گندزدایی جامعه سیاسی خارج کشور

گندزدایی جامعه سیاسی خارج کشور

Who are Mek cult? An inside report for the first time by defected High-ranking Mek and NCRI member.

An inside report for the first time by an ex-high-ranking member of Mek and NCRI based on the Mek’s own publications and ... Who assassinated the Americans in Tehran? Mek and Spying for Russia Did CIA destroy Mek-Russia spy net? How Mek retaliated? Seizure of US Embassy in Tehran? Mek’s Islamist Revolutionary Courts Mek and the Children in the Combat Mek and Saddam Hossein of Iraq and Saudi Arabia Mek as Assassinators Who is the head wife in Mek Leader’s Harem? Have they changed? How Maryam Rajavi deceives the western world? How Mek terrorism differs to ISIS and Al Qaeda terrorism? Why Mek is more dangerous? Use of 10-year-old children in combat by Mek. Who are the wives of the harem of the Caliph of the Mek? Mek’s planed courts and justice for their Islamic State describe by its Calipha. How the world can protect itself against terrorism?

مصطفی رجوی پدرش مسعودرجوی را به دادگاه کشانده است

در مطلب سپتامبر 2020 نیز تحت مطلب ” سخنی با مصطفی رجوی” نوشتم که دشمن مصطفی رجوی پدرش است و نه کس دیگر در آنچه مصطفی رجوی بعنوان ورود یا ادامه به مبارزه برای آزادی و… نامید، باید بداند که در این مسیر، دشمن اصلی اش، نه رژیم که مسعود رجوی خواهد بود.

واکـاوی مـزدوری! سلطانی، خـدابنده، عـزتی، حسینی، یغـمایی، کـریمدادی، مصــداقی و پورحسین، منتقدین فرقه مافیایی رجوی. نقد آتشبیاران معرکه مشترک رجوی و سایت رهیافتگان

داود باقروند ارشد عضو علیرتبه سابق مجاهدین و شورای ملی مقاومت

محمدرضا روحانی مسئول مستعفی کمیسیون امور ملیتهای شورای ملی مقاومت: مسعود رجوی، ودرخواست اعدام امیر انتظام،حکم اعدام علی زرکش و مهدی افتخاری، دشنام به شاملو ،مرضیه ‌وتهدید جدا شدگان پناهنده در خارج کشور

محمدرضا روحانی مسئول مستعفی کمیسیون امور ملیتهای شورای ملی مقاومت: مسعود رجوی، ودرخواست اعدام امیر انتظام،حکم اعدام علی زرکش و مهدی افتخاری، دشنام به شاملو ،مرضیه ‌وتهدید جدا شدگان پناهنده در خارج کشور

تقدیم به امیروفا یغمایی که مسعودرجوی مادرش را جلو چشمانش ذبح کرد

مبارزه با رژیم یا فروپاشی درونی فرقه ای داعشی که میلیتاریسیم جهانی برای ایران تدارک دیده است

چرا رجوی نیاز دارد درخواست دیدار با اعضای در اسارتش را به نبرد دین بین فو تعبیر کند؟

افشای حقایق پشت پرده ضدیت با خانواده با اسناد سازمانی توسط داود باقروندارشد از مسئولین خانوادهها در مجاهدین

گسترش وطن فروشی در خارج کشور به سرکردگی رهبر همه وطن فروشان و دشمنان ایران

حمایت از تحریم و حمله نظامی به ایران خیانت به مردم و فاصله گرفتن آشکار از ایران و ایرانی

تحلیل طوفانِ سراسریِ جورج فلوید در آمریکا -داود باقروند ارشد

پایه اجتماعی فرقه رجوی (آمریکای نئوکانها) درحال فروپاشی است و رجوی برای صدمین بار بیگانه پرستیش به گل نشسته است

پربیننده ترین ها

ملاقات با نخست وزیر هلند آقای مارک روته در جریان کنگره سالانه حزب اتحاد احزاب لیبرال اتحادیه اروپا (آلده پارتی) در آمستردام. طی ملاقات ضمن معرفی خودو فرقه رجوی و نقض شدید حقوق بشر توسط این فرقه در آلبانی تشریح شد.

ملاقات با آقای گای فرهوفشتادت عضو پارلمان اروپا و رهبر فراکسیون لیبرالهای اتحادیه اروپا از سیاستمداران عالی و افشای همه ترفندهای فریب فرقه رجوی در زمینه ماهیت این فرقه و فشارها و توطئه هایی که علیه جدا شدگان اعمال میکند.

بنابه دعوت یو ان واچ جنبش نه به تروریسم و فرقه ها در نشست سالیانه حقوق بشر و دمکراسی شرکت کرد. خانم دکتر هشترودی بنا به دعوت جنبش نه به تروریسم وفرقه ها در این نشست شرکت کردند که حضور ایشان باعث خوشحالی جنبش نه به تروریسم و فرقه ها گردید. ایشان ضمن حضورفعالشان در نشست با اعضای عالیرتبه شرکت کننده در جلسه به بحث و گفتگو پرداختند. ازجمله با وزیر سابق دادگستری و عضو پارلمان کانادا آقای ایروین کولتر و از بنیانگذاران یوان هیومن راتس واچ مفصلا به بحث پرداختند. این کنفرانس سالیانه جهت شنیدن گزارشات قربانیان حقوق بشربرگزار میشود. در همین رابطه آقای داود ارشد رئیس جنبش نه به تروریسم و فرقه ها سخنانی بشرح زیر ایراد کردند:

درملاقات با دکترورنر هویر به اطلاع ایشان رسید که: فرقه رجوی در حال تدارک دیدن یک زندان ابدی موسوم به اشرف 3 در ‏محلی دورافتاده میباشد. این محل یک پایگاه نظامی متروکه آمریکایی می باشد با یک فرودگاه و یک سکوی هلی برد کوچک و ‏بخشی از سیستم های داخلی آن مستقیما از آمریکا آورده شده و نصب گردیده اند. از ایشان استمداد کمک شد. ‏

ملاقات با همسر نرگس محمدی در مقر ملل متحد ژنو-------آقای داود ارشد و خانم دکتر هشترودی با همسر نرگس محمدی در این ملاقات آقای تقی رحمانی همسر نرگس محمدی که خودشان نیز چندین نوبت زندان بوده اند از نقض حقوق بشر در ایران گزارشی به کنفرانس ارائه کردند و از تناقضات موجود در سیستم قضایی ایران در جریان محاکمه نسرین محمدی بطور مفصل و جامع سخن گفتند.خانم دکتر هشترودی و آقای مهندس ارشد با ایشان ابراز همدردی کردند و جزئیات بیشتری از موارد نقض حقوق بشر در فرقه تروریستی رجوی که در آن فعال بوده است را برای آقای تقی رحمانی تشریح نمودند.

دادخواهی علیه برده داری پناهجویان در تیرانا همچو لیبی توسط فرقه رجوی در دیدار آقای ارشد با نخست وزیران هلند و اسلووانیا

ملاقات با رهبر حزب دمکراتهای آزاد آلمان (اف پ د) آقای کریستین لیندنر در جریان کنگره سه روزه احزاب لیبرال اروپا در آمرستردام هلند. افشای جنایات فرقه رجوی علیه اعضا و جدا شدگان

آقای ارشد در مورد ادعای فرقه رجوی و حامیانش گفتند چند شاخص آشکار وجود دارد. چرا متحدین آنها بویژه آقای دکتر بنی صدر با پیش بینی سرنوشت آنها در عراق از آنها جدا شدند؟ چرا هیچ ایرانی چه مردمی چه سیاسیون در مراسم آنها شرکت نمیکنند؟ چرا این تشکیلات مجبور است جهت گردهمآیی هایش سیاهی لشکر کرایه کند؟ چرا این تشکیلات در ترس از مردم ایران اجازه نمیدهد با اعضایش درارتباط قراربگیرند؟ چرا ارتباط اعضایش را با جهان قطع میکند؟ چرا تمامی تحلیلگران برحقیقت نفرت مردم از این تشکیلات بدلیل همکاری با صدام را تاکید میکنند؟ چرا باید رجوی در داخل تشکیلاتش زندان و شکنجه برای اعضای خودش راه بیندازد؟ چرا مجبور است برای دریافت حمایت سیاسی هرچند بی ارزش منافع مردم ایران را به کسانیکه خود به کشتن آنها افتخار میکرده است بفروشد و حتی برای چند دقیقه سخنرانی آنها دهها هزار دلار بپردازد؟ چرا حتی عربستان حامی سیاسی و مالی آنها ارزیابیشان از آنها این استکه “هیچ جایگاهی در میان مردم ایران ندارند”؟ چرا در همین پارلمان اعضای سابق منتقدش را بقصد کشت میزند؟ چرا هر منتقدی ایرانی و حتی غیره ایرانی را جاسوس و مزدور رژیم!! میخواند؟ آیا بخاطر همین چرا ها نیست که: وقتی مردم ایران در سراسر کشور جهت خواسته هایشان دست به تظاهرات و اعتراض میزنند هیچ اسمی از آنها نمیآورند؟ آیا این مسئله پیامش غیر از این است که: مردم ایران رژیم حاضر را صد بار به فرقه رجوی ترجیح میدهند. و “تنها آلترناتیو دمکراتیک” جوکی بیش نیست.

خانم دکتر فریبا هشترودی: با یقین میگویم که مجاهدین شکنجه میکنند…. هشترودی1سرکار خانم دکتر فریبا هشترودی یکی از برجسته ترین زنان ایرانی جزء افتخارات ایرانیان در فرانسه، نویسنده و خبرنگار و فعال سیاسی که سابقا عضو شورای ملی مقاومت ایران بوده است که باید ایشان را بیشتر شناخت با علم یقینی در مورد فرقه تروریستی رجوی از درون آن سخن میگوید. وقتی به عمق پوسیدگی تشکل رجوی پی بردم جدا شدم بله

آخرین کلام مهدی تقوایی خطاب به مسعود رجوی

آخرین کلام مهدی تقوایی خطاب به مسعود رجوی

مهدی تقوایی از اعضای زندانی زمان شاه تشکیلات مجاهدین، که رضا رضایی در خانه او با ساواکی ها روبرو و خودکشی کرد. و مسئول چاپخانه مخفی سازمان بود. با همسر و دو فرزندش در مخالفت با انقلاب ایدئولژیک بعد از محاکمه اش در عراق به ارودگاه مرگ رمادی عراق فرستاده شدند تا در آنجا بپوسند.

بیانیه 14 تن

بیانیه 14 تن

نیروی خارج کشور چه میخواهد ‏و بیانیه 14 تن

مقالات پربیننده

فرقه ها در میان ما

دانش علمی شناخت و تمیزدادن فرقه از تشکل سیاسی

بدون شناخت علمی از فرقه های خطرناک تحلیل عملکردهای فرقه رجوی و اثرات بشدت مخرب آن بر اعضا و جداشدگان و خلاص شدن از فشارهای شکنجه گونه روانی مغزشویی های چندین دهساله غیرممکن است

خانم آناگومز نماینده پارلمان اروپا خواستار اخراج فرقه رجوی شد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت دوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی امروز باید گفت آنچه را که فردا گفتنش دیر است

قسمت دوم: گفت و شنود با فرشته هدایتی: افشاگریهای فرشته هدایتی در مورد فرقه رجوی

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

سیامک نادری مرگهای مشکوک فرقه رجوی را افشا میکند

کشتن و سربه نیست کردنهای فرقه رجوی

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

فعالیت های ما در تصویر

افشاگری به کشتن دادن حسن جزایری از دانشجویان هوادار رجوی

 

سقوط امپراطوری روم و ظهور کلیسا


. سالهاي آخر [امپراطوري روم] سالهاي حکومت امپراطوران بیخاصیتی بود که یکی بعد از دیگري میآمدند و می رفتند
گوتهاي گل یکی از سرداران خود به نام آویتوس را امپراطور اعالم کردند (سال455)؛ مجلس سنا از تأیید او خودداري
کرد، و او به اسقفی برگزیده شد. امپراطور مایوریانوس سالهای(456- 461) دلیرانه کوشید تا نظم را برقرار کند، اما توسط
.نخست وزیر خود، ریکیمر ویزیگوت، خلع شد. امپراطور سوروس سالهای(461- 465) آلت بی اراده اي در دست ریکیمر بود
آنتمیوس (467-472) فیلسوفی نیمه مشرك بود که براي غرب مسیحی غیر قابل قبول مینمود؛ ریکمیر او را
محاصره و دستگیر کرد و به قتل رسانید. اولوبریوس، به عنایت ریکیمر، دو ماه امپراطوري کرد (472) و حتی خودش از اینکه به مرگ طبیعی میمرد  شگفت آمد . گلوکریوس (473) بزودي خلع شد، و روم به مدت دو سال زیر
فرمانروایی یولیوس نپوس قرار گرفت. در این حیص و بیص،جماعات مختلفی از بربرها به ایتالیا سرازیر شدند ـ اینها
عبارت بودند از: هرولها، سکیرها، روگیها، و قبایل دیگري که سابقاً فرمانروایی آتیال را پذیرفته بودند. همزمان با هجوم
آنها، یک سردار پانونیایی به نام اورستس امپراطور نپوس را خلع کرد و پسر خود رومولوس (ملقب به آوگوستوس) را
.(475) به تخت سلطنت نشاند
متجاوزان جدید ثلث ایتالیا را از اورستس خواستند، و چون او از اجابت تقاضاي آنان
امتناع کرد، او را کشتند و سرداري از خودشان
که پسر ادکون وزیر آتیال بود، از شایستگی بی
این واقعه را به «سقوط رم» تعبیر نکرد؛ بلکه بر عکس، به عنوان وحدت رحمتبار امپراطوري تلقی
،در صحنۀ ملی تلقی میشد . به هر حال
.غرب گسیخته شد
ًهیچ کس، ظاهرا
شد ـ همان گونه که سابقاً در زمان قسطنطین بود. سناي روم نیز موضوع را به همین نحو تلقی کرد و مجسمهاي از
.زنون در رم برپا داشت
ژرمنی کردن ارتش، دولت، و دهقانان ایتالیا، و ازدیاد نفوس ژرمنها در آن کشور، چندان
پشرفت کرده بود که نفوذ ژرمنها در صحنۀ سیاست همچون تغییر ناچیزي
.اودوآکر عمال همچون پادشاه بر ایتالیا فرمانروایی کرد و چندان اعتنایی به زنون نداشت
گلها و ساکسونها در کار تصرف بریتانیا، و فرانکها مشغول گرفتن گل بودند. در غرب دیگر امپراطوري بزرگی وجود
. نداشت. نتایج فتح بربرها بی پایان بود
.از لحاظ اقتصادي، این غلبه به بازگرداندن کشور به وضع روستایی انجامید
بربرها از کشت زمین، گله داري، شکارورزي، و جنگ
ارتزاق میکردند و هنوز هم به مسائل بغرنج تجارت، که مایۀ
١٧۴٧
در حقیقت، ژرمنها ایتالیا را
تسخیر کرده بودند، همان گونه که گایسریک افریقا را گشوده و ویزیگوتها اسپانیا را فتح کرده بودند، و همان طور که
آن
،به نام اودوآکر را به جاي رومولوس به تخت نشاندند (476). اودوآکر
،بهره نبود؛ مجلس سناي دل و جرأت باخته را به اجالس فرا خواند و
به میانجیگري آن، به زنون، امپراطور جدید شرق، فرمانروایی بر تمام امپراطوري را پیشنهاد ک
رد، مشروط بر آنکه
اودوآکر به عنوان صدر اعظم او بر ایتالیا حکومت کند. زنون این پیشنهاد را پذیرفت، و بدین گونه رشتۀ امپراطوريسعادت شهرها بود، واقف نشده بودند؛ با پیروزي آنان خصلت شهري تمدن غرب به مدت هفت قرن قطع شد. از
لحاظ نژادي، مهاجرتهاي بربرها اختلاط نوینی از عناصر نژادي پدید آورد ـ آمیختگی قابل ملاحظه
اي از خون ژرمنی
در ایتالیا، گل، و اسپانیا؛ و از خون آسیایی در روسیه، بالکان، و هنگري. این اختلاط ، نفوس ایتالیایی یا گلی را از
لحاظ معنوي تقویت نکرد. آنچه واقع شد این بود: افراد و نژادهاي ضعیف از طریق جنگ و سایر کشمکشها از میان
رفتند؛ هر کسی ناچار شد در پی تقویت نیروي جسمانی، تاب و توان، جسارت، و خصال مردانهاي باشد که از مدتها
پیش به علت امنیت و آسایش از میان رفته بود؛ و عادات سالمتر و سادهتر زندگی، که به سبب تنعم و تجمل شهرها
از میان رفته بود، به نیروي فقر جانی دوباره گرفتند. از لحاظ سیاسی، غلبۀ بربرها نوع پست تري از سل طنت را
،جانشین نوع عالیتري از آن ساخت. اقتدار اشخاص را بیشتر کرد، و از قدرت و حمایت قانون کاست؛ در نتیجه
.فردگردایی و خشونت بالا گرفت
از لحاظ تاریخی، غلبۀ بربرها شکل خارجی آنچه را که از درون فاسد شده بود ویران
ساخت؛ طومار زندگی پیشین را ، که با تمام نعمات
حال، آغاز یک حیات نوین
و نظم و فرهنگ و قانونش به ضعف پیري گراییده و قدرت رشد و
.تجدید حیات را از دست داده بود، با وحشیگریی تأسف انگیز و از بیخ و بن درنوردید
ممکن بود: امپراطوري غرب از میان رفت، اما کشورهاي اروپاي نوین زاده شدند. هزار سال قبل از میلاد، متجاوزان
،شمالی وارد ایتالیا شده، ساکنان آن را منقاد ساخته و با آنها مخلوط گشته، و تمدن آنان را کسب کرده بودند و
،همراه با خود آنان، طی هشت قرن
.چرخ تاریک یک دور کامل گشت؛ آغاز و انجام همانند بودند، اما انجام همواره نوعی آغاز بود
تمدن نوینی بنا نهاده بودند . چهار صد سال پس از مسیح، همان واقعه تکرار شد؛
فصل سوم
پیشرفت مسیحیت
451- 364
چون نظم قدیم در فساد، جبن، و اهمال محو شد، سپاه متحدي از کلیساییان با
.حمیت و مهارت به دفاع از ثبات و ملایمتی که بار دیگر در زندگی رخ نموده بود برخاستند
. تشکیل شده بود
. دایۀ مهربان تمدن جدید کلیسا بود
وظیفۀ تاریخی کلیسا
عبارت بود از تحکیم مجدد بنیان اخلاقی اشخاص و جامعه از طریق دادن جنبۀ قدسی ماوراي طبیعی به احکام
ناگوار مربوط به نظم اجتماعی، و القاي آرمانهاي ملایم در بربرهاي درشتخوي از طریق ایمانی که خود به خود از
افسانه و اعجاز، بیم و امید، و عشق
در مبارزة دین جدید، براي تسخیر و رام کردن و تنویر افکار
مردم جاهل یا منحط و تشکیل یک امپراطوري ایمانی متحد سازنده که مردم را دوباره به هم بپیوندد ـ همان گونه
که قبلا سحر یونان و جلال روم پیوندشان داده بود ـ عظمتی حماسه آمیز اما آلوده با موه
.دارد. نهادها و ایمانها زاییدة احتیاجات انسانی هستند، و ارزیابی آنها باید با توجه به این ضرورتها صورت پذیرد
ومپرستی و ظلم وجود
١٧۴٨زمان کلیسا – Iسا
اگر هنر شکل و سازمان دادن به مواد باشد، کلیساي کاتولیک رومی را می توان شگرفترین شاهکار تاریخ دانست . طی
نوزده ق
رن، که هر قرنش نیز مشحون از بحران بوده است، کلیسا مؤمنان خود را پیوسته نگاه داشته، در تمام اکناف
جهان آنان را مشمول عنایات و خدمات خود قرار داده، اذهان آنان را متشکل ساخته، خوي و خلقشان را به قالب
،ریخته، باروریشان را تشویق کرده، ازدواجهایشان را رسمیت داده
سوکهایشان را تسلیت بخشیده، زندگیهاي
زودگذرشان را به علو حیات جاودانی پیوند داده، از دهشهاي آنان بهره گرفته، از هر بدعت
و شورشی زنده بیرون
آمده، و صبورانه ستونهاي شکستۀ قدرت خود را از نو ساخته است. این نهاد شاهوار چگونه رشد کرد؟ عطش روحی
مردان و زنانی به ستوه آمده از فقر، فرسوده از کشمکش، وحشتزده از اسرار، و بیقرار از ترس مرگ، مبناي شکل
گیري کار کلیسا بود. کلیسا در روح میلیونها مردم ایمان و امیدي به وجود آورد که به مرگ معنا میبخشید و
وحشت آن را زایل میکرد . ایمان گرانبهاترین مایملک کسانی شد که براي حفظ آن حاضر بودند بمیرند یا بکشند؛ و
بر آن صخرة امید بود که کلیسا بنا شد. کلیسا نخست محفل (اکلیسا) سادهاي از ایمان آورندگان بود . هر اکلیسا یا
،کلیسا یک یا چند پرسبوتروس (شیخ یا کشیش) براي رهبري خود برگزیده بود، همچنین یک یا چند تن قاري
دستیار کشیش، معین شماس، و شماس براي یاري به کشیش. پس از آنکه به شمارة عبادت کنندگان افزود و امور
دینی مفصلتر شد، جماعات دینداران یک تن کشیش یا فرد غیر روحانی را برگزیدند تا بر کارها نظارت کند و آنها را
هماهنگ سازد. این شخص را اپیسکوپوس (ناظر، یا اسقف) نامیدند. چون بر تعداد اسقفان
بیفزود، کار آنان نیز به
سرپرستی و هماهنگی نیاز یافت؛ بدین جهت، در قرن چهارم، کسانی به عنوان اسقف اعظم، مطران، یا نخست
.کشیش برگزیده شدند تا بر اسقفان و کلیساهاي ناحیه نظارت کنند
در قسطنطنیه، انطاکیه، اورشلیم، اسکندریه، و
ا
رم، صاحبمنصبانی عالیرتبه تر از اینان به نام بطرك برگزیده شدند که بر تمام امور روحانی ریاست داشتند. سقفان و
اسقفان اعظم بنا به فرمان بطرك یا امپراطور اجتماع میکردند و سینود یا شورا تشکیل می دادند . شورا اگر فقط
نمایندة یکی از ایالات بود، شوراي ناحیهاي، و اگر فقط از اسقفان امپراطوري شرق یا غرب متشکل بود، شوراي کل، و
اگر از هر دو بود، شوراي عام خوانده میشد؛ اگر فرمانهایش براي کلیۀ عیسویان جهان لازم الاجرا بود، جامع نامیده
.میشد . اتحادي که گهگاه از این راه حاصل میشد موجب گردید که کلیسا لقب کاتولیک یا «جهانی» بگیرد
این سازمان، که قدرتش سرانج ام بر ایمان و حیثیت متکی شد، مقرراتی براي زندگی کلیسایی لازم داشت. در سه
قرن اول مسیحیت، تجرد براي کشیشان اجباري نبود. کشیش میتوانست زنی را که قبل از نیل به مقام روحانی
گرفته بود نگاه دارد؛ اما پس از ورود به حلقۀ قدس نمیبایست ازدواج کند؛ و هیچ مردي که دو زن گرفته بود، یا بیوه
یا مطلقهاي را به همسري برگزیده بود، یا زنی غیر شرعی اختیار کرده بود حق کشیش شدن نداشت . کلیسا، مانند
بیشتر اجتماعات، از افراطیان در زحمت بود. در واکنش نسبت به بیپروایی جنسی مشرکان، برخی از مؤمنان
غیرتمند مسیحی، با استناد به عبارتی در یکی از رسالههاي بولس حواري، چنین استنتاج می
اي شوراي ناحیه گنگرا (حدود 362) این نظریه را بدعت اعلام کرد، اما کلیسا به نحوي روزافزون تجرد
کشیشان را خواستار بود. اموال زیادي به نحوي دائم التزاید به هر کلیسا هبه میشد؛ گهگاه یک کشیش متأهل هبه
نامه را به نام خود میکرد و آن را به فرزندان خود منتقل می نمود . ازدواج کشیشان گاه به زناکاري یا فضیحت دیگري
میانجامید و از احترام مردم نسبت به روحانیان میکاست . شورایی از کشیشان روم، در سال 386، تجرد کامل
١٧۴٩
کردند که هر گونه
رابطۀ جنسی میان زن و مرد گناه است؛ از این رو ازدواج را تقبیح کردند و کشیش متأهل را چیزي نفرت انگیز
. میدانستندکشیشان را توصیه کرد؛ و یک سال بعد،پاپ سیریکیوس فرمان داد تا هر کشیشی که ازدواج بکند یا زندگی با زن
.خود را ادامه دهد خلع لباس شود
قدیس هیرونوموس، قدیس آمبروسیوس، و قدیس آوگوستینوس با قدرت سه گانۀ
خود از این فرمان حمایت کردند؛ و، پس از یک نسل مقاومت مقطع، فرمان مزبور با موفقیت گذرایی در امپراطوري
.روم غربی به موقع اجرا گذارده شد
بزرگترین مشکل کلیسا، پس از مشکل سازگار کردن آرمانهایش با ادامۀ حیاتش، یافتن راهی بود براي سلوك با
.دولت
برپا کردن یک
سازمان کلیسایی در جنب صاحبمنصبان دولتی، کشمکشی بر سر قدرت ایجاد کرد که در آن
. تبعیت یکی از دیگري شرط الزم صلح به شمار میرفت
در روم شرقی، کلیسا تابع دولت شد؛ در روم غربی، کلیسا
.نخست براي تحصیل استقالل، و سپس براي احراز تفوق مبارزه کرد
در هر دو مورد، اتحاد کلیسا و دولت تعدیل
عمیقی در اخالقیات کلیسا را در بر داشت. ترتولیانوس، اوریگنس، و الکتانتیوس گفته بودند جنگ در هر حال
نامشروع است؛ کلیسا، که حال مورد حمایت دولت بود، به جنگهایی که براي حفاظت دولت یا کلیسا الزم می دانست
رضا میداد . کلیسا خود داراي قوة قه ریه نبود؛ اما هر وقت توسل به زور الزم میشد، می توانست براي پیشبرد منویات
خود به «نیروي دنیوي» متوسل شود. از دولت و اشخاص هدایاي گرانبها، پول، عبادتگاه، یا زمین دریافت میداشت؛
کلیسا ثروتمند میشد و براي حفظ حق مالکیت خود به حمایت دولت احتیاج داشت . حتی پس
از سقوط دولت هم
کلیسا ثروتش را حفظ کرد؛ فاتحان بربر، هر قدر هم که زندیق بودند، کمتر به چپاول کلیسا دست میزدند . طولی
.نکشید که اقتدار کالم با نیروي شمشیر برابري کرد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

 
error

Enjoy this blog? Please spread the word :)

RSS20k
دریافت مطالب جدید از طریق ایمیل5k
مارادر فیسبوکتان به اشتراک بگذارید12k
از کانال یوتوب ما بازدید کنید14k
از کانال یوتوب ما بازدید کنید
extra smooth footnotes