و تلاش کردند پیشبرد اهداف این توافق نامه را دچار اخلال کنند.

تولید محتوای رسانه‌ای با کلیدواژه‌هایی چون «فروش ایران به چین»، «ترکمانچای چینی» و… با استفاده از تکنیک جنگ روانی و نپرداختن به اصل ماجرا و بزرگ‌نمایی حواشی تحریف شده ـ  ماموریت اصلی این جریان است.

این در حالی است که در خصوص این سند و چرایی تدوین و امضای آن از سوی ایران نکات قابل توجهی وجود دارد که در صورت تبیین مناسب و دقیق می‌تواند به سوالات و ابهامات پاسخ دهد.

نکته محوری در این حاشیه‌سازی‌ها، دوقطبی‌سازی شرق و غرب در روابط خارجی رژیم است که سعی دارد اولا با معرفی کردن غرب به عنوان تنها منجی کشور، رژیم را مقصر اصلی تحریم‌ها القاء کند و ثانیا روابط راهبردی از موضع برابر با شرق که اتفاقا می‌تواند در موضوع خنثی‌سازی تحریم‌ها راهگشا باشد را به خودفروشی از روی استیصال تقلیل دهد.

فاکتها و حقایق اقتصادی سیاسی

در این خصوص توجه به نکات زیر از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و نشان می‌دهد که امضای چنین سندی اتفاقا مبتنی بر منطق دیپلماسی فعال و همه‌جانبه و تامین حداکثری منافع ملی است:     

اول؛ گرچه تولید ناخالص داخلی اقتصاد آمریکا چیزی در حدود ۲۹ تریلیون و ۴۷۱ میلیارد دلار بوده و از اقتصاد چین بسیار جلوتر است، اما قدرت خرید این کشور از ایالات متحده بالاتر است، لذا برای کشوری که نیازمند ارزآوری و ترغیب دیگران به سرمایه‌گذاری در داخل است، چنین سندی کاملا ضروری است.

به بیان دقیق‌تر؛ قطب اقتصاد جهان در آینده از آن چین خواهد بود و داشتن رابطه استراتژیک با کشوری که قدرت برتر اقتصادی است بسیار ارزشمند است. از سویی؛ ایران کشوری است که مزیت نسبی اقتصادی در صادرات نفت، گاز و محصولات پتروشیمی دارد و به همین دلیل مشارکت استراتژیک بلندمدت با تهران به نفع کشوری مانند چین خواهد بود.

از طرفی ایران نیز برای توسعه اقتصادی نیازمند سیاست‌گذاری خارجی چین در ازای واردات نفت و گاز و محصولات پتروشیمی است و چین می‌تواند در برنامه‌های اقتصادی صنعت نفت و گاز و زیرساخت‌های ارتباطی و مخابراتی ایران سرمایه گذاری کند. بنابراین اگر رابطه ۲۵ ساله اجرایی شود، می‌توان اطمینان نسبی در مورد یک برنامه‌ریزی بلندمدت اقتصادی داشت.

 

دوم؛ از جهت سیاسی نیز شراکت راهبردی با پکن دارای تأثیرات مثبتی است که عامدا بدان پرداخته نمی‌شود. در طی دو دهه اخیر، چین بعد از آمریکا، از نظر اقتصادی، جمعیت و هزینه‌های نظامی دومین کشور قدرتمند و فعال در جهان بوده و هزینه‌های نظامی آن مرتباً در حال افزایش است.

از سویی؛ ایران با وجود همه دشمنی‌ها و سخت‌ترین رژیم‌های تحریمی به نقطه‌ای از توان‌مندی و ثبات داخلی و همچنین اثرگذاری منطقه‌ای و بین‌المللی رسیده که بسیاری از کارشناسان و حتی سیاست‌مداران غربی را به اذعان واداشته است، لذا پیداست که آمریکا و غرب نمی‌توانند نظر خوشی نسبت به این تفاهم‌نامه که معنایی جز تشکیل یک بلوک قدرت جدید در برابر غرب و اقمارش ندارد، داشته باشند. همه سرو صدهای مربوط به پروزه اتمی و بعد هم موشکهای رژیم دقیقا در همین راستاست.

آنها خوب واقفند این تفاهم‌نامه می‌تواند آغاز یک حرکت استراتژیک و معنادار در جهت نزدیکی ایران به شرق و طبعا کاهش نیاز ایران به غرب باشد و از سوی دیگر می‌تواند یک حرکت استراتژیک چین برای ورود به غرب آسیا و نزدیکی به بازارهای غرب و کمک به تحقق ایده تبدیل چین به هژمونی اقتصادی و تصاحب جایگاه آمریکا شود.

بسیار واضح است که در شرایط فشار شدید آمریکا، ایران نباید دست روی دست بگذارد و صرفا نظاره‌گر وضع حاضر باشد تا به کشوری منزوی تبدیل شود. منطق یک «دیپلماسی هجومی» مبتنی بر «راهبرد مقاومت فعال» حکم می‌کند که به آلترناتیوهای دیگر بیندیشد.

سوم؛ منافع گسترده‌ای که ایران در حوزه اقتصادی از این سند کسب می‌کند جای تبیین فراوان دارد.  تحقق سرمایه‌گذاری سنگین چین در ایران و همکاری ایران در تحقق طرح «یک کمربند یک جاده» به‌عنوان طرحی در بستر مسیر جاده ابریشم قطعا می‌تواند برای ایران به‌عنوان گذرگاه اصلی این طرح حائز اهمیت باشد و در افزایش آبادانی و توسعه اقتصادی ایران نقشی مهم ایفا کند.

منافع ملی ایران در قرار گرفتن در کمربند ابریشم ششگانه

متاسفانه به دلایلی چون برخی نگاه‌های افراطی معطوف به غرب، ایران سال‌های طلایی با ارزشی را برای به فعلیت رساندن ظرفیت ژئوپلیتکی و ژئواکونومیکی خود از دست داده و آن‌گونه که باید نتوانسته در طرح‌هایی چون یک کمربند، یک جاده نقشی ایفا کند. یکی از ویژگی‌های این سند تاکید بر ایفای نقش موثر ایران در این طرح است و امید است از فرصت باقی‌مانده برای تحقق بخشی از این ظرفیت بزرگ در قالب توسعه همکاری‌ها در حوزه‌های زیرساختی ـ ارتباطی (ریلی، جاده‌ای، بندری و هوایی) نهایت استفاده صورت گیرد که قطعا منجر به احیاء و شکوفایی ظرفیت‌های ترانزیتی ایران خواهد شد.

نگارنده در سالهای 1385 به بعد بدلایل شغلی درگیر به سامان رساندن قرارداد یک پروژه ریلی بین مرزهای شرق کشور به غرب کشور با سرمایه گذاری اروپایی بود که میتوانست ایران را در مسیر راه ابریشم قراردهد ولی متاسفانه علیرغم تلاش نزدیک به پنج سال، با سنگ اندازی عوامل فاسد داخلی و کارشکنی های عوامل مشکوک با شکست مواجهه شد.

کمربند راه ابریشم نوین دربردارنده دالان‌هایی است که تاکنون شش مورد آن در مرحله طراحی یا در دست ساخت است:

  1. «دالان اقتصادی چین، مغولستان، روسیه»،
  2. «دالان اقتصادی پل زمینی اوراسیای نوین»،
  3. «دالان اقتصادی شبه جزیره هندوچین»،
  4. «دالان اقتصادی بنگلادش، چین، هند، میانمار»،
  5. «دالان اقتصادی چین، آسیای میانه، آسیای غربی»
  6. «دالان اقتصادی چین، پاکستان».

 

نکته اینکه؛ از میان این دالان‌ها، دو دالان آخر بر امنیت ملی ایران تاثیر زیادی خواهد داشت و حفظ امنیت ایران را برای دیگر بازیگران فعال در آنها با اهمیت خواهد کرد.

 

مسیر «چین، آسیای میانه، غرب آسیا» شامل چهار کریدور است:

  1. کریدور «کاسپین» (چین، قزاقستان، قرقیزستان، ازبکستان، ترکمنستان، دریای کاسپین، آذربایجان، گرجستان، ترکیه، اروپا)،
  2. کریدور «دالان میانی» (چین، قزاقستان، دریای کاسپین، آذربایجان، گرجستان، ترکیه، اروپا)،
  3. کریدور «تاریخی شمالی» (چین، قزاقستان، قرقیزستان، ازبکستان، ترکمنستان، ایران) و
  4. کریدور «تاریخی جنوبی» (چین، تاجیکستان، افغانستان، ایران) است.

 

مسیر اقتصادی چین و پاکستان هم شامل:

  • کریدور «قراقروم – گوادر» (چین، پاکستان، دریای عمان)
  • کریدور «قراقروم، زاگرس» (چین، پاکستان، ایران) است.

سه دالان کاسپین، میانی و قراقروم ـ گوادر از ایران نمی‌گذرند ولی دالان‌های تاریخی شمالی، تاریخی جنوبی و قراقروم ـ زاگرس از ایران عبور می‌کنند.

 

بر این اساس؛ ایران کشوری ژئواستراتژیک در مسیر راه ابریشم نوین است که چین را از طریق آسیای میانه به منابع انرژی خلیج‌فارس و قلب آسیای غربی و اروپا متصل می‌کند. همچنین ایران آسان‌ترین مسیر تجاری غیرروسی برای دستیابی کشورهای آسیای میانه به آب‌های آزاد است.

 

چهارم؛ چین همواره سودای کاهش خطر انرژی در تنگه‌های مالاکا و هرمز را داشته است. ایران با برخورداری از منابع غنی انرژی و کنترل بر تنگه هرمز که حدود دو پنجم از واردات نفتی چین از این تنگه عبور می‌کند، نقش مهمی در این راه نوین انرژی دارد، لذا ایران در نگاه چین، کشوری مهم در راه ابریشم برای گسترش دست‌رسی فرامرزی چین از طریق آسیای میانه به خلیج‌فارس و اروپاست. از نگاه استراتژیست‌های چینی، ایران آخرین دیوار در برابر نفوذ آمریکا در اوراسیاست.

نه تنها آمریکا که متحدانش در آسیای غربی ـ سلفی‌گرایی عربستان و پان ترکیسم ترکیه که ترکیب آن را می‌توان در اویغورهای ضد پکن دید ـ تهدیداتی علیه امنیت ملی و یکپارچگی سرزمینی چین خواهد بود، مسئله‌ای که می‌تواند ایده راه ابریشم نوین را در نطفه خفه کند.

 

پنجم؛ ارزش ایران در ژئوپلیتیک انرژی واجد اهمیت فراوان است. به یاد داشته باشیم که راه ابریشم نوین به اهمیت کنترل جریان انرژی از خلیج‌فارس و آسیای میانه و روسیه به چین اشاره دارد. هیچ کشور نفت‌خیزی به جز ایران توانایی ارتقای روابط خود با پکن به سطح استراتژیک را ندارد.

به بیان بهتر؛ ایران نه تنها به‌عنوان دارنده دومین ذخایر نفتی و گازی جهان می‌تواند نیاز روزافزون چین به انرژی را برآورده سازد، بلکه در مدیریت منابع انرژی خود در قیاس با سایر کشورهای نفتی منطقه به ویژه عربستان متفاوت عمل کرده و آمریکا نفوذی در آن ندارد. همچنین تحریم طولانی‌مدت ایران از سوی غرب امکان حضـور شرکت‌های نفتی غربی در صنعت نفت کشور را از میان برده و زمینه را برای حضور موثر چین فراهم آورده است.

باید به این نکته توجه داشت که ایران همواره یکی از سه صادرکننده مهم نفت به چین تا پیش از اعمال تحریم‌های ترامپ بوده است. اوج روابط انرژی در میانه سال‌های ۲۰۱۱ و ۲۰۱۴ بود که چین بیش از ۲۲ هزار میلیون دلار انرژی از ایران وارد می‌کرد. به همین دلیل، بازیگری ایران در این کلان‌پروژه برای امنیت ملی و توسعه همه‌جانبه کشور سرنوشت‌ساز خواهد بود.

بنابر آنچه گفته شد؛ توافق‌نامه چین و ایران گامی تعیین‌کننده در احیای راه ابریشم خواهد بود که قدرت مانور ایران را در روندهای ژئواکونومیک منطقه افزایش داده و دیگر قدرت‌های اقتصادی را به سرمایه‌گذاری در اقتصاد و زیرساخت‌های ایران، به‌ویژه بنادر و شبکه‌های راه‌ها ترغیب خواهد کرد.

از سویی؛ منافع اقتصادی این همکاری راهبردی به دلیل رویکرد چینی‌ها نه تنها به استقلال کشور خدشه‌ای وارد نخواهد کرد که با کمک به تحرک ظرفیت‌های داخلی و خنثی‌سازی تحریم‌ها و در نتیجه بهبود نسبی شرایط اقتصادی کشور، باعث تقویت مجدد موقعیت کشور در مذاکره با اتحادیه اروپا خواهد شد.

البته گرچه برخی گزارش‌ها درباره تصمیم ایران در اخراج هند از پروژه سرمایه‌گذاری در بندر چابهار به نفع پکن گزارش داده‌اند، تهران اما با احتیاط از واگذاری چابهار به پکن جلوگیری می‌کند. از همین رو تهران در پی فشار بر هند برای شتاب بخشیدن به سرمایه‌گذاری مضاعف در چابهار است.

همزمان ایران جاسک را برای سرمایه‌گذاری به چین پیشنهاد داده و با این کار به‌دنبال سیاست فراگیرتر در بازی با چین و هند خواهد بود.

در واقع، توافق‌نامه چین و ایران دهلی‌نو را وادار کرده است تا سستی در همکاری خود با ایران را در چابهار جبران کند، چرا که مقامات هندی به شدت خواستار راه‌اندازی «جاده کتان» خود و دسترسی به افغانستان و آسیای میانه از طریق چابهار هستند.

به علاوه، این توافق‌نامه می‌تواند پیوستن ایران به شبکه شاهراه‌های کلان را تسهیل کرده و ما را به گرانی‌گاه راه ابریشم نوین، دالان حمل‌ونقل بین‌المللی شمال و جنوب و البته جاده کتان تبدیل کند.

 

جای شگفتی نیست که ایالات‌متحده روابط راهبردی ایران و چین را هدف قرار دهند، چه، رهنمودهای نوین ژئوپلیتیک ایالات‌متحده که همچون جمهوری‌خواهان در دکترین سیاست خارجی دموکرات‌ها نیز بر آن تاکید شده، ایجاب می‌کند اضلاع بلوک‌های قدرت جدید در هندسه آینده نظام بین‌الملل که نظم موجود مبتنی بر تک ابرقدرتی آمریکا را به چالش می‌کشد زیر فشار قرار بگیرند.

 

بعضی اطلاعات در مورد سیاست خارجی رژیم از زبان:

 

 

اینکه چرا طرف چینیها در گذشته برای انعقاد قرارداد با ایران جدیت نداشتند باید از قول وزیر خارجه رژیم محمد جواد ظریف  در مصاحبه اش با ایرنا، گفت:

من از روز اول که در مجلس صحبت کردم،‌گفتم که سیاستم این است که با تمام دنیا کار کنم، سیاست من، سیاست متوازن با همه دنیاست، برجام حل مشکل ما با غرب نبود. بلکه حل مشکل با روسیه و چین بود.‌ فراموش نکنیم در ۶ قطعنامه شورای امنیت، روسیه و چین هم علیه ما رای مثبت دادند و تنها در سال های اخیر بود که آنها رای منفی دادند. یادتان نرود در دولت قبل به ۶ قطعنامه فصل هفتی، چین و روسیه علیه ما رای مثبت دادند ولی امروز رای آنها منفی شد در حالی که حتی ما به رای منفی آنها نیاز نداشتیم و با رای ممتنع هم قطنامه ها شکست می خورد. نگاه ما تعامل با تمام دنیاست. ما از سال ۹۲ که سر کار آمدیم درخواست کردیم با چینی ها رابطه استراتژیک برقرار کنیم اما آنها تا سال ۹۴ پاسخ ندادند چون شرایط قطعنامه ها قبلی زمینه را فراهم نمی کرد، ‌فراموش نکنید که آنها تا زمان انعقاد برجام هیچ دعوتنامه ای به کسی نداد. اولین دعوتنامه مربوط به مردادماه ۹۴ به سردار شهید سلیمانی بود که بعد از برجام صورت گرفت. ‌ شاکله بروکراسی ایران گرایش به شرق نیست. وزیر خارجه و یا وزیر نفت نمی توانند آن را عوض کنند این موضوع دوران،‌ زمان و تجربه می خواهد. متاسفانه موانعی در این زمینه وجود دارد من اگر به سال ۹۲ بر می گشتم هر کاری که امروز انجام دادم را دوباره تکرار می کردم،‌ تا یک روز هم مردم ایران بی جهت زیر تحریم نباشند.  برای اینکه بتوانیم رابطه خوبی با چین داشته باشیم،‌ باید با اروپا رابطه خوبی داشته باشیم و اگر بخواهیم رابطه خوب با اروپا داشته باشیم باید رابطه خوبی با چین داشته باشیم،‌ این باعث می شود تا ما از بهترین امکانات استفاده کنیم. ضمن اینکه با اروپا هیچ مشکلی نداشتیم اما این اروپایی ها بودند که یکی پس از دیگری،‌ ایران را ترک کردند . هم اکنون نیز با این کشورها در حال مذاکره هستیم. مصاحبه محمدجواد ظریف با ایرنا

تحریریه نه به تروریسم و فرقه ها

14 نوروز 1400

[i] سرزمین های کنونی ایران , تنها 30 درصد از ناحیه ای وسیع است که در تاریخ با نام “ایران زمین ” “ایران بزرگ ” یا “ایرانشهر”و در جغرافیا با نام فلات ایران شناخته می شود .ترفندها و دسیسه های بیگانگان به ویژه انگلستان و روسیه و سستی پادشاهان میهن فروش گذشته بخش های زیادی از این سرزمین کهن را در طول فاصله کوتاه 200 ساله از ایران بزرگ جدا نمود که مروری بر چگونگی هر یک از این جدایی ها به رغم تلخی بسیار برای میهن گرایان ایران، از برای الزام جدیت و حساسیت ما دست کم برای نگاهبانی از سرزمین های باقیمانده موجود بسیار آموزنده خواهد بود .گستره سرزمین های جدا شده از ایران در قراردادهای ترکمنچای , گلستان , آخال,پاریس و …سرزمین های جدا شده قفقاز بر اساس قراردادهای گلستان و ترکمنچای با روسیه (1813 و 1828 م .)

آران و شروان : 86600 کیلومتر مربع

ارمنستان : 29800 کیلومتر

گرجستان : 69700 کیلومتر

داغستان : 50300 کیلومتر

اوستیای شمالی : 8000 کیلومتر

چچن : 15700 کیلومتر

اینگوش : 3600 کیلومتر

جمع کل : 263700

سرزمین های جدا شده ایران شرقی بر اساس پیمان پاریس و پیمان منطقه ای مستشاران انگلیسی :

هرات و افغانستان : 625225 کیلومتر

بخش هایی از بلوچستان و مکران : 350000 کیلومتر

جمع کل : 975225 کیلومتر

سرزمین های جدا شده ورا رود بر اساس پیمان آخال با روسیه (1881 م ) :

ترکمنستان : 488100 کیلومتر

ازبکستان : 447100 کیلومتر

تاجیکستان : 141300 کیلومتر

بخش های ضمیمه شده به قزاقستان : 100000 کیلومتر

بخش های ضمیمه شده به قرقیزستان : 50000 کیلومتر

جمع کل : 1226500 کیلومتر مربع

سرزمین های جدا شده جنوب خلیج فارس بر اساس پیمان منطقه ای مستشاران انگلیس :

امارات : 83600 کیلومتر

بحرین : 694 کیلومتر

قطر : 11493 کیلومتر

عمان : 309500 کیلومتر

جمع کل : 405287

مساحت سرزمین های جدا شده از ایران درونی به همراه دو سوم کردستانات (که در دوره صفوی به اشغال عثمانی در آمد و بعد ها در بین سه کشور ترکیه ,عراق و سوریه تقسیم شد ) به مساحت تقریبی 200000 کیلومتر مربع و نیز عراق به مساحت 438317 کیلومتر مربع .

روی هم حدود 3/5 میلیون کیلومتر مربع بالغ می شود که این مقدار تجزیه یک کشور در کل تاریخ ایران و جهان بی مانند است !

نا گفته نماند هر چند استعمار توانست با نیرنگ و دسیسه میان سرزمین ها و مرزهای ایران خط سیاسی بکشد اما هرگز توان برابری با فرهنگ اهورایی ایران زمین را نداشته و نخواهد داشت و در جای جای این سرزمین های جدا شده می توان رد پای فرهنگ و آیین های ایران زمین را یافت .)).

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

 
error

Enjoy this blog? Please spread the word :)

RSS20k
دریافت مطالب جدید از طریق ایمیل5k
مارادر فیسبوکتان به اشتراک بگذارید12k
از کانال یوتوب ما بازدید کنید14k
از کانال یوتوب ما بازدید کنید
extra smooth footnotes